Yaser retweeted
Replying to @mehranx1980
متاسفم!
هرگز نباید نام نیکاها، ساریناها، کیانها و خدانورها را میدانستیم.
هرگز نباید آنها اشک ما را برای خودشان میدیدند.
وَه که چه نکبتی را به اسم زندگی از سر گذراندیم.
Yaser retweeted
دوستان اگر چرم کار خوب ( محصولات چرمی) تهران، اصفهان یا شیراز سراغ داشتین بهم خبر بدید.
هر کیو که خودم میشناختم حال کار نداشت
#بیزبین
Yaser retweeted
پرسید شغل؟
گفتم شاعرم
خندید و کف دستم را مهر زد
روی برگهی اعزام به بیمارستان
افسر نگهبان
شغلام را «آزاد» نوشته بود
خندیدم
چگونه یک زندانی
می تواند شغلش آزاد باشد؟!
《بکتاش آبتین》
Yaser retweeted
ما تو خورشید دنبال یه هم تیمی جدید با عنوان توسعهدهنده Front-end وردپرسیم.
- اگه خودتون تمایل دارین، منتظر رزومهتونیم
- اگه کسی رو می شناسین که این فرصت شغلیه مناسبیه براش، لینک زیر رو بفرستین براش، ما منتظر رزومهشونیم 😁
#ريتوييت_لطفا
khorshidlab.com/fa/careers/f…
Yaser retweeted
برای امروز ۳ بعدالظهر۲ تا بلیت کنسرت آندره ریو در لیسبون دارم...دو نفر نتونستن بیان...فکر کردم کسی باشه که دوست داشته باشه بیاد.
#Andre_Rieu
#Lisboa
Yaser retweeted
«زندگی کردن نادرترین چیز در دنیاست. اکثر مردم فقط هستند، همین!»
- (روح انسان ذیل سوسیالیسم)
«دل را به مردمان نشان دادن عاقلانه نیست… که در عصری چنین مبتذل، ما همگی به صورتکی نیازمندیم!»
- (نامهها؛ فوریه۱۸۹۴)
تولدت ۱۷۰ سالگیتان مبارک جناب اسکار وایلد!
Yaser retweeted
«وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت»
وقتی پیش از مرگ سهراب به عیادتش میرود، سهراب ناباورانه میپرسد چگونه میشود که در اسلام نقاشی امری حرام و تباه باشد.
شاهرخ مسکوب میگوید حالا که شده.
کردند و شد!
مینویسد:
«سهراب لبخند تلخی زد. پیدا بود نمیخواهد بیشتر بشنود. حق هم داشت»/۱
Yaser retweeted
“زخمهایت را به خانه ببر و در خاک پنهان کن!”
در نوجوانی دلباخته دختر در همسایه میشود. برایش پاسبان میآورند. وقتی پدرش که مردی خوش لباس بوده وارد کلانتری میشود، پاسبانها بهخیال آنکه بازرس است خبردار میایستند. پدر اما میگوید:
«من خودم شاکی هستم؛ آقا شعر نو هم میگوید»/۱
Yaser retweeted
“خندیدن مردم به رنج تو”
۵ ساله بود که یکی از تماشاچیان چیزی به سمت مادرش پرتاب کرد، سرش شکست و نمایش متوقف شد. او را بجای مادرش روی سن فرستادند.
«لای فریادها و دود سیگار گم بودم. شروع کردم به خواندن آواز “جک جونز” و…
مردم خندیدند»
و خنده و رنج، او را ساخت؛ و شد چارلی چاپلین/۱
Yaser retweeted
«سه شرط اساسی برای خوشبختی در زندگی؛ ابله بودن، خودخواه بودن و داشتن سلامتی.
مهمترینشان البته بلاهت است، که اگر نباشد، همه چیز از بین میرود»
- از نامه گوستاو فلوبر (۱۳ اوت ۱۸۴۶)
Yaser retweeted
کسی هست بخواد شنای آموزشی دوره تکمیلی بیاد؟ (استخر سازمان آب) چون خصوصی نداره و حداقل سه نفرهست!
Yaser retweeted
مادر #رضا_عباسی درخواست کمک کرده.
ماههاست شاهد استیصال این مادر هستم، شرایطش وحشتناک است، صدایش باشیم و کمکش کنیم.
رضا روز ۲۱ آبان، همزمان با تجمعات اعتراضی در منطقه رباطکریم از منزل خارج شده و هرگز بازنگشته.
Yaser retweeted
“بجای نان و شراب بنویسید نان و سرکه!”
برای یافتن ترجمه نخستین کلمه «دنکیشوت» سه روز تمام گیر کرده بود.
خاطراتش را با این جمله آغاز میکند “من از مهاباد میآیم”
زیرا میخواهد نشان دهد که آن جمله معروف تکاندهنده و درست که “من از مهاباد خونین میآیم” بازتاب همه فرهنگ نیست! /۱
Yaser retweeted
هر کجای جهان لعنتیات
بر سرِ هیچ، گفتگویی بود
سگ ولگرد از خودش پا شد
استخوانی میان جویی بود
توی هر کوچهای که میرفتم
عشق، در حال بازجویی بود
زندگی یک شمارهی ناقص
روی دیوار دستشویی بود...
#مهدی_موسوی
همین!
Yaser retweeted
«باید فرزندانِ خود را طوری تربیت کنیم که نپذیرند مایی که پشتِ میز مینشینیم و بر صفحۀ کلید میکوبیم، دهبرابر بیشتر از آنهایی که دستشان را برای نظافت توالتهای ما کثیف میکنند، و صد برابر بیشتر از آنهایی که صفحه کلیدهای ما را در جهانِ سوم میسازند، حقوق بگیریم.»
سپیدهدم (2017) ★★★★☆
لِتا، مادری مجرد در تیرانا پایتخت آلبانی، نه شیری دارد که نوزادش را تغذیه کند و نه پولی که بهای اجارهخانه را بپردازد. هم باید گریه و زاریِ بچه را تحمل کند و هم توهین و تحقیر صاحبخانهی سنگدل را. او قبلاً پرستار بوده اما به علت کمک به بِهمرگیِ بیماری لاعلاج از کار اخراج شده است. وقتی صاحبخانه او و نوزادش را بیرون میاندازد به خانهی پیرزن بیماری به نام سوفی نقل مکان میکند که بستری است و دخترش اخیراً لتا را به پرستاری از او گماشته است. لتا برای حفظ شغل و سرپناه باید به هر قیمتی سوفی را زنده نگه دارد.
نخستین فیلم بلند جِنتیان کوچی، که علاوه بر نمایش در جشنوارههایی همچون استکهلم، ورشو و سانتا باربارا جایزهی بهترین بازیگر زن جشنوارهی سارایوو (2017) را به دست آورده و از طرف آلبانی به عنوان نمایندهی رسمیِ این کشور به بخش بهترین فیلم خارجی جوایز اسکار (2018) معرفی شده است، تصویری واقعگرا و غمانگیز از فقر و تبعیض علیه زنان در جامعهای عمیقاً نابرابر ارائه میدهد.
کوچی، که سبک واقعگرایانهی فیلم را متأثر از آثار عباس کیارستمی میداند، میگوید: «میخواستم احساسات سیاسیِ مردم را بیدار کنم. عمیقاً معتقدم که فشار بر آنها ناشی از ساختار سیاسی و اقتصادی-اجتماعی و بیاعتنایی قدرتمندان است. من اینها را بخشی از یک زنجیره میدانم. به علت فشار از بالا حلقههای این زنجیر از هم گسسته میشود و مردم با یکدیگر درگیر میشوند تا دارایی ناچیزِ خود را به هر قیمتی حفظ کنند...واقعاً امیدوارم که این فیلم سبب شود تا تماشاگران به اتفاقات اطراف و روابطشان با دیگران و سختیهای زندگی در جامعهی کنونی عمیقاً بیندیشند. حقیقتاً امیدوارم که این تأملات به آنها قدرت دهد تا چیزی را تغییر دهند، حتی اگر تغییر بسیار کوچکی در زندگیشان باشد.»
بخش عمدهای از فیلم در نماهای داخلی میگذرد و این امر به کارگردان اجازه میدهد تا به لتا نزدیکتر شود و پیامدهای روانیِ بیپناهیِ زنی را به تصویر کشد که نه خانواده از او مراقبت میکند نه جامعه و نه دولت. به نظر میرسد که در این جامعه، انسان گرگِ انسان است و هیچ رابطهای از گزند منفعتطلبیِ شخصی در امان نیست. این بیبصیرتیِ اخلاقی و آسیب رساندن روزمرهی آدمیان به یکدیگر پیامد ناگزیرِ ترویج نگرش «شکارچیمآب» در دنیای معاصر است: «این نگرش بیش از هر چیز و شاید صرفاً به تعداد و اندازهی غنایم شکار و گنجایش خورجین شکار بها میدهد. شکارچی به فراوانیِ حیوانات در ناحیهی شکار، یعنی به موفقیت شکارهای بعدی، بیاعتنا است. در جامعهی مصرفی، که جهان را انبار چیزهای بالقوه مصرفشدنی میشمارد، به افراد توصیه میکنند که در فضای عمومی گوشهی نسبتاً دنج و امنی برای خود دست و پا کنند. در این جامعه، فضای عمومی به طرز ناامیدکنندهای با مردم نامهربان، به مشکلات و مصائب آنها بیاعتنا، و پر از دام و تله است. در این جهان، همبستگی به درد نمیخورد.»
اهمیت «سپیدهدم» را باید در تمرکز بر معضل جهانیِ «نابرابری شدید» دانست. ریچارد رورتی، فیلسوف آمریکایی، میگفت: «باید فرزندانِ خود را طوری تربیت کنیم که نپذیرند مایی که پشتِ میز مینشینیم و بر صفحهی کلید میکوبیم، دهبرابر بیشتر از آنهایی که دستشان را برای نظافت توالتهای ما کثیف میکنند، و صد برابر بیشتر از آنهایی که صفحه کلیدهای ما را در جهان سوم میسازند، حقوق بگیریم. باید مطمئن شویم که نگران این واقعیتاند که کشورهایی که ابتدا صنعتی شدند، ثروتی صد برابرِ کشورهایی دارند که هنوز صنعتی نشدهاند. فرزندان ما باید از کودکی بیاموزند که نابرابری میان داراییهای آنها و دیگر کودکان نه ارادهی الهی و نه تاوانِ لازمِ کارایی اقتصادی بلکه فاجعهای اجتنابپذیر بوده است. آنها باید هر چه زودتر به این فکر بیفتند که چگونه میتوان دنیا را طوری تغییر داد که اثری از گرسنگی و شکمبارگی باقی نمانَد.»





















