توییت مربوط به نو برگر من نمیدونم باز چی شده رفته تو تایملاین بعد چند ماه، اینبار دارم فحش میخورم :))) وا.
برید به قفسهاتون عزیزان.
ببینین کی بعد از ۱۶-۱۷ ساعت برگشته خونه و فردارو به خودش آف داده که بعد از نمیدونم چند روز صبح دیگه با آلارم بیدار نشه و بخوابه^^ خوشحالیهای مرز ۳۰ سالگی هم جالب شده.
دوستان :))) و آشنایان.
بنده یک دیگ برنج درست کردم و ته دیگ نون گذاشتم، دیر زیرشو کم کردم و نون زیرش به نظر سوخته، اگر قابلمه نداشته باشم برای جا به جایی و همینجوری بپزه، چند درصد ممکنه کل برنجم بوی سوختگی بگیره؟
با تشکر 🙏🏼
(لطفا خوش بینانه نظر بدید🤣)
بعد از نمیدونم شاید ۳۰-۴۰ مسابقه، این اولین کوالیفاییه که حتی به بیدار موندن فکرم نمیکنم و شب بخیر.
امیدوارم وقتی بیدار میشم حدقل یک ماشین قرمز در ردیف جلو ببینم :))
اولین دینگ واریز شغل جدید اومد.
و اگر بخوام صادق باشم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود برم با پول خودش برم یه سرم ویتامینی تقویتی بزنم🤣🤣🤣🤣دارم وا میرم از هم.
واقعا این داستان پیدا کردن نیروی کارِ همجهتِ سیستم هم، خوب پیچیدهست؛ حقوق بالاتر از میانگین منطقه، ۱۵ میلیون اعتبار برای استفاده از تمام بخشهای منو، غذای پرسنلی با کیفیت غذایی خونمون برای مهمونامون درست میکنم :)))) و تهش باز بیمسئولیتیهای مکرر و چال کردنهای تمام نشدنی!
هیچی سلامتی، نشستم برا چندتا دوستام که بهشون برخورده چرا دعوتشون نکردم کافه دعوتنامه میسازم با هوش مصنوعی.
دیشب سر ساسان منتظر تپسی بودم که دیدم ۳ تا خانوم که یک شکل بارونی مشکی بلند پوشیده بودن و کلاه مشکی جادوگری سرشون بود، همراه یک آقا با همین استایل، با خودم اینجوری بودم که وا، چه فازیه.
امشب با دیدن یسری توییت فهمیدم و یادم اومد که هالووین.














