اون عروس من بودم ولی مادرشوهرم زر زده، رفتیم خونه دیدم دول پسرش کوچیکه درخواست طلاق دادم
سالگرد اول ازدواجمون خونه رو زد به نامم سال دیگهاش یه ویلای لوکس ساحلی برام خرید، بعدش ماشینمو عوض کرد و برام لندکروز خرید همون سال یه زمین معامله کرد بازم به اسم من، یه شب اسمم رو بدون پسوند جان صدا کرد فهمیدم این آدم بدرد من نمیخوره پرتش کردم از زندگیم بیرون مرتیکه بیاحساس رو
عقل مرد:
سلام برادر گروک @grok
دو عدد بهم بده
۱. تعداد کل انسان های کشته شده در کل تاریخ بشر توسط مرد ها
۲. تعداد بچه های سقط شده تو ۱۰۰ سال گذشته توسط زن ها
امروز مشتری لرمون یه سری اتفاقاتی که تو فامیلشون رخ داده رو برام تعریف کرد، سوالم اینکه لرها آدماند؟
سروِ سعدی retweeted
بيا و اعتراف كن؛
آنجا كه دوستم داشتی
تلاش میکردی چه کسی را فراموش کنی؟
#قهرمان_تاز_اُوغلو
#سلام
سروِ سعدی retweeted
به تو برمیگردم. بعد از مرگ، در لباسی دیگر و در جهانی دیگر. دوباره تو را دوست خواهم داشت.
داشتم از شرایطم گله میکردم مامانم برگشته میگه رنگ رخساره خبر دهد از سر درون، از سر و روت که معلومه خیلی هم خوشبختی!
تا اضطرابی داره ریپلای مینویسه و پاک میکنه و دوباره مینویسه
اجتنابی گوشیشو گذاشته رو حالت پرواز و گرفته خوابیده
حالا اتفاقا باشگاه ما با شروع مدارس به طور محسوسی خلوت شده چون مادرها اکثرا دیگه نمیان باشگاه معلومه دارن محصل داری میکنن








