یه برداشت بحثبرانگیزی هم وجود داره در مورد زندگی زوجهایی که نمیخوان فرزند داشته باشن و اونم اینه که میخوان از مسئولیت فرار کنن! مشکل این موضوع کجاس؟ مگه آدما متعهدن که چهارنعل بتازن دنبال مسئولیت سنگین مادامالعمر با کلی بحث اخلاقی؟ اتفاقا رویکرد مسئولانهای به نظر میاد که!
از این موقع از سال خوشم میاد. همهٔ مغازهها پر از اسکلت، کدو تنبل و ماسک هیولا میشن. تا میای به آدمهایی که لباس ترسناک پوشیدن عادت کنی، اول نوامبر میرسه و یهشبه تمام چیزهای ترسناک کنار میرن و جاشون رو به تزئینات کریسمس میدن. پاییز همیشه رو دور تند میگذره.
Néda retweeted
هر شغلی یه پیشنیازهایی داره، مثلا برای گدایی شما باید روی ادب و پنهان کردن ذات پلیدتون کار کنید حداقل مردم دلشون بسوزه
Néda retweeted
سینه خواهرتو با چاقو ببری و چاقو فرو کنی داخل واژنش و الت تناسلیش رو ببری، خانواده اینکار رو افتخار بدونن و بگن کم بوده براش رو حتی تو این همه فیلم و پادکست و سریال جنایی ندیده بودم.
این عندونی چه سیاهچالهایه اخبار روزش همچین فاجعهایه، کیر بره تو این مرز و بوم پر گه.
انقدر تاپاس خوردیم که داریم میترکیم ولی طبق بررسیها، نه تنها چاق نشدم که شلوارام آزادتر هم وایسادن که البته مال پیادهروی طولانی سفر هم هست! نتیجه گرفتیم که وقتی برگردیم خونه، یه تغییر درستدرمون تو مدل غذا خوردنمون ایجاد کنیم و به سمت پورشنهای کوچیک و متنوع تاپاسگونه بریم😁
خاک تو سرت با دنیای کوچیک احمقانهت اسما. چقدر بدبخت و نولایفی که رژ زنها کیر میشه میره تو زندگی تو.
Néda retweeted
میدونستید آلمان قانونی داره که اگر نوزادی به عنوان نوزاد جیغزن «schreibaby» طبقهبندی بشه و مادر درخواست بده باید براش کمک مجانی بفرستن که بچه رو ازش بگیره و مراقبش باشه که مادر بتونه بخوابه یا اصلا بره بیرون که از بچه برای مدتی در هفته دور باشه؟
کافیه دکتر عمومی چنین چیزی رو مکتوب کنه و بیمه باید هزینهاش رو کامل بده.
Néda retweeted
۱
خانم همسایه سگ ۱۶ ساله اش رو بعد آخرین گردش،آورد در حیاط پشتی وبا گریه صدا کرد همسایه هستی؟ گفتم بیا تو . آوار شد روی صندلی حیاط . گفت فلور امشب با تزریق دارو خواب ابدی می ره آوردم که با تووبچه ها خداحافظی کنه. سگ زبون بسته پایین پاش نشسته و بود و غمگین ترین نگاه دنیا رو
Néda retweeted
خیلیا تو منشنا بهش گفتن و امیدوارم جدی بگیره و دنبال درمان بره، ولی ما به عنوان بچههای مادر و پدر اینطوری، از سن خیلی کم یاد گرفتیم بیکسیم، یعنی هر بلایی سرمون بیاد خودمونیم و خودمون چون اگه پدرمادرمون بفهمن صد من به ده من خودمون اضافه میشه. تا یه سنی شماره داییمون رو حفظ بودیم که اگه اتفاقی افتاد به اون زنگ بزنیم، بعدم که بزرگتر شدیم فقط به همدیگه خبر میدادیم. این حس که من والد بالغ ندارم از هر حسی در دنیا بدتره و بچهتون خیلی زودتر از اینکه فکرش رو بکنید باهاش آشنا میشه، نکنین این کار رو با بچه، مسئولیتپذیر باشین و برین دنبال درمان خودتون، این نه اسمش عشق و علاقهست نه عادیه
Néda retweeted
از او بگو به دنیا.. از او که قصه ای داشت
او جشنِ زندگی بود.. سروی که قد برافراشت
از اُجرتِ گلوله .. از شر که میهراسد
از مادری که او را از خال میشناسد
از او بگو به دنیا.. ای شاهدِ غروبان!
این رقصِ بیسران است، این داغِ پایکوبان..
یاد آر اگر رگت را با مرگ میخراشی
تو بازماندهای تا او را گواه باشی!
دیدی که بر مزارش، رقصِ پدر کدام است؟
این هلهله عزا نیست.. آئینِ انتقام است
از او بگو به دنیا.. از نغمهای که سر داد
از او که نیمه جان بود در کیسههای اجساد…
از او بگو به دنیاااا



















