Pinned Tweet
هر اونچه به من آسیب زده /ک/ داشته: زن کرمانی، زن کرجی، زن لک، لوکیمیا، کوید، سکته، کارتر، کلهٔپدرخمینی، حزب کسکش توده، علیاردشیرکتلتلاریجانی، کون طیاره، کینگرضاپهلوی، عکسها، خاک، گنجشکهاوبچههایمرده، ولاییون سکولار، دستتوکهمیکشدکمان، کاچیبهازهیچی، معرفت کردگار.
خاطرمه وقتی بچهای خداباور بودم هم [به زبون امروز] نمیتونستم اتوریته خدا رو نامشروط بپذیرم. سادهتر، ابایی نداشتم از در نظر گرفتن اینکه خب شاید خدا باید بره در خودش رو بذاره. اینه که وقتی پاپا میگه: 'بر سر خاک از جفای آسمان، خاک هم بر آسمان خواهم فشاند' خوشم میاد.
یک کیفیتی که در خاقانی دوست دارم تقلیل ندادگی نگاهشه. زمونه بده، گذشته بهتر نبوده. مردم بدند، دنیا هم بده. دنیا بده، ولی مهمه. معشوق فاصلهٔ بهشت نیست، فاصلهٔ پناهه. حتی معشوق جان نیست، من در فقدان بیجانم. او ز من بدرود رفتی من ز جان بدرودمی.
تکرار کردم این صد هزار نرگسه بر سقف این حصار، رخسار ما چو نرگس نو زرد کردهاند. دیدم که بحث من جداست و حصار در حصار محلی از اعراب نداره، پس گرفتم.
من هنوز درک نمیکنم که تفاوت امـام غایـب و مجـی در شرایط فعلی چیه که دومی نایب اولیه.
نایـبِ غایـبِ غیـبتِ امـامِ غایـب🥃.
هر غایبی رو از دختر ٣ سالهٔ پسرخالهام جویا بشی، جواب میده: «خوابه.»
به جز سگ مادربزرگش؛ که جواب میده: «بستهئه.»
اینها دقیقا تصور من از وضع انسانی خودمه؛ بسته، و در خواب. غایب.
به قول معروف، Believe Women
Replying to @IranIntlbrk
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس: اگر آنها بخواهند از «مادر بمبها» استفاده کنند، ما از «پدر موشکها» استفاده خواهیم کرد.



