sadlessness retweeted
من که اومدم امریکا اشتراک نتفلیکس گرفتم. اینجوری بود که یه لیست از فیلمایی که میخواستم ببینم داشتم. سی دی فیلم اول رو برام پست میکردن، بعد دیدن سی دی رو مینداختم صندوق پست، دستشون که میرسید فیلم بعدی رو پست میکردن 😄
اگه پول بیشتر میدادی میتونستی دوتا سی دی همزمان داشته باشی😄
sadlessness retweeted
دو سه ساعت کمتر از حالت عادی خوابیدن تو سی و چند سالگی از دو سه شب نخوابیدن تو بیست و چند سالگی سختتره.
sadlessness retweeted
من فکر میکردم دلیل اینکه یه کارایی رو نمیکنم اینه که پولش رو ندارم. الان که پولش رو دارم فهمیدم دلیل اصلیش اینه که اجدادم پولش رو نداشتن.
sadlessness retweeted
قرار نیست به این کوچه نوبهار بیاید
قرار نیست اگرهایمان به کار بیاید
قرار نیست کمی اتفاق خوب بیفتد
که پشت پنجرهی بستهمان بهار بیاید
قرار نیست که پایان قصه تلخ نباشد
میان سفرهیمان غیرِ زهرمار بیاید
قرار نیست کسی از میان مردم دنیا
برای بردن این نعش بیمزار بیاید
قرار نیست که فردای نارسیدهی روشن
برای دیدن این قوم سوگوار بیاید
قرار نیست که خوشبختی تلف شدهی ما
پس از تحمل یک عمر انتظار بیاید…
#حامد_ابراهیمپور
#ذکر_روز
sadlessness retweeted
در راستای این ماجرای حلیم و دوستی مرد و زن متاهل یا مجرد نظر زیاد داده شده. اکثر واکنشها هم منفیه. ولی به نظر من چیزی که توی اون داستان، توی ذوق میزنه، نحوهی بیان خاطرهست. یعنی به گونهای نقل شده که واکنش از طرف مخاطبان بگیره.
نکتهی اصلی بیان نشده تو این خاطره، رضایت یا consent هست. اگه توی همین خاطره گفته میشد که پارتنر اون مرد داستان هم، دوست صمیمی خانوم گوینده هست، و از رفتن اون شخص به خانهی دوستشون مطلع بوده، هیچوقت این واکنشهای منفی رخ نمیداد.
به نظرم تنها اصلی که توی هر رابطهای حتما باید رعایت بشه، همین مسئلهی اطلاع و رضایت داشتن پارتنره تا حق و حقوقش ضایع نشه. بقیهی ماجرا نه به ما مربوطه، نه لزوما کار غلطیه.
شما اگر کاری رو داری انجام میدی که پارتنرت ازش خبر نداره، و اگه خبردار بشه ناراحت میشه، اون کار در هر صورت درست نیست. مستقل از اینکه نفس خود کار چیه. وقتی داری چیزی رو پنهان میکنی از پارتنرت یه جای کار میلنگه. یا اون کار مشکل داره یا خود رابطه.
sadlessness retweeted
شما یه مدت از واقعیت در میری و خوشحال به زندگی میرسی، ولی واقعیت سر کوچکترین پیچی تو زندگی از پشت دیوار میپره بیرون و تمام قد جلوت وایمیسته.
sadlessness retweeted
بزرگترین نشونهی پایان جوونی:
چه غمانگیز که آخر این همه هیاهو هیچی نیست
--> چه خوب که آخر این همه هیاهو هیچی نیست
sadlessness retweeted
به حال خویش نمیگریم از فزونی داغ
غریب هستم و از من غریب تر وطن است
سری به صفحهی اخبار میزنم سر صبح
وطن دلیست که در حال منفجر شدن است...
#سعید_مبشر
#ذکر_ایام
sadlessness retweeted
برایت چه بگویم؟
بگویم این کاملاً طبیعی است که آب خون را بشوید
بگویم زخمم آنقدر بزرگ شده
که میشود در آن درختی کاشت
غمگینم
و مرگ کاری نمیکند…
#غلامرضا_بروسان
#ذکر_ایام
sadlessness retweeted
خستهام، خسته از این گونه دوام آوردن
خستهام، خسته از این صبح به شام آوردن
خستهام، خسته از این خستگی پی در پی
خستهام، خسته از این دانه به دام آوردن...
#علیاکبر_یاغیتبار
#ذکر_ایام
sadlessness retweeted
Replying to @pesarack
خیلی خوب شد پزشکیان یابو آخرسر رییسجمهور شد واقعاً، وگرنه الان همهمون باید نتیجه رای ندادنمون رو تحویل میگرفیتم.
sadlessness retweeted
اون چهارتا آینه کاری و شیشه های شکسته ی کاخ گلستان فدای سر جاوید نامی که تو بروجرد مغزش پاشیده شده بود کف خیابون.
sadlessness retweeted
من اینجا بارها از هگست بد گفتم ولی هیچ جوره نمیشه صحبتای امروزش رو گوش بدی، عوضی نباشی، و این تیتر رو انتخاب کنی. شرم به خبرنگاری شما


















