MEHDI (@MEHDI_Explorer) header
MEHDI (@MEHDI_Explorer) profile picture

A Human from Neverland

Joined May 2021
Photo by MEHDI (@MEHDI_Explorer)Photo by MEHDI (@MEHDI_Explorer)Photo by MEHDI (@MEHDI_Explorer)Photo by MEHDI (@MEHDI_Explorer)Photo by MEHDI (@MEHDI_Explorer)Photo by MEHDI (@MEHDI_Explorer)Photo by MEHDI (@MEHDI_Explorer)Photo by MEHDI (@MEHDI_Explorer)Photo by MEHDI (@MEHDI_Explorer)Photo by MEHDI (@MEHDI_Explorer)
خوانشی از یک غزل حافظ به مناسبت روزش *پوزش از بابت کیفیت پایین ضبط
نسیم زلف تو چون بگذرد به تربت حافظ ز خاک کالبدش صد هزار لاله برآید و پند خواجه شیراز برای زیستن چنین بود : چنان بِزی که اگر خاکِ ره شوی کس را غبارِ خاطری از رهگذارِ ما نرسد *مقبره حافظ در سال 1306 و چند تصویر از امروز حافظ
4
4
2
99
49,248
به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات؟ بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن خواجه شیراز
در «اسرار التوحید» میگه: در آن وقت کی شیخ (قدس‌اللّه روحه العزیز) به‌نشابور بود، به حمام شد، درویشی او را خدمت می‌کرد و دست بر بازوی شیخ می‌نهاد و شوخ* از پشت شیخ بر بازو جمع می‌کرد چنانک رسم ایشانست تا آن‌کس ببیند {توضیح: که نشون بدن که: ما چقدر داریم زحمت می‌کشیم و چقدر فیتیله چرک از تن تو درمیاریم، که مزد و مرحمت بیشتری بهشون برسه} در میان این خدمت از شیخ سؤال کرد کی: ای شیخ جوانمردی چیست؟ شیخ گفت آنکه شوخ مرد پیش روی او نیاری. شوخ: چرک بدن که در حمام با کشیدن کیسه از تن زایل گردد آره دوستان اینجوریاس عیب کسی پیش روی‌ او آوردن از فتوت به‌دور است و از مروت بعید...
11
354
هرگز از مرگ نهراسیده ام اگر چه دستانش از ابتذال، شکننده تر بود... هراسِ من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزدِ گورکن از آزادی آدمی افزون تر باشد...
برای دیدنِ هولناکیِ جهان، لزوماً نیازی به دستگاهی پیچیده از مفاهیم فلسفی نیست. تجربه‌ی مستقیمِ رنج، بیماری، ملال و مرگ برای دیدنِ این واقعیت کافی است. شاید دشواریِ کار فلسفه نه کشفِ این هولناکی، بلکه توضیح‌دادن و صورت‌بندیِ آن باشد.
18
335
روزهایی هست که زیر چهره آشنایی، او را چون بیگانه‌ای بازمی‌یابیم که ماه‌ها یا سال‌ها پیش دوستش داشته‌ایم... شاید حتی آرزو کنیم، آنچه را که ناگهان ما را چنین تنها می‌گذارد. کامو سیزیف
تماشای بیگانه شدن دوست.
23
359
شب خانه روشن می شود چون یاد نامت می کنم... دیوان شمس
2
1
1
30
886
نه از دزدان بترسیم نه از آدمکُشان،آن‌ها خطرات بیرونی‌اند خطرات کوچک‌اند. از خودمان بترسیم دزدان واقعی،پیش داوری‌های ما هستند. آدمکش‌های واقعی،نادرستی‌های ما هستند. هوگو بینوایان
"تفکر دشوار است، به همین دلیل است که بیشتر مردم، قضاوت می‌کنند." کارل یونگ و کامو در سقوط نوشت: مردم شتاب‌زده درباره‌ی آدم قضاوت می کنند. تا خودشان مورد داوری قرار نگیرند. هرکسی می‌خواهد به هر بهایی شده،در اثبات بی گناهی‌اش بکوشد. 1/
25
464
اکنون می‌دانم که تنهایی چیست تنهایی از یک هسته درونی مبهم شکل می‌گیرد. به اتاقم بازگشته ام در اتاقم میان دو جهان، تنها هستم... سیلویا پلات
«ناگهان می‌فهمی که این تو هستی که کوچک و کوچکتر، تنها و تنهاتر می‌شوی» - سیلویا پلات (حباب شیشه) او که گفته بود به جهنم معتقد است، زیرا پیش از مرگ در آن زندگی کرده است. در جایی نوشت؛ آن‌ها در ظاهر، نگاهم می‌کردند، به حرف‌هایم گوش می‌دادند، اما هرگز مرا به باطن خود راه نمی‌دادند. و شگفتا که چقدر درست می‌گفت؛ مادرش مدت‌ها اجازه نداد تا زندگینامه‌ی سیلویا، حتی پس از مرگش در ۳۰ سالگی منتشر شود. بعدها هم در ابتدا با نام مستعار منتشر شد. همسر نویسنده‌اش، تد هیوز، که ملک‌الشعرای بریتانیا بود، آخرین دفترچه‌ی یادداشت‌ها و خاطرات سیلویا را آتش زد تا هرگز کسی نفهمد که او تا چه حد در آن زندگی تحقیر می‌شد، توهین می‌شنید و از جناب ِشاعر کتک می‌خورد. خودش در جواب ِبندی از شعرش که پرسیده بود؛ زندگیت را کجا جا گذاشتی؟ در “حباب شیشه” نوشته بود: «نمی‌دانستم چرا می‌خواهم گریه کنم. اما می‌دانستم که اگر کسی با من صحبت کند یا از نزدیک نگاهم کند، اشک از چشمانم روانه می‌شود و بغض در گلویم خواهد شکست و آنگاه یک هفته تمام خواهم گریست» وقتی در آغاز جوانی، مادرش سعی می‌کرد او را به پذیرش “نقش اجتماعی” تعیین شده برای زنان در جامعه راضی کند؛ به پذیرش شغلِ منشی و تندنویس، در نامه‌ای به مادرش نوشت: «شغل خوبی است برای هر دختری که نخواهد نویسنده شود. من زندگی و وقتم را فدای یادگیری تندنویسی و منشی‌گری نمی‌کنم… نوشتن بزرگترین لذت زندگی من است. نمی‌خواهم نامه‌ها و نوشته‌های دیگران را تایپ کنم. می‌خواهم نامه‌ها و نوشته‌های خودم را بنویسم» او را می‌دیدند و می‌شنیدند، اما کسی به باطنش راه نیافت! در جایی نوشته، زندگی برای برخی از ما، مثل دیدن پاریس است از پنجره‌ی قطار سریع‌السیری که در جهت خلاف حرکت می‌کند… - و حالا سیلویا پلات ۹۴ ساله شد!
1
24
557
نیوتن بخشی از سهامش را زودتر فروخت و سود قابل‌توجهی به دست آورد. اما با شدت گرفتن تب خرید و ورود سرمایه‌گذاران ثروتمندتر، او نیز نتوانست در برابر وسوسه‌ی بازگشت به بازار مقاومت کند. او در اوج قیمت از روی طمع،مجدد سهام خرید! 3/
1
12
265
اما حباب ترکید. قیمت سهام با سرعتی سرسام‌آور سقوط کرد و حدود یک‌سوم ثروت نیوتن از بین رفت؛ رقمی که به ارزش امروز معادل میلیون‌ها دلار است. پس از این اشتباه در سرمایه گذاری، یکی از نوابغ تاریخ این جمله مشهور را گفت که دیوانگی انسان، قابل محاسبه نیست./
1
17
199
✴️ "من می‌توانم حرکت اجرام آسمانی را محاسبه کنم، اما دیوانگی مردم را نه." در اوایل دهه‌ی ۱۷۰۰،ایزاک نیوتن بخش بزرگی از دارایی خود را در شرکت دریای جنوب سرمایه‌گذاری کرد؛ شرکتی که ارتباط نزدیکی با تجارت برده در آن سوی اقیانوس اطلس داشت. 1/
جایی خوندم که 70 درصد نوشته های آیزاک (اسحاق) نیوتن (یهودی) در مورد جادوگری، کیمیاگری و الهیات هست و مخفی مونده، در حالیکه ما نیوتن رو به فیزیک میشناسیم بزرگترین دانشمند تاریخه و دومین رتبه 100 فرد تاثیرگذار تاریخ بهش تعلق گرفته
1
1
40
1,772
با اوج‌گیری هیجان پیرامون این شرکت، قیمت سهام به‌سرعت افزایش یافت و تا آوریل ۱۷۲۰، ارزش سرمایه‌گذاری نیوتن دو برابر شد. برای مدتی کوتاه، به‌نظر می‌رسید حتی بزرگ‌ترین ذهن علمی زمان نیز راز پول‌درآوردن را کشف کرده است. 2/
1
12
274
نه آنچه دارمْ دانم و نه آنچه دانمْ دارم... عمر خود، به باد کردم و بر تن خود، بی داد کردم... درماندم و درمان نکردم... خواجه هرات
آنجلوس سیلسیوس می‌گوید: «آن‌چه هستم، نمی‌دانم؛ و آن‌چه می‌دانم، نیستم.»
1
1
29
588
ز سرو و ماه بسیاری شنیدیم ولی سروی چو ماه او ندیدیم عطارِ نشابور
ماه، سرو و ستاره.
1
18
387
خویشتنی که چه‌بسا می‌توانستیم بزِییم، خویشتنِ راستین ما،خویشتنِ ممنوعه است. در محیطِ جمعی، زیستنِ ژرف و اصیلِ زندگی، جنایتی بزرگ به شمار می‌آید. در فضای همرنگیِ جمعی، زن یا مردی اصیل و وفادار به خویشتن را اغلب «هیچ‌کس» می‌انگارند. 1/
1
2
28
1,027
چنین برنامه‌ریزیِ پیش‌داورانه‌ای صرفا گرداگردِ ما در جامعه جاری نیست،بلکه آن را درونی می‌سازیم و بی‌رحمانه در وجود خویش تقویت می‌کنیم. ما از بیگانهٔ نامتعارفی که در زوایای تاریکمان جای دارد شرمساریم در حسرت رویارویی با این بُعد خود می‌سوزیم و آن را در شکلی فرافکنده می‌جوییم.
6
181
بی‌نقص دانستنِ معشوق،تنها می‌تواند نشانه‌ای از این باشد که هنوز او را درک نکرده ایم. هر کسی را که ملاقات کنیم به‌نحوی بنیادین "ناکامل" است: غریبه‌ای در قطار،آشنایی از دوران مدرسه یا دوستی تازه در فضای مجازی... هر یک از این افراد نیز دیر یا زود "ناامیدمان" خواهند کرد. دوباتن
آلن دو باتن شناخت درست ما از یک انسان دقیقاً از لحظه‌ای آغاز می‌شود که او به شکل اساسی ناامیدمان می‌کند.
2
32
606
وقتی اروپاییان آمدند، ما زمین داشتیم و آن‌ها انجیل را. آن‌ها به ما یاد دادند که با چشمان بسته دعا کنیم. وقتی چشمانمان را باز کردیم: آن‌ها زمین را داشتند و ما انجیل را... رئیس یک قبیله سرخپوست از کتاب سرخپوستان در دوران گذار جرالد والش
اگر دنبال بی خداترین و یا بی باورترینِ افراد جهان میگردید، سراغ مبلغان مذهبی بروید.
1
18
453
هرگز وجودِ حاضرِ غایب شنیده‌ای؟ من در میان جمع و دلم جای دیگر است شیخ شیراز
عباس معروفی: "آدم می‌تواند در آنِ واحد دو جا حضور داشته باشد؛ آن‌جایی كه هست، و آن‌جايی كه می‌خواهد باشد ...!"
2
1
37
714
از گریستن بر تکه های زندگی چه حاصل؟ بر تمام آن می باید گریست... سنکا
1
24
280
و این شوخیِ نامردمان است که امید می‌دهند و سپس باز پس می‌گیرند و بر نومیدشدگان از ته دل می‌خندند... بهرام بیضایی
ميگفت: روان انسان ميتونه رنج هاى عظيمى رو تحمل كنه، اما چيزى كه اون رو از پا درمياره چرخه ى تكرار شونده ى اميدهاى واهى و نااميدى هاى پى در پيه.
1
26
467
"همه ما بسان گربه‌‌هایی هستیم که ماهیت اصلی آن تنها در تاریکی هویدا می‌شود." مرد گرگ‌نما و دراکولا تجسمی از صفات وحشیانه درونی ما هستند. در واقع نسل‌کشی و خباثت وارد سایه منفی و جمعی طبیعت انسانی شده است. 1/
1
2
18
447
آنها به صورت منفعل در آنجا باقی می‌‌‌‌‌مانند تا در نهایت توسط سایه فردی افرادی که مایلند بر اساس تقاضاهای وحشیانه خود عمل کنند، فعال می‌شود. 2/
1
7
126
ما قادریم هر کاری که انسان‌هایی نظیر هیتلر یا فرانچسکوی قدیس انجام دادند، انجام بدهیم. رقص سایه دیوید ریکو میلها هم‌چون سگان خفته‌اند اندریشان خیر و شر بنهفته‌اند چونک قدرت نیست خفتند این رده هم‌چو هیزم‌پاره‌ها و تن‌زده تا که مرداری در آید در میان نفخ صور حرص کوبد بر سگان
6
87