١. آن چه در تصاویر اعتراضات فرانسه آزارم میدهد دقیقا خود این "تصاویر" است. اینکه اعتراضات آنان تصویر دارد، صدا دارد، پخش زنده دارد و در همان لحظه به دورترین نفاط جهان میرسد؛ اما در آن دو شب هجدهم و نوزدهم دیماه، حتی پیامک و تماسهای تلفنی قطع شد/
٢. تا مردم ایران در تاریکی مطلق ارتباطی و بایکوت خبری قتلعام شوند. در روزهای پس از آن نیز جهان چنان سکوت کرد که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. گویی هیچ مادری چشمبهراه نمانده، هیچ خانهای عزادار نشده و هیچ خونی بر آسفالت نریخته است./
مغموم retweeted
دیگه واقعا "بقایی چک" خیلی زشته مادرجنده ها :))))) یه خایه رندومی رو بذارین دست نخورده بمونه.
من به حرفای دیشبت فکر کردم. یه چیزایی هست که میخوام بهت بگم؛ چیزایی که خودت باعثش شدی. من با یه آقایی آشنا شدم، کنسرت دیشبم با اون رفتم. فقط وقتی قرار بود بیاد دنبالم، دستوپامو گم کرده بودم. یه حسی بود یه حسی که سالها بود دیگه نداشتم. همین! فکر کردم باید بدونی.
بوسیدمت شبیه قحطیزدهها؛ با ولعی بیملاحظه. گویی نمیخواستم هیچ ذرهای از تو را از دست بدهم؛ باید تمام تو را میبوسیدم، تمام ذرهها، تمام جزئیات.
اعتراف میکنم، نتوانستم ویدئوی پدر علی عباسی را ببینم. نمیدانم دیدنش چه بلایی بر سرم خواهد آورد. دیدن لحظهی جانکاهی که پدری خبر مرگ پسرش را به برادر مجروحش میدهد، بیش از توان من است. دیدنش جگرم را به درد خواهد آورد.
شنیدن خبری که جراحت جدایی را خرابتر خواهد کرد!





















