Payvar Foundation | خانه پایور (@payvarorg) header
Payvar Foundation | خانه پایور (@payvarorg) profile picture

کار ما نگهداری، پژوهش و انتشار اسناد تاریخ موسیقی ایران است

تهران، ولنجک
Joined January 2024
Photo by Payvar Foundation | خانه پایور (@payvarorg)Photo by Payvar Foundation | خانه پایور (@payvarorg)Photo by Payvar Foundation | خانه پایور (@payvarorg)Photo by Payvar Foundation | خانه پایور (@payvarorg)Photo by Payvar Foundation | خانه پایور (@payvarorg)Photo by Payvar Foundation | خانه پایور (@payvarorg)Photo by Payvar Foundation | خانه پایور (@payvarorg)Photo by Payvar Foundation | خانه پایور (@payvarorg)Photo by Payvar Foundation | خانه پایور (@payvarorg)
قسمت سوم مصاحبه با کلنل وزیری ادامه‌ی حکایت قائله‌ی قوام‌ و مشروطه‌خواهان مخالف اوست در شیراز…و البته تمام شدن حلقه‌ی فیلم و گفتگوهایی پشت صحنه میان او، محمدرضا لطفی و همایون شهنواز… امیدواریم این قسمت‌ها را دنبال کنید تا در قسمت‌های بعد که وزیری مقداری از وضع موسیقی دوران خودش هم صحبت می‌کند.
1
1
17
353
عکس‌ها گاه جزئیاتی از مناسبات آدم‌ها را پیش چشم می‌گذارند که در روایت‌های تثبیت‌شده‌ی تاریخی کمتر به چشم می‌آید. در این عکس، عارف قزوینی بر زمین نشسته و دیگران بر صندلی نشسته‌اند یا ایستاده‌اند. در پشت‌نویسی عکس نیز، از قلم یک شاهزاده‌ی قاجاری، با عبارت «عمامه‌به‌سر چَندکی، عارف معروف که از او سخن بسیار بر زبان‌هاست» توصیف شده است؛ عبارتی که می‌توان در آن لحنی خودمانی و شوخ‌طبعانه، و شاید نگاهی از بالا به پایین شنید. میان عارفِ حاضر در این مهمانی و عارفی که امروز در تاریخ شعر و موسیقی ایران می‌شناسیم، با انبوهی از رویدادها و روایت‌ها فرق بسیار است. حالت نشستن او و شیوه‌ی توصیفش، به‌تنهایی، مناسبات آن جمع را روشن نمی‌کند؛ اما همین جزئیات پرسش‌هایی درباره‌ی موقعیت او در آن روزگار و چگونگی شکل‌گیری اعتبار تاریخی‌اش پیش می‌کشد. عکس و پشت‌نویسی‌اش ما را به مکث، تدقیق در شواهد و بازاندیشی در صورت‌بندی‌هایی دعوت می‌کنند که به‌مرور قطعی و بدیهی به نظر رسیده‌اند. امیرمهدی مصلحی ضمن در اختیار گذاشتن این عکس شمه‌ای از زندگی و حالات دوستعلی معیرالممالک را برای این فرسته تهیه دیده است: دوستعلی خان معیرالممالک، آخرین فردی است در این خاندان که به لقب معیرالممالک مفتخر شد. او دومین فرزند امیردوستمحمد خان معیرالممالک و شهزاده عصمت‌الدوله (دختر ناصرالدین شاه قاجار) است، که تاریخ مولودیهٔ ایشان را میرزا غلام‌رضا اصفهانی، خوشنویس بزرگ عصر، در سوم رجب سال ۱۲۹۳ برابر با چهارم مرداد ۱۲۵۵ خورشیدی در باغ فردوس تهران با غزلی از حسینعلی خان نوری مازندرانی ملقب به «وفا» در قالب سیاه‌مشق ثبت کرد. دوستعلی خان در متجاوز از ۹۰ سال زندگانی خود، به جز مدت کوتاهی اشتغال در نظام دیوانی سلطنتِ قاجار، بیش‌تر سرگرم هنر و مشغول امور زیبای جهان پیرامونش بود. چونان پدربزرگِ تاج‌دارش در تفنّنِ هنر حرفه‌ای بود. نقاشی می‌کشید، قلمِ گیرایی داشت، در کودکی نزد میرزا غلام‌رضا اصفهانی تعلیمِ خط گرفت، در کبوتربازی حرفه‌ای بود و همچون پدرش امیر دوستمحمد همنشینِ هنرمندان و فرهیختگان زمان خود بود. ابراهیم گلستان به همراه فروغ فرخ‌زاد در تدارک ساختِ مستندی از ایشان بودند که اجل مهلتش نداد و چند ماهی پیش از مرگِ فروغ، در چهاردهم آبان ۱۳۴۵ درگذشت و در گورستان امام‌زاده عبدالله ری در جوار همسرش شمس‌النّهار خانم فرح‌السّلطنه به خاک سپرده شد. صدای امیرحسین بنکدار تهرانی
1
3
2
22
1,458
شبکه‌های اجتماعی ما را عادت داده‌اند به وعده‌های کوتاه و پراکندگی. این نافی تمرکز برای پژوهش است هرچند نافی شکل بودن در امروز نیست. تصمیم گرفتیم برای آنها که این وعده‌های کوتاه را خوش‌تر می‌دارند، ویدیوهای بلندی که تا کنون در صفحه‌های شبکه‌های اجتماعی‌مان منتشر کرده‌ایم را در چندین قسمت منتشر کنیم تا هم یادآوری شوند و هم بینندگان وقت گرانبهای خود را صرف دیدن ویدیو‌های طولانی نکنند.  قسمت اول ویدیوی مصاحبه با کلنل علینقی وزیری که در فیلمی از همایون شهنواز ظاهر شده‌اند و به زندگی ایشان می‌پردازد، به ماجرای خاطرات ایشان در شیراز و حرکت دادن قوام به سمت تهران اشاره دارد. داستان کل این فیلم را در اینجا بخوانید: در اوایل پاییز ۱۳۵۶، «همایون شهنواز»، از کارگردان‌های تلویزیون ملّی ایران، با نگارنده تماس گرفت و اظهار کرد که می‌خواهد فیلمی از «کلنل وزیری» بسازد، و «محمدرضا لطفی» در نقش پرسشگر و نگارنده به عنوان مشاور موسیقی در این فیلم حضور داشته باشیم. قبلاً شهنواز با «حسینعلی ملّاح»، موسیقیدان و خواهرزاده‌ی کلنل دیدار کرده و خواستار ملاقات با کلنل شده بود. ملّاح کلنل را متقاعد کرد که شهنواز را بپذیرد و قرار شد نگارنده و پدر شهنواز در این ملاقات شهنواز را همراهی کنیم. کلنل در منطقه‌ی «دروس» خانه داشت. در آغاز کلنل زیر بار نمی‌رفت که از او فیلمی گرفته شود و بالاخره با پا درمیانی و استدلال حضار پذیرفت که جلوی دوربین حاضر شود. چندی بعد، نخستین جلسه‌ی فیلمبرداری در خانه‌ی کلنل صورت گرفت و تا پایان سال ادامه پیدا کرد و یک یا دو جلسه موکول به سال نو شد که آن هم انجام شد. در اواخر اسفند ۱۳۵۶، شهنواز کلنل را به تلویزیون ملی ایران آورد و بخش‌هایی از فیلم‌های گرفته شده را به کلنل نشان داد. متاسفانه فیلم نهایی را من ندیدم و پس از پاییز ۱۳۵۷ اوضاع سیاسی مملکت دگرگون شد و متوجه نشدم که چه بر سر فیلم آمد. فوزیه مجد ۲۷ شهریور ۱۳۹۹ --------------   فیلمی که به لطف «سامان بیات» و «حسین عصاران» در اختیار «خانه‌ی پایور» قرار گرفته است در واقع چند تکه راش سه-چهار دقیقه‌ای است از راش‌هایی حدود نهصد دقیقه که حاصل چند جلسه گفتگو با «کلنل علینقی وزیری» است. کسی از اینکه این فیلم به تدوین نهایی رسیده و تبدیل به نسخه‌ی نهایی شده باشد تا کنون اطلاعی ندارد. از آنجا که تا کنون تکه‌ها و بریده‌هایی از این فیلم در فضای مجازی پخش شده بود از آقای سامان بیات خواهش کردیم که آنچه از این فیلم موجود است را در اختیار «خانه‌ی پایور» قرار دهند تا با انتشار آن این گوشه از تاریخ شفاهی موسیقی ایران هم بر پژوهندگان و مشتاقان پنهان نماند. -------------- #خانه_پایور #فرامرز_پایور #انتشار_اسناد_موسیقی_ایرانی #کلنل #علینقی_وزیری #وزیری #پایور #تار #موسیقی #همایون_شهنواز
1
4
1
25
1,654
Payvar Foundation | خانه پایور retweeted
فکر می‌کنم آرشیو خصوصی اگر به صورت علمی و کاربردی برای عموم ارائه بشه کمک خیلی مهمی به فرهنگ عمومی میکنه. یکی خانهٔ پایور و یکی دیگه هم بنیاد طالقانی (@taleghanizamane ) دو مجموعهٔ آرشیو کاملا خصوصی هستند که در سال‌های اخیر جدی دارند فعالیت می‌کنند.
دستنوشته‌ای از حسن مشحون:
1
2
62
دستنوشته‌ای از حسن مشحون:
2
5
826
پایور این نسخه‌برداری را در شش دفتر بیاضی دست‌ساز در ابعاد بیست‌وهفت در هیجده سانتی‌متر و  با مداد نوشته است. در صفحه‌ی اول دفتر اول چنین آمده است: ع از ردیف میرزا عبدالله ح از ردیف آقا حسینقلی د از ردیف درویش خان م از ردیف منتظم‌الحکما یک دوره ردیف موسیقی ایرانی که توسط آقای موسی معروفی از اساتید موسیقی کلاسیک قدیم ایران جمع‌آوری شده در۶ دفتر دفتر اول
آواز اصفهان، دستگاه راست‌پنجگاه، دستگاه نوا دفتر دوم
بقیه دستگاه نوا، دستگاه سه‌گاه، دستگاه همایون دفتر سوم
دستگاه چهارگاه، آواز افشاری، آواز ترک دفتر چهارم
دستان عرب، دشتی، شور دفتر پنجم
بقیه‌ شور، بیات کرد، ماهور دفتر ششم
بقیه‌ دستگاه ماهور درباره‌ی این مجموعه ۶ دفتر می‌دانیم: §       تاریخ کتابت ندارد. §       او در ابتدای هر گوشه این حروف اختصاری را نوشته است و در گوشه‌هایی این تعیین‌کنندگی غایب است یا خارج از این نشانه‌هاست؛ در مواردی نام اشخاص دیگری آمده است:‌ ساغری‌زاده، حاجی، قهرمانی و… §       هرچند بخش بسیار جالب‌توجه این نسخه‌برداری تعیین گوشه‌به‌گوشه‌ی مأخذ این گردآوری است، شاید مهم‌ترین بخش این سند ارجاع و تصریح بخشی باشد که به درویش خان منسوب است. §       این ردیف شباهت بلامنازعی با نسخه‌ی چاپ‌شده دارد و چند نکته را روشن می‌کند. §       از آنجا که معروفی گفته است به نت‌نویسی هدایت/ روایت منتظم‌الحکما ایرادهایی وارد است و او به تصحیح آن‌ها پرداخته، و اکنون نت‌نویسی هدایت به طور کامل در دسترس است و می‌دانیم کدام گوشه‌ها از نوشته‌های او برگرفته شده است، روش بازنویسی معروفی از آن ردیف کاملاً قابل پژوهش و بازپردازش است. §       در یک گوشه این جمله جالب‌توجه است: «از ردیف هنگ‌آفرین که با ردیف منتظم‌الحکما یکی است.» §       این ثبت روشن می‌کند که ۴۳.۷٪ این ردیف از منتظم‌الحکما، ۱۷٪ از درویش خان، ۱۳٪ از میرزا حسینقلی، ۱.۰۸٪ از میرزا عبدالله، ۱۵.۹٪ مشخص‌نشده، ۲.۵٪ از قدما، دو گوشه از قهرمانی، یک گوشه از نوایی، یک گوشه از ساغری‌زاده و یک گوشه از هنگ‌آفرین است. §       در میان دفترهای پایور دو دفتر دیگر نیز به موسی معروفی اختصاص دارد: یکی بخشی از ساخته‌های اوست و دیگری ردیف دستگاه ماهور که در عنوان آن نوشته شده است: «که توسط موسی معروفی به سبک خاصی تنظیم گردیده است.» این مقاله را به‌صورت کامل‌تر می‌توانید در سایت خانه‌ی پایور مطالعه کنید.
7
1
32
1,361
در سنت علمی ایران، عنوان «حکیم» بر مجموعه‌ای از دانش‌ها دلالت داشت؛ طب، فلسفه، ریاضیات، نجوم، ادبیات و موسیقی اجزای به‌هم‌پیوسته‌ی یک نظام معرفتی به شمار می‌آمدند. شاید بتوان در برخی پزشکان دوره‌ی قاجار و سال‌های پس از آن، ادامه‌ای از همین سنت را دید؛ هرچند صورت آموزش و جایگاه اجتماعی آنان دیگرگون شده بود. کمال‌السلطنه، پدر ابوالحسن صبا، منتظم‌الحکما، خلیل‌خان ثقفی، اسماعیل مرزبان و شماری دیگر، در کنار دانش و حرفه‌ی پزشکی، به موسیقی نیز التفات داشتند. حتی مخبرالسلطنه هدایت، با هر پیشینه و مسیر آموزشی‌ای که داشت، موسیقی را موضوعی شایسته‌ی توجه، آموختن و ثبت کردن می‌دانست. او به ثبت ردیفی که منتظم‌الحکما از میرزا عبدالله در حافظه داشت همت گماشت. توجه این افراد به موسیقی را شاید بتوان ذوقی شخصی یا سرگرمی اهل فضل هم تعبیر کرد، ولی ممکن است این توجه، بازمانده‌ی نگرشی باشد که موسیقی را نیز در شمار علوم و بخشی از تربیت حکیمانه می‌دید. نقطه‌ای تاریخی در موسیقی ایرانی، آن لحظه‌ای است که مخبرالسلطنه، ثبت ردیف نقل‌شده از منتظم‌الحکما را که از درس‌های استادش، میرزا عبدالله، به خاطر سپرده بود، به نسل پس از خودش انتقال داد. این ثبت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ هرچند به شکلی نامحسوس در ردیف‌های نقل‌شده‌ی بعد از آن حضور دارد، به‌ویژه در ردیف گردآورده‌ی موسی معروفی. این تصویر یگانه از منتظم‌الحکما، ما را به یکی از همین چهره‌ها نزدیک می‌کند؛ شخصیتی که نام او با بخشی از تاریخ انتقال ردیف پیوند خورده است. در پست آینده، از یکی از مسیرهای این انتقال و از نسخه‌ی ردیف موسی معروفی خواهیم گفت که فرامرز پایور آن را با دقت استنساخ کرده است. عکس را، بنا به پشت‌نویسی، خلیل‌خان ثقفی، اعلم‌الدوله، که از اطبای دوره‌ی مظفری و ناصری بوده‌اند، انداخته‌اند. آشنایی ایشان با منتظم‌الحکما از طریق امین‌الملک، اسماعیل مرزبان، که او هم از پزشکان دوره‌ی قاجاری و چندی با منتظم‌الحکما هم‌منزل بوده است، اتفاق افتاده است. با سپاس از امیرمهدی مصلحی @AMMoslehi
1
2
17
641
در این ویدیو، با دنبال کردن دست‌نوشته‌ی فرامرز پایور همراه با لحظه‌به‌لحظه‌ی اجرای «هفت پیکر»، می‌توان اندیشه، طراحی، آهنگسازی و تفسیر موسیقایی او از حرکت رقصندگان را دید. وقتی به جزئیاتی که برای ریزترین حرکات رقص طراحی شده است نگاه می‌کنیم، گویی تصویر تازه‌ای از اندیشه‌ی موسیقایی پایور برایمان متبلور می‌شود. به نظر می‌رسد آهنگساز، در همراهی دقیق با خواسته‌های کارگردان، رابرت دو وارن، نخواسته است هیچ بخشی از حرکات را به حال خود واگذارد یا برای هر پرده و مجموعه‌ای از حرکات تنها به یک ایده‌ی کلی بسنده کند. موسیقی گاه تا جزئی‌ترین حرکات رقصندگان پیش می‌رود و آنها را دنبال می‌کند. این تصاویر می‌توانند گوشه‌ای از ظرافت نگاه پایور و دقت او در طراحی موسیقی برای صحنه را نشان دهند. در این تصاویر، که بخش مقدمه‌ی «هفت پیکر» را دربر می‌گیرد، غلامرضا سخایی در نقش بهرام گور و فائقه سهرابی در نقش شاهدخت هندی به هنرنمایی پرداخته‌اند. امیدواریم در آینده‌ی نزدیک تمام آنچه از تصاویر این اجرا به جای مانده است را با نت‌نوشته‌های آن تطبیق دهیم و نتیجه را با شما به اشتراک بگذاریم.
1
11
1
67
5,387
در میان دستنوشته‌های فرامرز پایور، پوشه‌ای با عنوان «هفت‌پیکر، موزیک رقص» نگهداری می‌شود؛ مجموعه‌ای مربوط به اجرای صحنه‌ای داستان هفت‌پیکر نظامی، به کارگردانی و طراحی رقص رابرت دو وارِن که اهل بریتانیا بود و برای مدتی طولانی در ایران در زمینه‌ی طراحی باله و رقص با  تالار رودکی همکاری کرد. این پوشه شامل یادداشتی از رابرت د وارن از فهرست رقص‌هایی که طراحی کرده است و نت‌نوشته‌هایی است که فرامرز پایور برای بخش‌های مختلف اجرا نوشته است. پایور برای هفت شاهدخت داستان، هفت قطعه رقص ساخته است. هر شاهدخت به یکی از هفت اقلیم تعلق دارد و موسیقی هر رقص، هویت یکی از این سرزمین‌ها را عیان  می‌کند. بر اساس یادداشت کارگردان رقص‌ها به ترتیب هندی، اسلاو، یونانی، ایرانی، چینی، تاتار و زابلی و رقص دست‌جمعی است. اما در پوشه‌ی نت‌ها تعداد بیشتری رقص دیده می‌شود. پس از پیش‌پرده، رقص نخست، رقص هندی، به فورَک، دختر پادشاه هندوستان ، و گنبد سیاه مربوط است. رقص دوم، رقص چینی ۱ و ۲ ( احتمالا همان رقص تاتاری)، برای یغماناز، دختر خاقان چین، و گنبد زرد نوشته شده است. رقص سوم، رقص خوارزم، به نازپری، دختر پادشاه خوارزم، و گنبد سبز اختصاص دارد. رقص پنجم، رقص عربی، به آذریون، دختر پادشاه مغرب و گنبد فیروزه‌ای تعلق دارد. رقص ششم، رقص یونانی، به هما، دختر قیصر روم ، و گنبد صندل‌فام مربوط است و رقص هفتم، رقص ایرانی ۱ و ۲ (احتمالا رقص زابلی)،  برای دُرسَتی، دختر شاه ایران، در گنبد سفید طراحی شده است. نظامی با پیوند دادن هفت رنگ، هفت ستاره و هفت سرزمین، به داستان بهرام گور ساختاری  نمادین بخشیده است. در این اجرای صحنه‌ای نیز موسیقی، رقص و روایت در امتداد همین ساختار هفت‌گانه شکل گرفته‌اند. نت‌های باقی‌مانده نشان می‌دهد که پایور موسیقی را با توجه به هویت هر شاهزاده، موسیقی هر اقلیم و حرکت صحنه نوشته است. این صفحات اجزای پراکنده‌ی یک اثر نمایشی‌اند که در آن موسیقی ایرانی برای همراهی با روایت، شخصیت‌ها و طراحی رقص به کار گرفته شده است. آنچه امروز از «هفت‌پیکر» باقی مانده، همین پوشه، دستخط‌های پایور، یادداشت کارگردان و بخش‌هایی کوتاه از تصاویر اجراست؛ اسنادی از تجربه‌ای کم‌نظیر در پیوند موسیقی ایرانی، ادبیات کلاسیک و رقص صحنه‌ای. صدای: علی اتحاد
1
11
2
58
3,802
پایور به صدای بنان علاقه داشت. این علاقه آنچنان بود که پایور دفتری در قطع رحلی تهیه کرده و اکثر آثاری که با صدای بنان از رادیو پخش شده را به نت درآورده تا بر آن تصنیف‌ها و حالات آواز بنان مسلط شود: تصنیف‌هایی که آقای بنان می‌خوانَد... در این دفتر این تصانیف به خط پایور ثبت شده‌اند:‌ جام جهان‌بین، آرزوی دل، وعده وصال، چه شورها، آهنگ آذربایجان، پیمان شکن، مشتاق و پریشان، لاله‌ی خونین، آه سحر، دلپسند، مرغ حق، نغمه نوروزی، هستی، مستی عاشقان، شب جوانی، بهار عاشق،‌ باد نوبهاری،‌ یار رمیده، نغمه‌های ماهور، ره عشق، امید زندگانی،‌ خریدار تو، بهشت عاشق، نغمه عشق.  اینکه یک نوازنده برای به دست آوردن آنچه می‌خواهد، از ساخت و دوخت  دفتر با دست تا ثبت نت به نت آنچه می‌شنود و پاکنویس کردنش را  به تنهایی انجام داده باشد خارج ازحد تصور و  انتظار است. پایور از این دست دفترها برای مشق شخصی بسیار دارد.
5
1
90
6,079
قابل سفارش از سایت خانه پایور payvarfoundation.org
1
9
582
زادروز احمد پژمان گرامی
1
11
1,220
اقدام،  خاموش‌ترین و اثرگذارترین عمل تاریخی‌ست. شاید گاهی دست‌دست کنیم برای انجام کاری ولی هیچ تعللی، هرچند نیک‌اندیشانه، در غربال تاریخ راه را برای دستیابی به حقیقت باز نخواهد کرد. اگر «مفخم پایان» این همت را نداشت که همراه خالقی و وزیری و صبا، گنجینه‌ی نوشتاری موسیقی ایران را غنی‌تر کند، گذشته از آنکه بخش مهمی از حافظه‌ی شفاهی موسیقی ایرانی به امروز و ما نمی‌رسید، چنین دفترچه‌ی بی‌نظیری هم به این گنجینه اضافه نمی‌شد. دفترچه‌ای که تقریبا تمام اهل عمل و نظر موسیقی ایرانی سال‌های بیست هجری شمسی در آن چیزی نوشته‌اند و دستخط‌شان را برای ثبت در تاریخ به یادگار گذاشته‌اند. خانه‌ی پایور مفتخر است که این دفترچه را مانند نسخه‌ی اصلش و به نزدیک‌ترین شکل ممکن به چاپ رسانده  و در اختیار علاقمندان گذاشته است. امیر مهدی مصلحی طراح حروف، خوشنویس و پژوهشگر خط در این ویدیو بخشی از ویژگی‌های این مجموعه را برشمرده است. @AMMoslehi
1
2
18
1,700
خوشبختی فرامرز پایور فقط از آن نبود که استادی چون ابوالحسن صبا داشت. در توصیه‌نامه‌ی صبا برای پایور، بینش و دقت نظر او در آینده‌ای که در ناصیه‌ی فرامرز پایور می‌بیند شگفت‌آور است: ممارست و پشتکار و دقت، شیوه و چابکی در نواختن، تکنیک عالی و ویرتوئوزیته، مغتنم بودن چنین شخصی در مملکت و از همه مهم‌تر پیش‌بینی آنکه پایور در آینده از اشخاصی خواهد بود که مانع زوال و از بین رفتن موسیقی می‌شود... نیز اشاره به همکاری در تدوین کتاب‌هایش و بهره بردن از اجراهایش در رادیو و مجامع هنری. پیش از به ثمر نشستن،  دیدن این آینده‌ی درخشان در راه شاگرد یکی از ویژگی‌های بی‌بدیل ابوالحسن صباست در بی‌دریغ  و بی‌حسادت بودن  که در این توصیه‌نامه تجلی یافته است. صبا تنها هفت ماه و دوازده روز بعد از نوشتن این نامه چشم از جهان فروبسته است. صدای امید خاکپورنیا متن و موسیقی:‌ علی صمدپور
3
1
30
2,353
شاید برای اولین بار باشد که چند سند مهم از تاریخ موسیقی ایران کنار هم قرار می‌گیرند تا مجموعه‌ای از گواهی‌های تاریخی، اخلاق حرفه‌ای و تواضع و فروتنی هنرمندان در نقش تاریخی‌شان را به زمانه‌ی ما برسانند. صدای «غلامحسین بنان» را می‌شنوید که ساخته‌ای از «روح‌الله خالقی»، «سرود ای ایران»، مهم‌ترین سرود میهنی تاریخ ایران را می‌خواند و سپس صدای «حسین گل گلاب»‌ را می‌شنوید که راجع به زمان و شکل ساخته شدن این سرود توضیحاتی می‌دهد. در ادامه دستنوشته‌ای از «گل‌ گلاب» خطاب به «لطف‌الله مفخم پایان» را می‌بینید که بابت انتشار سرودهای ملی و میهنی از «مفخم پایان» سپاسگزاری کرده است [این مجموعه دستنویس بی‌نظیر را به صورت فیزیکی می‌توانید از فروشگاه سایت خانه پایور سفارش دهید]. در جایی گلنوش خالقی اشاره کرده بود که «سرود ای ایران» در پی پرسش «لطف‌الله مفخم پایان»‌ از «خالقی» ساخته شده است که: آیا می‌توان در مایه‌ی دشتی هم موسیقی حماسی پدید آورد؟ و گفته بود که ظاهرا خالقی این سرود را در پاسخ به شدنی بودن این کار، پدید آورده است. باید توجه داد که «سرود ای ایران» خود متاثر از «سرود پیشاهنگان»، و همچنین الگوی مشخصی مانند «سرود ای وطن»، هردو ساخته‌ی علینقی وزیری در مایه‌ی دشتی است. دست‌نوشته‌ای که مشاهده می‌کنید، یکی از اولین ثبت‌های این سرود مهم تاریخ موسیقی است که لطف‌الله مفخم پایان آن را نوشته است. در توضیح کلام این «سرود ای ایران» می‌گوید: یک کلمه‌ی عربی در آن هست که کسی شاید متوجه نشود... این نشان از فکر زدودن زبان غیر پارسی از سرودی درباره‌ی ایران می‌آید؛ جان من «فدای» خاک پاک میهنم. در انتها، گل گلاب که در مصاحبه با همایون شهنواز از زندگی‌اش گفته است، اشاره می‌کند که: اگر همان‌هایی که ساخته‌ایم خوب بود که به قول عرب‌ها فبه‌المراد و اگر نبود که کسی نخواند و نشنود...   #خانه_پایور #روح_الله_خالقی #حسین_گل_گلاب
2
22
2
108
18,826
شاید برای اولین بار باشد که چند سند مهم از تاریخ موسیقی ایران کنار هم قرار می‌گیرند تا مجموعه‌ای از گواهی‌های تاریخی، اخلاق حرفه‌ای و تواضع و فروتنی هنرمندان در نقش تاریخی‌شان را به زمانه‌ی ما برسانند. صدای «غلامحسین بنان» را می‌شنوید که ساخته‌ای از «روح‌الله خالقی»، «سرود ای ایران»، مهم‌ترین سرود میهنی تاریخ ایران را می‌خواند و سپس صدای «حسین گل گلاب»‌ را می‌شنوید که راجع به زمان و شکل ساخته شدن این سرود توضیحاتی می‌دهد. در ادامه دستنوشته‌ای از «گل‌ گلاب» خطاب به «لطف‌الله مفخم پایان» را می‌بینید که بابت انتشار سرودهای ملی و میهنی از «مفخم پایان» سپاسگزاری کرده است [این مجموعه دستنویس بی‌نظیر را به صورت فیزیکی می‌توانید از فروشگاه سایت خانه پایور سفارش دهید]. در جایی گلنوش خالقی اشاره کرده بود که «سرود ای ایران» در پی پرسش «لطف‌الله مفخم پایان»‌ از «خالقی» ساخته شده است که: آیا می‌توان در مایه‌ی دشتی هم موسیقی حماسی پدید آورد؟ و گفته بود که ظاهرا خالقی این سرود را در پاسخ به شدنی بودن این کار، پدید آورده است. باید توجه داد که «سرود ای ایران» خود متاثر از «سرود پیشاهنگان»، و همچنین الگوی مشخصی مانند «سرود ای وطن»، هردو ساخته‌ی علینقی وزیری در مایه‌ی دشتی است. دست‌نوشته‌ای که مشاهده می‌کنید، یکی از اولین ثبت‌های این سرود مهم تاریخ موسیقی است که لطف‌الله مفخم پایان آن را نوشته است. در توضیح کلام این «سرود ای ایران» می‌گوید: یک کلمه‌ی عربی در آن هست که کسی شاید متوجه نشود... این نشان از فکر زدودن زبان غیر پارسی از سرودی درباره‌ی ایران می‌آید؛ جان من «فدای» خاک پاک میهنم. در انتها، گل گلاب که در مصاحبه با همایون شهنواز از زندگی‌اش گفته است، اشاره می‌کند که: اگر همان‌هایی که ساخته‌ایم خوب بود که به قول عرب‌ها فبه‌المراد و اگر نبود که کسی نخواند و نشنود...   #خانه_پایور #روح_الله_خالقی #حسین_گل_گلاب
4
31
1,303