شاوشَنک (@mohammadaleph) header
شاوشَنک (@mohammadaleph) profile picture

Non bene pro toto libertas venditur auro.

Joined July 2023
Photo by شاوشَنک (@mohammadaleph)Photo by شاوشَنک (@mohammadaleph)Photo by شاوشَنک (@mohammadaleph)Photo by شاوشَنک (@mohammadaleph)Photo by شاوشَنک (@mohammadaleph)Photo by شاوشَنک (@mohammadaleph)Photo by شاوشَنک (@mohammadaleph)Photo by شاوشَنک (@mohammadaleph)Photo by شاوشَنک (@mohammadaleph)
اوایل جنگ اوکراین، سفیر بلاروس در اوکراین جمع کرده بود که زمینی از مرز خارج شود. سرگی داینکو، رییس نیروهای مرزبانی اوکراین دستور داده بود ۳۰ سکه نقره در کیسه‌ای بگذارند و به او بدهند. این قیمتی بود که یهودا، عیسی را به رومی‌ها فروخت. صحنه غریبی بود.
6
12
2
548
11,812
روز به روز پیدا کردن دلیلی برای خوشحالی سخت‌تر می‌شود‌‌. یکی از ویرانگرترین پیامدهای زندگی زیر سایه تمامیت‌خواهی‌ها این است که زندگی عادی را هم به یک امتیاز ویژه و کالای لوکس تبدیل می‌کنند. اگر کوچکترین آرزوها برای آدم تلاشی فراانسانی می‌طلبد دیگر چه می‌ماند. داشتن یکی زندگی عادی برای شهروندان نباید فرصت استثنایی و امتیازی غیرطبیعی باشد، اگر هست یعنی آن جامعه به عنوان یک کل در حال فرسایش است. مسئله فقط گذران امروز و فردا نیست، زمان به هر حال می‌گذرد اما اگر امکان برنامه‌ریزی گرفته شود و افق پیش‌رو مدام کوتاه و کوتاه‌تر شود دیگر حتی امید داشتن هم پرهزینه است.
8
53
2
556
6,175
نوامبر سال ۱۹۴۳ دقیقا در همین روزها، نازی‌ها تصمیم گرفتند که به طور کلی از شر هرچه یهودی باقی مانده در منطقه لوبلین Lublin لهستان است خلاص شوند، یعنی تیرباران ۴۲ هزار نفر در طی دو روز عملیات festival harvest یا جشن برداشت محصول. آن هم نه یهودیانی که در گتو و منطقه شهری بوده باشند، نه، همگی تا همان لحظه در اردوگاه‌ها جان کنده بودند‌. آنچه که در اردوگاه مایدانک Majdanek اتفاق افتاد یک تراژدی به تمام معنا بود. چند روز قبل، مسئولان اردوگاه چندصد زندانی یهودی را انتخاب کردند و به آن‌ها گفته شد که برای دفاع از اردوگاه باید خندق بکنیم. خندق‌هایی به طول عموما ۱۰۰ متر تا ۳ متر عمق. روز موعود حدودا ۱۸ هزار زندانی یهودی مجبور شدند همه وسایلشان را تحویل دهند و بعد گروه گروه به این خندق‌ها آورده شدند و یکی یکی به آن‌ها شلیک شد. قتل عام گروه اول که تمام می‌شد، گروه بعدی را می‌آوردند و روی همان جنازه‌های قبلی به آن‌ها شلیک می‌کردند. در تمام این مدت، بلندگوها و خودروهایی که روی آن‌ها سیستم پخش صدا نصب شده بود موسیقی رقص، والس و مارش نظامی را با صدای بلند پخش می‌کردند تا صدای تیرباران یهودیان را خفه کند. این اردوگاه اتاق‌های گاز هم داشت اما تصمیم گرفته بودند که برای تسریع کار با گلوله کار آن‌ها را یکسره کنند. به جز یهودیان، در این اردوگاه زندانیان دیگری هم وجود داشت که نازی‌ها برای آن‌که شاهد کشتار نباشند، آن‌ها را در سوله‌ها حبس کردند‌. از بین همان زندانیان یهودی هم یک ۳۰۰ نفری زندانی زن را زنده نگه داشتند تا ترتیب همان وسائلی که به جا مانده بود را بدهند، همه این زن‌ها بعدا به آشوویتس فرستاده شدند تا کشته شوند. یک تعدادی در همان حدود ۳۰۰ زندانی یهودی مرد را هم موقتا زنده نگه داشتند تا جنازه‌ها را بسوزانند و بعد به همان‌ها هم شلیک شد. همزمان در طی همین عملیات منطقه لوبلین و در دو اردوگاه تراوینکی Trawniki و پونیاتووا Poniatowa به ترتیب حدودا ۱۰ هزار یهودی و ۱۴ هزار یهودی دیگر هم قتل عام شدند. چرا در این تاریخ تصمیم گرفته شد؟
13
59
3
791
25,601
خب عملیات راینهارد، یا اگر به طور خلاصه بخواهیم بگوییم عملیات پاکسازی لهستان از یهودی‌ها دیگر در این لحظات به آخر راه رسیده بود. چیزی در حدود ۱.۵ تا ۲ میلیون یهودی تا آن لحظه قتل عام شده بودند. رفته رفته آمار شورش زندانی‌هایی که چیزی برای از دست دادن نداشتند، هرچند به قول هانا آرنت از ابتدا هم چیزی برای از دست دادن نداشتند، در اردوگاه‌ها بالا و بالاتر رفته بود. آوریل همان سال ۱۹۴۳، می‌شود حدودا عید سال ۱۳۲۲ شمسی خودمان، قیام گتوی ورشو اتفاق افتاده بود که فکر کنم تازگی‌ها در موردش نوشتم. بعد از آن در تربلینکا هم شورش شد و بعد در سوبیبور که تعدادی زندانی هم موفق شدند فرار کنند. همه این‌ها با یکدیگر دلیلی شد تا نوامبر لوبلین به جد در دستور کار قرار بگیرد.
1
206
2,321
دولت جدید مجارستان به رهبری پیتر مایر قصد کرده است که اسامی خبرچینان و کسانی که در دوران حکومت کمونیست‌ها برای حکومت از دیگران جاسوسی می‌کردند را علنی کند. علنی کند یعنی آنلاین با قابلیت جستجو در اختیار همگان قرار بگیرد. می‌گویند در این پرونده‌ها حدودا اسم ۶۰ هزار نفر وجود دارد که حدودا ۱۰ درصدشان هنوز در قید حیات هستند.
8
36
1
772
10,905
علاوه بر نام خبرچینان، اسامی ماموران دولتی مسئول آن‌ها، پرونده‌های مربوط به چگونگی جذب افراد و پرونده‌هایی که برای قربانی‌ها ساخته می‌شد هم در دسترس خواهد بود. البته اطلاعات خصوصی و حساسی که می‌تواند قربانی‌ها را به خطر بی‌اندازد حذف خواهد شد.
1
124
1,194
جروزالم‌پست می‌گوید که اسرائیل آماده است بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای روز سه‌شنبه در صورت درخواست ترامپ به حملات بپیوندد. سپاه پاسداران هم اعلام کرده است که بدون شک پاسخ ما همتراز با اهداف حملات آن‌ها خواهد بود. مسئله فقط بازگرداندن نفت عبوری از تنگه به نزدیک سطح پیش از جنگ نیست، زمانی که در دور پیشین درگیری سپاه نشان داد که می‌تواند هزینه‌هایی را بر صنایع و زیرساخت منطقه، خاصه کشورهای حاشیه خلیج فارس، تحمیل کند دیگر این تهدیدها را نمی‌توان جدی نگرفت. همیشه چیزی برای از دست دادن وجود دارد. از طرف دیگر محاصره دریایی اگرچه در ابتدا در کلام مسئولان کشوری و لشکری ج.ا به سخره گرفته می‌شد اما به مرور زمان نشان داد که ظرفیت بسیار بالایی برای فشار آوردن به ایران دارد و حالا می‌بینیم که حتی در کلام مذاکره‌کنندگان هم رفع آن یک امتیاز به حساب می‌آید. در این لحظه امکان وقوع دور دیگری از درگیری کاملا محتمل است و مشخصا بر طبق گفته خود اسرائیلی‌ها همراهی با ایالات متحده در درگیری‌ها حتی بدون نیاز به حمله ابتدایی از سمت ج.ا امر بدیهی است. مطمئنا جنگ می‌شود؟ شاید نه، همیشه احتمالاتی وجود دارند که امکان وقوع آن‌ها هرقدر کم اما ناممکن نیستند. شاید بتوان تلاش‌های فعلی برای مذاکرات را هم با همین دیدگاه دید.
۸ اسفند ۱۴۰۴ نشانه‌ها همان چیزی را به ما می‌گفتند که امروز می‌گویند: وقوع یک درگیری دیگر کاملا محتمل است، صرفا مسئله زمان است. بسیاری از احتمالات دیگر را که آن روز نمی‌شد با قطعیت پیش‌بینی کرد دیگر امروز احتمال قریب به یقینی دارند. به عنوان یک ناظر بیرونی بی تاثیر در وقوع یا عدم وقوع جنگ که البته در بطن ماجرا قرار دارید، صرفا مراقب سلامتی‌تان باشید و حداقل آمادگی‌ها را داشته باشید. اوضاع به سرعت می‌تواند از بدترین پیشبینی‌های شما فراتر برود.
3
5
186
4,944
پخت و پز دیشب اوکراینی‌ها در روسیه همچنان در حال سوختن است. پهپادهای اوکراینی دیشب به پالایشگاه Lukoil در منطقه Kstovo حدودا در ۸۰۰ کیلومتری مرز اوکراین حمله کردند که تا الان به گفته فرماندار منطقه خسارت قابل توجهی داشته است. بعد از حدودا دو هفته وقفه به دلیل فشار ترامپ، این سومین حمله اوکراینی‌ها به پالایشگاه‌های روسیه در چند روز گذشته است.
1
6
204
2,589
هر بار که اوکراین به یک پالایشگاه روسی حمله می‌کند عکس‌های خوبی درست می‌شود، نمی‌دانم خاصیت خاک روسیه است یا چیز دیگری.
37
498
سال‌ها قبل در دهه ۷۰‌میلادی نظر سوئد به بازار کره شمالی جلب شد و با خودشان فکر کردند که «این بازار خیلی آینده روشنی دارد» و گاو هست، پول ما هم که هست، بزنیم دیگر و ۷۰ میلیون دلار جنس از جمله ۱۰۰۰ خودرو مدل ولوو GL 144، ماشین‌آلاتی از کمپانی Atlas Copco و محصولات دیگری را به کره شمالی صادر کردند و برای تحکیم روابط آمدند و یک سفارت هم در پیونگ‌یانگ باز کردند. کره شمالی با گذشت بیش از ۵۰ سال هنوز یک پول سیاه کف دست این بدبخت‌ها نگذاشته است. در واقع دولت سوئد ضررکرد شرکت‌ها را پرداخت کرده است و خودش شرخر ماجرا است. با گذشت زمان و عدم پرداخت بدهی از سمت طرف کره‌ای، این بدهی امروزه به تقریبا نیم میلیارد دلار افزایش پیدا کرده است. گه‌گاهی پیش می‌آید که سوئدی یک قبضی برای کره شمالی می‌فرستند و کره‌ای‌ها هم با «عه هنوز یادتونه شما که» پاسخ می‌دهند. نکته غریب ماجرا این است که با گذشت ۵۰ سال از تحویل آت خودروها به کره شمالی، هرچندوقت یک بار برخی از توریست‌ها از دیدن خودروهای ولوو در خیابان‌های کره شمالی صحبت می‌کنند. خودروهایی که هنوز به سبب کیفیت ساخت‌شان قابل استفاده‌اند. یک بار در توییتر اکانت منتسب به سفارت سوئد در کره شمالی یک تصویری منتشر کرد و گفت که یکی از این خودروها به عنوان تاکسی در حال کار است در حالی که کیلومترشمارش رقم ۵۰۰ هزار کیلومتر را نشان می‌دهد، امروز چک کردم دیدم توییتش بنابه دلایلی حالا حذف شده است. این تصویر را یک توریست در سپتامبر ۲۰۱۰ در کره شمالی گرفته است. این یکی از آن خودروهای Volvo GL144 است که این‌جا حداقل ۴۰ سال عمر کرده است.
29
27
3
1,016
46,391
آن توییت سفارت سوئد در پیونگ‌یانگ هنوز حذف نشده است و در دسترس است، دوستی در کامنت‌ها نوشته بود.
Still going strong. One of the Volvo's from yr 1974 still unpaid for by DPRK. Running as taxi in Chongjin w almost half million km on odo!
39
1,526
در نگاه سولژنیتسین، کمونیسم یک بیماری بود، طاعونی که هرجا پخش می‌شد جز بدبختی و شر به همراه نداشت. شاید همیشه باید مابین جنایت‌های یک حکومت و کشور و مردمی که بر آن حکومت می‌کند فرق گذاشت اما در کلام بسیار پیش می‌آید که نام آن حکومت و کشور یک‌جا برده می‌شود. آیا واقعا روسیه بعد از ۷۰ سال سیطره حکومت کمونیسم در قالب کشور شوراها و با آن همه جنایت و بدبختی که بر سر روسیه و شوروی آورد توانست از خاکستر یادگاری آن روزها بیرون بیاید. سولژنیتسین در آوریل ۱۹۷۷ در سخرانی‌اش برای مردم شهرستان Cavendish در ایالت ورمونت ایالات متحده آمریکا گفت: «نسبت روس به شوروی، مانند نسبت انسان به بیماری است. ما کسی را که سرطان دارد، سرطان نمی‌نامیم. کسی که طاعون دارد را طاعون نمی‌نامیم. نظام کمونیستی یک بیماری است. طاعونی که سال‌هاست در سرتاسر زمین پخش شده است و نمی‌دانیم که کدام ملت، کِی ناگزیر خواهد شد که آن را از نزدیک تجربه کند. مردم من، روس‌ها، یک شصت سالی هست که دارند این بیماری را تجربه می‌کنند اما می‌دانم که یک روزی می‌آید که آن‌ها شفا پیدا خواهند کرد.» بالخره سلطه کمونیسم در شوروی هم یک روزی به پایان رسید، یک ۱۴ سالی بعد از این سخنرانی. اما تجربه شوروی چنان کشور را به فساد کشانده بود که از دل آن امکان بیرون آمدن سیستمی مانند سیستم پوتین به راحتی وجود داشت. شخص سولژنیتسین با آن‌که اگر بگوییم بزرگترین افشاکننده جنایت‌های کمونیسم بود اما همین او بود که در مقطعی به پوتین نگاه می‌کرد و او را کسی می‌دانست که عظمت را به روسیه بازگردانده است. یک حکومت پس از سال‌ها در دست داشتن قدرت و پیشبرد امور شرایطی را به وجود می‌آورد که سخت می‌شود آن را تغییر داد. فساد چنان سیستماتیک می‌شود که تغییر دادن، نیازمند جراحی‌های دردناک باشد، مقاومت و اینرسی‌ای که در برابر تغییر شرایط هست را هم باید در نظر داشت. تغییر شرایط تلاشی دامنه‌دار و طولانی در مسیر مخالف پیشین را می‌طلبد. یک حکومت فقط برای مدتی حکومت نمی‌کند بلکه یک روش زندگی خلق می‌کند که می‌تواند تا نسل‌ها ادامه پیدا کند.
5
16
1
248
3,688
در همین باب اگر نخوانده‌اید. در کانال تلگرامم هم ویدیو کامل این سخنرانی بخصوصش در سال ۱۹۷۸ را گذاشته‌ام.
سال ۱۹۷۸، الکساندر سولژنیتسین نویسنده، سرباز جنگ دوم جهانی و بازمانده اردوگاه‌های کار اجباری شوروی کمونیست که در تبعید به سر می‌برد یکی از مشهورترین سخنرانی‌های قرن ۲۰ام در مورد کمونیسم و خطرات آن را در دانشگاه هاروارد انجام داد. این رشته توییت خلاصه‌ای از آن سخنرانی است.
1
1
26
517
شاوشَنک retweeted
«آورده‌اند که کوروش را چنین سرشتی بود و بیگانگان او را هنوز در سرودهای خویش چنین می‌ستایند: به سیما خوبروترین بود و به دل نیکخوترین، به آموختن تشنه‌ترین بود و به نام‌آوری جویاترین، و آنچنان بود که هر رنجی بر خود هموار می‌کرد و هر خطری به جان می‌خرید تا نامش به نیکی برده شود.» – گزِنُفُن، کوروش‌نامه، دفتر نخست، بخش ۲، بند ۱ برگردان پارسی از این کمترین
5
65
2
378
4,931
حتی در میان سایر حکومت‌های کمونیستی قرن ۲۰‌امی، چینِ مائو در یک جهان دیگر سیر می‌کرد. در سال ۱۹۶۶، Li Fanwu یکی از مقامات محلی حزب کمونیست به دلیل شباهت مدل موهای او با رهبر حزب کمونیست مائو تسه‌تونگ در یک مراسم خودانتقادیِ عمومی، موهایش توسط چند نفر تراشیده شد و با آویزان کردن
2
6
1
315
4,128
پاول واسیلیویچ ریچاگوف Pavel Vasilyevich Rychagov خلبان برجسته، قهرمان ملی و فرمانده ارشد کل نیروی هوایی ارتش سرخ شوروی بود، سنی هم نداشت، ۳۰ سال. می‌گویند یک روز در حضور خود استالین به انتقاد از نیروی هوایی و جنگنده‌هایش پرداخت و گفت اینها اصلا تابوت‌هایی هستند که پرواز می‌کنند. از چشم حزب کمونیست افتاد و آوریل ۱۹۴۱ از کار برکنارش کردند. دو ماه بعد در جریان پاکسازی، بازداشت شد و تحت شکنجه علیه خود به عضویت در گروه‌های توطئه‌گر، ضد انقلاب و خرابکاری که قصد تضعیف نیروی هوایی ارتش سرخ را دارند مجبور به اعتراف شد و چند ماه بعد همراه با همسرش ماریا نسترنکو که او هم از افسرهای نیروی هوایی بود تیرباران شد. یک سال پس از مرگ استالین در سال ۱۹۵۴، رومان رودنکو دادستان کل شوروی از او اعاده حیثیت کرد و اسناد اتهاماتی که منجر به اعدامش شده بود را ناکافی دانست، به همین سادگی. در سیستمی که حزب کمونیست ساخته بود، انتقاد از نیروی هوایی توسط فرمانده‌اش می‌توانست به یک پرونده امنیتی تبدیل شود، حتی اگر کشورت در جنگ با آلمان نازی قرار دارد.
7
31
515
23,204
مقاله‌ای می‌خواندم در مورد جزئیات قحطی مصنوعی‌ای که در اثر طرح «جهشی رو به جلو»ی مائو در سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲ در چین به وجود آمد. جدای از مسائل دیگر، وضع زنان، کودکان و سالمندان به عنوان آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه در این قحطی به معنای واقعی کلمه فاجعه بود. زنان دهقانی که به امید یافتن غذا و زنده ماندن به شهرها و حاشیه‌هایش می‌آمدند به طور گسترده‌ای در خانه آخر به فحشا یا تجاوز می‌رسیدند. در موارد چند همسری همزمان (یعنی خود را در اختیار گروهی از مردان قرار دادن در واقع) کاملا امری طبیعی بود. در مواردی زنان قربانی قاچاق انسان می‌شدند که در نهایت در استان‌های دورتر مجبور به سرویس‌های جنسی می‌شدند. در همان حال که در طول این طرح نبوغ‌آمیز مائو در نهایت تا ۴۵ میلیون نفر انسان کشته شدند و کشور به خاک سیاه نشست، اوضاع برای اعضای رده‌بالاتر حزب حداقل در باب خورد و خوراک ابدا بد نبود و کمترین آسیب را می‌دیدند. در یک مورد خاص ۲۶۱ عضو حزب کمونیست که برای یک کنفرانس به شهر گوئیژو (در قحطی واقعا ویران شد) رفته بودند فقط در طی چهار روز: ۲۱۰ کیلو گوشت گاو، ۵۰۰ کیلو گوشت خوک، ۶۸۰ عدد مرغ، ۴۰ کیلو ژامبون، ۱۳۰ لیتر شراب و ۷۹ کارتن سیگار مصرف کردند (یا برداشتند و بردند احتمالا.)
در سنت چینی، لیستی از ۶ حیوان اهلی وجود دارد که به عنوان حیوانات همواره همراه انسان جایگاه خاصی دارند. ترتیب محکم و همیشگی‌ای برای آن‌ها وجود نداشته است اما تقریبا می‌شود گفت بر اساس اهمیت‌شان در زندگی روزمره به این صورت بوده است که: اسب، گاو، گوسفند، مرغ، سگ و خوک. اما خوک واقعا هیچوقت مهمترین نبود. در اواخر دهه ۵۰ میلادی که مائو و حزب کمونیستش یکهو تصمیم گرفتند کشاورزی را از بیخ و بن پیشرفته کنند، تصمیم گرفتند به خوک نقش مهمتری بدهند یعنی جایگاه اول. پوسترهایی چاپ می‌شد، مقالاتی نوشته می‌شد و حرف‌ها بود که از اهمیت خوک می‌گفت‌. پشت این حرف‌ها خب حقیقتا یک منطقی بود، مثلا خوک می‌توانست به نسبت کود خوبی تولید کند، تولید گوشت و زاد و ولدش هم به نسبت مثلا گاو خب بالاتر بود. اما مسئله این بود که اینها از خوک می‌خواستند که نقش منجی را بازی کند. یعنی در ذهن‌شان اینگونه ایده‌آل سازی کرده بودند که افزایش خوک دقیقا مساوی با افزایش بهره‌وری کشاورزی است که خب اینگونه نبود ولی خب برای صاحبان ایده «بیایید همه گنجشک‌ها را بکشیم تا دیگر نتوانند به زمین های کشاورزی آسیب بزنند» را که نمی‌شد از ایده‌آل‌ها به سادگی برگرداند. باید حتما چند ده میلیون کشته و آن قحطی‌های عجیب دهه ۶۰ پیش می‌آمد تا متوجه شوند که با پرورش خوک و کشتن گنجشک‌ها نمی‌توان بهشت کمونیستی ساخت.
1
12
183
3,094
احوال‌پرسی شاید در نگاه اول چیز پیش‌پاافتاده‌ای باشد اما در اساس یک قرارداد نانوشته دارد: ما از احوال همدیگه می‌پرسیم زیرا چیزی برای پرسیدن وجود دارد. اما وقتی حال جمعی به یک چرخه پرتکرار از ناامیدی، اضطراب، تلاش براس بقای صرف و جنگ با هر مسئله کوچکی بدل می‌شود دیگر می‌دانی یک احوالپرسی ساده می‌رود که به یک وظیفه سخت تبدیل شود. همه چیز با یک «خوبم» سر و تهش هم می‌آید که می‌دانی دروغ است زیرا که نه در گوینده توانی برای توضیح سلسله مسائلی که با آن در جنگی برای بقا قرار گرفته است وجود دارد و نه می‌توان مطمئن بود که مخاطب ظرفیت و توان روحی‌ای برای شنیدن این داستان‌ها دارد. حال جامعه شده است داستان آن مردی که در مسکو برگه سفید پخش می‌کرد و در جواب ماموران می‌گفت اصلا چیزی برای گفتن باقی نمانده است، همه چیز مثل روز روشن است. لعنت به این فرسودگیِ جامعه‌ی درگیر بقا که حتی کوچکترین نیازهای بشرِ پستاندار جامعه‌گرا را به یک ماموریت سخت و نیازمند تلاش فراانسانی بدل کرده است.
دیگر تقریبا با هیچکدام از دوستانم حرفی برای گفتن ندارم. همان احوال‌پرسی ساده هم سخت شده است. فشار روانی مزمن ظرفیت ارتباط را در انسان می‌کشد. وقتی بخش بزرگی از انرژی انسان به هضم حجم عظیم اتفاقات مداوم بیرونی، هراس و به طور کلی بقای صرف می‌شود دیگر برای کنجکاوی درباره دیگری، این چه گفت آن چه گفت، برنامه‌ریزی برای تجربه‌های مشترک و کلا چیزهایی که ارتباط آدم را زنده نگه می‌دارند انرژی چندانی نمی‌ماند.
12
3
206
3,043
امروز در کمتر از چند ساعت شاهد چند درگیری افراد در خیابان بودم و یکی که راه می‌رفت و داد می‌زد دوست‌دختر می‌خوام (شکم به یکی از نظامی‌نویسها است). نمی‌شود انتظار خروجی مثبتی داشت از جامعه‌ای که دائما تحت فشارهای روانی مختلف قرار گرفته است. فشار روانی مزمن کیفیت روابط افراد غریبه در سطح یک جامعه را با یکدیگر کاهش می‌دهد به صورتی که هر عملی از سوی دیگران یک تهدید و دعوت به مبارزه است. آستانه تحمل افراد پایین است، هر تعارض کوچکی می‌تواند به یک درگیری ختم شود. افراد دیگر ظرفیت روانی‌ای برای کنار آمدن با اتفاقات کوچک روزمره را ندارند.
18
10
1
453
8,639
زندگی حسرت‌های بسیاری برای آدم به جا می‌گذارد که توضیح دادنش برای غیر سخت است. خوب یادم می‌آید دوست عزیز برایم می‌گفت مادربزرگم در حسرت پوشیدن مانتو قرمز مانده بود. چادر از سرش نمی‌افتاد، قرتی بازی است، مردم حرف درمی‌آورند. می‌گفت یک روز فهمیدم روزهایی که خونه خلوته لباس‌های قرمز نوه‌اش رو می‌پوشه و جلوی آینه به خودش نگاه می‌کنه. مُرد ولی هیچ‌وقت نتوانست خودش را راضی کند که با بتواند مانتوی قرمز بپوشد و بیرون برود.
7
12
1
382
5,922