Pinned Tweet
والا فکر میکردم الان که سایه جنگ رو سرم نیست،میام میگم که شیر اون اینترنت رو باز کنید، که ما رو از زندگی ساقط کردید. ولی فعلا باید بگم چرا سیمکارت من رو مسدود کردید که برای یه پرداخت مجبور شم برم بانک؟ برای یه خرید آنلاین زنگ بزنم خانواده؟ چه حقی دارید بدون دادرسی مجازات کنید؟
خواستم توجهتون رو جلب کنم که در اندیشه پویا دربارهٔ نویسنده زن ایرانی نوشتهاند: زنی که همواره از زنان مینوشت، دربارهٔ زنان مینوشت و زنانه مینوشت و در زنانگیاش رادیکال بود. نشریه وزین اما انتخاب کردند که در تیتر تاکید کنند که شهرنوش پارسیپور بیزار از کلمه فمینیسم بود. نویسنده که مطلب که زن نیست، اما برای زنان نشریه متاسفم.
پ.ن.: من میدونم در دهه شصت پارسیپور گفته من فمینیست نیستم که به احوال زمانه طبیعیه، اگر بعدها هم گفته بیزاره، من خبر ندارم، مسألهام انتخاب تیتر در سال ۱۴۰۵ است که حتما نگرش آدمهایی رو نشون میده که مثلا روزنامهنگار مستقلند. دیگه بعد از تیتر «چپ هرگز نفهمید» البته چرا باید از چیزی تعجب کرد؟
اینبار هم زرنگ شدیم باز و مجلهمون رو به موقع درآوردیم. از تیک آبی باز بهره ببرم و معرفی طولانی هم بگذارم براتون و اینکه پیشفروش مجله با بیستدرصد تخفیفه و بشتابید که آتیش زدیم به مالمون :)
◾️شماره نهم مجله #کتاب_روزآروز با مرورهایی بر کتابهای جدید و روایتها و نقدهای تازه به زودی منتشر میشود. در این شماره بیش از همیشه به ادبیات پرداختهایم.
◾️در داستان جلد به زندگی و جهان داستانی شهرنوش پارسیپور پرداختهایم. صدای زنانهٔ ادبیات ایران و دومین زن رماننویس پس از سیمین دانشور در آغاز تابستان امسال، پس از سالها زندگی در تبعید درگذشت. او که در دههٔ شصت نزدیک به پنجسال در زندان بود، پس از آزادی و با انتشار رمان زنان بدون مردان با توقیف کتابهایش و محدودیتهای بسیاری مواجه شد و امکان امرار معاش در ایران را از دست داد. پارسیپور با بهرهبردن از رازورزیهای عرفانی و رئالیسم جادویی تخیلی بیبدیل در جهان داستانیاش آفرید و همواره از زخم پدرسالاری گفت و نوشت.
◾️در بخش جدید روایت مؤلف مقالهای از نغمه سهرابی دربارهٔ پرسپولیس مرجان ساتراپی خواهیم خواند که او را هم امسال از دست دادیم: متنی از معلمی که احساساتی متضاد به پرسپولیس دارد و اگرچه روایت زندگی مرجی جوان در ایران را داستان زندگی خود هم میداند، اما احساس میکند به آن تجربه خیانت هم شده است.
◾️در همین بخش از میشل فوکو هم گفتهایم: در صدسالگی یکی از مهمترین فیلسوفان زمانهمان، ترجیح دادیم به جای ستایش، به نقدها بپردازیم و از خطاهایی بگوییم که از بطن اندیشهٔ خود او میآیند.
◾️در روایت کتاب به میدان دیمایو در بوئنوسآیرس رفتهایم و داستانی از مادران میدان مایو را روایت کردهایم: داستان زنانی که فرزندانشان را در دوران دیکتاتوری نظامی آرژانتین از دست دادند و تصمیم گرفتند نگذارند فرزندانشان از حافظهٔ مردم آرژانتین هم پاک شوند.
◾️نمیشد جنگ و وضعیت امروزمان را بالکل نادیده بگیریم. سیما پروانهگهر دو کتاب بر لبهٔ تنهایی نوشتهٔ ولیرضا نصر و نه فتح، نه شکست نوشتهٔ آرین طباطبایی را کنار هم گذاشته و روایتی از دکترین امنیت ملی جمهوری اسلامی داده است. حکومتی که حافظهٔ امنیتیاش منحصر به امروز نیست و ریشه در دو قرن بیاعتمادی به غرب دارد.
◾️پرسشی مطرح کردهایم دربارهٔ بزرگترین مورخ تاریخ ایران معاصر: چرا محافظهکاران و نئولیبرالها یرواند آبراهامیان را دوست ندارند؟ چرا کسی مثل غنینژاد میتواند بگوید که کتابهای استاد کالج باروک آمریکا به درد سطل آشغال میخورد؟ انگار واقعاً اینفلوئنسرهای راستگرای زمانهٔ ما عصبانیاند که کسی تاریخ را از پایین و از دریچهٔ مبارزات مردمی ببیند.
◾️فصلی از کتاب این شماره مقالهایست از علی انصاری دربارهٔ سیدحسن تقیزاده، کسی که به دلیل دعوت بیقیدوشرطش به «فرنگی شدن» و پذیرش تماموکمال تمدن اروپایی سالها از سوی نسلهای بعدی مورد انتقاد بود. علی انصاری در این متن به بازخوانی موضع تقیزاده میپردازد و میگوید این موضوع نشان از حس ناامیدی عمیقی دارد که در میان اهل فکر آن زمان رایج بود. بیگمان ما نیز امروز این حسوحال را در استقبال شماری دیگر از اهل فکر از ایدههای عجیبوغریبی درک میکنیم که شاید ده سال پیش در مخیلهٔ کسی نمیگنجید.👇
roozaroozbook.com/SingleProd…
چون گویا الان همه بسیار در مسائل فرانسه غرقیم و برخی هم معتقدند این اغتشاشات کار مهاجرین و مسلمانان فرانسویه، بنده هم گفتم متنی ترجمه کنم که دقیقاً ۵ سال پیش و در شصتمین سالگرد کشتار الجزایریها در پاریس منتشر شده (که پریروز شصتوپنجمین سالگردش بود) تا از تجربهٔ زنی با تبار الجزایری در فرانسه بدونیم و بپرسیم در فرانسه وضعیت زندگی برای این مهاجران (حتی در نسل دوم) چگونه است که هیچگاه نتوانستهاند خودشون رو شهروندان فرانسوی بدانند؟ مکرون بیراه هم نمیگه، امپراطوری عثمانی هم استعمارگر بود، اما چرا زخم استعمار فرانسوی التیام پیدا نمیکنه؟
ghalamrorefah.ir/id/3681/
ویپیانم کند شده و بهم پینگ بالای ۲۰۰ میده، هر دفعه میبینم یادم میاد زمان جنگ اگه کانفیگی بهم پینگ ۱۰۰۹ میداد از خوشی پرپر میشدم. اینه که خدا رو شکر. اگر ایران نیستید و حرفم رو درک نمیکنید، شما هم شکر کنید.
راستش از این اداهای اعتراضی غربی هم خستهام، چند بار تو همین سالها چنین موجهایی از اعتراضات اومده و رفته و هیچی عوض نشده؟ برام بدتر اینه که تظاهرات براشون تفریحه که حالا نهایت یه اشکآوری هم میخورند و یه آبی بهشون پاشیده میشه و در سراسر جهان هم عکسها و آهنگها و شیوههای خلاقانهٔ مبارزهشون به اشتراک گذاشته میشه: حالا شیوهٔ خلاقانه چیه؟ مدل سازماندهی عجیب و غریب؟ (که میدونم دارند و از ما بهتره)، نه! لباس پلنگی صورتی. فکر میکنم معنای اعتراض برای ما چیه و چی بوده. هر دو نافرجام البته. چه فرقی داره.
به این کاغذهای مودبانهای که رو درودیوار میزنند اعتقاد ندارم، مایلم متنهایی بنویسم و پرینت بگیرم و بزنم به درودیوار که پیامشون واضح و روشن باشد. مثلاً در راهپلههای خونهام بزنم «در راهرو سیگار نکش حیوون» یا در دستشویی شرکت بزنم: «سرپا نشاش مرتیکهٔ کثافت». به نظرم این نوع برخورد صحیحتره. چون اگه تا حالا اینها رو یاد نگرفتی، حتما چک لازم داری.
بعد از پیشنهاد چند عکس برای مطالب وبسایت مجله، مدیرمسئول تصمیم گرفت تمام مطالب شمارهٔ بعد رو از اول تا آخر دوباره با دقت بخونه، چون به نظرش من شعور کافی برای مواجهه با محدودیتهای نظام رو ندارم. @matin25388
Sahar Karimi retweeted
کلا سوژه تواب بودن موقعیت خطرناکیه. فرقی نداره اصلاحطلب بودی و یهو براندازشدی یا برانداز بودی و یهشبه محورمقاومتی شدی یا هرچیز دیگه. مساله درفرمه نه محتوا. برای سوژه تواب مساله نه درباره حقیقت که بیشتر انتقامگرفتن از هویت پیشینشه و این خطرناکش میکنه.
Sahar Karimi retweeted
اورژانس تهران اعلام کرد ۱۱۵ قطع شده و اختلال جدی داره
شمارههای جایگزین داده
۴۶۰۱۵۹۸۱
۴۶۰۱۵۶۱۹
۴۶۰۱۵۹۴۸
۴۶۰۱۵۷۳۴
۴۶۰۱۵۷۳۲
۴۶۰۱۵۸۷۳
۴۶۰۱۵۶۱۳
۴۶۰۱۵۷۰۳
۴۶۰۱۵۶۴۸
۴۴۸۹۶۳۹۱
۴۴۸۹۱۳۹۹
۴۴۸۹۱۵۲۵
۴۴۸۹۶۳۴۵
۴۴۸۹۶۳۷۶
۴۴۸۹۶۳۸۹
دست به دست کنید اگر کسی لازم داره
بنا داریم در مجله کتاب روزآروز برای برخی کتابها که به نظرمون محل بحثند، نشستهایی بگذاریم. این مناظره دربارهٔ کتاب «گلوگاه: چرا جهان چشم از تنگهٔ هرمز برنمیدارد؟» از همین مجموعه نشستهاست. باهاتون صادق باشم، من از حضور لیلاز در این جلسه دلخوش نبودم و به نظرم آدم چیزیه (نمیگم چی)، ولی بحث و جدل جالبی درباره وضعیت امروز ایران، تحریمها، جنگ و فساد داخلی، بهخصوص در نیمه دوم جلسه شکل گرفت. اینه که ببینید و جالبه.
youtu.be/wk2lokMT2lo?si=M1YX…
استرس جدیدم اینه که آیا من میتونم بدون سیمکارت اجارهنامهام رو در سامانهٔ خودنویس ثبت کنم؟ یحتمل نه. علیبرکتالله.
🔻️️️️️️گزارش «شرق» از پیامدهای مسدودسازی سیمکارت و اختلال در دسترسی شهروندان به خدمات دیجیتال
🔺️️️️زندگی در گرو یک سیمکارت
✍️ سونیتا سرابپور
🔹️️یک سیمکارت مسدود میشود؛ اما ماجرا به قطع تماس و اینترنت ختم نمیشود. رمز پویا، حساب بانکی، خرید اقساطی، درخواست تاکسی اینترنتی و حتی دسترسی به حسابهای کاربری و اداره یک کسبوکار آنلاین با این مسدودسازی سیمکارت و...هم از دسترس صاحب خط خارج میشود. در قرن ۲۱ وقتی یک خط سیمکارت در کشور به دلایل سیاسی، فرهنگی و... از دسترس خارج میشود، بخشی از زندگی دیجیتال صاحب خط است که مختل میشود.
🔹️️گزارشهای مسدودسازی سیمکارت از تابستان ۱۴۰۳، ابتدا درباره روزنامهنگاران، فعالان سیاسی و مدنی و منتقدان شنیده شد؛ اما حالا روایتهای تازهتر از گسترش این مسئله به کاربران عادی، صاحبان کسبوکارهای اینستاگرامی و زنانی حکایت دارد که به دلایلی مانند حجاب با مسدودشدن خط مواجه شدهاند.
🔹️️در این شرایط پرسش فقط این نیست که چرا یک سیمکارت مسدود میشود؛ مسئله این است که این تصمیم در زندگی دیجیتال امروز، چه چیزهایی را از دسترس یک شهروند خارج میکند؟
💢️️️️️️بیشتر بخوانید👇️️️️️️
sharghdaily.com/fa/tiny/news…
خدمت شما عارضم (چون تیک آبی دارم میتونم این لاطائلات قشنگ رو اول کار بنویسم که خدمت شما عارضم) که این جستار کوتاه و قشنگیه از کاوه احسانی دربارهٔ رابطهٔ جوامع محلی و مسیرهای خط لوله آب و نفت در سه مقطع تاریخی ایران و اینکه چطور این رابطه تحتتاثیر روابط قدرت و مالکیت قرار میگیره: در اوان کشف نفت، در فضای پیشاانقلاب و در عصر تعدیل نولیبرالی. نگاهی به روابط اجتماعی در پس زیرساخت مادی که به نظرم خیلی جالبه.
payamad.ir/pipeline-politics…
بچهها این ریلهای رندمی که تو اینستاگرام میاد، فقط شما نمیبینید که. برای ما هم میاد. مثلا یهو یه ریل میاد که چرا در خیلی از شهرهای دنیا غرب شهرها گرونتر از شرقشونه. بعد میای توییتر یه نفر توییت زده «الگوی عجیبی که جدیداً مرا به فکر فروبرده آنکه چرا در اکثر شهرهای دنیا غرب از شرق گرونتره». بابا ما هم اون رو دیدیم، برای اونها هم که ندیدند جوابشو بگذار. خیلی به عجایب فکر نکن.
حالا که حتی سیمکارت خبرنگاری که درباره مسدودی سیمکارتهای ملت گزارش تهیه کرده بود هم مسدود شده، گفتم بگم سیمکارت من ناگهان وسط جنگ قطع شد. در حالی که تهران هر روز بمباران میشد و اینترنت قطع بود و تنها راه ارتباطم با دوستانم برای اینکه بدونیم خوب و زندهایم همین تنها سیمکارتم بود و خیلیهاشون نمیدونستند چه بلایی سرم اومده که دیگه تماس باهام ممکن نیست. حتی وسط جنگ هم به شهروند خودتون رحم ندارید، توقع چی دارید ازین شهروند ساقط از شهروندی؟










