Pinned Tweet
اپیزود پنجاهودوم، قسمت آخر داستان واقعی «آسمون آبی» منتشر شد.
pod.link/1444867946
#از_سربازی_بگو
پادکست آوندک شروع کرده شاهنامه رو برای بچهها به شکلی جذاب و گیرا روایت کنه. قسمت اولش، گیومرت و هوشنگ، برای خودم هم شنیدنی بود و به خاطر روایت سادهش خودم هم میخوام هر هفته دنبالش کنم! جالبه که قراره شاهنامه رو از اول تا آخر تعریف کنن و یک روانشناس کودک هم مشاورشونه.
پادکست آن retweeted
آسمان آبی رو از @thisisonpodcast گوش میگردم و برای هزارمین بار یادآور این شد مه چقدر محیط میتونه ما رو عوض کنه و هیولای خفته درونمون رو بیدار! بدون اینکه بفهمیم…
و چقدر ما آدم ها هرکدوم خودمون رو از این امر مستثنی میدونیم …
بغضم مثل رودِ خروشانه
اشکام، مثل دریای خونه…
دریا بخون، بیشتر دریا بخون… میخوام باز هم گریه کنم، برای ایران!
@mersen
دیشب وقتی اپیزود جدید پادکست رو ضبط و منتشر کردم، یکی از آرزوهایی که برای آینده ایران کرده بودم این بود که «امید» دوباره برگرده و چشمانتظاری «رویا» تموم بشه. امید، آخرین درنای سیبریِ جمعیت غربی که هنوز مسیر مهاجرت به ایران رو طی میکرد، پونزده سال هر زمستون تنهایی از سیبری خودش رو به فریدونکنار میرسوند. سال ۱۴۰۱ براش یک جفت از بلژیک اوردن. درنایی به نام «رویا». با شروع فصل کوچ، هر دو با هم پرواز کردن اما رویا که در اسارت پرورش پیدا کرده بود و تجربه این مهاجرت رو نداشت بعد از حدود ۱۵۰ کیلومتر حوالی عباسآباد دوباره اومد پایین. امید هرچقدر دورش چرخید و تلاش کرد همراهش کنه فایدهای نداشت و در نهایت تنها به پروازش ادامه داد. رویا رو دوباره به فریدونکنار برگردوندن، به امید اینکه سال بعد امید برگرده. اما امید بعد از اون سال دیگه برنگشت، شاید هم عمرش تموم شد. امروز خوندم که رویا هم از دنیا رفته.
پادکست آن retweeted
مرسن تو پادکست آن جملهای داره در مورد شخصیت اصلی داستانی که هر دفعه تعریف میکنه:«من میتونستم مهدی باشم.تو میتونستی مهدی باشی.»با هر خبر دستگیری،اعدام و با تکتک نامهای جاویدنامها تکرارش کردم و میکنم.امروز و اینجا با #مهدی_شفاخواه شروع میکنم که در بازداشته
@thisisonpodcast
این صفحه فیک اینستاگرام، هویت پادکست آن رو کپی کرده و برای دنبالکنندگان ریکوئست میفرسته. ممنون میشم که ریپورتش کنید.
instagram.com/thisisonpodcas…
تمام قراردادهایی که برای اسپانسری پادکست داشتم، به دلیل قطعی اینترنت در ایران و شرایط کشور از دیماه تا امروز فسخ شدند و مبالغی رو هم که دریافت کرده بودم باید عودت بدم.
با این حال خیالم راحت شد که دِینی به گردنم نمیمونه، جز حقی که خود داستانهای منتشرنشده به گردنم دارن.
پادکست آن retweeted
Replying to @mersen
حالا که گفتم پادکست محبوبم پادکست آنه، اینم بگم که اپیزودها یکی از یکی جالبترن ولی من خودم "غرق در رودخانههای بیآب" و "گرگ سپید مسکو" رو بیشتر از همه دوست داشتم. تونستین گوش کنین.
پادکست آن retweeted
از سال ۱۳۹۷ شنیده بودم بعضی یدککشها عمدا روی جاده گازوئیل میریزن تا تصادف ایجاد کنن. اپیزود جدید #رختکن_بازندهها روایت پدریه که بعد از حادثه برای دختر ۷سالهش دنبال خودروهایی میگرده که ۶ فروردین ۱۴۰۳ در محور گدوک مازندران تصادف کردن تا ثابت کنه ماجرا عمدی بوده.
پادکست آن retweeted
سال ۱۸۶۵، وقتی در کلیسای ناگاساکی باز شد، کشیش فرانسوی باورش نمیشد... مردمی که ۲۵۰ سال بدون کشیش، بدون کلیسا، بدون انجیل ایمانشون رو زنده نگه داشته بودن!
داستان باورنکردنی مسیحیان مخفی ژاپن 🇯🇵
youtu.be/2frvIHIIWwM
پادکست آن retweeted
یه پروژه ویدیویی داستانگویی رو بالاخره شروع کردم. چیزی که مدتها توی ذهنم بود. اولین داستان درباره یه خرس ایرانیه که عضو ارتش لهستان میشه و توی جنگ جهانی دوم میجنگه.
لینک یوتیوبش رو در توییت بعدی گذاشتم.
پادکست آن retweeted
این روایت رو بشنوید تا ببینید چرا سربازی جزو بزرگترین تبعیضهای انسانی در جامعه ماست. سربازی چیزی شبیه بردهداری حکومتیه که بطرز عجیبی خیلی ساده از کنارش میگذریم. اتفاقاتی که راوی باهاش مواجه شده دود از کلهتون بلند میکنه.
پادکست آن retweeted
یکی از محبوبترین پادکستها: پادکست آن.
این سریال چهار قسمتی آسمان آبی واقعاً لذّتبخش بود. شما هم گوش کنید و لذّت ببرید.
@thisisonpodcast
پادکست آن retweeted
اپیزود آخر پادکست آن رو امروز در حالیکه تازه از خواب بیدار شده بودم داشتم گوش میدادم. با دقیقهی سی و نه به بعدش اونجا که پسره رفته بالای پشتبوم پادگان و چیزایی میبینه و میگه چقدر وطنمون به وقت آرامش میتونه قشنگ باشه انقدر اشک ریختم بالشم خیس خیس شده بود. چقدر غمگین بود چقدر
پادکست آن retweeted
عجیبترین و عمیقترین حسهای انسانی رو از زبون آدمای دیگه شنیدن باعث میشه کمتر احساس تنهایی کنی.
مثلاً اینکه عادت کردن و حتی دلتنگی برای سختترین روزهای زندگیت طبیعیه و پیش میاد.
ممنون از همهی اونایی که داستانشون رو به اشتراک میذارن و مرسن که به بهترین شکل روایتشون میکنه.




















