مامانم مریضه بابام اومده میگه میخوای سوپ بخرم برات؟
مامانم: آخه مگه جایی بازه؟
بابام:آره فلان جا
مامانم: نه ولش کن زحمت میشه
بابام: باشه
مرتیکه قرومساق
رفتم سوپ خریدم آوردم مامانم کلی ذوق کرد مرتیکه باید آب میشد میرفت زیر زمین ولی تخمشم نبود.
امروز پیرزنه بچشو آورد دندونشو بکشم.
به دلایلی گفتم نمیکشم.
گفت پس واسه چی اینجایی؟ بعد تف کرد رو زمین رفت:)
طرح عالیه
امروز مستقیم از شیفت اول رفتم شیفت دوم
مریض اول کنسل که شد رفتم یکم رو تخت تزریقات خوابیدم. 20 دقیقه بود ولی خیلی چسبید.
تعداد مادرجنده هایی که در طول روز تو دلم به مردم میگم داره خیلی زیاد میشه
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد
خبر جدید:
این دندونپزشکه که خانومم هست و تازه هم از همسرش جدا شده با چند تا از سربازا و مریضا رابطه داشته.
رئیس کلینیک فهمید و بیرونش کردن.
پشمام
با همین مریض نصفه کاره ی منم وارد رابطه شده:/
حساب کردم اگر بتونی ماهی 100 میلیون پس انداز کنی بعد از 21 سال میتونی یک ماشین 26 میلیاردی بخری اگر قیمتا ثابت بمونه
موافق ارتباط بالغانه هستم و دوست دارم اگر چیزی ناراحتم کرد راجع بهش باهات صحبت کنم و حلش کنیم.
اگر گوستت کردم، دلیلش اینه من از نیت پنهان کاری که تو کردی باخبر شدم. کاملا متوجه شدم که سهوی نبوده و با توضیح دادن من حل نمیشه.
اولی بالغانست دومی عاقلانه.
یه مریضی اومد که نوبتش باید کنسل میشد(دستیارم مقصر بود و البته کلی دعواش کردم بعدش)
یه پسر جوونی بود و خیلی عصبی شد(حق داشت)
برگشت گفت من سرباز عادی نیستم و تحصیلکرده ام.
بعد دستیار رو گرفت به باد فحش و رفت.
دیروز با مامانم رفتیم یه مغازه ی پوشاک که پولدارای این شهر اکثرا از همینجا خرید می کنن.
میگفت الان میلیاردرا هم دیگه نمیتونن بخرن.
یا قسطی میخرن یا میان یه چرخی میزنن میرن.
آب داره به طبقه های بالا میرسه
حیوون خونگی هم چیز جالبیه ها
ینی چی که یه عروسک پشمالو که گرم هست و نفس میکشه و بوی خوب میده و همش تو بغلمه دارم؟








