Pinned Tweet
آن کس که جنگ را نیمهکاره رها کند هرگز در آسایش نخواهد زیست
#حماسه_گیلگمش
با طرحهای حمایتی بهویژه اگر هدفگیری مناسبی داشته باشند بسیار موافقم، از جمله رایگانکردن حمل و نقل عمومی که حتی پیش از این هم -اتفاقاً با استدلالهای بودجهای- با آن موافق بودم حالا شاید نه برای همه.
اما این طرح یک پرسش و نگرانی اصلی را برمیانگیزد که شورا باید روشن کند👇
اول؛ بودجه طرح از کجا تأمین شده. شهرداری بودجه محدود و مشخصی دارد اگر دولت کمکی نکرده است، این بودجه چطور و از کجا تأمین میشود؟ از فروش دارائیهای باارزش شهری؟ از متوقف کردن پروژههای حیاتی توسعه شهری؟ هزینه این کار برای ساکنان در میان و بلندمدت از این طرح بیشتر خواهد بود
یادداشت کوتاه آقای اسکافی به نظرم دو مسئله مهم دارد:
اول اینکه خیزش «زن، زندگی، آزادی» را یک کلِ واحدِ منسجم و برنامهریزیشده در نظر میگیرد و دوم اینکه آن را در خلاء تحلیل میکند در غیاب تاریخچه خیزشهای اجتماعی و مهمتر از آن غیابِ تاثیرِ واکنش نیروی حاکم به آن
دلم میخواست بنویسم «همتون برگردید، هرکدوم هرجا هستید برگردید، الان برگردید، الان که هیچی خوب نیست، الان که جنگه، الان که فقر و تورم و ابهام و بیآیندگیه برگردید»
بعد دیدم بیش از اندازه احساساتی و رومانتیکه و ننوشتم
دیگر کسی از شورای شهر و انتخاباتش حرفی نمیزند! عمومِ اعضا شورای شهر #تهران که با نزدیک شدن انتخابات ناگها جان گرفته بودند، ساکت و بیاثرند، از جمله زنان عضو شورای شهر
#شهردار_تهران مانند حاکم بلامنازع شهر، حرف میزند و ظاهراً خود را برقرار و بخشی از شرایط جنگی میداند
روشی در پژوهش اسناد هست که به این پرسش پاسخ میدهد:
چه پیشفرضها و مفروضاتی پشت این سند بوده است؟سیاستگذار در این سند چه چیزی را «مسئله» دیده است و چطور به آن پاسخ میدهد؟
سیاستگذار چه ترسها و نقاط ضعفی داشته است؟
این سند، میتواند مورد مطالعه بسیار مهمی با این روش باشد
اگر دوست دارید در مورد این روش بیشتر بدانید:
What’s the Problem Represented to be?" (WPR)
tandfonline.com/doi/full/10.…
دیشب فیلم «بیداد» را دیدم، تلاشی سزاوار احترام برای اولینبودن و موضوعی درست برای دستگذاشتن اما روایت گلدرشت، اشتباه، توریستی و زیاده از حد به سمت روایتِ غربپسند از زن شرقیِ سرکش
در برخی تحلیلها که میشنوم روی تابآوری اقتصادی آمریکا تاکید و تحلیل میشود مثلا مردم آمریکا تا کجا با بنزین فلان مقدار دلاری تاب میآورند؟
غایبِ بزرگِ این تحلیلها -تا جایی که من شنیدهام- تاب آوردن *مردم ایران* است زیر فشار هولناکِ اقتصادی که اشاره نمیشود یا بدیهی فرض میشود
برخی اظهارنظرها و تحلیلهای سیاسی-اجتماعی، شکلی به خود گرفتهاند که دیگر نمیشود بین اینکه طنز هستند یا تراژدی، روی دراگ نوشته شدهاند یا توهم عادی یک ذهن پریشان، تمایز جدی قائل شد :)
مرام و منشِ رانندگی در تهران، عصاره **رذایل** ساکنان است: متجاوز، خودخواه و بیاعتنا به قانون و حقوق دیگران
و گفت محبت درست نشود مگر در میان دو تن که یکی دیگری را گوید ای من
#تذکرهالاولیا
ذکر جنید بغدادی
و گفت: حقیقت صدق آنست که راست گوئی درمهمترین کاری که از او نجات نیابی مگر به دروغ.
#تذکرهالاولیا
ذکر جنید بغدادی
دامنه nazad را تمدید نکردم تا تمام شود و اثری از آن نباشد :(
چون که گرهم گلهای هست دگر حوصلهای نیست
دیدن فیلم خاکسپاری بچههای تکهپاره شده میناب برای اینکه قلب و روح آدمی تکهپاره شود و تا آخر عمر گسسته بماند، کافیست
وحشیهایِ متجاوز، دههاست به انسان خاورمیانهای درس حقوق بشر میدهند
از صدای پدافند بیدار شدم، فکر میکردم اگر چیز شد چطور پسرم را نجات بدهم
سکوت که شد، فکر کردم جنگ است، جنگ! بعد سیاستگذار نابغهای هست که این وسط میپَرَد کافهها را تعطیل میکند، فلان برنامه را میبندد و ...
ارسالِ پیام بیاعتمادبهنفسی و انتقامجوییِ رقتانگیز داخلی به متجاوز!
«سد معابرِ عمومی» هنوز جرم است آیا؟ جرمی که به خاطر آن یک فعالیت عمومی متوقف و ممنوع میشود؟
چه جالب و عجیب! فکر میکردم «سد معابر عمومی» دیگر یا فعلاً در ردیف جرائم شهری نیست
همانطور که براندازها، طرفداران حکومت را نمیبینند؛ ج.ا هم هیچکس غیر از هوادارانش را نمیبیند. حتی مردم عادی که فقط میخواهند زندگی کنند.
آفرین به نبوغِ سیاستگذار، به خلاقیت و مداخله اثربخشی که در زندگی شهری دارد!
به زماندانی و زمانهشناسیاش در صرف بودجه برای زنده ماندن یک شهر زیر بار جنگ
در ابتکارش برای متنفرکردن گروههای اجتماعی از همدیگر
شایسته تقدیرست واقعاً :)









