به قدر وسع کوشنده

Joined February 2016
اومدم شکلات بخورم تروماتیز شدم گوه تو بختت ایرانی.
47
299
9
18,134
123,181
شما مردهای ایرانی اگر می‌خواید ذهنیت خانوم ها راجبتون درست بشه باید مثل این آقا به نرهای مزاحم و زبون نفهم و بی آبرو برینید نه اینکه با سکوتتون جامعه رو نسبت به خودتون بدبین تر کنید ما میدونیم همه ی مردها بد نیستن ولی اکثر مردها در برابر بی احترامی به زنان سکوت میکنن
واقعا خانما میگن نر ایرانی درکشون میکنم. خواهرم پیج جوراب داره دیروز ویدیو گذاشت لباسشم خیلی معمولی بود و یه تیشرت بود یه مشت گاو حرومزاده اومدن کامنتای کسشر جنسی گفتن و پیویش کصنمک بازی دراوردن. واقعا نر ایرانی که فقط کیرش براش تصمیم میگیره برازندتونه مادرجنده ها
26
31
3
954
13,882
این تصور که «رها کن تا زندگی بهترشو برات بفرسته»، بیشتر یه تسکین عاطفیه تا واقعیت. زندگی هیچ تضمینی نداده که بعد از هر جدایی، آدم بهتری سر راهت قرار بگیره. ذهن ما دوست داره باور کنه دنیا عادلانه‌ست و رنج، پاداش داره؛ درحالی‌که زندگی هیچ تعهدی برای جبران دردهای ما نداره.
27
148
11
1,244
18,235
میغ retweeted
مرد ها دارن سر مهریه یه دختر رندوم خودشونو جر میدن ولی برای این حجم از زن‌کشی لالن واقعا خاک بر سر حقیرتون
38
247
4
5,570
38,753
کی قراره مردها یاد بگیرن حرف جنسی زدن در ابتدای آشنایی کنسلشون‌ می‌کنه؟ من از اینکه ندیده و‌ نشناخته و از راه نرسیده بهم میگی چقدر سکسی و هاتی ذوق نمی‌کنم، بهم احساس ناامنی دست میده!
78
49
18
1,199
20,191
«یک کار دو متری داشتم که با قدرت عجیبی کشیده شده بود. وقتی برنده شده بودم، چون حنانه هیکل درشتی داشت و من بسیار لاغر بودم، همه با او دست می‌دادند، چون فکر می‌کردند کار به آن بزرگی باید کار او باشد.» مرتضی حنانه همسر خانم صدر بود.
بهجت صدر
1
4
125
من اگه بهتون بگم یه مرد یه مرد دیگه رو به عمد کشت شما هرگز نمیگید خب لابد مقتول قاتل رو عصبی کرده بود پس حقش بود. ولی اگر مقتول یک زن باشه اولین سوالی که به ذهنتون میرسه اینه که «اون زن چیکار کرده بود؟»
23
703
8
7,745
53,476
عمق واقعی با وضوح و سادگی همراه است. انسان عمیق، اندیشه‌های پیچیده را ساده می‌کند تا فهمیده شوند، اما مدعیِ عمق، ساده‌ترین مفاهیم را در پوسته‌ای از واژگان سنگین، استعاره‌های نامفهوم و ژست‌های نمایشی می‌پیچد تا فقط «دیده شود». او چاله آبی را گل‌آلود می‌کند تا عمیق به‌نظر برسد.
6
19
2
266
3,279
روزی نیست که براش آرزوی بدبختی و مرگ نکنم. هر مردی که پیشنهاد میده رو بدون اینکه فرصت بدم ببینم کی و چیه به سرعت رد می‌کنم، چون حتی تصور اینکه یکی بهم نزدیک بشه و دوباره اون کثافت رو برام رقم بزنه لرزه به تنم میندازه. انقدر رنجورم که هیچ آغوشی تسکینم نمی‌ده و همه به نظرم ناامنن.
1
6
375
خیلی از دهه‌شصتی‌ها،از خلأ یه رابطه‌ی عاطفی امن توی زندگیشون رنج می‌برن. امشب یه زن ۴۰ ساله‌ی مجرد،معلم بهم گفت:آرزوش بوده که مادر بشه،شوهرش بره دنبال بچه از مهد بیارش وسه‌تایی ناهار بخورن. سادگیِ این آرزو منو شکست.بعضیافقط یه زندگی معمولی می‌خوان،امابرای همونم،دنیا جای امنی نیست
243
91
65
6,215
349,253
تنک مپوش که اندام‌های سیمینت درون جامه پدید است چون گلاب از جام جناب سعدی میگن.
یه چیزی که من هیچوقت درک نکردم اینه که چه‌جوری آخه جوراب‌شلواری نازک مشکی به چشم یه سری پسرا سکسی‌تر از چیزی نپوشیدنه 🫪
1
7
193
کی اولین بار اسم این حالت رو گذاشت «دل‌تنگی»؟ دستش درد نکنه. چقدر گویا و دقیقه. قشنگ دل آدم فشرده و چروک و منقبض می‌شه در دوری. مثل رخت خیسی که قبل پهن کردن رو بند دو سه دور همچین سفت می‌چلونی.
2
52
2
605
6,727
میغ retweeted
دوستان کیک سه شیر واقعی اینه:
هر تعریفی از کیک سه شیر داشتید بریزید دور:
49
98
13
8,039
84,787
سلام بر کسانی که بیهوده برایشان استثناء قائل شدیم.
13
107
7
1,655
17,299
کاش میشد اون شال‌گردنی که براش بافتم رو پس بگیرم و آتیش بزنم. ده روز تمام بی‌وقفه مشغول بودم که تا پاییز تموم نشده بتونه کیفش رو ببره. از ذوقم یک سومش رو توی یه مهمونی در فضای نیمه‌تاریک بافتم و تو خونه دیدم کج و کوله شده، شکافتمش و از نو. چقدر بی‌لیاقت بودی.
1
2
110
وای یه چیز جالب. امروز همکار بوسنیایی‌م گفت ما تو کشورمون وقتی یه جایی احساس غریبگی و معذب بودن میکنیم، میگیم احساس میکنم یه خوک تو تهرانم. گفتم چرا خوک تو تهران؟ گفت مگه تو تهران خوک وجود داره؟ گفتم نه. گفت خب همین دیگه :)))
38
90
22
8,348
125,985
یه چیزی‌ام که با امد و رفت روابط یاد می‌گیری اینه که اگه کسی جوابت رو نمیده نمیخواد دیگه دنبال جواب بگردی. «بهم گفته دوستم داره ولی نمیدونه چی میخواد» و اینا همش شر و وره. دوستت نداره. نبود شفافیت خودش شفافیته.
6
5
151
3,538
صبح تو آسانسور بچه‌ همسایه رو دیدم که داره میره مدرسه. یه پسر ۸-۹ ساله، سفید و بور، آب و شونه کرده، خوشگل و مرتب و مودب. یه کم معاشرت کردیم، دلم رفت براش. تو کوچه با ماشین از کنارش رد شدم و گفتم میخوای برسونمت؟ گفت خودم میرم، خیالت راحت. از شدت خواستن بچه استخوان‌هام درد میکنه 😭
3
118
دیروز صبح رو با ویدیوی پدر و برادر محسن عباسی شروع کردم. هنوز خواب و بیدار بودم و زیر پتو. با گریه‌های برادرش خنجر رفت تو‌ قلبم. مامان و باباش مشکی نپوشیدن مبادا این بچه بفهمه برادرش کشته شده. کاش زودتر نیست و نابود بشید.
5
94
هنوز بعد سالها هربار که در مورد تجاوز گروهی میشنوم تصویر و صدای اون زن تو سرم میپیچه‌. اتفاقا یکی از مهم ترین قربانیان تجاوز گروهی و خشونت های جنسی کارگران جنسی هستند. چون متجاوز خیالش راحته که هیچ رقمه گیر قانون نمی افته/۳
3
10
1,662
71,402