یوسف (@yu3f_) header
یوسف (@yu3f_) profile picture

لایمکن الفرار من حکومتک...

Zero Kelvins
Joined December 2017
Photo by یوسف (@yu3f_)Photo by یوسف (@yu3f_)Photo by یوسف (@yu3f_)Photo by یوسف (@yu3f_)Photo by یوسف (@yu3f_)Photo by یوسف (@yu3f_)Photo by یوسف (@yu3f_)Photo by یوسف (@yu3f_)Photo by یوسف (@yu3f_)
«چیزی بگو که ارزش آن بیش از سکوت باشد...»
ابرها میان و می‌رن تو اما هستی.
4
53
+ میدونی تنها ایراد ماه چیه؟ - هوم؟ + اینکه نورش رو از یکی دیگه میگیره #آتابای
عزیزم، قشنگی.
1
11
174
رضا ‌پروانه‌‌ام غم داره، کاری ازم بر نمیاد.
9
102
۱۲-۱۳ سالم بود یه کلاس نقاشی پیدا کردم استاد فوق‌العاده‌ای بود هدفم گذاشته بودم شبیه این کار که تو تابلوهای استادم هم بود با جزئیات فراوان رو بتونم یه روزی بکشم با رنگ روغن جلسه ۵-۶ ام یهو پدر سرزده اومد، محیط رو دید نپسندید و دیگه نزاشت برم کلاس‌ها تو یه واحد پابلیک تو پاساژ بود
از جزییات نقاشی‌های اخیر
1
7
87
نظر شخصیم: قصاب:خوب بی/نا بینا:معمولی رو به بد مون‌واک:معمولی رو به خوب خدا نخواست:خیلی بد چهره‌ی مرد هنرمند در جوانی:خوب رو به عالی نامقصد:معمولی دیوانه‌خانه زری بوره:خوب رو به عالی پر از رنج و شگفتی:معمولی رو به خوب (من موزیکال پسند نیستم) ۶۸ ثانیه بعد از تو: معمولی #تئاتر
یکی از تئاترهای خوبی که این چند وقت دیدیم “من، او، آن” بود به جز اینکه صندلی‌های سالن مناسب نبود، بقیه همه چی عالی tiwall.com/p/man18
1
1
8
216
یکی از تئاترهای خوبی که این چند وقت دیدیم “من، او، آن” بود به جز اینکه صندلی‌های سالن مناسب نبود، بقیه همه چی عالی tiwall.com/p/man18
1
6
281
ویو پشت بوم شرکت، تهرانه، بوی جنگ داره خدا خودش حافظمون باشه.
2
10
370
به نظرم هنرمندا بیشتر عمر می‌کنند بیشتر در خاورمیانه دوام میارن چون میتونن غم‌رو، کلاف سردرگم گیر کرده در مغز و قلبشون رو، تاریکی نشسته روی روحشون رو به اثر تبدیل کنند، یه نقاشی آبرنگ، یه تابلو رنگ روغن، یه عکس، یه ترانه، یه قطعه موسیقی میتونند درون و بیرونشون رو هماهنگ کنند
5
98
- روز تولدت چطور گذشت؟ + بدون بارون - نه منظورم اینه چکار کردی؟ + به آسمون نگاه میکردم، در انتظار بارون - نه یعنی کجا رفتی چیکار کردی؟ + تا ظهر خوابیدم، بعد از ظهر رفتم جلسه، غروب شرکت، شب هم با دوستی رفتم کافه - همین؟ + آره، چون بارون نیومد…
4
18
352
نه ناخوشم، نه ناامید؛ اما هیچ چیز در زمان و مکان خودش نیست. احساس میکنم نیاز مبرمی به سفر به مکانی ناشناخته دارم؛ یا به سکوت و ماندن در سایه‌های تاریک.
9
76
هیچوقت اونطوری که میخواستم نبودم هیچوقت اونی نبودم که میخواستم هیچوقت اونی نشدم که میخواستم هیچوقت نشد تباه؛ تباه.
1
14
267
آخر هفته رو با او و دوستانش سپری کرده و میکنم.
1
11
163
تاکوتسوبو.
4
68
از فکر اینکه چند دقیقه دیگه میریم یه اجرا ببینیم، حالم بهتر میشه خود اجرا خوب باشه که خوب‌تر هم میشه چیه این آدمیزاد که این همه حال بدیش رو میتونه برای ساعاتی با یک تئاتر خوب فراموش کنه مرسی از خریدار تیکت @don_wp
1
5
274
همیشه همراه من بوده یک هیولا تو گوشم میخونه از پوچی این دنیا اسیرم ته چایی سرد و سیاه هیولا میسازه از ترسام یک اقیانوس غرق میشم هر شب تو وحشت اون کابوس دنیام شده جهنم هزار بار میمیرم هر روزتو دل این سیاهی بی‌همراه و بی‌فانوس
9
103
برنامه باشگاه و استخر رو از این هفته باید بچینم @don_wp رو هم با چک و لگد همراه کنم
1
4
123
میخوام ایندفعه رو باهوش‌ترین باشم ببینم @don_wp اعلام رضایت میکنه :دی
1
6
152
از صبح ۳ تا متاکاربامول و ۳ تا باکلوفن خوردم این عضله‌های سرشونه و گردن ول نکرد هیچ، رگ‌های گردنم گرفت و زد پشتم ؛ با این فرمون رگ قلبم به فنا میره اما این عضله وا نمیشه! با گردن درد تا قیامت.
2
10
289
کسی که یه کسب و کار راه میندازه، “مثل” بچه‌اش نیست در واقع کسب و کارش “دقیقا” بچه‌اش هست شرکتم “مثل” بچه‌ام نیست؛ شرکتم “حقیقتا” فرزندم هست.
7
73
تو همون لوکیشن ۱۰-۱۵ متر جلوتر، امروز دوباره زنبور گاوی خورد تو صورتم! چقدر هم درد داشت خیلی عجیبه!! قدیما میگفتن روح مرده‌ها میره تو اون شاپرک گنده‌ها، نکنه جدیدا میره تو زنبور گاوی؟! فاتحه‌ای چیزی می‌خواد :دی
رندوم‌ترین اتفاق برای اشرف مخلوقات در خاورمیانه: یه زنبور گاوی با سرعت خورد زیر چشمم، رفت تو کلاه کاسکت! پایان پیام/.
6
120