کشته شدگان این سالها بدست حکومت هزینهای بودن که باید در ازای مقابله با حکومت پرداخت میکردیم؟ بله، طبعا همینطوره.
اما کسی که به صراحت از این کشته شده ها بعنوان تلفات جنگ با یک ظالم نام میبره و همزمان در حالت برعکس کیسی مثل مجیدرضا رهنورد رو سرزنش یا نقد میکنه مادرقحبه و ریتارده.
ببین تازه داری یک انسان نرمال میشی.
تا قبلش عقبمونده بودی.
اوخّــــان retweeted
شمام یه چیزایی میگیدا! اگه خودش خواست که گه میخورن پیادهش نکنن. هرکی رو هم که بگه ناز کردنه و پسره نباید بذاره، میزنم تو دهنش. گه میخورید علیه امنیت خودتون ناز میکنید. یاد بگیرید که کلمات معنا دارن و مسئولیت اون معنا رو بپذیرید تا اگر یه وقتی واقعا گفتید نه، نگه ناز میکنید.
اوخّــــان retweeted
من ایران رو دوست دارم. اینجا به دنیا اومدم و میخوام اینجا هم بمیرم؛ ولی «مملکتی در آستانه فروپاشی» با «ملتی در آستانه تباهی» دو بال پرواز یک پرندهاند. حالا یکی کوچکتر و یکی بزرگتر. نمیشه تاثیر هر دو به همدیگه رو نادیده گرفت.
من تا حالا توی زندگیم هیچ مهمونی هالووینی دعوت نشدم.
اگه سالها بعد تقی به توقی بخوره و این اتفاق بیوفته و برای اولین بار توی زندگیم به چنین کامیونتی دعوت بشم هم نمیرم.
اصلا هم گارد بخصوصی نسبت به هالووین ندارم.
از سیزده روز عید هم بدم میاد، از روز تولدمم خوشم نمیاد.
کیرم تو آدما.
یک مشت لوزر عاطلوباطل که توی زندگی خودشون هیچ چشمانداز و دستاوردی ندارن و تا دهه سوم زندگیشون هم نفهمیدن چه گوهی باید بخورن حالا به امید ویرانی زندگی بقیه نشستن که شاید وسط آوارگی و بدبختی مردم، بالاخره فرصتی برای مهم شدن و آدم حساب اومدن پیدا کنن.
مادرقحبه های ترحم برانگیز.
اوخّــــان retweeted
چرا از سرد شدن خودتون یا پارتنرتون میترسید؟ بالاخره باید یجوری بفهمید آخرش نزدیکه. رابطه مثل دویدن، مثل ورزشه؛ شما هرچقدرم پرحرارت تمرین کنید تهش باید سرد کنید که بدن درد بگاتون نده.
اوخّــــان retweeted
از سرنوشت و سرگذشت حسن یزدانی باید یه عبرت نامه نوشت.
کسی که میتونست قهرمان حماسهای و بی بدیل تاریخ معاصر ایران باشه و حتی در شروع هم همینبود، به یه عن سگ از بزاق خر کمتر و خایمال شکست خورده تبدیل شد.
اوخّــــان retweeted
منظورش پیاماییه که به بات تلگرامی دوستان فرستادین
سلام به فرزندان عزیزم؛
نامههای پُرمهرتان را خواندم...
#هم_عهدی














