میغ retweeted
شما مردهای ایرانی اگر میخواید ذهنیت خانوم ها راجبتون درست بشه باید مثل این آقا به نرهای مزاحم و زبون نفهم و بی آبرو برینید نه اینکه با سکوتتون جامعه رو نسبت به خودتون بدبین تر کنید ما میدونیم همه ی مردها بد نیستن ولی اکثر مردها در برابر بی احترامی به زنان سکوت میکنن
میغ retweeted
این تصور که «رها کن تا زندگی بهترشو برات بفرسته»، بیشتر یه تسکین عاطفیه تا واقعیت. زندگی هیچ تضمینی نداده که بعد از هر جدایی، آدم بهتری سر راهت قرار بگیره. ذهن ما دوست داره باور کنه دنیا عادلانهست و رنج، پاداش داره؛ درحالیکه زندگی هیچ تعهدی برای جبران دردهای ما نداره.
«یک کار دو متری داشتم که با قدرت عجیبی کشیده شده بود. وقتی برنده شده بودم، چون حنانه هیکل درشتی داشت و من بسیار لاغر بودم، همه با او دست میدادند، چون فکر میکردند کار به آن بزرگی باید کار او باشد.»
مرتضی حنانه همسر خانم صدر بود.
میغ retweeted
من اگه بهتون بگم یه مرد یه مرد دیگه رو به عمد کشت شما هرگز نمیگید خب لابد مقتول قاتل رو عصبی کرده بود پس حقش بود.
ولی اگر مقتول یک زن باشه اولین سوالی که به ذهنتون میرسه اینه که «اون زن چیکار کرده بود؟»
میغ retweeted
عمق واقعی با وضوح و سادگی همراه است. انسان عمیق، اندیشههای پیچیده را ساده میکند تا فهمیده شوند، اما مدعیِ عمق، سادهترین مفاهیم را در پوستهای از واژگان سنگین، استعارههای نامفهوم و ژستهای نمایشی میپیچد تا فقط «دیده شود». او چاله آبی را گلآلود میکند تا عمیق بهنظر برسد.
روزی نیست که براش آرزوی بدبختی و مرگ نکنم.
هر مردی که پیشنهاد میده رو بدون اینکه فرصت بدم ببینم کی و چیه به سرعت رد میکنم، چون حتی تصور اینکه یکی بهم نزدیک بشه و دوباره اون کثافت رو برام رقم بزنه لرزه به تنم میندازه. انقدر رنجورم که هیچ آغوشی تسکینم نمیده و همه به نظرم ناامنن.
خیلی از دههشصتیها،از خلأ یه رابطهی عاطفی امن توی زندگیشون رنج میبرن.
امشب یه زن ۴۰ سالهی مجرد،معلم بهم گفت:آرزوش بوده که مادر بشه،شوهرش بره دنبال بچه از مهد بیارش وسهتایی ناهار بخورن.
سادگیِ این آرزو منو شکست.بعضیافقط یه زندگی معمولی میخوان،امابرای همونم،دنیا جای امنی نیست
میغ retweeted
کی اولین بار اسم این حالت رو گذاشت «دلتنگی»؟ دستش درد نکنه. چقدر گویا و دقیقه. قشنگ دل آدم فشرده و چروک و منقبض میشه در دوری. مثل رخت خیسی که قبل پهن کردن رو بند دو سه دور همچین سفت میچلونی.
میغ retweeted
وای یه چیز جالب. امروز همکار بوسنیاییم گفت ما تو کشورمون وقتی یه جایی احساس غریبگی و معذب بودن میکنیم، میگیم احساس میکنم یه خوک تو تهرانم. گفتم چرا خوک تو تهران؟ گفت مگه تو تهران خوک وجود داره؟ گفتم نه. گفت خب همین دیگه :)))
میغ retweeted
یه چیزیام که با امد و رفت روابط یاد میگیری اینه که اگه کسی جوابت رو نمیده نمیخواد دیگه دنبال جواب بگردی. «بهم گفته دوستم داره ولی نمیدونه چی میخواد» و اینا همش شر و وره. دوستت نداره.
نبود شفافیت خودش شفافیته.
صبح تو آسانسور بچه همسایه رو دیدم که داره میره مدرسه. یه پسر ۸-۹ ساله، سفید و بور، آب و شونه کرده، خوشگل و مرتب و مودب.
یه کم معاشرت کردیم، دلم رفت براش.
تو کوچه با ماشین از کنارش رد شدم و گفتم میخوای برسونمت؟ گفت خودم میرم، خیالت راحت.
از شدت خواستن بچه استخوانهام درد میکنه 😭






















