خرگوش و خاکستر شدی ای بچه ترسو

Tehran🎢Mazandaran
Joined December 2016
هر اونچه به من آسیب زده /ک/ داشته: زن کرمانی، زن کرجی، زن لک، لوکیمیا، کوید، سکته، کارتر، کلهٔ‌پدرخمینی، حزب‌ کسکش‌‌ توده، علی‌اردشیرکتلت‌لاریجانی، کون طیاره، کینگ‌رضاپهلوی، عکس‌‌ها، خاک، گنجشک‌هاوبچه‌های‌مرده، ولاییون سکولار، دست‌توکه‌می‌کشد‌کمان، کاچی‌به‌از‌هیچی، معرفت کردگار.
1
3
41
8,439
همیشه خودم را در پس یک در تنها دیده‌ام.
5
59
کام من اندر دل شکست امید در جان نشکند، هم راضیم گر در دلم سرهای پیکان نشکند.
1
9
160
خاطرمه وقتی بچه‌ای خداباور بودم هم [به زبون امروز] نمی‌تونستم اتوریته خدا رو نا‌مشروط بپذیرم. ساده‌تر، ابایی نداشتم از در نظر گرفتن اینکه خب شاید خدا باید بره در خودش رو بذاره. اینه که وقتی پاپا می‌گه: 'بر سر خاک از جفای آسمان، خاک هم بر آسمان خواهم فشاند' خوشم میاد.
1
12
272
من پدر قرن چهاردهمی مرحومم رو "بابا" صدا می‌‌کردم، هر جا از “پاپا“ یاد شده منظور پدر قرن پنجمی مرحومم "خاقانی"‌ـه.
2
46
💃اشک در رقص است و ناله در سماع🕺
8
157
روز آمد و رفت. و هزاران روز، و هزاران بار. همیشه من ماندنم و تاریکی بزرگ.
3
126
تو خواهی ماند و هراس بزرگ. ستون نگاه، و پیچک غم.
1
19
308
احسنت.
تهران واسه ما شهر بشو نیست.
9
276
ذکر تو به باغ خاطر من، شاخی است که مهرگان ندیده است.
1
18
516
کشمش پلو خیلی ملّی مزه می‌کنه، هر بار تعجب می‌کنم که مازنی و مهجوره.
20
332
یک کیفیتی که در خاقانی دوست دارم تقلیل ندادگی نگاهشه. زمونه بده، گذشته بهتر نبوده. مردم بدند، دنیا هم بده. دنیا بده، ولی مهمه. معشوق فاصلهٔ بهشت نیست، فاصلهٔ پناهه. حتی معشوق جان نیست، من در فقدان بی‌جانم. او ز من بدرود رفتی من ز جان بدرودمی.
20
322
پاپا امروز چاشت اشک‌مون رو جمع کرد‌‌. ای دل شامرزایی مجروح‌خیز، اهل به دست آور و درمان‌ طلب. بیخود.
1
13
299
تکرار کردم این صد هزار نرگسه بر سقف این حصار، رخسار ما چو نرگس نو زرد کرده‌اند. دیدم که بحث من جداست و حصار در حصار محلی از اعراب نداره، پس گرفتم.
16
286
من هنوز درک نمی‌کنم که تفاوت امـام غایـب و مجـی در شرایط فعلی چیه که دومی نایب اولیه. نایـبِ غایـبِ غیـبتِ امـامِ غایـب🥃.
1
22
508
من مشکلی ندارم ولی گویا در شیـعه غیبت فقدان مهمیه و باید با پیدا پرش کرد. وگرنه که خود امام هست.
2
106
هر غایبی رو از دختر ٣ سالهٔ‌ پسرخاله‌ام جویا بشی، جواب می‌ده: «خوابه.» به جز سگ مادربزرگش؛ ‌‌‌که جواب می‌ده: «بسته‌ئه‌‌‌‌.» این‌ها دقیقا تصور من از وضع انسانی خودمه؛ بسته، و در خواب. غایب.
2
29
568
دردا که دل نماند و بر او نام درد ماند.
10
261
از طعم آب و نون خسته شدم، که یعنی از زنده بودن خسته شدم.
14
270
به قول معروف، Believe Women
Replying to @IranIntlbrk
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس: اگر آنها بخواهند از «مادر بمب‌ها» استفاده کنند، ما از «پدر موشک‌ها» استفاده خواهیم کرد.
8
297