mahan.. (@mocccho21) header
mahan.. (@mocccho21) profile picture

زنده باد آنچه روزی نامش آزادی بود..

Joined March 2024
. من قرار بود از انحنای لبخندی بنویسم که جهان را به اندازه‌ی یک بوسه جای امن‌تری میکرد؛ اما تو آنقدر مرگ را به زندگی نزدیک کردی که حالا هرچه مینویسم، کسی از سطرهایم به خانه برنمیگردد. #ماهانْ
1
28
254
تو قایم شدی، من و زمان گم شدیم. کاش می‌شد مرا بیابی بازی دیگری کنیم بی آنکه گم شویم.. #ماهانْ
11
72
لبانت را که می‌بوسم، جهان از شکلِ همیشگی‌اش خارج می‌شود؛ دیوارها کوتاه‌تر، فاصله‌ها بی‌معناتر، و مرگ برای چند ثانیه از آن نقطه‌ای که ایستاده عقب می‌رود. انگار لب‌های تو تنها جایی‌اند که ابدیت به اندازه‌ی یک بوسه کوچک می‌شود. #ماهانْ #جانانْ
17
105
تو را نمی‌شود به گذشته سپرد؛ گذشته جایی‌ست که اتفاق‌ها تمام می‌شوند. تو در فعل‌های مستمر من مانده‌ای؛ در دوست‌داشتن، در نترسیدن از جهان، در بخشیدنِ چیزی که جهان هر روز از من دریغ می‌کند. تو هنوز صرف می‌شوی در تمامِ زمان‌های زندگی‌ام..! #ماهانْ #جانانْ
1
13
81
دیگر کسی تو را به یاد نمی‌آورد؛ جز من که هر روز چیزی از خودم را به نامت از دست می‌دهم. رفتن‌ها را ناگزیر باید قبول کرد اما نمیدانم چرا بعضی نبودن‌ها این‌همه جا می‌گیرند. #ماهانْ
1
13
115
شب از حوالیِ نبودنت می‌گذرد و من هنوز به رسمِ دیوانگان برای آمدنت جایی کنارِ دلم نگه داشته‌ام؛ انگار نمی‌دانم بعضی رفتن‌ها حتی از خاطره هم بازنمی‌گردند... #ماهانْ
1
17
122
گفتم ؛خدا میداند چقدر خسته ام، مادر زیر لب آرام نجوا کرد، دل کندی، میدانم اما کاش جای دل صدها کوه میکندی مادر جان.. م. #ماهان
16
81
امشب دلم می‌خواهد تمامِ جهان را فراموش کنم و در خیالِ تو به اندازه‌ی یک عمر زندگی کنم؛ تو باشی، چای از دهان افتاده، کتابی نیمه‌باز و حرف‌هایی که هرگز به پایان نرسند... #ماهانْ
9
90
فریاد از شبی که صدای شکستن قلبی بلندتر از سکوت شب باشد. #ماهانْ
13
121
زیبایی‌ات غمگین‌ام می‌کند؛ مثل تماشای آخرین شکوفه بر شاخه‌ای که می‌داند بهار از اینجا خواهد گذشت و نخواهد ایستاد. #ماهانْ
1
16
132
با نام او در وجودش جوانه زدند، و یکی آن‌جا، در شکوهِ بی‌اعتنای تن، چنان به زندگی مشغول است که انگار هیچ‌کس در جهان از اندوه نمی‌میرد. 2 #ماهانْ
3
74
چنان از جهانِ آدم‌ها دور افتاده‌ام که گاهی برای شنیدنِ صدایی آشنا گفت‌وگوهای خیالی‌مان را دوره‌ می‌کنم؛ و چه تلخ است که حتی در خیال هم همیشه این منم که سراغت را می‌گیرم. .. #ماهانْ
12
133
سلام بر تو که هنوز در من اتفاق می‌افتی، و سلام بر من که در غیاب تو به هرچه از جهان مانده دل می‌بندم؛ به صداهایی که برنمی‌گردند، به روزهایی که تکرار نمی‌شوند، به خودم که پیش از تو این‌همه دلتنگ نبودم. . #ماهانْ #جانانْ
1
17
198
سلام بر تو که نیستی و تمام نمی‌شوی؛ و سلام بر من که هر شب چیزی را به یاد می‌آورم که نمی‌دانم نامش تویی یا زندگیِ ازدست‌رفته‌ام. #ماهانْ #شبیهْ‌توْ
1
19
167
تو که باشی سکون زمان و ایستایی نبض جهان چیز عجیبی نیست اتفاق عجیب این است که فراموش می‌کنم روزگاری بی‌تو هم زندگی کرده‌ام. #ماهانْ
15
89
مرا ببخش اگر واژه‌هایم سیاه‌پوش‌اند و شعرهایم غمگین؛ اگر ردای سپید شادی بر قامتِ خاطراتِ کودکی‌ام جا ماند و آینه، جز شیارهای شکست تصویری به من نشان نداد مرا ببخش ببخش که از جهان چیزی جز روایتِ زخم‌ها نمی‌دانم چرا که زندگی سال‌هاست جز با زبانِ رنج با من سخن نگفته است. #ماهانْ
1
16
254
در سکوت، اندوهی به نامِ توست؛ در خواب، جسمی که از من دریغ می‌کنی؛ و در بیداری، حقیقتی که تابِ باورش را ندارم. تو را چه بنامم که نام‌ها برای این‌همه نبودن کوچک‌اند؟ شاید عشق همان نامِ ناتمامی‌ست که تا پایانِ عمر در ذهن و زبان آدمی تمام نمی‌شود. #ماهانْ
1
20
213
تو عوض شدی؛ اما خاطره‌ام هنوز تو را با همان دست‌ها دوست دارد که روزی پناهِ تمامِ خستگی‌هایم بودند. چه بی‌رحم است حافظه؛ آدم‌ها را در زیباترین لحظه‌شان منجمد می‌کند و ما را به سوگواریِ کسی می‌فرستد که هنوز زنده است. #ماهانْ
1
22
212
اگر چشمانت نبود، شعر از کدام حیرت آغاز می‌شد و کلمات به چه بهانه‌ای از معنای خویش فراتر می‌رفتند؟ بانوی من جهان پیش از تو اتفاق‌های بسیاری داشت؛ اما هیچ‌کدام آن‌قدر زیبا نبود که سکوت را به زانو درآورد. #ماهانْ
23
196
اگر می‌دانستی با من چه کرده‌ای، این‌قدر آرام از کنارِ شب‌هایم نمی‌گذشتی! . #ماهانْ
16
152