خورشت retweeted
به عنوان کسی که عشق و محبت زیادی برای ارائه داشت زیادی تراماتایزم کردن پس همین آدم هاری که هستم باقی میمونم
گوگولی بودنم فقط مخصوص گربه هاس✨
خورشت retweeted
نصفه شبها که غلت میزنم، میبینم پتو از رو بازو و شونهش رفته کنار. تا پتو رو میکشم روش، یه نق ریز میزنه؛ میگم بغلت کنم؟ میگه اوهوم.
قامت خوابالود و گرم و خوشبوش رو میگیرم تو بغلم و نوازشش میکنم و اونجا میفهمم که چی باعث شده بود حافظ دم دمای صبح بهار که هوا حسابی سرده/
خورشت retweeted
زندگی از وقتی که دیگه اکسسوری نمیندازم، هر روز همون لباسهای تکراریم رو میپوشم و با کسی در ارتباط نیستم:
این اقاعه اون روزا که فریبرز (گربم)رو تازه اورده بودم بلد نبودم بزرگش کنم یادم داد الان دیگه منو یادش نیست ولی من یهو دیدمش هنوزم ممنونم ازش
من خیلی سخت میتونم به بقیه بگم فلان رفتارت ناراحتم میکنه چون تو خونه ای بزرگ شدم که بجای اینکه بپذیرن فقط بهونه اوردن و بدترشو انجام دادن پس منم یاد گرفتم ناراحت که شدم سکوت کنم
خورشت retweeted
دوستان نمیدونم برای چندمین بار متوالی هستش که این توییت رو میزنم، اما مردها واقعا روز به روز ناامید ترم میکنن.
مامانم برخلاف همه خاله هام تنها زنی بود که سرکار میرفت اذیت شدم بله ولی نتیجش اللن اینه که فرق مامانمو با خاله کوچیکم واضحا میفهمم مامان واقعا مستقل تر تو جامعه رفته و پختس واقعا مادر شاغل باعث شد من و خواهرم از وقتی فهمیدیدم کی هستیم مستقل بشیم











