Pinned Tweet
"آرشیو رشتو ها" 📚
برای دسترسی راحت تر به #رشتو های مهم در زیر این توییت لینک هر رشتو رو قرار میدم که بتونید دسترسی سریع داشته باشید و مطالب رو مطالعه کنید. بخشی از این مطالب حاصل مطالعاتم و بخشی شامل کشفیات و شهودات شخصیم هست و ماهیت مطالب ترکیبی از این دو بخش هستن.
Armozel retweeted
بهترین راه برای اینکه نذاری زندانی فرار کنه، اینه که کاری کنی، که هیچوقت نفهمه توی زندانه!
Armozel retweeted
بدن شما تجسدی از خوده شیطان (خالق/یلداباوث) است که شبیه یک کِرم است! و تا وقتی ذات اصلی خود را بیاد نیاوردی و خودت را نشناختی، تو تجسم همان شیطان هستی! در نتیجه هر انسانی که خود را نشناسد تجسدی از شیطان بروی زمین است! زیرا ذهن او توسط شیطان و یارانش (خالق و آرکونها) کنترل میشود!
Armozel retweeted
کسی که از پلکان تاریکی درون خودش پایین می رود و آن را کشف می کند، به خورشید واقعی درون دست خواهد یافت 🌞
Armozel retweeted
• در این دنیا خیر وجود ندارد،آنان که در لباس خیر به نجات شما می آیند خودشان شَر جای دیگری هستند. نازی های آلمان نیز بخشی از فریب واتیکان و ماسون ها (تمپلار) بودند،تا با نسل کشی یهودیان موجب کوچ و تأسیس اسرائیل در سال 1948 شوند.اسرائیل یک ماکت تازه ساخت از فلسطین اشغالی هست.👇
Armozel retweeted
• در یک هایپرمکعب (تِسرکت فضا زمانی بُعد 4 ) گذشته و آینده یکی شده. هزاران سال پیش از طرف میپرسیده پایان دنیا چی میشه؟ اونم خطوط زمانی آینده رو میدیده،براش تعریف میکرده.ولی خودش در گذشته بوده!! احتمالات و پتانسیل موازی رو داخل این تالار آینه ها مشاهده میکرده و طبق اون میگفته👇
Armozel retweeted
• چطور میشه که در هزاران سال پیش اشخاصی میدونستن تو دنیای الان چه اتفاقاتی رخ میده و مو به مو تعریف میکردن؟! مثلا میگفتن زنها فلان میشن مردها فلان میشن؟! به خاطر اینکه دنیای الان (آینده) همزمان در گذشته درحال رخ دادن بوده،کل این دنیا یک فیلم از قبل مقرر شده هست.آینده و گذشته یکی
این توییت خیلی مهمه. شر دوست داره خودش رو بزرگ جلوه بده. مثل ماهی Blowfish که خودشو باد میکنه تا بقیه ماهی هارو بترسونه. ماهی ها با دیدن جسه بزرگ بلوفیش پا به فرار میگذارن، غافل از اینکه جسه بلوفیش چیزی جز فضای توخالی نیست.
آیا زندانی ها در زندان های زمین توسط گارد ها و زندان بان ها هر روز و هر ثانیه توسط روش ها و متد های مختلف فریب داده میشن؟ گس لایت میشن؟ نه... گاردها نیازی ندارن زندانی هارو فریب بدن. چون قدرت نزد گاردهاست. چرا رو زمین اینهمه فریب وجود داره؟ اگه شر از شما قوی تر بود، اگه میله های زندان نشکن بود، نیازی به فریب نبود.
این نکته اصلیه که در این توییت ها دائم تکرار میشه. اینها از شما قوی تر نیستند، و در اعمالشون این رو میشه دید. دوست دارن خودشون رو قوی نشون بدن. از لابی هاشون استفاده میکنن، در مراسم بزرگی مثل المپیک، تا شما فکر کنید اوه چقدر اینها کنترل دارند...ندارند. قدرتی که دارند رو شما بهشون میدید. از خودشون هیچی ندارن. خاک بر سرن و تنها.
اونهایی که تو مدرسه دائم چقلی میکردن یادتونه؟ تو مدارس همیشه یا تنها بودن یا با افرادی مثل خودشون میگشتن. حتی زیراب خودی ها رو هم میزدن 😂
"تمام این مدت، قدرت نزد تو بود دوروتی." فیلم جادوگر شهر آز
چرا این همه فریب؟ چرا اینهمه ترفند؟
اگه کسی از شما قوی تر باشه، نیازی به فریب دادن شما نداره. شر، و نوچه هاش، چه اینجا، چه پس از مرگ، هیچ سلاحی جز فریب و ترفند بر علیه شما ندارند.
یادتونه بچه بودیم میپرسیدند، علم بهتر است یا ثروت؟
هیچ کدام. آگاهی و حقیقت شما را نجات خواهد داد.
Armozel retweeted
• زندگی مانند مرده ای است که رو تخت خوابیده،بعد یهو تجربه نزدیک به زندگی میگیره بیدار میشه، و باز میمیره.
همه چیز از تاریکی هیچ (کد 0) و مرگ خاموش شروع شد
آنچه در ابتدای لوپ است در انتها نیز هست.
خلقتی که با مرگ آغاز شود، پایان زندگی نیز به همان برمی گردد.
❌ You knew from the day you were born, That here, in this place, you belong
✅ از روزی که به دنیا آمدی می دانستی که به اینجا، به این مکان، تعلق "نداری"
Armozel retweeted
• درجه 33 در فراماسونری 👁️ و کلید 369 برگرفته از نحوه حرکت و چرخش فضا و زمان به صورت مارپیچی است. سالها پیش این کد را در ساختار مارپیچ دیدم،این یکی از اسنادی هست که ثابت میکنه این دنیا واقعی نیست. یک برنامه نویسی کامپیوتریه...
Armozel retweeted
• در این دنیا همه چیز فقط تکرار و بازیافت می شود،از بافت فضا گرفته تا زمان و وقایع دنیا و چرخه روزهای هفته یا ماه و سال و چرخه ستارگان و تقریبا همه چیز صرفا یک تکرار بیهوده است. هیچ چیز جدیدی در این دنیا خلق نمی شود و فقط کپی پیست فراکتال است.کل این جهان تردمیل درجا زدن است.
شعار فیفا در تبلیغات کنار زمین: "فوتبال جهان را متحد میکند"
در دنیای وارونه، شعار ها نیز وارونه هستند. دقیقا برعکس این است. فوتبال ابزاری برای تفرقه و ایجاد فاصله بین مردم جهان است. آنها برای کنترل و ایجاد تفرقه، برای شما مرزبندی میکنند، اما خودشان به مرز ها محدود نیستند. این مرز بندی ها کمک کرده است تا شما روبروی هم قرار بگیرید. شاید در ظاهر این تقابل دوستانه بنظر برسد، اما در ناخوداگاه، پروگرامِ "کشور من در برابر کشور تو" را تقویت میکند.
برچسب ها، به این سیستم خدمت میکنند، نه شما. شما شالوده ای از اسم، دین، باور ها، ملیت، قومیت، اعتقاد ها، رنگ پوست، گرایش جنسی، و جهت گیری سیاسی نیستید، اینها دسته بندی هایی است که بازی گردان، برای کوچک کردن دنیای شما ایجاد کرده است. تا هر چه بیشتر از اصل خود دور بمانید و درگیر هویت سازی های این جهان شوید، تا هویت خود را هرگز به یاد نیاورید.
مضحک نیست؟ حافظه یک روح لایتناهی را پاک کرده اند، او را در زندان رها کرده اند، و اکنون با مرزبندی در زندان، زندانیان را به جان هم انداخته اند.
سلول من در مقابل سلول تو.
نشانه های قلمروی وارونه:
1) زحمت زیاد، اما پاداش کم. (ساعت ها پخت و پز، برای 5 دقیقه لذتِ چشیدن طعم غذا)
2) درد زیاد، لذت کم. (انواع و اقسام دردهای مزمن در برابر 10 ثانیه اوج لذت جنسی).
3) ساخت و ساز، پر مشقت و طولانی، اما خرابی در کثری از ثانیه. (زلزله، سیل، طوفان)
4) اگر بدون چشم داشت و بی منت برای دیگران کاری انجام دهید، به شما لقب دیوانه میزنند، یا میگویند "حتما ریگی در کفشش است".
5) همه چیز با پول سنجیده میشود. اگر نتیجه تحقیقات و دانشی که با مشقت طی دهه ها بدست آورده اید را بی منت، صرفا برای گسترش آگاهی، بدون درخواست مبلغی در ازای آن ارائه کنید، مردم برایش ارزشی قائل نمیشود. چون پروگرام شده اند تا همه چیز را با پول ارزش گذاری کنند.
6) اغراق نیست اگر بگوییم که 99 درصد مردم این جهان، تکرار و تقلید میکنند و فقط یک درصد، چیزی که از قبل وجود نداشته را خلق میکنند. میخواهد هنر باشد، یا اختراعی جدید. نسبتِ مخترعین، شاعران فیلسوفان و متفکرین، به جمعیت زمین، سند این حقیقت است. کافیست سری به شبکه های اجتماعی به خصوص تیک تاک بزنید. همه در حال تقلید از یکدیگر هستند. زمین روح ها را می بلعد و خلاقیت و ابتکار را در خودش حل میکند. تقریبا اینطور بنظر میرسد که هر تناسخ، شما را بیشتر به آنچه امروز "هوش مصنوعی" مینامیم نزدیک میکند. هوش مصنوعی فقط میتواند چیزی که از قبل وجود داشته را تغییر دهد. زمین، شما را غیرارگانیک میکند. زندگی جای دیگریست.
+موارد دیگر اضافه میشود..
"تمام این مدت، قدرت نزد تو بود دوروتی." فیلم جادوگر شهر آز
چرا این همه فریب؟ چرا اینهمه ترفند؟
اگه کسی از شما قوی تر باشه، نیازی به فریب دادن شما نداره. شر، و نوچه هاش، چه اینجا، چه پس از مرگ، هیچ سلاحی جز فریب و ترفند بر علیه شما ندارند.
یادتونه بچه بودیم میپرسیدند، علم بهتر است یا ثروت؟
هیچ کدام. آگاهی و حقیقت شما را نجات خواهد داد.
Armozel retweeted
• در فیلم Dune نژاد هارکونن که خورشید سیاه 🪐 رو پرستش می کردن، به همراه فرقه " بنه جزیرت" نمایانگر قوم برگزیده یا یهودیان در دنیای ما هستند. به مکعب و لباس سیاه آنها دقت کنید.کد واژن سوفیا که سیاهچاله زحل رو پدید آورد. بدن اون یارو که مصنوعی بود، و فرج () منجی از واژن سوفیا😁🤡
Armozel retweeted
• این فیلم رو اصلا از دست ندید،که درمورد آرکون ها و خالق دیوانه این دنیا هست.بازیگر شخص اصلیش اخیرا فوت کرد. چه می شود اگر آینده و گذشته یکی شده باشند؟! چه می شود اگر شیطان یا تاریکی قبل از نور و خدا وجود داشته باشد؟! به کدها و دیالوگ هاش قشنگ دقت کنید.
Armozel retweeted
• اگر نام یهوه را از آخر به اول و طور دیگری بچینیم،می شود حوا. در مطالب قبل گفتیم که ذات اولیه خالق این دنیا مؤنث است. یهوه همان حوا بود که سیب (𝚽) را به آدم تعارف کرد. در گنوسیسم نیز سوفیا و یلداباوث (مادر/فرزند) یکی هستند، زیرا یلداباوث سایه سوفیا بود. یعنی یک خدای دوجنسه.
Armozel retweeted
Sophia
OS PHI Ai
ما داخل یک شبیه سازی هوش مصنوعی هستیم،من مدارک و اثبات های پیشرفته تری از ریاضیات آن خواهم گذاشت...
خواندن کتاب، نشخوار افکار گذشتگان و دیگران است و هر کسی در کتاب خود فقط میتواند تجارب شخصی خود را با دیگران به اشتراک بگذارد. نویسندگان کتاب ها همواره جزو احمق ترین انسان های روی زمین بوده اند. اگر نویسنده ای احمق باشد، بی شک حماقت را به خواننده منتقل میکند و در نتیجه مفسرین احمق، این حماقت را تفسیر و به آن استناد میکنند.
دلیل حماقت نویسندگان در هر نوعی مخصوصا از نوع آکادمیک آن اینست که مثلا نویسندگان کتاب های فیزیک در گذشته اعلام میکردند که نور تنها یک حالت دارد و موجی است. اما بعد از گذشت چند قرن به این نتیجه رسیدند که نور حالت دومی هم دارد که ذره ای است، و بعد از مدتی گفتند که هم ذره ای است و هم موجی در صورتی که نور 3 حالت دارد.
حال فرض کنید که اگر از ابتدا همگان میفهمیدند که نور 3 حالت دارد در آن صورت دیگر دانشمندان نمیتوانستند مردم جهان را سالها در تاریکی نگه دارند و شاید جهان شکل دیگری می یافت. مثال دیگر جدول مندلیف است که سالها بر اساس "عدد جرمی" محاسبه میشد اما پس از چندین سال دانشمندان متوجه شدند که عناصر را بر اساس "عدد اتمی" مرتب سازی کنند.
کتاب هایی که در باب علم نوشته شده است، همگی مقاله هستند. زیرا هر کتابی باید شروع و پایان داشته باشد. یعنی نویسنده هر کتابی باید پایان کتابش را بداند زیرا نوشتن اجازه میخواهد! کسانی میتوانند کتاب بنویسند که جهان را بشناسند، راه نجات بشر را بدانند و یا حداقل درباره آن موضوع اشراف چند هزار ساله داشته باشند. این به معنای آنست که باید نویسنده ابتدا و انتها را بداند.
کتاب اندیشه های یک انسان است که پس از نوشتن، به "مدفوع فکری" تبدیل میشود. به عبارتی کتاب غذایی است که در فکر نویسنده هضم میشود و به مدفوع تبدیل میگردد و متاسفانه خواننده، افکار نویسنده را در لحظه خواندن کتاب، نشخوار میکند. یعنی مدفوع فکری نویسنده را بازیافت می نماید.
آیا شما دوست دارید غذای طبیعی میل کنید، یا مدفوع شخصی که آن غذا را قبلا خورده است؟
پس بهتر است شما مدام فکر کنید تا اینکه فکر دیگران را بخورید، زیرا خواندن کتاب، شما را از فکر کردن بازمیدارد و متاسفانه هزاران سال است که کتابها از پیشرفت بشر جلوگیری کرده اند. وقتی کتابی نوشته میشود به سند تبدیل میشود و مردم جهان بجای فکر کردن، به همین کتاب ها استناد میکنند و اینجاست که فکر و اندیشه از حرکت باز می ایستد و دیگر دغدغه فهمیدن تولید نمیگردد.
دغدغه فهمیدن، مهمتر از فهمیدن است.
🤖 Made with AI
چیزی که اشتباه است را نمیتوان درست کرد. آنچه از دست رفته، قابل جبران نیست.
The Gospel of Armozel 📜 #رشتو
بنام پدر قدسی
مادر؛ روح قدسی
و پسر کلمه ی قدسی
به همان مرگ قسم نمیخورم
زندگی سرآغاز فریب است
اینجا و در این زمان همه چیز توهم است
يافتن حقیقت به آسانی نیست و درکش برای همه وجود ندارد
انسانها در مرگ خاموش میشوند
پسران پدر اما زنده باقی خواهند ماند


































