ی فاطمه نامی بود
فک کنم ادمین دیتابیس بود
تو خوابگاه زندگی میکرد
دور تختش ریسه داشت و ی کافی بار کوچولو کنار تختش
فک کنم تازگیا خونه اجاره کرده بود
بعد دی و جنگ گمش کردم. کجاس؟
من واقعا نمیدونم طبیعیه که با این پسر حرف ندارم بزنم؟
همش داره به سلام صبح بخیر چطوری چطورم میگذره! باید به زور ازش درمورد علایق و لایف استایلش حرف بکشم
خب بابا چرا میای جلو وقتی حوصله حرف زدن نداری!
هربار اومدم توییتر هشتگ اسمشو سرچ کردم و نبود!
هنوز منتظرم تا شاید خانوادش تصمیم بگیرن اسمشو جاودان کنن
Luna retweeted
آموزش جامع ساخت فیلترشکن شخصی رایگان با گوگل و کلودفلر، متد MHR-CFW
تماشا در تلگرام: t.me/MatinSenPaii/2911
تماشا در یوتوب: youtu.be/L3lJZrAqqUQ
🤖 Made with AI
من نترسیدم
با اینکه با تمام وجودم شوق زندگی دارم، با اینکه برای سال آیندهام کلی برنامه دارم... بازم هیچ ترسی از مردن تو این جنگ ندارم
اما
دی ماه که عزیزمون یک هفته رو تخت بیمارستان بود، هر لحظه ترسیدم و اشک ریختم
و بعد از اون دیگه واقعا نترسیدم
شهید ما درحالی رفت که یک هفته از عملش گذشته بود و دکترش گفته بود عملش خوب بوده و بدنش هم خوب جواب داده و نگران کننده نیست
من هربار پرنسس لئونور اسپانیا رو میبینم اینطوریم که اهاا پس اینطوری واسه تاج و تخت تربیت میشن و آموزش میبینن
با دوست عزیزم که آخر هفته رو شمال بوده صحبت میکردم
میگفت وای با این درآمدها و هزینه ها ماهم به زودی میریم زیر خط فقر
این توهم بالای خط فقر بودن رو خیلی هامون داریم
هربار میخوام انعام بدم
یا چمیدونم به فقیر کمک کنم
به این فکر میکنم که خب الان با این ۵۰۰ تومن چی میتونه بخره؟ ی شونه تخم مرغ؟
خجالت میکشم
من نمیدونم نيروي انتظامي دقیقا چیکار میکنه!
حتی اون پروندهای ک اونا میخوان نگه دارن تو ادارهشون رو هم خودت باید بری از کافینت بگیری...
ثنا هم که تخمشونه، تمام دستورات رو باید بری پرینت بیاری
آخرم حکم میدن دستت که برو اوپراتور مورد نظر استعلام بگیر
باشه! تو چه غلطی میکنی پس؟



