Just be beautiful in your sins Renich viasa avage Lilith lirach

یکمی خارج
Joined December 2019
چیزی نمیشه گفت جز : "شام ایران روز باد!"
9
10
2
304
181,353
گوگل یاد اوری کرد که سال پیش امروز کوفته پخته بودی 🥲🥹
2
40
414
جدی جدی این اواخر باید یه فازمتر دم دستمون باشه هر مردی دیدیم بکنیم تو کونشون ببینیم فازشون چیه که این همه کسخلن
ما همچین دختراییوا فقط برا کردن می‌خوایم و میدونیم اونم برا ازدواج پروفایل نذاشته :)
1
15
568
رفتم اون کت چرمه رو خریدم از فردا فقط شلاق شلاق 🙂‍↔️😌
2
1
42
881
Emily in Paris? Non, chérie… Khomeini in Paris. 🇫🇷🖤
32
433
دلم نیومد :)
با من باشید ببینیم دلم میاد این موهای وامونده رو کوتاه کنم امروز؟ تا دیشب هیجان داشتم و امروز صبح که داشتم شونه میکردم موهامو بغضم گرفت 😐
5
80
936
نفرت کیوی از پاندا به جایی رسیده که وقتی پاندا دو دقیقه میشینه پیشش، خانوم عق می زنه 😐
27
516
عنقریب بود زیر عکس یه اقا پسری بنویسیم پیشی من میشی؟ خدارو شکر زود جلو خودمو گرفتم
2
33
624
با من باشید ببینیم دلم میاد این موهای وامونده رو کوتاه کنم امروز؟ تا دیشب هیجان داشتم و امروز صبح که داشتم شونه میکردم موهامو بغضم گرفت 😐
7
1
22
1,549
یه دور هم میرن پیش مامانشون گریه میکنن احتمالا :)
25
2,262
هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم کار بتونه این‌قدر روی احساساتم تأثیر بذاره و از نظر روانی درگیرم کنه. توی سه ماه گذشته، تعداد زیادی از کارمندها رو تعدیل کردیم و من مجبور بودم باهاشون حرف بزنم و بهشون بگم که دیگه جایی توی مجموعه ندارن. چیزی که شاید روی کاغذ فقط یه تصمیم مدیریتی باشه، ۱
2
1
81
4,207
من همیشه فکر می‌کردم می‌تونم احساساتم رو از کارم جدا کنم، اما این سه ماه بهم نشون داد که بعضی تجربه‌ها اون‌قدر سنگینن که نمی‌تونی فقط در حد یک مسئولیت شغلی باهاشون برخورد کنی. بعضی از اتفاق‌های کاری، وقتی تموم می‌شن، واقعاً تموم نمی‌شن؛ باهات می‌مونن، توی ذهنت تکرار می‌شن ۴
1
15
460
و یه جایی درونت رو تغییر می‌دن. و من تازه دارم می‌فهمم که چقدر ممکنه از نظر عاطفی تحت تأثیر کاری قرار بگیری که هر روز انجامش می‌دی، بدون اینکه حتی متوجه بشی چقدر داره ازت انرژی می‌گیره.
14
423
والا این بچه مچه های هوار شده تو دایرکت ما یه چیز دیگه میگن ها :))))
این طبیعیه که پسری که تو دهه چهل زندگیشه بره با دختری ازدواج کنه 10 20 سال از خودش کوچکتره خب دختری که الان تو دهه چهل زندگیشه اون زمانی که جوانتر بود باید فکر اینجای کار رو می‌کرد شرایط سنی ازدواج برای دختر و پسر برابر نیست
2
33
1,666
بین دوتا پای این بچه یه تهران فاصله‌ست‌ 😭❤️
با دوتا سلول خاکستری چربی گرفتش داشت محاسبه میکرد که شیرینی تو دستمو چجوری بدزده بخوره :)
5
4
703
9,578
دیشب تو راه خونه همش نگران میرزا و هیتلر و هیملر(گربه های محله) بودم. بارون وحشتناک بود و کوچه رو اب ورداشته بود. یه یه ربعی تو کوچه صداشون زدم و نیومدن. در آپارتمانو که باز کردم دیدم همشون از پله ها بدو بدو اومدن پایین. همسایه ها قبل من اورده بودنشون تو ساختمون 🥹
5
95
1,500
یه جوری داره بارون میباره و خیس شدم که دلم میخواد سه چهارتا مردو بگیرم بزنم 😒
4
28
688
همین دو روز پیش یه زن مثله شد و تو تشییع جنازش اومدن گفتن " خودمون کشتیم خودمون هم عزاداری میکنیم براش" اون وقت فرید نگران اینه که چرا زنا نمیان اون میلگرد داغو وردارن بکنن تو کون پدر فرید که فمنیسم رو از کانال مردای آلفای تلگرام یاد گرفته. لال بمیرید کاش!
به شرافتم سوگند اگر تنها یک زن فمنیست حاضر شد در این شرایط کار کند، من یک فمنیست افراطی خواهم شد.
37
159
3
4,647
35,851
من تو زندگی از هر چیزی شانس نیاورده باشم از دکتر، شانس اوردم. تو این دو ماه اخیر که تحت درمان بودم. یکی از سه تا دکترم هر روز صبح بخیر و شب بخیر می‌فرستاد که بدونه زندم و حالم خوبه :)
20
537