زاده‌ی اضطراب جهان. بر حاشیه‌ی کتاب چون نقطه‌ی شک.

Australia
Joined February 2017
مرگ برای تو معنا ندارد، وقتی هنوز لبخندت در جانِ ما نفس می‌کشد.
367
2,585
276
16,393
2,234,598
در دنیای ما، صمیمیت به یک نمایش تبدیل شده است، جایی که ما غریبه‌ها را به درون خود می‌خوانیم تا فقط مطمئن شویم که تنهایی ما، هنوز واقعی است.
1
3
1
121
1,497
جمهوری اسلامی با گناه دانستن شادی، مقدس‌سازی رنج و وعده‌ آینده یا ثواب اخروی، امنیت روانی جامعه را نابود کرده و حواس ما را از زمان حال پرت می‌کند. انسانی که توانایی درک و تجربهٔ صلح با «اکنون» را از دست بدهد، از بنیادی‌ترین حق خود محروم شده و دیگر از هیچ‌چیز لذت نخواهد برد.
3
15
286
2,734
چند ویدیوی اخیر هومن از اورشلیم و بیت‌لحم و کرانه باختری در یوتیوب، همراه با گفتگوهایش با مردم محلی در اسرائیل و فلسطین، جذاب، دیدنی و آموزنده است.
54
1,024
کنجکاو کم‌حوصله retweeted
این روزها از دو گروه از ایرانیان خارج از کشور عمیقا بیزارم: اول؛ اونایی که مدام مردم داخل کشور رو سرزنش می‌کنند و توقع دارند با دست خالی جلوی سرکوب رژیم وحشی بایستند و جان بدهند. دوم؛ ندیدبدیدهای دگوری‌ای که با وجود خبر داشتن از فقر و مشکلات معیشتی مردم، عکس سبد خرید و خوش‌گذرانی‌های روزمره‌شان رو به رخ می‌کشند. دستم به این دو گروه برسه، حتما خفه‌شون می‌کنم!
33
54
3
1,099
22,920
امیدوارم زنده باشم و آن روزهای تماشایی در اروپا را به چشم ببینم، همان‌طور که نابودی خامنه‌ای را دیدم...
در آینده‌ای نزدیک، اروپا شاهد شکل‌گیری «نسخه‌های بومیِ حزب‌الله» در خاک خود خواهد بود؛ گروه‌هایی که با استفاده از خلأهای قانونی و تساهل امنیتی اروپا، شبکه‌هایی موازی از قدرت و وحشت ایجاد می‌کنند. آن روز که امنیت خیابان‌های پاریس، لندن و برلین وجه‌المصالحه باج‌خواهی بازوهای نیابتی قرار بگیرد، اروپا مزه تلخ بی‌توجهی به مبارزات مردم ایران را خواهد چشید.
4
2
1
195
3,092
جامعه به ما آموخته برای رنج‌هایمان داستان قهرمانانه بسازیم تا تحمل آن‌ها ممکن شود، رنج بیهوده را با دستاوردهایی مثل بزرگ شدن یا پخته شدن توجیه می‌کنیم. اما رنج حاصل از فقر، بیماری یا بی‌عدالتی هیچ‌کس را پخته و عمیق نمی‌کند. صرفا ظرفیت‌های روانی و جسمی ما را فرسوده و تباه می‌کنند.
5
45
4
412
4,990
انسان همواره در پی «معنا»ست، اما وقتی آن را نمی‌یابد، گاه خود «رنج» را به معنا بدل می‌کند. پذیرش اینکه برخی رنج‌ها کاملا پوچ، بی‌دلیل و بی‌حاصل بوده‌اند تلخ است، اما همین حقیقت تلخ بسیار رهایی‌بخش‌تر از پناه بردن به توهم «رنج مقدس» است.
5
23
318
4,126
عمق واقعی با وضوح و سادگی همراه است. انسان عمیق، اندیشه‌های پیچیده را ساده می‌کند تا فهمیده شوند، اما مدعیِ عمق، ساده‌ترین مفاهیم را در پوسته‌ای از واژگان سنگین، استعاره‌های نامفهوم و ژست‌های نمایشی می‌پیچد تا فقط «دیده شود». او چاله آبی را گل‌آلود می‌کند تا عمیق به‌نظر برسد.
6
19
2
266
3,122
پذیرش، خود نوعی«سوگواری دوم» است. تا پیش از آن، انکار و خشم به ما توهمی از قدرت و ارتباط با فرد/چیزی که از دست رفته را می‌دهند. خشم، انرژی است و انکار، سپر. اما پذیرش، لحظه‌ی بر زمین گذاشتن سلاح‌هاست. درک اینکه هیچ رنجی زمان را برنمی‌گرداند. سوگ دوم، غم رها کردن آخرین امیدهاست.
7
1
155
2,244
پذیرش به معنای فراموش کردن یا بستن پرونده‌ی فقدان نیست. آگاهی از این واقعیت است که سوگ نقطه‌ی پایانی ندارد. پذیرش یعنی یاد بگیریم چگونه با زخمی همیشگی قدم برداریم، بدون آنکه بخواهیم لنگیدن‌مان را پنهان کنیم یا به دروغ بگوییم این درد، ارزشمند بوده است.
8
1
216
2,952
پذیرش پس از سوگ، بی‌حسی یا رفو کردن زخم نیست، بلکه درک این حقیقت تلخ است که بخشی از ما برای همیشه با آنچه از دست رفت، مرده است. پذیرش یعنی قبول اینکه جهان دیگر به حالت قبل برنمی‌گردد و باید روی خرابه‌ها زندگی بسازیم، بی‌آنکه ادعا کنیم این خرابه‌ها زیباتر از بنای اصلی هستند.
9
29
2
337
4,634
حدس می‌زنم جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای، کنترل هر دو مجلس را از دست بدهند. همان اتفاقی که جمهوری اسلامی منتظرش است. اگر ترامپ قصد حمله‌ای داشته باشد، همین چند روز باقی‌مانده تا انتخابات انجامش می‌دهد. چون بعد از فتح کنگره، دموکرات‌ها فرصت نفس کشیدن هم به او نمی‌دهند.
11
2
164
9,337
این فکر را کنار بگذارید که «زندگی واقعی از روزی شروع می‌شود که فلان عادت را در خودم بسازم». زندگی دقیقا همین لحظه‌هایی است که همین حالا می‌گذرانید. با تمام شلختگی‌ها و نقص‌هایش. ​شاید بزرگ‌ترین رشد شما درست از همان لحظه‌ای آغاز شود که حسرت «تبدیل شدن به نسخه‌ای بهتر» را رها کنید.
4
37
4
623
7,575
در روابط انسانی، حتی نفرت هم ناشی از اهمیت است یعنی اعتراف به اینکه "تو روی من تاثیر گذاشته‌ای" اما بی‌تفاوتی، وجود دیگری را محو می‌کند. هیچ تحقیری بالاتر از نادیده گرفتن نیست، انگار که فرد هرگز متولد نشده است. بی‌تفاوتی، ترور خاموش هویت دیگری‌ست، بدون آنکه قطره‌ای خون ریخته شود.
3
36
1
427
6,320
پیری، آرامش عمیق پس از طوفان است. دورانی که در آن، نه حوصله‌ی اثبات چیزی را دارید و نه نیازی به تأیید گرفتن از دیگران حس می‌کنید. ​در این دوران، معیارهای سنجش موفقیت تغییر می‌کند. از «چقدر دیده می‌شوم؟» به «چقدر در درون خودم آرامم؟»
6
3
205
3,109
صمیمیت واقعی، تملک دیگری یا حل شدن در او نیست، بلکه شناخت مرزها و پذیرفتن فاصله‌هاست. بلوغ ارتباطی یعنی بتوانی کسی را عمیقا دوست داشته باشی، به او احترام بگذاری، از او حمایت کنی، اما هم‌زمان اجازه بدهی بخشی از وجودش برای همیشه، ناشناخته، مستقل و متعلق به خودش باقی بماند.
3
24
5
322
5,734
میزان تنهایی یک انسان، اغلب نسبت مستقیمی با امتناع او از پذیرش ابتذال جمعی دارد. تنهایی، بهایی است که ذهن‌های اصیل برای تسلیم نشدن در برابر توهمات پذیرفته‌شده در جامعه می‌پردازند.
23
73
6
849
13,395
این پارادوکسی تأمل‌برانگیز است. تنها در دل تنهایی است که انسان می‌تواند «دیگری» را به‌درستی درک کند. کسی که توانسته بار سنگین تنهایی‌اش را به دوش بکشد، آن را صمیمانه بپذیرد و با خود به صلح برسد، قادر است دیگری را همان‌گونه که هست ببیند، نه آن‌گونه که نیازهایش طلب می‌کند.
5
4
1
227
3,496
کمال‌گرایی فلج‌کننده‌ترین شکل ترس است که لباس غرور به تن کرده. نوعی خودکشی پیشگیرانه از ترس جراحت و شکست است که در آن فرد ترجیح می‌دهد «نامرئی» بمیرد اما «نا کامل» دیده نشود. کمال‌گرایی مسموم است چون با فروختن رویای بی‌نقص بودن، فرصت «واقعی بودن» و زندگی کردن را از ما می‌گیرد.
8
74
6
844
12,696
هیچ‌وقت نتوانستم این عادت قدیمی را ترک کنم. آن‌قدر کمال‌گرا هستم که ساعت‌ها برای بی‌نقص انجام دادن یک کار نقشه می‌کشم و فکر می‌کنم. اما آن‌قدر کشش می‌دهم که در دقیقه ۹۰ خودم را قانع کنم که "دیگر وقت و فرصتی نیست، پس سر وتهش را هم بیار!" ترفندی برای گول زدن ذهن کمال‌طلب و تنبل.
3
5
324
4,897