روزنامه‌نگار، مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در دولت سیزدهم و پیشترمدیر روابط عمومی قوه قضاییه در زمان ریاست آیت‌الله شهید سید ابراهیم رئیسی.

Joined June 2012
پس از آنکه شهید رئیسی در اولین حضور در سازمان ملل تصویر حاج قاسم را روی دست گرفت، وقتی از حس و حالش پرسیدم، درنگی کرد و گفت: «او همه هستی‌ش را داد و ما هنری که کردیم فقط عکسش را نشان دادیم …» و نمی‌دانست که قرار است به زودی خودش هم هستی‌ش را برای مردم بدهد.
104
228
7
1,997
60,932
اگر بخواهیم به سلب غیرقانونی وکالتی که به آقای #رسایی اعطا کرده ایم، اعتراض کرده و شکایت ببریم، آن محکمه کجاست؟ توضیح: اجرای حکم یک دعوای حقوقیِ شخصی، یک حق عمومی را از موکلین رسایی سلب کرده که نه قوه قضائیه و نه مجلس، مجاز به سلب آن نبوده و حتما در این مورد تخلف کرده اند.
53
61
8
308
10,365
علی نادری retweeted
این روزها موضوع نحوه پایان دادن جنگ و استراتژی ایران برای فشار بر آمریکا بسیار داغ و احتمال حمله گسترده آمریکا به ایران افزایش یافته است. برای ارزیابی وضعیت لازم است به نکات مهمی پرداخته شود، تا مشخص شود ایران و آمریکا در حال حاضر چرا در نقطه عطف منازعه خود قرار گرفته‌اند و چرا ترامپ برای تشدید جنگ در خاورمیانه و علیه ایران، به دلیل قرار گرفتن اقتصاد جهان در مرز تاب آوری، باید بارها فکر کند. بررسی تاریخچه جنگ اخیر و گزارشهای متعدد نهادهای معتبر من جمله فدرال رزرو و IMF نشان می‌دهد که هوش مصنوعی و مساله تحولات ژئوپولتیک خصوصا در دو تنگه راهبردی هرمز و باب المندب، به دو عامل اصلی تعیبین کننده سرنوشت آینده اقتصاد ایالات متحده و جهان مبدل شده‌اند. پیشتراشاره کردیم که جریانهای سیاسی خاصی در چند ماه اخیر و حتی پیش از جنگ کوشیدند تا ایران را موجودی دست بسته و در مقابل ایالات متحده را مبسوط الید نمایش دهند، گویی ایران فاقد هرگونه شانسی برای ضربه زدن به ایالات متحده است، تا زمینه برای اعطای گسترده هسته‌ای موشکی و منطقه‌ای و در نهایت جنگی بسیار گسترده و ویرانگرعلیه ایران فراهم شود. این جریانها با بی پاسخ گذاشتن مساله بازدارندگی پایدار و ریسک بسیار بالای راه اندازی جنگ مجدد و وایرانگر توسط ترامپ و لابی اسراییل و تحمیل هزینه‌های جنگی مجدد به کشور پس از انتخابات در صورت پر شدن ذخایر نفتی جهان بدون هزینه مشخص برای بازارهای مالی، تمام تلاش خود را برای القای انبوهی از گزاره‌های انحرافی به کار گرفته‌اند که پیشتر به آن مفصلا پرداخته‌ایم. این جریانها ابتدا از گزاره‌هایی چون «ایران توان بستن تنگه هرمز را ندارد»، «چین ایران را از انسداد تنگه هرمز بازخواهد داشت» و «ترامپ به قیمت نفت اهمیتی نمیدهد» پیش از جنگ به گزاره‌هایی چون «بسته شدن تنگه هرمز تاثیری بر اوراق قرضه و روندهای کلان اقتصاد آمریکا ندارد» رسیدند و پس از انتشار صورت جلسه سپتامبر فدرال رزرو که بطلان نظرات آنها را ثابت کرد، اکنون نیز مصر هستند ایران توانی برای فشار به اقتصاد آمریکا و حوزه هوش مصنوعی ندارد، که در اینجا بطلان آن را نیز ثابت خواهیم کرد. در این مقاله بسیار مفصل، مستند به گزارش اخیر IMF ، گزارشهای بلک راک، دادهای اخیر تورم CPI و PPI و تحولات اخیردر صنعت هوش مصنوعی و بخش مسکن آمریکا و نمودارهای متعدد نشان خواهیم که چرا شرایط ایران و آمریکا در چند ماه اخیر به سمت نقطه عطف حرکت کرده و آسیب پذیری اقتصاد آمریکا به طرز معناداری بیش از گذشته شده است، همانطور که اقتصاد ایران نیز در این معرکه وجودی زیر فشار بی‌سابقه‌ای قرار دارد. همچنین بر اساس گزارش اخیر IEA نشان خواهیم داد چرا مماشات ماه سپتامبر ایران با عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز مصداق یک خطای فاحش راهبردی و بسیار خطرناک برای امنیت ملی بوده است. توجه: با توجه به حجم انبوه داده‌ها و نمودارها، نگارش این مطلب زمان قابل توجهی نیاز دارد، لطفا شکیبا باشید.
پیشتر بارها بر وزن مهم اخبار ژئوپولیتیک بر تحولات بازار اوراق قرضه آمریکا و اهمیت «خبردرمانی» برای ترامپ تاکید کرده بودیم. اکنون در صورت جلسه سپتامبر FOMC این مساله به شکلی صریح و کم‌سابقه مورد تاکید قرار گرفته و نقش برجسته نفت و انرژی در هدایت افزایش تورم، نرخ بهره و رشد بازدهی اوراق در ایالات متحده و جهان مورد تاکید قرار گرفته است: ۱. نقش مهم اخبار ژئوپولیتیک در هدایت رشد بازدهی اوراق «در فاصله‌ی دو جلسه، هم مسیر مورد انتظار نرخ وجوه فدرال که از قیمت‌های بازار استنباط می‌شود و هم بازده‌های اسمی اوراق خزانه به‌طور محسوسی افزایش یافتند، افزایشی که عمدتاً ناشی از اخبار مربوط به تحولات ژئوپلیتیک و ارتباطات مرتبط با FOMC بود، آن هم در شرایطی که چشم‌انداز اقتصادی همچنان مقاوم است.» ۲. درمورد نقش مستقیم نفت در افزایش بازدهی اوراق میخوانیم: «تغییرات تورم‌جبرانی بیشترِ افزایش خالص بازده اوراق خزانه‌ی کوتاه‌مدت را توضیح می‌داد، در حالی که تغییرات نرخ‌های واقعی بیشترین سهم را در افزایش خالص بازده اوراق خزانه‌ی بلندمدت داشت....» تورم‌جبرانی کوتاه‌مدت در فاصله‌ی دو جلسه افزایش یافت که عمدتاً بازتاب حرکت قیمت نفت بود....» ۳. در فرازهای دیگری در مورد نقش نفت و انرژی در افزایش تورم میخوانیم: «شرکت‌کنندگان خاطرنشان کردند که تورم همچنان بالا مانده و در ماه‌های اخیر پیشرفت کافی در کاهش تورم ندیده‌اند. آن‌ها یادآور شدند که تحولات ژئوپلیتیک جاری، که قیمت نفت خام و فرآورده‌های سوختی را بالا برده، و سرمایه‌گذاری‌های فزاینده در حوزه‌ی هوش مصنوعی در ایجاد فشارهای تورمی نقش داشته‌اند.» (بخش نظرات اعضای FOMC) «کارکنان بر اساس داده‌های شاخص قیمت مصرف‌کننده و شاخص قیمت تولیدکننده برآورد کردند که تورم قیمت‌ها، که با تغییر ۱۲‌ماهه‌ی شاخص قیمت کل مخارج مصرف شخصی (PCE) سنجیده می‌شود، در ماه اوت اندکی بالا رفت و به ۳٫۸ درصد رسید. این افزایش را جهش قیمت انرژی مصرفی به سمت جلو هدایت کرد، آن هم پس از آنکه این قیمت‌ها در دو ماه قبل کاهش یافته بودند.» (بخش نظرات کارکنان) ۴. در مورد اثر قیمت انرژی بر موج افزایش نرخ بهره در جهان میخوانیم: «تورم کل در خارج از آمریکا در بسیاری از اقتصادهای خارجی همچنان بالاتر از سطح هدف بانک‌های مرکزی ماند، که بازتاب گران‌تر شدن انرژی و غذای مصرفی در پی اختلال‌های ناشی از تحولات ژئوپلیتیک بود. با توجه به تورم بالا و رشد اقتصادی که مقاوم‌تر از انتظار بود، بیشتر بانک‌های مرکزی خارجی همچنان بر خطرات تورمی تمرکز داشتند. بانک مرکزی اروپا نرخ سیاستی خود را افزایش داد و دلیل آن را ادامه‌ی فشارهای تورمی ناشی از درگیری خاورمیانه ذکر کرد.» ««انتظارات مبتنی بر بازار از نرخ‌های سیاست پولی در اقتصادهای خارجی بزرگ و پیشرفته (AFEها) با افزایش قیمت‌های جهانی انرژی، به‌طور محسوسی افزایش یافت. بازدهی اوراق قرضه بلندمدت نیز در این اقتصادها، هرچند با شدت کمتری، افزایش یافت.» پ. ن.: به زودی تحلیل مفصلی را در مورد تبیین نظریه «نقطه عطف جنگ» بر پایه تحولات اخیر بازارهای مالی آمریکا منتشر خواهم کرد.
18
61
3
420
28,359
در روزنامه #نوبنیاد پنجشنبه بیست و سوم مهر بخوانید ◀️ راهبرد جدید در تنگه پیام صریح برخورد با قریب به 30 کشتی متخلف و نخستین گفت‌وگوی تلویزیونی فرمانده نیروی دریایی سپاه درباره معادله قدرت در هرمز حاکی از آن است که کشتی بان را در خلیج فارس، سیاستی دیگر آمده است. ◀️ وقت تجدیدنظر در دکترین هسته‌ای وقتی تأسیسات هسته‌ای کشوری که تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی فعالیت می‌کند، هدف حمله نظامی قرار می‌گیرد، دیگر نمی‌توان با تکرار توصیه‌های گذشته، امنیت ملی را تضمین کرد. حملات رژیم صهیونیستی به مراکز هسته‌ای ایران و بمباران فردو و تهدید به نابودی تمدن ایران پرسشی اساسی را پیش روی سیاست‌گذاران قرار داده است که اگر نظارت، همکاری با آژانس و پایبندی به تعهدات بین‌المللی نتواند مانع تجاوز شود، هزینه این پایبندی برای کشور چیست و طرف متجاوز چه هزینه‌ای می‌پردازد؟ اکنون بازنگری در دکترین هسته‌ای و ارزیابی مجدد ادامه عضویت در NPT، به مطالبه جدی در قشر نخبگانی و افکار عمومی تبدیل شده است. ◀️مخاطب بایدها، همچنان از وضعیت کشور انتقاد می کند دو سال از عمر دولت چهاردهم می‌گذرد. با وجود تحمیل دو جنگ بر کشور که خود می‌تواند متاثر از رویکردها و عملکردهای دولت قلمداد شود، انتظار مردم از رئیس دولت، عمل به وعده‌های انتخاباتی است. پزشکیان در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1403 با ژستی منتقد وارد عرصه انتخابات شد و تقریبا تمامی روندهای اجرایی را زیر ضرب برد. از سیاست خارجی تا گرانی‌ها و قیمت و کیفیت خودرو. اینک و در پی 26 ماه ریاست‌جمهوری، او به‌جای توضیح عملکرد خود، همچنان در حال انتقاد از مسائل اداری و اجرایی است. ◀️ سکه‌ها را به بیت‌المال برگردان! اظهارات اخیر ظریف، وزیر امور خارجه دولت روحانی، بار دیگر موجی از انتقادات و مطالبات مردمی درباره عملکرد او و تبعات برجام به راه انداخته است؛ مطالبه‌ای که این بار در قالب کارزاری با عنوان «آقای ظریف! سکه‌های برجام را به بیت‌المال برگردانید» دنبال می‌شود. روزنامه را هر روز صبح در nobonyadonline.ir بخوانید
3
6
198
🔹وارث بحران یا عامل بحران؟ رُل تکراری اصلاح‌طلبان در سراشیبیِ مسئولیت را این‌بار پزشکیان بازی کرد؛ ✅ مسعود پزشکیان پس از گذشت ۲۶ ماه از دولتش، تلاش کرد خود را «میراث‌دار مشکلات» معرفی کند تا از مسئولیت خود نسبت به شرایط کنونی بکاهد. این اظهارات در حالی مطرح شده که آمارها نشان می‌دهد در ۲۶ ماه گذشته نه‌تنها گشایشی در معیشت مردم ایجاد نشده، بلکه بسیاری از شاخص‌های اقتصادی به بدترین سطوح تاریخ اقتصاد ایران رسیده‌اند. در واقع، دولت پزشکیان نه‌تنها از مشکلات انباشت‌شده نکاسته، بلکه بر آن‌ها افزوده است. 🔹 پزشکیان روز دوشنبه ۲۰ مهرماه در آغاز آیین سال تحصیلی دانشگاه‌ها در دانشگاه شهید بهشتی گفت: «در شرایط کنونی، هر کسی بخواهد از من انتقاد کند، می‌تواند انتقاد کند و من نیز انتقادها را می‌شنوم. اما پرسش این است که آیا من به‌تنهایی مقصر شکل‌گیری چنین وضعیتی هستم؟ آیا من وارث شرایطی نیستم که طی سال‌ها به وجود آمده است؟» او افزود وقتی مسئولیت بر عهده او گذاشته شده، باید پرسید چگونه می‌توان وضعیت را اصلاح کرد. رئیس‌جمهور همچنین بر ضرورت انتخاب مدیران شایسته و پاسخگو تأکید کرد و گفت به رهبری گفته است گروهی مسئولیت انتخاب مدیران را بر اساس لیاقت، تجربه و توانایی پاسخگویی بر عهده بگیرند. اما همین اظهارات، به گفته منتقدان، بیش از آنکه راهکار باشد، تکرار یک گلایه سیاسی است. وارث یا مورث بحران؟ 🔹 هر دولتی در شروع به کار خود، میراث‌دار مشکلاتی است که از گذشته برجای مانده؛ اما کارکرد دولت‌ها، کاستن از همین مشکلات و ایجاد گشایش‌های جدید برای مردم و کشور است. بنابراین، «میراث‌دار مشکلات بودن» موضوعی است که در مورد تمام دولت‌ها وجود داشته و بهانه‌ای برای فرار از مسئولیت نیست. مسئله این است که دولت پزشکیان در ۲۶ ماه گذشته چقدر توانسته از مشکلات انباشت‌شده بکاهد؟ اساساً آیا دولت او از مشکلات انباشت‌شده کاسته یا بر آن‌ها افزوده است؟ در واقع، پرسش اصلی این است که دولت او در ۲۶ ماه گذشته چقدر به سمت اصلاح رفته و برای دولت بعدی چه میراثی می‌گذارد. ✅ گزارش کامل هادی هدایت‌زاده را اینجا بخوانید nobonyadonline.ir/news/4183
2
4
170
علی نادری retweeted
ترافیک تنگه هرمز به کمینه دو ماهه خود رسید و تا اینجای کار بزرگترین خطای ایران در مدیریت تنش پس از جنگ ۴۰ روزه، اجازه افزایش قابل توجه عبور نفت‌کشها از تنگه هرمز در ماه سپتامبر به بهانه‌هایی چون «جاانداختن نظام عوارض»، «کاهش تنش با امارات» و «مدیریت تنش با آمریکا» بوده است، روند نادرستی که باعث شد گزاره‌هایی از جنس «ایران توان مدیریت تنگه هرمز را ندارد» و «کارت تنگه هرمز سوخت» به سرعت توسط ایالات متحده در داخل و خارج ایران تبلیغ شود. بر اساس شواهد و قرائن می‌توان این نظریه را طرح کرد که طرح ترامپ این بوده که با شوک آزادسازی ۱۰۰ میلیون بشکه‌ای و ادامه روایت «بازگشت صادرات نفت از تنگه هرمز به میزان قبل از جنگ» و همچنین موفقیت در عملیات بازپس گیری ذوباب از انصارالله در یمن، اعلام کند که آمریکا و متحدانش بر دو تنگه راهبردی هرمز و باب المندب مسلط شده‌اند و با اینکار زمینه سقوط آزاد قیمت نفت را در آستانه انتخابات مهم میاندوره‌ای فراهم کند و با بسط روایت «شکست مطلق» در افکار عمومی ایران، مقدمات موج جدیدی از آشوب را در ایران فراهم کند. متاسفانه مدتی طول کشید تا روند انکار عبور حجم بالای نفت از تنگه هرمز در محافل تاثیرگذار پایتخت متوقف گردد، قصد اصلی ترامپ درک شده و میدان خود را برای برخورد با این پدیده بازآرایی کند. تهران پس از مشاهده موضع از بالا به پایین ترامپ در مذاکرات و افزایش نمایی تهدیدات نظامی، تصمیم به تغییر این روند گرفت و از شنبه پیش حجم آتش ایران به روی کشتیها با روندی قابل توجه افزایش یافت. با تحولات مهم امروز در بازار نفت و اذعان همه خبرگزاریها به افت ترافیک تنگه، این سوال مطرح است که چرا جریانی همواره در تلاش است در مقاطع حساس، ترامپ را در رهایی از مخمصه‌ها یاری کند و فرصتهای بی بدیلی چون سفر شی به واشنگتن را به ثمن بخس بسوزاند؛ بعید نیست که جاافتادن روایت «سوختن برگ تنگه» در ماه مهم سپتامبر، چین را نیز ازحضور موثر در فیصله دادن مطلوب جنگ منصرف کرده و پکن تحت فشار لابی بسیار سنگین کشورهای عربی و انفعال محض و مطلق تهران در پیشبرد دستور کار مشترک، به سمت یک مصالحه هسته‌ای به نفع آمریکا متمایل شده باشد. با توجه به تجربیات پیشین، درصورت ادامه روند صعودی بازار نفت و رویکرد تهاجمی ایران در تنگه هرمز، به احتمال زیاد جریان یاد شده در یک بزنگاه دیگر، برای کمک به ترامپ جهت عبور از مخمصه جدید فعال خواهد شد و برای واشنگتن جهت به نتیجه رساندن کمپین اقتصادی خود علیه مردم ایران زمان خواهد خرید.
Hormuz tanker traffic hit a two-month low as attacks surged: Kpler counted only seven commodity carriers crossing Tuesday, the fewest since late July. Crude transits slid 27% to at least 10.1M bpd, 74% of pre-war levels. #Hormuz #Tankers #Iran oilprice.com/Latest-Energy-N…
72
194
21
995
75,389
علی نادری retweeted
📝«یک‌بار هم آقای قالیباف از مردم عذرخواهی کند جای دوری نمی‌رود» ۱. حدود دو هفته بعد از انتشار خبر #سیسمونی_گیت ۲۳۳ نماینده مجلس در حمایت از آقای قالیباف یک بیانیه منتشر کردند و خواستار برخورد قضایی و امنیتی با منتشر کننده خبر (بنده) و سرویس‌های خارجی و دست‌های پشت پرده ماجرا شدند.😜 (ظاهر بیانیه تشکر از رهبری بود) ۲. تعدادی از نمایندگان معترض شدند که برای این بیانیه به اسم تشکر از رهبری امضا جمع شده و بعد بخش‌هایی در حمایت از آقای قالیباف به آن اضافه شده است. تعدادی تکذیب کردند تعدادی امضاهای‌شان را پس گرفتند و اسامی نهایی امضا کنندگان هم هیچ‌گاه منتشر نشد. ۳. آقای قالیباف از یکی از نمایندگان معترض (آقای نوباوه) با عناوین نشر اکاذیب، توهین و افترا شکایت کرد و آقای نوباوه در دادگاه بدوی تبرئه شد. ۴. بعدها در شعبه یک دادگاه تجدید نظر آقای نوباوه را به یک میلیون تومان جزای نقدی محکوم کردند. به جرم بکار بردن واژه «حیثیت مخدوش» با عنوان توهین به رئیس مجلس! (متن رای در پیوست) ۵. توهین محسوب کردن چنین عبارتی عجیب است. ولی محکومیت با عنوان توهین بخاطر یک واژه به معنای آنست که از نظر دادگاه آقای نوباوه، از دو اتهام نشر اکاذیب و افترا تبرئه شده است. به عبارت واضح‌تر متن بیانیه نمایندگان دستکاری شده و حرف آقای نوباوه در دادگاه تصدیق شده است. نهایتا واژه‌ای که برای اعتراض بکار برده مناسب نبوده و باید یک میلیون تومان تاوان بدهد. ۶. آقای رسایی در هفته نامه ۹ دی سخنان اعتراضی آقای نوباوه را با تیتر «دستکاری قالیباف در اسناد مجلس» منتشر کرد. دادگاه ایشان را به ۱۰ ماه حبس محکوم کرد! (متن رای پیوست) ۷. خلاصه استدلال دادگاه اینچنین است؛ الف: به فرض دستکاری شدن بیانیه در حمایت از رئیس مجلس، این کار شخص آقای قالیباف نبوده است. (مثلا کار اعضای دفتر ایشان یا نمایندگان طرفدار ایشان بوده و خودش احتمالا بی اطلاع بوده است) ب: موضوعِ اظهارات آقای نوباوه ناظر به «دستکاری در یک بیانیه» بوده، حال آنکه تیتر ۹ دی از «اسناد مجلس» بصورت جمع یاد کرده است! ۸. جالب اینکه هر دو رای دادگاه و کیفرخواست شعبه ۳ ناحیه ۲۸، تلویحا اذعان دارند به اینکه بیانیه نمایندگان برای توجیه سفر خانواده آقای قالیباف دستکاری شده و چنین کار کثیفی در مجلس مملکت انجام گرفته است. ۹. جالب‌تر اینکه نهایتا با دعوای ملا لغتی‌طور دو نفر معترض به این اتفاق تاسف برانگیز را محکوم کرده‌اند. ولی معلوم نیست تکلیف اصل اتفاق چه می‌شود؟ متهمان چنین جعل بزرگی بالاخره در کدام دادگاه محاکمه خواهند شد؟ مدعی العموم کجاست؟ ۱۰. تیتر ۹ دی باید به جای «اسناد» می‌نوشت «بیانیه» و به جای «جعل توسط قالیباف» می‌نوشت «تحریف به نفع قالیباف» و نوباوه هم نباید می‌نوشت «حیثیت مخدوش»! خب؟ ثم ماذا؟ صرف نظر از گرایش سیاسی آقای رسایی و نوباوه، رویه این شده که رسانه‌ها و خبرنگاران به جرم انعکاس یک واقعه تلخ یا به جرم استفاده از برخی واژگان غلط در توصیف یک افتضاح محکوم می‌شوند ولی معلوم نیست تکلیف اصل واقعه و افتضاح چه می‌شود؟ ۱۱. عجیب اینکه قوه قضائیه یک اطلاعیه سیاسی رسمی داده و نوشته متهم ۵۰۰ و چند روز فرصت داشت از آقای قالیباف عذرخواهی کند و نکرد؟ خب بابت این همه لیست کارهای کثیف و دروغ هایی که برای توجیه آن سفر انجام گرفت و استفاده از حیثیت مجلس و استفاده از اموال عمومی بالاخره آقای قالیباف کی از مردم عذرخواهی می‌کند؟
115
361
28
1,251
24,422
در روزنامه #نوبنیاد پنج‌شنبه نهم مهر بخوانید ◀️ گعده حزبی در اوج بحران ارزی این دیدار، پنجمین دیدار پزشکیان با فعالان اصلاح‌طلب طی دوره ریاست‌جمهوری اوست؛ دیدارهایی که تداوم آن در شرایطی قابل تأمل است که کشور با مشکلات و فشارهای متعدد اقتصادی ، بحران ارزی و تورم بالا دست‌وپنجه نرم می‌کند و انتظار می‌رود رئیس دولت بخش قابل توجهی از وقت و ظرفیت خود را صرف گفت‌وگو با فعالان و کارشناسان اقتصادی و یافتن راهکار برای مسائل معیشتی مردم کند. با این حال، پزشکیان در حالی که سیاست‌های اقتصادی دولتش با انتقادهای جدی مواجه است، بار دیگر ترجیح داده است بخشی از وقت خود را به دیدار با چهره‌های اصلی جریان اصلاحات و گفت‌وگو درباره مسائل سیاسی اختصاص دهد؛ رویکردی که درباره اولویت‌های دولت در شرایط فعلی پرسش‌هایی جدی ایجاد می‌کند. ◀️مطالبه مجدد هسته‌ای؛ نتیجه کم کاری در تنگه هرمز پاسخ آمریکا به طرح هفت‌روزه ایران، در حالی از مسیر میانجی‌های قطری به عراقچی رسیده که گزارش‌ها از باقی‌ماندن اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات حکایت دارد؛ اختلافی که اکنون به نقطه اصلی مناقشه فعلی تبدیل شده است. همزمان، دولت نیز از ارائه پیشنهاد آمریکا به رئیس‌جمهور خبر داده و روایت‌های متناقض درباره امتیازات هسته‌ای، زمان‌بندی اقدامات و سرنوشت تنگه هرمز، فضای مذاکرات کنونی را پیچیده‌تر کرده است. ◀️ «کارنامه» ۱۲۱ درصدی پزشکیان در تورم تولید تورم تولیدکننده در حدفاصل زمستان و بهار گذشته، در هر سه شاخص ماهانه، نقطه‌به‌نقطه و سالانه رکورد تاریخی خود را ثبت کرده است. نکته مهم در رابطه با این گزارش، اثر مشهود سیاست‌های دولت بر روند صعودی تورم تولید است. ◀️خیابان پشتیبان رسایی شامگاه سه‌شنبه ۷ مهرماه، اجتماع بزرگ مردمی «در جستجوی عدالت» با مطالبه «محاکمه کودتاگران» و با حضور جمعی از نمایندگان مجلس و فعالان جبهه انقلاب در میدان ابن‌سینا (دروازه شمیران) برگزار شد؛ در این تجمع، سخنرانان با تأکید بر اجرای عدالت، نسبت به نحوه برخورد با حجت الاسلام حمید رسایی، نماینده مردم تهران در مجلس، انتقاد کردند. روزنامه را هر روز صبح در سایت nobonyadonline.ir بخوانید ✅ @NobonyadOnline
1
3
1
9
593
در روزنامه #نوبنیاد چهارشنبه هشتم مهر بخوانید ◀️ سناریوی کودتا ؟ قیمت دلار در بازار غیررسمی دیروز (سه‌شنبه) در حالی از مرز 255 هزار تومان گذشت که در آغاز به کار دولت چهاردهم (۳۱ مرداد ۱۴۰۳)، ۵۸ هزار و ۴۱۰ تومان بود. قیمت دلار به عنوان دماسنج بازار ارز طی این مدت (۷۷۰ روز عملکرد دولت پزشکیان)، حدود ۱۹۴ هزار و ۵۰۰ تومان معادل ۳۳۴ درصد افزایش یافته است؛ به بیان ساده‌تر، قیمت دلار در این دوره بیش از چهار برابر شده است. این جهش البته در خلأ رخ نداده است، چرا که تحریم‌ها، ریسک‌های سیاسی،جنگ و مذاکرات بی سرانجام، بر بازار اثر گذاره بوده و جهش ناگهانی این روزهای ارز، تکرار کودتای دیماه 1404 را محتمل کرده است. ◀️ کم‌لطفی قوا در امر وحدت ضرورت رعایت وحدت و تلاش برای تحکیم انسجام جامعه که در دوران جنگ به اوج خود رسیده‌بود، از جمله محورهای پرتکرار در پیام‌های رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای طی ماه‌های اخیر بوده است. در این میان، مردم با وحدت مثال‌زدنی خود به‌ویژه حضور پرشور در اجتماعات وحدت‌بخش شبانه، توانستند در عمل به فرمان رهبری سربلند باشند اما رویکرد برخی مسئولان در این زمینه قابل دفاع نیست؛ مخصوصا آنکه رهبر انقلاب، سهم مسئولان و دلسوزان کشور را برای پرهیز از تفرقه، "مهمتر" و حساس‌تر" توصیف کرده بودند. ◀️ مواخذه سیمایی صراف بابت آشوب در دانشگاه‌ها در شرایطی که دشمن آمریکایی_صهیونیستی در تدارک یک آشوب سازمان یافته در کشور است و در همین راستا حساب ویژه‌ای روی دانشگاه‌ها باز کرده است. عملکرد ضعیف و منفعلانه وزارت علوم بویژه شخص سیمایی صراف در برخورد با عوامل آشوب و هنجارشکن زمستان 1404، نگرانی‌ها و ضرورت برخورد قاطع با عوامل آشوب را دو چندان کرده است. موضوعی که طی روزها و ماه‌های اخیر مورد مطالبه و دغدغه تعدادی از نمایندگان مجلس بوده‌ است. ◀️ سراب آزادسازی اموال بلوکه شده یکی از پرتکرارترین مطالبات برآورده نشده ایران آزادسازی اموال بلوکه شده ایران است. اما سابقه رفتار امریکا در قبال این درخواست، یک گزینه جدی را مطرح می کند و آن اینکه واشنگتن از آن به عنوان ابزار فشار از آن استفاده کرده است و اخیرا از آن به عنوان ابزار تهدید استفاده می کند. روزنامه را هر روز صبح در سایت nobonyadonline.ir بخوانید ✅ @NobonyadOnline
4
14
307
علی نادری retweeted
فشار بر رییس جمهور از جانب شاخه وزارت خزانه داری آمریکا در تهران دیشب نخستین بار پس از ماه مارس (ماه آغازین جنگ) شاخص MOVE (شاخص ناپایداری بازار اوراق قرضه آمریکا) از ۱۰۰ عبور و خط روند مهمی را قطع کرد، که نشان از تغییر فاز بازار اوراق قرضه از رژیم عادی به رژیم تحت فشار دارد. مسلما این‌ وضعیت "بحرانی" نیست، اما سیگنال مهمی را مخابره کرد که اهالی فن در ۲۴ ساعت گذشته در مورد آن سخن بسیار گفته اند و Bank of America در مورد آن هشدار داده است. در خبر بلومبرگ در این‌مورد میخوانیم: "شاخص MOVE متعلق به ICE BofA، که معیاری برای سنجش نوسان بازار اوراق قرضه است، این هفته حدود ۲۹.۶۹٪ جهش کرده که بزرگ‌ترین افزایش آن از زمان موسوم به «روز آزادی» در آوریل پارسال است؛ زمانی که جنگ تعرفه ای رئیس‌جمهور آمریکا، بازارهای جهانی را متلاطم کرد. این شاخص اکنون به سطوحی رسیده که آخرین بار در ماه مارس، اندکی پس از آغاز جنگ ایران، مشاهده شده بود." نکته جالب در ادامه این گزارش است: "در مورد شاخص MOVE، حتی یک افزایش جزئی در روز جمعه باعث خواهد شد جهش هفتگی آن از افزایش ثبت‌شده در آوریل ۲۰۲۵ فراتر برود و به بزرگ‌ترین رشد از سال ۲۰۲۲ تاکنون تبدیل شود. با این حال، پس از جهش روز قبل، بازار اوراق قرضه با کاهش قیمت نفت تا حدی آرام گرفته است. با وجود این، قیمت‌گذاری در بازار سوآپ‌ها همچنان حاکی از حدود ۷۰ درصد احتمال افزایش ۲۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره در ماه اکتبر است؛ در حالی که در ابتدای ماه، تقریباً هیچ احتمالی برای چنین افزایشی در نظر گرفته نمی‌شد. همچنین، بازار تقریباً به‌طور کامل چهار نوبت افزایش نرخ بهره تا پایان سال آینده را قیمت‌گذاری کرده است. بنوآ ژرار، استراتژیست نرخ‌های بهره در شرکت Natixis SA، گفت: «دیروز روز تسلیم (capitulation) بود. احتمالاً از زمان افزایش نرخ بهره در این ماه، نوع نگاه بازار تغییر کرده و انکار درباره احتمال افزایش‌های بیشتر نرخ بهره نیز به پایان رسیده است.»» پایان نقل قول از بلومبرگ اکنون سوال اینجاست که ربط سخنان فوق به تحولات سفر رییس جمهور به نیویورک چیست؟ به نظر میرسد سخنان دیروز پزشکیان و تغییر دقیفه نودی متن سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به مذاق جریانی که پیشتر به آنها و دستور کارشان مکررا اشاره کرده ایم خوش نیامده است، چرا که همان سخنان برای ادامه روند صعودی نفت و ادامه فشار بر اوراق قرضه کافی و افزایش فشار بر ترامپ کافی بود‌. این جریان که در عمل (آگاهانه یا ناآگاهانه) در نقش شاخه وزارت خزانه داری آمریکا در تهران عمل و هر زمان که بازارهای مالی آمریکا تحت فشار است، سیگنالی دال بر مذاکره و ... به بیرون مخابره می نماید، بی انکه آن فشارها را تبدیل به اهرمی در جهت استیفای منافع ملی کشور کند، بلافاصله جهت گرفتن زهر سخنان آتشین پزشکیان از صندوقچه خود دستور کار مصاحبه با فاکس نیوز را بیرون آورد که همان مصاحبه کافی بود تا مجددا فشار روز پنجشنبه به طرز معناداری در آستانه تعطیلی بازارها کاهش یابد. (دقیقا مشابه سیگنال مذاکره با دول عربی در عمان در شب تسلط انصارالله بر باب المندب و حمله به پترولاین و جهش کم‌سابقه قیمت نفت) مسلما انداختن رییس جمهور جلوی گرگی چون برت بایر اهداف خاصی را پیگیری میکرده که تنها یکی از آنها سیگنال به شخص ترامپ بوده است. این‌جریان هنوز به ایده مهوع و بی مبنای "ترامپ معامله گر" معتقد و ظاهرا با تکیه به ایده هایی کودکانه به دنبال به دست اوردن دل ترامپ است، اما در باطن اهدافی پیچیده تر را پیگیری میکند. بی توجهی عمدی به روانشناسی سیاسی ترامپ -که بارها نشان داده با مشاهده اولین سیگنال ضعف بشدت خشن شده و در جهت امتیازگیری حداکثری اقدام میکند- و نادیده‌گیری تعمدی معادلات حزب جمهوریخواه و نقش لابی اسراییل، بارها کشور را به مسلخ جنگ برده است، و جالب اینجاست که همین جریان از مصاحبه رییس جمهور با تاکر کارلسون، که میتوانست تاریخ ساز و در جهت دور کردن جنگ از کشور بسیار تاثیرگذار شود، یک فاجعه رسانه ای ساخت. مسلما بازی موش و گربه این جریان با منافع ملی ایران، که همواره فرصت تنفس برای طرف مقابل خلق کرده و نقش مهمی در طولانی کردن جنگ و در نهایت هدایت کشور به سمت تسلیم کشور به لابی اسراییل دارد، عاقبت کشور را درگیر تصاعد تنشی خونین، بمبهای سنگرشکن‌ را روانه پایتخت و گروههای مسلح تجزیه طلب را از غرب وارد ایران خواهد کرد. اینکه عده ای مصرند که از تبعات فاجعه آمیز سفر خالد به تهران، و چرخشهای دقیقه نودی ویتکاف در ادوار مذاکرات و بازیهای پیچیده ترامپ و سیگنال مذاکره وی در شب ۱۳ ژوئن (شب آغاز جنگ ۱۲ روزه) درس نگیرند، و به لابی اسراییل چپ و راست پاس گل بدهند، مساله را از شکل سوء تفاهم خارج و به آن بار امنیتی میدهد.
از زمان تسلط انصارالله بر باب المندب و حمله به خط لوله پترولاین و رسیدن قیمت نفت به ۱۱۰ دلار، با حجم انبوهی از «خبردرمانی» مواجه بوده‌ایم که اکنون برنت به زیر ۱۰۰ کشیده و خبر دیدار اخیر عراقچی و ویتکاف آخرین آن است: ۱. خبر دیدار عراقچی با وزرای کشورهای عربی خلیج فارس در عمان، که لغو شد اما در روز جمعه بسیار بر آرامش بازار نفت و اوراق موثر بود. ۲. خبر مذاکرات انصارالله و آمریکا. ۳. خبر «تعمیر سریع» خط لوله پترولاین ۴. خبر بارگیری چندین ابرنفتکش در راس تنوره ۵. اخبار متعدد دال بر سهل گیری نسبی ایران در عبور کشتیها از تنگه هرمز ۶. سیگنالهای متعدد مقامات امارات ۷. خبر سفر پزشکیان به نیویورک و ادعای رویترز از طرف مقامات ایرانی مبنی بر داشتن اختیارات کافی برای مذاکرات با آمریکا ۸. خبر آمادگی ایران برای بازگشایی تنگه هرمز در صورت .... ۹. خبر دیدار عراقچی با ویتکاف و کوشنر در حال حاضر اطلاعات ما در مورد تحولات پشت پرده بسیار محدود است، اما حرف ۱۰ روز پیش خود را تکرار می‌کنیم: اگر مذاکراتی انجام شده که منافع ملت ایران و عدم عود جنگ را تضمین می‌کند و این نمایشهای دیپلماتیک صرفا نقطه نهایی آن مذاکرات است، بسیار خوب؛ اما اگر چیزی هنوز مشخص نیست و اینها صرفا شروعی است برای مسیری که بارها و بارها و بارها با ویتکاف و کوشنر و ... طی شده، و قرار است نمایشی برای خبردرمانی بازارهای نفت باشد، واقعا حرفی برای گفتن باقی نمی‌ماند. پ.ن.: ما بارها به ائتلاف جریان نرمالیزاسیون و لابی بسیار بسیار قدرتمند امارات در ایران باخته‌ایم. پیش از جنگ ۱۲ روزه، برغم هشدارهای مکرر مبنی بر خطر لابی اسرائیل و دستور کار آن، این جریان موفق شد با کوچکنمایی تهدید این لابی و بزرگنمایی جریان ضد جنگ در ماگا و ترسیم تصویر «مرد معامله‌گر» از ترامپ و ارائه تصویری مثبت از مذاکرات و ... و کارچاق کنی سفر خالد بن سلمان به ایران و دیدار وی با رهبر شهید به رغم عدم تمایل ایشان، فضای عمومی را از آمادگی برای جنگی بزرگ دور کند و در نهایت آن غافلگیری بزرگ پیش آمد. باز مجددا پیش از جنگ ۴۰ روزه، همین مسیر به شکلی دیگر تکرار شد. درهای توسعه روابط تهران و پکن و فروش مستقیم نفت به بهانه‌های مختلف بسته ماند، کشور گرفتار کودتای تراستیها شد، دلار جهش کرد، جنگ داخلی رخ داد و در نهایت باز شاهد مذاکراتی بودیم که در نهایت با یک غافلگیری اطلاعاتی کشور را به پرتگاه جنگی بزرگ کشاند. مسلما اختلاف ما با جریانهای یاد شده، از همان ابتدا در مورد: ۱. معادلات قدرت در حزب جمهوریخواه و وزن ونس و جریانهای «مهارکننده» و «اولویت‌گرا» در برابر ائتلاف جریانهای برتری طلب، نئوکانها و لابی اسرائیل، ۲. وزن تعیین کننده نفت در اقتصاد آمریکا پس از افول انقلاب شیل در ایالات متحده و افزایش شدید ترازنامه فدرال رزرو پس از پاندمی، ۳. تاثیر تعیین کننده رقابت قدرتهای بزرگ بر معادلات منطقه‌ خاورمیانه و نقش تعیین کننده چین خصوصا پس از جنگ اوکراین، بوده است. جریان فوق با ساده‌سازی عمدی معادلات فوق، تصویری از «دکمه صلح در دسترس» ایجاد کرده، اما در اصل به دنبال پروژه عادیسازی روابط ایران و آمریکا به هر قیمت ولو جنگ است؛ آنهم آمریکای ترامپ، آمریکایی که نه بر اساس اصول، بلکه بر اساس «رئالیسم» به اصطلاح «منعطف» (بخوانید ترامپ‌محوری) و ترانزکشنیسم رفتار می‌کند و به هیچ عنوان نمی‌توان رفتار آن را جز بر اساس منطق هزینه-فایده لحظه‌ای تحلیل کرد. جریان فوق تا کنون بابت این ساده‌انگاریهای فاحش و لجبازی بر گزاره‌های نادرست، به کشور هزینه‌های گزافی را بار کرده و جالب اینجاست که در تمامی عرصه ها نه تنها اشتباهات پیشین خود را گردن نگرفته است، بلکه همواره از موضع طلبکار معتقد است که دلیل شکست پروژه‌های پیشین آنها این بوده که ایران در مقاطع مختلف تاریخی به اندازه کافی به آمریکا امتیاز نداده است. شخصا نمیدانم که عاقبت مذاکرات جدید به کجا می‌کشد و از صمیم قلب دعا می‌کنیم که اینبار نتیجه‌اش مشابه قبل نشود؛ اما شخصا بنا بر اطلاعات متواتر، متقاعد شده‌ام که چه این مذاکرات به نتیجه برسد و چه نرسد، شبکه مشاوران حامی جریان نرمالیراسیون و لابی امارات موفق شده‌اند گزاره «آمریکا تنها راه نجات است» را جا بیندازند. لذا دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد و با توجه به انفعال برخی دستگاههای حساس و بی‌برنامگی آنها، معتقدم عاقبت این جریان در به کرسی نشاندن منویات خود موفق خواهند شد. بنابراین با توجه به روند طی شده و شرایط و نفوذ گسترده این جریان در ارکان حاکمیت، و با توجه به اینکه فعلا علامتی دال بر تغییر روندهای پیشین مشاهده نمی‌کنم، شخصا خود را برای عود جنگ، آنهم جنگی سخت و غافلگیرانه و تلاش مجدد مشترک ایالات متحده و اسرائیل برای ترور رهبری جدید آماده میسازم و من بعد توصیه بنده به دستگاههای حساس این خواهد بود که آنها نیز چنین کنند. درصورت موفقیت آمریکا در تجدید ذخایر موشکهای رهگیر و ذخایر نفتی جهان که اکنون در حوالی ۷۷۰۰ و در آستانه سطح «استرس عملیاتی» قرار دارد و دور کردن میزان این ذخایر از ناحیه خطر و رسیدن قیمت نفت به سطوح پایینتر، با توجه به نفوذ گسترده لابی اسرائیل و افول تدریجی قدرت ونس و جریانهای ضد جنگ در ماگا، احتمال وقوع یک اقدام ضدامنیتی بزرگ در کشور یا یک حمله برق آسا به ایران قابل توجه خواهد بود. همچنین در صورت اشراف دشمن بر وضعیت مکانی رهبری جدید، تحقق شروط فوق نیز لازم نیست و شاید در همین وضعیت موجود برای حذف ایشان و آغاز جنگ اقدام شود.
71
105
17
582
111,491
علی نادری retweeted
سخنرانی آقای رییس جمهور عالی بود. رفت و برگشتهای ایشان به متن خیلی خوب از آب درآمد. هم متن و هم احساسات ایشان هم عالی بود. نهایتا این سخنرانی فایده ای نداشت و به مجموع هزینه های صریح و‌ضمنی حضور در نیویورک مطلقا نمی ارزید.
سخنرانی پزشکیان تو سازمان ملل خیلی خوب بود. ارزش رفتن به نیویورک تو این شرایط حساس رو داشت!
111
56
7
583
24,312
در روزنامه #نوبنیاد چهارشنبه اول مهر بخوانید 🔹تله ملاقات واشنگتن در جنگ با ایران گرفتار شده و حالا می‌خواهد با یک عکس، یک دیدار و یک «وعده نسیه» مانند تفاهم اسلام آباد خود را  از این باتلاق برهاند. اخبار منتشر شده از نیویورک هم حکایت از آن دارد که با وجود تهدید وجودی ایران از سوی ترامپ در تریبون سازمان ملل، هیات ایرانی این هدیه، یعنی برگزاری دیدار ایرانی - امریکایی را بدون هیچ آورده‌ای تقدیم امریکا کرده است. 🔹پاسدار پرچم ایران باشید حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال تحصیلی مدارس و دانشگاه‌ها، با ادای احترام به دانش آموزان، دانشجویان، معلمان و اساتید شهید در جنگ تحمیلی اخیر، بازگشایی مدرسه و دانشگاه را نویدبخش نشاط، امید و حرکت پرشتاب ملت به سوی آینده ای روشن دانستند و با توصیه به دانش آموزان و دانشجویان برای مجهز شدن به «علم و تقوا و دانایی و توانایی»، خطاب به آنان تاکید کردند: مدرسه و دانشگاه را خانه دوم خود بدانید و با صیانت از حریم های آن و حرکت در جهت ارتقاء هرچه بیشتر سطح آگاهی و بینش و تعالی رفتارها و منش‌ها، آن را کانون پیشرفتگی وطن خود نمایید. 🔹حال ناخوش صنعت با تورم ۱۲۵ درصدی تازه‌ترین گزارش پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی از تداوم فشار سنگین بر بخش صنعت حکایت دارد؛ به‌گونه‌ای که شاخص تولید صنعتی شرکت‌های بورسی در بهار ۱۴۰۵ نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۲۶.۱ درصد کاهش یافته است. 🔹اعتراض خبرگان به ستادسازی دولت چنانکه می‌دانیم موضوع ساماندهی فضای مجازی از دغدغه‌های مهم امام شهید رضوان الله علیه بود و در همین راستا فرمان تشکیل شورای عالی فضای مجازی را صادر فرمودند، ولی با کمال تعجب اخیراً‌ شاهد ساختار سازیهای موازی و تصمیمات خارج از ضابطه و قانون در این زمینه هستیم و برخی اخبار از جمله خبر لغو ممنوعیت فعالیت دستگاه های دولتی در پیام رسانهای خارجی نشان از طراحی سیاست‌های نگران کننده‌ای برای این عرصه حساس کشور است. روزنامه را هر روز در سایت nobonyadonline.ir بخوانید
4
9
383
با تراستی‌هایی مواجه هستیم که، هم کودتا می‌کنند و ۱۱ میلیارد یورو ارز نفتی را برنمی‌گردانند، و هم حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ را رقم زده و مسبب جنگ اند، و هم پروژه افشاگری در فضای رسانه‌ای کلید می‌زنند تا دوباره به صحنه برگردند! نباید اجازه داد #کودتای_تراستی‌ها دوباره تکرار شود.
87
99
8
645
10,547
علی نادری retweeted
مانیفست شکست اتاق فکر جریانی خاص، با توجه به روند نظرسنجیها، به به این نتیجه رسیده است که شکستن کمر «روایت پیروزی» و جا انداختن «روایت شکست» در افکار عمومی تنها راه برای رساندن کشور به شرایط پیش از ۱۸ ام دیماه و زمینه‌سازی برای یک توافق جامع با ایالات متحده از موضع ضعف یا تکرار پروژه آشوب است. اهم دستورکارهایی که باید به شکل موازی از طریق رسانه و شبکه مشاوران در افکار عمومی و دستگاههای حساس پیگیری شود عبارت‌اند از: ۱. باید هم برای مردم و هم برای مسئولان رده عالی کشور، جا بیفتد که ایران در جنگ فعلی دستاورد خاصی نداشته و قهرا به سمت یک شکست بزرگ در حال حرکت است. این بسیار مهم است که در این روایت مساله تجاوزگری ایالات متحده و اسرائیل و ماهیت وجودی جنگ به موضوعی ثانویه مبدل شود. ۲. باید ذهان عمومی و نخبگان به این سمت حرکت کند که بسته شدن تنگه هرمز اشتباهی بزرگ بوده و اثر خاصی بر اقتصاد جهانی نداشته است. (این گزاره با سرعت در حال انتشار در دستگاههای حساس است). ۳. صدا و سیما علیرغم کاستیهای کهنه و پرشمار خود، پس از شوک جنگ موفق شده مرجعیت خود را به شکلی نسبی در حوزه خبررسانی بازیابی کند، و برخی از برنامه‌های تلویزیونی با مخاطب بیش از ده میلیون نفر قدرت جریانسازی قابل توجهی (در حد ایران اینترناشنال و بیش از آن) دارند. لذا باید دستورکار صدا و سیما در اسرع وقت تغییر کرده و برنامه‌های پرمخاطب آن نیز با هر ابزار ممکن تخریب شوند تا از مرجعیت آنها کاسته شود. برای مثال باید به مقامات ارشد بریده‌هایی از برنامه‌ها و گزارشهایی گزینشی از عملکرد سازمان و برنامه‌های مهم ارائه شود که خروجی آن ایجاد حس منفی و حتی تنفر شدید به عملکرد سازمان و برنامه‌های آن باشد. ۴. باید ایران مقصر بر هم خوردن توافق اسلام آباد جلوه داده شود و موارد خلف وعده آمریکا و اسرائیل چه در مورد لبنان و چه در مورد تنگه هرمز و ... تا حد امکان برجسته نشود. این تصور که ایالات متحده در حال عمل به توافق نامه بوده و جریانی «مشکوک و تندرو» این توافق را بر هم زده است، باید در میان مردم و مسئولان به شکلی گسترده ترویج شود. ۵. باید تا حد امکان دو گانه «جنگ-مذاکره» را تقویت و حتی طرفداران «مذاکره از موضع قدرت» را در با انگهایی چون «تندرو»، «ضد معیشت مردم»، «مخالف توافق» و «جنگ طلب» بی‌حیثیت کرد. باید با عباراتی چون «مگر می‌توان تا ابد جنگید» و «باید به صلح شرافتمندانه رسید» و...، طرفداران گفتمان طرفدار صلح عادلانه و پایدار را به حاشیه راند. باید فضا را به گونه‌ای جلوه داد که احتمال وقوع جنگ مجدد و لزوم احیای بازدارندگی در حاشیه قرار گیرند. همچنین از میان منتقدان تفاهم نامه باید به کسانی بیشتر وزن داده شود که اساسا با نفس مذاکره و آنهم به شکلی تند و غیرعقلانی مخالفت می‌کنند تا منتقدان توافق نامه بی منطق و بی عقل جلوه داده شوند. ۶. باید هم مردم و هم مسئولان به این جمع بندی برسند که ایران از طریق توسعه و تعمیق روابط با چین و روسیه به هیج جایی نمی‌رسد و تنها راه نجات کشور، ایجاد یک معامله جامع با آمریکا در حوزه هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای و فراتر از آن است. باید اخبار منفی در حوزه روابط تهران-پکن تا حد ممکن بزرگنمایی شده و اخبار مثبت نظیر مخالفت بی‌سابقه چین با آمریکا در کمیته ۱۷۳۷ سازمان ملل و فعال شدن فرایند اسنپ بک، وتوی قطعنامه‌های ضد ایرانی ناظر به تنگه هرمز و مخالفت علنی با کمپین تحریمی بسنت و ... نباید در صدر اخبار قرار گیرند. همجنین تمام جلسات با مقامات ارشد چین و روسیه باید در سطح نمادین و حفظ وضع موجود برگزار شوند تا گزاره «بن بست» در روابط روز به روز در دستگاههای حساس تقویت شود. ۷. اخبار پایین رفتن قیمت نفت و پیشرویهای اسرائیل در لبنان باید تا حد امکان بزرگنمایی شده و دستاوردهای مقاومت (مثلا پیشروی اخیر انصارالله و تسلط بر باب المندب) باید تا حد امکان ضریب کمی در اخبار و تحلیلها پیدا کرده و به تدریج بی اهمیت جلوه داده شوند. ۸. بساط تجمعات خیابانی باید برچیده شود. ۹. باید تا حد امکان میان قالیباف و شبکه حامیان وی و جلیلی و شبکه حامیان وی اختلاف ایجاد شود. همچنین باید جو بدبینی به فرماندهان ارشد جنگ میان شبکه حامیان جلیلی ترویج شود. شبکه حامی قالیباف باید به منتقدان توافق نامه به چشم «دشمن» بنگرند. ۱۰. باید نامه علی الاصول رهبری جدید به عنوان یک خبط راهبردی از جانب وی و کاری که« توافقی خوب و در دسترس» را از «ملت ایران» گرفت، جلوه داد. همچنین باید اختلافات پزشکیان و رهبری جدید را تا حد امکان تقویت و در آن دمید؛ و در نهایت این را مطرح کرد که رهبری جدید فاقد توان اداره کشور است، که البته مورد اخیر نیازمند تسلط بر سازمان صدا و سیما است. ۱۱. به موازات بالارفتن قیمت دلار و افزایش فشار اقتصادی بر مردم، باید جریان «تندرو» و در راس آن رهبری فعلی مقصر اصلی این اقدامات دیده شوند و نقش ایالات متحده و اسرائیل در اعمال تحریمها به شکلی ثانویه و حاشیه‌ای مورد بررسی قرار گیرند. ۱۲. در روایتها باید تهدیدات اسرائیل برای کشورهای منطقه کوچک نمایی شود و فضا به شکلی جلوه داده شود که اسرائیل خواهان همزیستی مسالمت آمیز با کشورهای منطقه است و این ایران است که با اقدامات خود عامل خرابی و گرفتاری در منطقه خاورمیانه بوده است. ۱۳. باید در ذهن مردم این گزاره تقویت شود که ترامپ در نهایت خواستار صلحی پایدار است و فشارهای ماقبل توافق اسلام آباد برای منصرف کردن وی از جنگ الی الابد کافی بوده است.
170
278
32
1,007
48,834
در روزنامه #نوبنیاد یکشنبه بیست و نهم شهریور بخوانید 🔹سیمایی صراف در ریاض چه می‌کند؟ همزمان با مطالبه یوسف پزشکیان از مردم مبعوث برای سفر نرفتن، وزیر علوم با تعداد قابل توجهی از همراهان برای شرکت در یک همایش غیرضروری و برگزاری عمره در عربستان بسر می‌برد. این سفر غیرضروری که با پرواز اختصاصی صورت گرفته همزمان با آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها تعجب زیادی را حتی در وزارتخانه متبوع سیمایی صراف برانگیخته است. 🔹 گاف دیپلماتیک در تعامل با امارات یا خطای محاسباتی؟! هفته گذشته و در حاشیه هجدهمین اجلاس سران کشورهای عضو بریکس در دهلی نو، مسعود پزشکیان با خالد بن محمد بن زاید آل نهیان بعنوان " ولیعهد امارات متحده عربی " دیدار کرد. سایت ریاست جمهوری نیز از خالد بن زیاد بعنوان ولیعهد امارات نام برد در حالیکه شخص طرف ملاقات رئیس دولت،  ولیعهد ابوظبی بوده و نه ولیعهد امارات! علیرضا مجیدی، کارشناس مسائل غرب‌ آسیا در اینباره گفته است: در امارات اصلا منصبی به نام ولیعهد وجود ندارد. خالد بن‌محمد بن‌زاید، که با اقای پزشکیان دیدار کرد صرفا جانشین حکومت شهر ابوظبی و رییس سازمان امنیت داخلی آن کشور است. من نمی‌دانم چه‌کسی به رییس‌جمهور ما گفته بود که این شخص ولیعهد امارات است؟! 🔹 سفر به نیویورک؛ تکرار یک نگرانی قدیمی خبر سفر پزشکیان و هیأت همراه به نیویورک برای شرکت در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل، در شرایطی منتشر شده که آمریکا محدودیت‌های هیأت ایرانی را به‌شدت افزایش داده است. اما نگرانی اصلی فقط محدودیت‌های آمریکایی‌ها نیست؛ نگرانی بزرگ‌تر، تکرار مواضع نسنجیده‌ای است که در اجلاس بریکس در دهلی‌نو و اجلاس شانگهای در بیشکک مطرح شد؛ مواضعی که این سؤال را پیش روی افکار عمومی قرار داده است که آیا برای سخنان رئیس‌جمهور در یکی از مهم‌ترین تریبون‌های بین‌المللی، کنترل و هماهنگی لازم وجود دارد یا قرار است بار دیگر واشنگتن از یک موضع رسمی پزشکیان علیه منافع ایران بهره‌برداری کند؟ روزنامه را هر روز در سایت nobonyadonline.ir بخوانید ✅ @NobonyadOnline
2
6
320
در روزنامه #نوبنیاد شنبه بیست و هشتم شهریور بخوانید 🔹 برجامی‌ها علیه شرق ؛ شرق کنار ایران روسیه و چین روز پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶، پیش‌نویس قطعنامه آمریکا برای تمدید مأموریت هیأت کارشناسان کمیته ۱۷۳۷ شورای امنیت درباره ایران را وتو کردند؛ قطعنامه‌ای که با وجود ۱۱ رأی مثبت، به دلیل دو رأی منفی اعضای دائم شورا تصویب نشد. این رأی‌گیری بار دیگر شکاف میان رویکرد غرب و مواضع مسکو و پکن درباره پرونده ایران را آشکار کرد. 🔹 حاشیه‌سازی بی‌پایان یوسف اجتماعات شبانه مردم خیابان که به قصد خونخواهی از امام شهید انقلاب و پاسداری و تضمین امنیت کشور از 9 اسفند 1404 آغاز شد، در حالی به دویستمین ایستگاه شبانه خود رسید، که همواره از همان ابتدا با ممانعت ها و برخوردهای رسانه‌ها و برخی از مقامات دولت پزشکیان همراه بود. موضوعی که حاکی از این موضوع است که تجمعات شبانه و مطالبات مردمی به کام دولت چهاردهم شیرین نیست. بویژه اینکه اخیرا یوسف پزشکیان فرزند رئیس جمهور در توییتی به مردم خیابان توهین کرد. 🔹 تمجید ابوظبی؛ زنگ هشدار برای پزشکیان مشاور پرحاشیه و بدسابقه رئیس دولت امارات، رئیس‌جمهور ایران را «منطقی‌ترین» مقام ایرانی در بحران اخیر معرفی کرد. انور قرقاش از پزشکیان به دلیل تأکید بر توقف حملات و حفظ حسن همجواری در خلیج فارس تمجید کرده است. همین تعریف صریح، آن هم از سوی مقام ارشد کشوری که سال‌ها در پرونده جزایر سه‌گانه مواضعی علیه حاکمیت ایران داشته و رکن اساسی جنگ آمریکا و اسرائیل بر علیه ایران ، باید برای شخص رئیس‌جمهور محل سؤال باشد: دقیقاً کدام موضع تهران این‌چنین ابوظبی را خشنود کرده است؟ 🔹تئاترهای اروتیک و نازل علیه فرهنگ مردم در سال‌های اخیر، همزمان با گسترش سالن‌های خصوصی و رقابت شدید برای جذب مخاطب، بخشی از تئاتر ایران آرام‌آرام به سمت استفاده بیشتر از مؤلفه‌های جنسی و اروتیک در اجرا و تبلیغات حرکت کرده است. روزنامه را هر روز در سایت nobonyadonline.ir بخوانید
3
5
249
علی نادری retweeted
هشداری چندباره به سیاستگذاران درباره فرصتهایی برای اتمام جنگ و تثبیت قدرت ایران که یکی پس از دیگری که از دست می‌روند. دیروز فدرال رزرو در چرخش مهم و کم‌سابقه، در حالی که نبرد برای مهار تورم خود را به اتمام نرسانده بود، نرخ بهره را 25bps افزایش داد، و حتی سیگنال افزایشی دیگر را در سال ۲۰۲۶ داد، امری که روند صعودی اوراق قرضه کوتاه مدت را تقویت و نگرانی را بر بازارهای مالی آمریکا حاکم ساخت (برای مثال شاخص Fear/Greed برای نخستین بار از ماه می در وضعیت Extreame Fear) قرار گرفت. اکنون سوال این است که سخنان مهم وارش در کنفرانس خبری حاوی چه نکته مهمی برای سیاستگذار ایرانی است؟ اکنون در شرایطی هستیم که مساله امکان تاثیرگذاری بر کلان روندهای اقتصادی در آمریکا توسط جریانهای حامی تسلیم بی قید و شرط در برابر آمریکا (که در ظاهر خود را طرفدار مذاکره جلوه می‌دهند) بالکل انکار میشود. از طرف دیگر سیاستگذار ایرانی نیز به دلایلی تصمیم به غمض عین در حوزه تحولات تنگه و خلیج فارس گرفته است و فرایند STS با روندی صعودی در حال تغییر نگرش بازار بر قیمت نفت و فرسایش حکمرانی ایران بر این تنگه راهبردی است و جهش اخیر به واسطه تحرکات انصارالله با اخبار مذاکراتی ایران و یمن با آمریکا و اخبار تعمیر شدن خط لوله و ... در حال مهار شدن است، و این در حالیست که به موجب سخنان وارش، تنشهای اخیر ژئوپولتیک نه تنها یکی از سه عامل اصلی بالابردن نرخ بهره بوده است، بلکه میتوان با استناد به سخنان خود وارش نشان داد که «عامل اصلی» بوده است؛ و عجبا و اسفا که برخی در تهران بدون چیدن زیرساختهای لازم برای «نقد کردن» تصاعد تنش اخیر و تبدیل آن به یک سازه توافقی در آستانه سفر مهم شی به واشنگتن، فرصتی مهم را برای تثبیت صلح در رویای اعتمادسازی با فلان کشور و بهمان کشور از دست می‌دهند. برای شروع ابتدائا لازم می‌دانم متن سخنان وارش را در چهار فراز و در پاسخ به خبرنگاران دقیقا نقل قول نمایم: ۱. بخش اول، دلیل پاسخ فدرال رزرو به شوک عرضه ناشی از انسداد تنگه هرمز، در پاسخ سوال ریچارد اسکوبیدو از سی بی اس: سوال خبرنگار «رئیس وارش، ممنون که این گفت‌وگو را انجام دادید. من ریچارد اسکوبیدو از شبکه CBS هستم. اجازه بدهید مستقیماً سراغ سؤالاتم بروم. می‌دانید، افزایش ۲۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره، تنگه هرمز را بازگشایی نمی‌کند. بنابراین می‌خواهم بدانم به نظر شما این افزایش‌های کوچک‌تر نرخ بهره چگونه می‌توانند مؤثر باشند، وقتی لزوماً نمی‌توانند به سمت عرضه انرژیِ فشارهای تورمی رسیدگی کنند؟ پاسخ کوین وارش: «بله، سؤال خوبی است، ریچارد. ما نمی‌توانیم بر قیمت هیچ کالای منفردی اثر بگذاریم؛ چه قیمت نفت باشد و چه مواد غذایی در فروشگاه. اما کاری که می‌توانیم و انجام خواهیم داد این است که اطمینان حاصل کنیم هرگونه تغییر در قیمت‌های نسبی، در سطح اقتصاد گسترده‌تر نشود و آثار درجه دوم و درجه سوم در اقتصاد ایجاد نکند. این وظیفه‌ای است که بر عهده ما گذاشته شده، و ما همین کار را انجام خواهیم داد.» ۲. بخش دوم، مطرح کردن مساله دلایل افزایش تغییر نرخ بهره: سوال خبرنگار: «سلام، حال شما چطور است؟ ممنون. می‌توانید کمی بیشتر برایمان توضیح دهید که از جلسه ماه جولای تا امروز چه چیزی تغییر کرده است؟ همان‌طور که اشاره کردید، در آن زمان فدرال رزرو تصمیم گرفت نرخ بهره را بدون تغییر نگه دارد. و در همین ارتباط، آیا می‌توانید برایمان توضیح دهید که آیا گزارش خرده‌فروشی امروز نشان می‌دهد که تقاضا در حال داغ‌تر شدن است و در نتیجه احتمالاً تهدیدی برای افزایش بیشتر قیمت‌ها ایجاد می‌کند؟» ممنون.» پاسخ کوین وارش: «بله. همان‌طور که شاید بدانید، من آدمی نیستم که به یک داده خاص وابسته باشم؛ بنابراین نمی‌خواهم صرفاً بر اساس داده‌ای که در اختیار ما قرار می‌گیرد، واکنش خاصی نشان بدهم. اما درباره سؤال اول شما، فکر می‌کنم سؤال مهم‌تر همین است: در هفت هفته‌ای که از آخرین دیدار ما گذشته، چه اتفاقی افتاده است؟ اول از همه باید بگویم که اکثریت قابل‌توجهی از همکارانم، هفت هفته پیش، معتقد بودند که این هفت هفته، سرمایه‌گذاری خوبی بوده است؛ راهی برای خریدن زمان تا بتوانیم تصمیمی سنجیده بگیریم. می‌خواهم به سه اتفاقی اشاره کنم که در فاصله بین این دو جلسه رخ داده است. نخست، هفت هفته پیش درباره قدرت اقتصاد قضاوتی داشتم. از آن زمان مجموعه نسبتاً گسترده‌ای از داده‌ها، از جمله داده‌های مربوط به بازار کار، نشان داده‌اند که اقتصاد تقویت شده است. شاید شنیده باشید که چند هفته پیش در جکسون هول هم به این موضوع اشاره کردم. این قضاوتی است که من و کمیته به آن رسیده‌ایم. دوم، روندهای تورم است. من در جکسون هول گفتم که روندها اهمیت دارند. گفتم باید از پنجره بیرون را نگاه کنیم و واقعیت را مورد بررسی قرار دهیم. قضاوت من چند هفته پیش این بود که روندهای تورمی تابستان از این آزمون سربلند بیرون نمی‌آمدند. از آن زمان تاکنون اطلاعات بسیار کمی دیده‌ام که باعث شود در این تصمیم تجدیدنظر کنم؛ بنابراین همچنان بر همان موضع باقی مانده‌ام. و سومین چیزی که در این هفت هفته تغییر کرده، ژئوپلیتیک است. نمی‌توان از نقاط بحرانی در سراسر جهان چشم پوشید، و قضاوت ما درباره اینکه کدام وضعیت ژئوپلیتیکی محتمل‌تر و کدام‌یک کم‌احتمال‌تر است، تغییر کرده است. هر سه این عوامل، زمینه را برای یک تصمیم قاطع و یکپارچه امروز فراهم می‌کنند.» ۳. بخش سوم: پاسخ به سوال نیک تیمیراس از وال استریت ژورنال در مورد دلیل تغییر رویکرد وارش نسبت به گذشته سوال خبرنگار: «ممنونم، نیک تیمرائوس از وال‌استریت ژورنال. رئیس [فدرال رزرو]، پاییز گذشته شما ابراز نگرانی کرده بودید که فدرال رزرو در آستانه ارتکاب، به قول خودتان، ششمین یا هفتمین «اشتباه بزرگ» خود قرار دارد؛ آن هم با این تصمیم که اقتصاد آن‌قدر قوی است که کاهش نرخ بهره را توجیه نمی‌کند. اما امروز شما نرخ‌ها را کاهش دادید. می‌توانید توضیح دهید که چه چیزی باعث شد ارزیابی خود شما از اقتصاد آمریکا از آن زمان تا امروز تغییر کند؟» پاسخ کوین وارش: «خب، من تمام آن زمینه و چارچوب بحث را به خاطر ندارم، اما می‌توانم درباره وضعیت فعلی رشد اقتصادی به شما بگویم. حدس من، زمانی که حدود صد و ده یا صد و بیست روز پیش [به فدرال رزرو] آمدم، این بود که اقتصاد آمریکا در حال تقویت شدن است. حتی طی چند هفته گذشته، فکر می‌کنم اکنون داده‌هایی داریم ــ اگر بخواهیم تعریف گسترده‌ای از داده‌ها داشته باشیم ــ که نشان می‌دهند اقتصاد واقعاً تقویت شده و رشدِ زیربنایی بالاتر رفته است. مشکل، تورم است. ثبات قیمت‌ها بیش از پنج سال و نیم است که به یک مشکل تبدیل شده است. بنابراین، کاری که کمیته امروز تصمیم گرفت انجام دهد این بود که اقدامی صورت دهد تا بازگشت به‌موقع به هدف ثبات قیمت‌ها تضمین شود. ثبات قیمت‌ها، بنیان رشد اقتصادی است و فکر می‌کنم امروز گام مهمی برای تحقق آن برداشتیم؛ و بخشی از این کار را نیز از طریق حذف آن میزان از سیاست انبساطی که پیش‌تر به آن اشاره کرده بودم انجام دادیم.» ۴. پاسخ به سوال نیل ایرون از اکسیوس در مورد دلایل بالارفتن بازدهی اوراق و نسبت آن با تنشهای ژئوپولتیک سوال خبرنگار: «ممنونم، آقای رئیس. نیل اروین از آکسیوس. بازده اوراق قرضه بلندمدت طی چند ماه گذشته، و به‌ویژه در چند هفته اخیر، به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است. فکر می‌کنید بازار اوراق قرضه چه پیامی به شما می‌دهد، به‌خصوص درباره چشم‌انداز رشد اقتصادی، نرخ بهره خنثی (Neutral Rate) و اینکه این وضعیت چه پیامدهایی برای سیاست پولی دارد؟» پاسخ کوین وارش: «بله. اجازه بدهید از منظر تاریخی به موضوع نگاه کنم. اینکه قیمت‌های بازار اوراق قرضه از این به بعد چه مسیری را پیش‌بینی می‌کنند، من می‌خواهم اجازه بدهم خودشان این کار را انجام دهند. می‌خواهم بگذارم بازار هر داستانی را که می‌خواهد به من بگوید. وظیفه من این است که آن داستان را مورد پرسش و بررسی قرار دهم. اما اگر بپرسید چرا بازدهی‌ها، مثلاً از زمان آخرین نشست FOMC تا امروز، افزایش یافته‌اند، من سه دلیل برایتان می‌آورم؛ هرچند باید بگویم این عوامل معمولاً هم‌زمان و درهم‌تنیده‌اند. این مجموعه‌ای پیچیده از عوامل است که بر مهم‌ترین دارایی در سراسر جهان، یعنی اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا، تأثیر می‌گذارند. این اوراق همان داراییِ بدون ریسک هستند که قیمت‌گذاری تقریباً تمام دارایی‌های جهان به آن مرتبط است. پس سه عامل را مطرح می‌کنم: اول، قدرت اقتصادی: فکر می‌کنم بخشی از دلیل افزایش بازده اوراق بلندمدت در طول سال ۲۰۲۶ این است که اقتصاد تقویت شده است. دلیل دوم، رقابت برای جذب سرمایه: افزایش شدید مخارج سرمایه‌ای که در اظهاراتم به آن اشاره کردم، واقعی است. شرکت‌هایی که اصطلاحاً هایپراسکیلرها (Hyperscalers) نامیده می‌شوند، در بازار مشغول جذب منابع مالی هستند. بنابراین رقابت برای سرمایه واقعاً وجود دارد و فکر می‌کنم تا حدی افزایش بازدهی اوراق را توضیح می‌دهد. عامل سوم: ژئوپلیتیک است. وضعیت در نقاط بحرانی مختلف جهان باعث افزایش بازدهی‌های بلندمدت شده است. موضوع فقط قیمت‌های نقدی انرژی یا قیمت‌های لحظه‌ای ذرت، سویا یا گندم نیست. بلکه مسئله، تفاوت میان این قیمت‌های نقدی و چیزی است که اصطلاحاً «کرک اسپرد» (Crack Spreads) نامیده می‌شود؛ یعنی اینکه این تفاوت قیمت‌ها چه معنایی برای محصولاتی دارد که در نهایت به فروشگاه‌های سراسر کشور راه پیدا می‌کنند. فکر می‌کنم این سه مورد، مهم‌ترین توضیحات هستند؛ اما قطعاً فهرست کاملی از عوامل نیستند.» ---------------------------------------------------------------------------- پایان نقل قول از مصاحبه خبری وارش ---------------------------------------------------------------------------- وارش در سخنانش هم در بیان دلایل رویکرد تهاجمی فد، و هم در مقام دلایل رشد بازدهی اوراق، به مساله تنشهای ژئوپولتیک اشاره می‌کند. در سوال اول خبرنگار صراحتا به مساله انسداد تنگه اشاره و تلویحا آنرا عامل اصلی رویکرد فد دانسته، پاسخ فد را برای باز شدن تنگه بی اثر ارزیابی می‌کند؛ اما وارش میگوید که با اینکار تلاش شده تا جلوی گسترش آثار تورمی آن و تبعات مرتبه دوم و مرتبه سوم آن گرفته شود. پر واضح است که هم مساله تورم و هم مساله رشد اقتصادی آمریگا در جلسه ماه جولای فد نیز مد توجه بوده‌ و در بیانیه فد، سند Minutes و کنفرانس خبری وارش به این دو مورد دقیقا اشاره شده است. لذا این دو اموری نیستند که بتوان آنها را مصداق «تغییری عمده» در نگاه وارش و سایر اعضای فد تلقی کرد. چیزی که در این مدت تغییر کرده، استمرار تنشهای ژئوپولتیک خصوصا جنگ ایران و تصاعد تنش اخیر در باب المندب بوده که چشم انداز آعضای فد را برای اتمام «زودگذر» این تنشها از بین برده و «روندی» جدید ساخته است که فدرال رزرو باید به آن واکنش نشان دهد. این، مساله ای است که پیشتر نگارنده بارها و بارها با استناد به سخنان مکرر جروم پاول (رییس سابق فدرال رزرو) نسبت به اهمیت آن هشدار داده و تذکر داده است که Fed از شوکهای موقت عبور می‌کند، اما اگر شوکها شکل روندی به خود بگیرند، حتما به آن واکنش نشان می‌دهد. این «روند» که وارش نیز آنرا کاملا به رسمیت شناخته است، در اصل معادله جدیدی ناشی از ضرب شدن شوک باب المندب در شوک تنگه هرمز است که با ضرب شدن در تورم چسبنده و اقتصاد قدرتمند آمریکا، باعث رویکرد تهاجمی فد شده، و همچنین با تجمیع با رقابت جذب سرمایه شرکتهای بزرگ موجبات جهش بازدهی اوراق قرضه را فراهم کرده است، جهشی که عمده آن به دلیل رشد قابل توجه term premium نگهداری اوراق است و مساله رشد اقتصادی آمریکا در آن وزن محدودی دارد. متاسفانه در شرایط فعلی کشور، درک مقامات از اهمیت این نکات بسیار محدود است، و جریانهای غربگرا که پیش از جنگ گزینه نفت و تنگه هرمز را کوچکنمایی می‌کردند، اکنون هرگونه اثر قیمت نفت بر روندهای کلان اقتصاد آمریکا را ناممکن جلو می‌دهند. این جریان نیز با مستمسک قرار دادن «نرسیدن نفت به ۱۵۰ دلار» در حال تولید این روایت است که تنگه اثری در مهار ترامپ نداشته است. از طرف دیگر سیاستگذار نیز با عدم درک شرایط حساس، در حال مجال دادن به فرایندی آمریکایی-هندی-اماراتی برای STS است که روزانه حجم زیادی از نفت پشت تنگه را از طریق کشتیهای کوچک و لنجها در مسیر نزدیک ساحل جنوبی جابجا کرده و حاکمیت ایران بر تنگه را مخدوش می سازد و مانع فراتر رفتن نفت از مرزهای تحمل بازارهای مالی جهان می‌شود. همانطور که بارها عرض شد مساله این نیست که با جهش نفت، «اقتصاد آمریکا را نابود کنیم» بلکه مساله این است که چطور «ریسک رکود جهانی» را به پکن و واشنگتن بفروشیم، بدون اینکه از خطوط قرمز عبور کنیم. مساله اساسی این است که نه حساسیت شرایط درک می‌شود و نه برای نقد کردن آن در قالب توافقی چند جانبه که یک ضلع آن چین است، اقدام مهمی صورت می‌گیرد و فرصت سفر ترامپ به پکن (در ماه می) و سفر قریب الوقوع شی به واشنگتن آن هم در مقطع نفت برنت ۱۰۵ دلاری و بالا رفتن نرخ بهره در آمریکا، به راحتی دود شده و به هوا فرستاده می‌شود. همین جریانهای غربگرا بارها از عدم تمایل چین برای مداخله در خاورمیانه سخن می گفتند (همانطور که از ناکارآمدی ابزار تنگه و نفت سخن می‌گفتند) اما طرح سخنان مهم شی در بریکس و طرح چهار ماده‌ای شی در دیدار با سیسی که در آن عملا چین در قامت یک نظم ساز، بر خروج آمریکا از خاورمیانه تاکید و فلسطین را دال مرکزی حل مسائل منطقه معرفی می‌کند، این جماعت را مجددا رسوا کرده است، جماعتی که البته روی زیادی دارد و نفوذ بسیاری در دستگاههای حساس داشته و دارد. در پایان به سیاستگذاران هشدار می‌دهیم که نادیده گرفتن STS در تنگه هرمز به امید صیانت از سیاست همسایگی و ...، دودمان کشور را بر باد می‌دهد و روند مهمی را که عاقبت به تغییر رویکرد فدرال رزرو منجر شد، به خطر می‌اندازد. همچنین تصاعد تنش باید هدفمند باشد و زمینه را برای یک توافق کلان چند جانبه با مشارکت قدرتهای بزرگ و کشورهای منطقه فراهم کند. زمینه‌سازی برای مذاکرات نهایی همانقدر مهم است که افزایش فشار بر اقتصاد آمریکا، و نباید هیچ یک فدای دیگری شود. امید که چنین شود.
اختلال/انسداد تنگه هرمز تا کنون چه دستاوردهایی برای ایران داشته است؟ اکنون در میان تحلیلگران اتفاق نظر قابل توجهی وجود دارد مبنی بر این که سرنوشت جنگ ایران و ایالات متحده به مسابقه تاب آوری ایران و آمریکا در اعمال فشار اقتصادی بر طرف دیگر گره خورده است. اما سوال اینجاست که دو طرف تا کنون در اعمال فشار به یکدیگر به چه دستاوردهایی دست یافته‌اند و اکنون در چه نقطه‌ای قرار داریم؟ برای پاسخ به این سوالات لازم است به سوالات دقیق تری پاسخ داده شود که اهم آنها عبارت اند از: ۱. ایران در ایجاد اختلال/انسداد در تنگه هرمز تا چه حد موفق بوده است؟ ۲. ایران در ایجاد اختلال/انسداد صادرات نفت از کل منطقه خاورمیانه تا کنون تا چه حد موفق بوده است؟ ۳. شوک نفتی ایجاد شده از حیث شدت دارای رتبه ای میان شوکهای نفتی پیشین است؟ ۴. این شوک نفتی تا کنون چه تاثیری بر بازارهای مالی جهان داشته است؟ ۵. مسیرهای جایگزین صادرات نفت در کوتاه مدت و بلندمدت چه تاثیراتی در کاهش اهمیت تنگه هرمز داشته و دارند؟ ۶. رفتار چین به عنوان بزرگترین وارد کننده نفت تا کنون چه بوده و اکنون چین چگونه رفتار میکند؟ ۷. ذخایر راهبردی کشورها و همچنین کل ذخایر موجود نفتی در تحولات قیمتی چیست و اکنون این ذخایر چه روندی دارند؟ ۸. شرایط در حال حاضر در بازار گازوئیل، بنزین و سایر مشتقات نفتی به چه صورت است؟ ۹. با توجه به شرایط اقتصادی در ایالات متحده، اروپا و شرق آسیا و به طور خاص ایران، در صورت ادامه اختلال موجود در روند تولید و صادرات نفت از خاورمیانه، چه سناریوهایی محتمل است؟ ۱۰. با عنایت به نکات فوق، تهران و واشنگتن برای مدیریت ادامه و خاتمه این جنگ چه راهبردی را در پیش گرفته‌اند؟ /۱ با توجه به ابعاد پیچیده این پرونده و حجم بالای ارجاعات و نمودارها، نگارش این مطلب زمان قابل توجهی نیاز دارد، لطفا صبور باشید. با تشکر
29
76
13
434
146,103
علی نادری retweeted
CBS News Exclusive: New photos reveal widespread damage at multiple U.S. positions across the Middle East caused by Iranian attacks. cbsn.ws/4iP6Nfd
407
3,014
316
7,367
1,701,786
۱/خب بریم سراغ این شازده پسر که پول داده تا برای تبلیغ کلاهبرداریاش به اسم کارشناس اقتصادی! بره تو برنامه علی ضیا پلنی هم که چیدن این بود بیاد با یه ادعای دروغ و تخریب شهید رئیسی معروفتر بشه تا آدمای بیشتری رو سرکیسه کنه بنده کاری به اراده قوه محترم قضائیه برای برخورد ندارم فعلا
43
131
8
613
23,072
علی نادری retweeted
خدا رحمت کند شهید رییسی عزیز را اگر بریکس و شانگهای را به یادگار نمی‌گذاشت امروز این دولت واداده و ناکارآمد در هیچ عرصه‌ای امکان کنش بین‌المللی نداشت و هیچ‌ بستری وجود نداشت که بتونه دو تا سفر خارجی داشته باشه
3
13
69
1,073
تولید و توزیع گسترده امثال این اراجیف از مسیر رسانه‌های وابسته به دفتر رئیس‌جمهور آنهم همزمان با دلار 236 تومانی، قابل انتظار بود. این ادعا خلاف واقع و انتشار آن نشر اکاذیب بوده و اقدام حقوقی لازم در این زمینه انجام خواهد شد. خوب است جناب سقاب هم درباره این اظهارات روشنگری کنند.
شهید رئیسی ذهنی فرّار داشت و اطرافیانش می‌گفتند از اقتصاد چیزی نمی‌داند پوریا بختیاری، کارشناس اقتصادی در مصاحبه با علی ضیا: در دولت آقای رئیسی به من زنگ زدند و گفتند بیا به آقای رئیسی اقتصاد یاد بده چون چیزی از اقتصاد نمی‌دانند. [به من گفتند] فقط تئوری نباشد و متن برایشان آماده کنم که تیم ایشان به صورت انیمیشن و کارتنی درست کنند تا متوجه شوند‌. تأکید داشتند که از سه دقیقه هم بیشتر نباشد چون ذهن شهید رئیسی فرّار است.
128
182
6
1,055
28,909