Pinned Tweet
چون اخیرا راجع به زبان ایتالیایی خوندن دوباره خیلی سوال پرسیده میشه ازم کانال تلگرامم رو میذارم. اینجا من هرچی لازمه برای مسیر یادگیری زبان ایتالیایی و کل تجربه خودم رو از مدرسه ایتالیایی، استادام، کتابام و همه چی داکیومنت کردم و از سال پیش مطلب گذاشتم توش
t.me/amiamo_italiano
بچه ها شما اگه بدونین اینجا کسایی که انگلیسی دارن کار میکنن درس میخونن چجوریه وضعیتشون، پول قرض میکنین کلاس ایتالیایی میرین! من که این همه خوندم به خاطر لهجه رم دارم اذیت میشم حالا فکر کن کلا بلد نباشی، فکرشم تنم رو میلرزونه، اصلا نمیشه! این بچه ها خیلی قوی ان که دووم میارن!
دقیقا از همون ساعتی که میرسم رم از همون ساعت کل شهر میره تو اعتصابات اتوبوس و مترو. سلام بر ۱۰۰ یورو پول تاکسی :))
من زندگی رو بردم. لغزیدن قطره اشک توی چشمهای کسانی که این روزها باهاشون خداحافظی میکنم اینو بهم گفت، یادداشتهایی که برام مینویسن، دوستانم، همکارام، خانوادهام... من زندگی رو بردم؛ من دوست داشتم و دوست داشته شدم...
روز آزمون آکادمی یه دختر چینی بود واقعا چهرهش dead inside بود با ایتالیایی بد و پورتفولیو قوی، یه دختر ایرانی هم بود پورتفولیو معمولی ولی خندان و با اعتماد به نفس که وقتی دوربینش رو باز کرد استادم گفت con il viso sorridente «با چهرهای خندان» چینیه رو ریجکت کردن ایرانیه قبول شد.
بچه ها من دنبال تخت یا اتاق توی رم هستم (از اواخر اکتبر) اگر کسی میتونه بهم کمک کنه یا کسی رو میشناسه بهم معرفی کنه ممنون میشم.
یه جایی که از ویزا و ایتالیا ناامید شده بودم داشتم به ویزای زبان فرانسه فکر میکردم و میخواستم سریع یه پلن بی شروع کنم که وسطش در حین دیدن کلاس زبان فرانسه و اینا چشمم افتاد به کتابهای اسپرسو و اشکم در اومد گفتم کیر تو همهی زبانهای دنیا من دلم میخواد ایتالیایی حرف بزنم :))
یه مدرک ناقص داشتم، آفیسر با افسوس پرونده رو زیر و رو کرد، ازم خوشش اومده بود، ولی مدرکه نبود، میگفت این باید باشه، پرونده رو زیر و رو کرد، عینکشو گذاشت با یه افسوسی گفت: ma tu parli molto bene l'italiano «آخه خیلی خوب ایتالیایی حرف میزنی» اینجوری بود که اگه این مدرکو کاش داشتی
برای من چیزی جذابتر از چهره و بدن انسان برای عکاسی وجود نداره. عکسهای طبیعت رو دوست دارم، عکسهای محصولات و لباسها رو دوست دارم. ولی انگار دوربین ساخته شده تا چهرهی انسانی رو ثبت کنه. وقتی به یک پرتره نگاه میکنم فارغ از کیفیتهای جزئی چهره، تماشای چهرهی انسان لذتبخشه!
سینمای ایتالیا واقعا عجیبه. یارو فیلم ساخته توش باستانشناس عاشق یه مجسمه میشه که تو ایتالیا پیدا شده، پا میشه میره ایتالیا اونجا یه زن پیدا میکنه که شبیه این مجسمهس، حالا زنه کیه؟ لااورا آنتونللی که لوکینو ویسکونتی گفته بود زیباترین زن دنیاست :)) نصف فیلمم شات از پاهای ایشونه
یه لشکر آدم (خانوادهم، همکارام، دوستام، زباناموزام و تقریبا هر کیو میشناسم) منتظرن من ویزا بگیرم. بنده خدا ها هم خوب منو میخوان هم خسته شدن از این سگدوهای من و غرهای مهاجرتیم. همکارم گفت حوصله و توان یه مسعود ریجکت شده رو ندارم واقعا، گفتم عزیزم منم همینطور :)))
تو پورتفولیوم استادم دقیقا اون عکسهایی که هیچجا نذاشتمشون و فکر میکردم عکسهای خوبی نیستن (ولی ریسک کردم گذاشتم چون فکر میکنم خیلی سبکمو نشون میدادن) دوست داشت و گفت قویان. الان که رولان بارت رو خوندم میتونم بفهمم چرا. عکس لازم نیست چیزی بگه یا خوشگل باشه، عکس باید نیش بزنه!
امروز تو آزمون ورودی استادم بهم گفت عکسات عالی آن و نگاه عکاسی داری عشق کردم 😭 ولی نت اونقدر افتضاح بود به ایتالیایی لیترالی گفت کیرم تو این نت =))) che cazzo sta connessione
نمیدونم چجوری ولی رولان بارت یه فرانسوی رمانتیکه که قابلیت تقریبا romanticize کردن همه چی رو داره، در عین حال یاوهگویی نمیکنه و دل آدمو نمیزنه و از حقیقت دور نمیشه، مثل یه بندباز ماهره که روی بند راه میره و حتی بعضا سقوط میکنه -به رمانتیسم افراطی یا برعکس- ولی باز برمیگرده.
حفظ کردن وقار و کرامت، لبخند زدن، مهربون موندن، حین تحمل عدم قطعیت و تحمل بدبختیهای زندگی واقعا کار خیلی سختیه.
یک عکس خوب اطلاعاتی رو به ما میده، ما رو آگاه میکنه، یا دانش ما رو بیشتر میکنه، یا حس زیبایی شناختی ما رو تحریک میکنه، و ما میدونیم چرا دوستش داریم. اما یک عکس فوقالعاده، «نیش» میزنه، روبان بارت با کلمهی لاتین punctum بازی میکنه. نیش، چیزیه که از عکس میجَهه و به ما میرسه

