پژوهشگرِ اندوه

Tehran
Joined September 2016
«من هميشه ايران را دوست داشتم و اين عشق فكر مى‌کنم با همه ما قرین است». اول‌ِ حرف‌های میرحسین در مناظره ۸۸
5
26
1
411
غروب امروز شایعه درگذشت میرحسین موسوی منتشر شد؛ در دقایقی که منتظر تکذیب خبر بودم، برای هزارم بار از ذهنم عبور کرد که میرحسین قابل دفاع‌ترین سیاستمدار/مبارز دوران ماست. این سال‌ها که درگیر جنگ و رنج و اقتصاد و معیشت و دویدن و نرسیدن شدیم، فراموش کردیم این مرد که بود و چه کرد…
5
12
1
179
3,113
سال ۸۸،۸۹ بود؛ خیلی غمگین بودیم. یه دوستی گفت: «نمی‌دونم چرا فکر می‌کنم تازه امروز، روز خوبمونه» امروز وقتی داشتم عکس شهدای حمله امریکا به پادگان بمپور رو می‌دیدم یادش افتادم. راست می‌گفت؛ روزهای بهتری بود.
1
40
864
حسین
2
1
59
1,427
لحظه وداع سیدالشهداء امام حسین در ظهر عاشورا؛ به تصویر و روایت نقاش معاصر حسن روح الامین.
7
343
محمدصادق retweeted
ما رأیت الا جمیلا
2
81
8
798
24,557
هفته پیش یه پلوشرت خریدم فرداش باهاش رفتم سرکار؛ به همون بهانه در‌ جمع همکاران حرف از قیمت لباس و تی‌شرت شد؛ یکی از مدیرانِ پرطمطراق گفت: الان تی‌شرت ایرانی زیر پنج‌میلیون تومن ابدا وجود نداره… اصلا مناسب ندیدم بیان کنم ۶۹۸ هزار تومن خریدمش.
2
149
6,498
توی مهمونی یکی از فامیلای جوونمون مشاوره حقوقی می‌خواست؛ گفت: «با رفیقم موتور خریدیم گذاشتیم دیوار بفروشیم. یکی اومد دید، سر قیمتم توافق کردیم، گفت میشه یه دور بزنم؟ گفتیم بزن. سوار شد رفت و دیگه برنگشت» فیلم دوربین مداربسته‌شم نشون داد. اینقدر خندیدم مجلس از شانیت افتاد.
169
13,649
شوهرخالم خیلی حالش بده؛ زنگ زدم پسرش حال باباشو بپرسم. برای بار صدم گفتم یادته سال ۷۲ بابات ‌پول داد برای خودم و خودت بستنی بخری، رفتیم بقالی فقط واسه خودت خریدی و تا خونه من نگات کردم؟ همیشه انکار می‌کرد؛ این بار با استیصال پذیرفت و گفت: «فقط بگو چطور جبران کنم؟» ۳۳ سال ایستادگی
15
1
472
63,828
سه ماه پیش جنگ شروع شد؛ هنوز باورم نمیشه که ایران در مقابل اون هجمه بمب‌افکن‌ها و ناوها ایستادگی کرد... اما هولناک‌تر از صدای بمب‌ها، روایت‌ها و خبرها و خیانت‌ها بود. در طول جنگ مدام یاد حرف رشید در خیبر می‌افتادم: «امان از این آتش و توپخانه، گویی هزاران دهل‌زن بر دهل می‌کوبند».
1
9
872
امروز سوم خرداد ۱۴۰۵ درست ۴۴ سال بعد آزادسازی خرمشهر صدای همکارم ‌با لهجه دلنشین ترکی اومد که داشت آواز می‌خوند: ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته… چطور تونستن برای بمبارون وطنی که سوم خرداد داره، خوزستان داره، خلیج فارس داره، حافظیه داره، این مردم رنجور رو داره… تنک‌یو ترامپ بگن؟
1
1
15
762
از آن‌سو صدام‌حسین و ارتش عراق تمام حیثیت خود را در حفظ خرمشهر به‌عنوان دستاورد جنگی که آغاز کرده بودند، می‌دیدند یا آنطور که صدام خطاب به فرماندهانش گفته بود: «اگر خرمشهر را از دست بدهیم، دروازه‌های نکبت بر روی ما باز می‌شود». ماجرای خرمشهر یادداشت قدیمی: sharghdaily.com/fa/tiny/news…
1
1
11
961
سوم خرداد ۱۳۶۱، بار دیگر خرمشهر، این نگین همیشه درخشان به دامان ایران بازگشت. رقص پرچم ایران روی گنبد مسجدجامع خرمشهر و آوای «ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته» از تصاویر و آواهای ثبت‌شده در تاریخ سربلندی این کشور شد؛ تا باد چنین بادا. متن کامل در: t.me/jangneveshte/604
3
487
یه برند ماشعیر هفتاد بود، یکی دیگه پنجاه. گفتم عباس آقا ایستک چرا از باربیکن گرون‌‌تر شده؟ گفت: «گرون‌تر نشده؛ جدیدتر اومده، مساله زمانه همسایه، زمان» حالا برید بشینید هستی و زمان هایدگر‌ بخونید.
43
5,112
خدا رحمت کنه آقای لاریجانی رو؛ جوادشون گفته «احتمال شروع مجدد جنگ زیر شصت درصد است» چه فازیه آخه:)) استاد ساعت ده شب گفته بود بشار اسد نمی‌‌افته، مردی نماز صبح رو در مسکو خوند.
1
22
2,871
در منزل همشیره که ماه پیش همین موقع شیشه‌هاش بر اثر انفجاری در صد متری، فرو ریخت؛ پس از خوردن میزان حیرت انگیزی قرمه سبزی که با سبزی ویژه شوشتری طبخ شده، طبق سنت جنوبی‌ها همراه با ابوی در اتاق مشرف به محل انفجار، در حال چرتیم. لطفا جنگ نشه دیگه از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم.
12
571
ایام عید گذری رفتم آرایشگاه. پیرمرد شمالی باصفا و درویشی بود. بهم گفت برای موهات یه سِری بهت میگم که اگه بهش عمل کنی، موهات شدیدا در میاد و دیگه نمی‌ریزه، خیلی هم ساده است؛ فقط راز نگه دار باش. ولی هیچی بهم نگفت. خیلی تاکید داشت این سِر رو به کسی نگم، اونقدی که به خودمم نگفت:))
94
16,118
ذکر ایام: ز تندباد حوادث نمی‌توان دیدن در این چمن که گلی بوده است یا سَمنی از این سَموم که بر طَرْف بوستان بگذشت عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی مزاجِ دَهر تَبَه شد در این بلا حافظ کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی؟
1
1
9
429
لعنت به جنگ اما چه چیز عجیبیه. وقتی صداش بلند میشه و واقعی میشه، یه چیزی از درونت انگار وصل میشه به گذشته به آینده، به رنج به امید، به شوق به ترس، یک آن انگار روی فرش پرنقشی نشستی که توامان پدرِ پدرِ پدربزرگت و نوه‌ی نوه‌ی نتیجه‌ات هم نشستن… تازه می‌فهمی چقدر ایران رو دوست داری.
2
21
815
بعد از یک ماه و نیم ترافیک تهران رو دیدم؛ خدایا شکرت.
6
64
1,787
این چند ساله حدودا هر روز از کنار میدون آزادی رد می‌شدم، فقط امروز بود که گفتم: راستی چقدر قشنگه. و بعد همینطور خیابون‌ها و درخت‌ها و… از همه زیباتر آدم‌ها: پیر و‌ جوان، زن و مرد، کارگر و کارمند… رفقا بلخره این جنگ تموم میشه. پیروزی‌هم با ماست. خیلی چیزها داریم برای دوست داشتن.
1
5
61
1,114