۵ سال پیش بود که خامنهای گفت جوانهای ما دیکتاتوری ندیدهاند، الان باید خیالش راحت باشد، نوجوانهای ما هم دیکتاتوری دیدهاند.
هر چه خامنهای پیرتر میشود، این کلمه دشمن «مثل خوره در انزوا» ذهن و ادبیاتش را بیشتر میجود. ترسِ از دست دادن، آزارش میدهد، علیه مردم بیرحمتر و گزیدهتر میشود و تکیهاش بر تفنگ بیشتر، مثل سخنرانی امروز.
آخرین وضعیت
وزارت کشور و سپاه میگویند شاهد “اعتراض اقلیتی از نوجوانان فریبخورده به سرکردگی فوتبالیستها” بودیم. وزارتاطلاعات بیانیه داده شاهد “براندازی چندلایه غرب، سعودی و بهایی در چارچوب مدل صهیونیستی حداکثر خشونت” بودیم. مردم در خیابان شعار میدهند نه اینوری، نه انوری …
تنها کمک خارجی، اتحاد جهانی ایرانیان و حمایت سلبریتی/شهروند خارجی بوده. برای آمریکا برجام مهمتر از اعتراض است، برای اسرائیل بمب اتم و مرز سوریه، اوکراین بحث اول اروپاست. کمکی از جایی در راه نیست، کسی نقشه نکشیده. تحلیل الکی نکنید، میشود پروپاگاندای نظام. کمک/قدرت خود مردماند.
دوباره بنویسم که حامد اسماعیلیون با صراحت، خستگیناپذیری و شجاعتی که دارد، با قدمهای استوار، شخصیت قوی، بیان دادخواه و حرفهای روشنی که میزند؛ نشان داد اگر کسی باشد که برنامه و کاریزما داشته باشد، حرکت منسجم ممکن است. او رهبر اپوزیسیون نیست ولی مثال درست یک رهبر اپوزیسیون است.
خامنهای گمان نداشت گشت ارشاد بشود شهریور خونین. و البته گمان نداشت بمب اتم بشود چاه ویل، خیابان بشود کابوس حزبالله، احمدینژاد بشود تف سربالا، اعتراض به فساد بشود ننگ دی۹۶، جرقه بنزین بشود شعار سقوطش (آبان۹۸)، ته هلال شیعی بشود جسد سلیمانی و جنازه هواپیما بشود آتش زیر خاکستر.
از قضا من هم میگم نه شما و نه امثال البغدادی نمیتوانید چنین گهی بخورید و ایران را سوریه کنید. این شعار را بهانه میکنید برای کشتار بیشتر که این گه را هم نمیتوانید بخورید.
This Post is from a suspended account. Learn more
لیبی میشویم، سوریه میشویم، اسم رمز کشتار است.
#مهسا_امینی
در گذار اول (خمینی/بازرگان) آخوندها لیبرالها را بیرون کردند تا صندلیها را اشغال کنند. گذار دوم جنگ بین آخوندها (خمینی/منتظری) بود، گذار سوم (خامنهای/؟) جنگ بین آخوند و مردم است. شهریور ۱۴۰۱ از این زاویه، اعتراض دو هفتهای نیست، جنگی برای یک دهه است.
#مهسا_امینی
همین خرداد مشاور خامنهای گفت سیستان و بلوچستان امنترین استان است، حالا تصویر جنگ میآید از زاهدان. چند دهه فقر و فشار، تبعیض و ارعاب، اعدام و زندان و سنیستیزی به بهانه مبارزه با وهابیت، کاشتند و حالا خشم و نفرت درو کردند.
اولین تاکتیک دیکتاتور سرکوب سریع بود، شکست خورد. دوم دلجویی از خانواده مهسا و تاکید بر شفافیت بود، حرف مفت بود. سوم راهپیمایی و “جمعش کردیم” بود؛ بلوف بود. چهارم فرسایشی کردن ماجرا و خستگی معترضان بود، امید واهی بود. پنجم بازداشت گسترده و ارعاب بود، کور بود؛ خیابان بنبست است.
فاشیستها در آلمان نازی مغازه یهودیان را علامتگذاری میکردند، جمهوری اسلامی خانه معترضان را. شباهتها تصادفی نیست، واقعی است. #مهسا_امینی
خیابان و شطرنج خون
۱/ «خیابان» برای خامنهای هم درد است، هم درمان. هر وقت صف به نفعش است، یا او را از رنجی یا خفتی نجات دهد، سریع میگوید «دست خدا در کار بود»؛ یوم الله. کلا اینطور است. پسابرجام که وا داده بود و حس خفت داشت مقابل ارزشیها، وقتی تفنگداران آمریکایی بازداشت شدند…
۶/ تجهیز سازمان سرکوب را تامین، نهادهای اطلاعاتی را بیشتر، قوای سهگانه را هماهنگ، «جوانهای مومن انقلابی» را چپاند در حکومت و … تا حکومتش در دوره گذار، یکصدا و سرحال به نظر برسد، منتها «خیابان» که بهم بریزد، این بازی و تصویرسازی خراب میشود. مضحکه و سرزنش میشود، ناخوش و عصبی.





