Musician & Photographer

خاکستر آتش خیال تو منم
Joined September 2012
نگاهی به آسمان، مجهزم می‌سازد که سکوت کنم و از میان حنجره‌های گسیخته، سلاحی به رنگ آب بجویم. آن لحظه که آب، به رنگ خود پرخاش می‌کند، من آنم، آن لحظه‌ام. و رنگ آب، هرچه بیشتر در آب غرق شود، زنده‌تر می‌شود: آبی‌تر! #بیژن_الهی
1
11
249
کارشناس خودرو توی ص.س میگه این خودروی ایلان ماسک چیز خاصی نیست و فقط جهت بالا بردن سهامه! آخه مردک! من چند سال پیش با خودروی داخلی بدون ترمز چنان زدم به ابلهی که اتوبان رو دنده عقب میومد که دو تا ماشین له شدن و با وجود بستن کمربند دوبار سرم به شیشه کوبید و حتی ایربگ هم باز نشد!
19
313
برای این بچه‌هایی که با ذوق دارن فبولی در رشته و دانشگاه مورد علاقه‌شون رو توییت می‌کنن خیلی خوشحالم. ما هم همچین ذوقی داشتیم، ولی جوونیمون هدر شد. از ته دل امیدوارم جوانی شما ثمر بده. مبارک‌تون باشه.❤️
3
1
103
1,240
فرد ناامید نمی‌تواند از دست خودش خلاص شود. [بیماری منتهی به مرگ | کیرکگور]
3
6
126
1,064
اما تو نشانه‌ای تو، که یعنی رؤیایی وجود داشت. [بیژن الهی]
2
22
1
303
3,113
یکی از دوستای قدیمیم (خانم) توی بخش IT شهرداری کار می‌کنه. حراست خواستتش. اول همون حرفا در مورد حجاب بود. بعد پرسید چطور تو این سن تا حالا ازدواج نکردی؟ گفتم پیش نیومده. بعد پرسید «یعنی تا حالا صیغه هم نشدی؟» گفت مستقیم برگشتم سر میزم و استعفا نوشتم و خلاص. تف به ذات کثیف‌تون.
6
3
1
631
11,130
فانتزی « اراده آزاد» اجازه می‌دهد انسان‌ها تخیل کنند که خودشان انتخاب کرده‌اند. [اسپینوزا]
8
3
160
1,785
من چاهی را تعلیم کرده‌ام که به آبی نمی‌رسد ولی چه تاریکی زیبایی! [بیژن الهی]
2
16
2
243
2,693
حکایت حسرت تربچه از وقتی سنم قد میده، هر وقت سر میز غذا «تربچه» بود، پدرم با یه حسرتی نگاش می‌کرد و هر دفعه می‌گفت و میگه یادش بخیر می‌رفتیم کافه، طرف با چند بشقاب تربچه تو سالن می‌چرخید و وقتی می‌خواست کسی رو تحویل بگیره و بهش حال بده یه مشت ترچه می‌‌ذاشت توی بشقاب مزهٔ عرق.
2
46
1,093
چرا نمی‌سوزم ازین روشنی که بافته‌ام؟ ‌ ‌[بیژن الهی]
16
1
198
1,992
همین‌جوی هم روان مردم نابوده و استرس دارن. خوهشاً با اخباری که منبع مشخصی ندارن استرس بیشتری به مردم وارد نکنید. جنگ بشه مثلاً چه‌کنیم؟ حتی آژیر خطر و پناه‌گاه نداریم. بس کنید لطفاً.
1
1
142
1,831
*خواهشاً
174
امروز که فیلم باورنکرنی خودروی ایلان ماسک رو دیدم و به این فکر می‌کردم دنیا به کجا رسیده و ما توی یکی از ثروت‌مندترین کشورهای جهان در حال دست و پا زدن در باتلاق بقاییم. یاد جملهٔ کتاب خاطرات حاج سیاح افتادم. « مردم عالم در چه کارند و ایران چه خربازار است»
2
18
2
359
4,322
جهان جای بهتری می‌شد اگر انسان‌ها به همان میزانی که صحبت می‌کنند، ظرفیتِ ساکت بودن را هم داشتند. [اسپینوزا]
1
12
1
225
2,113
منتهاش تشنگی‌ست، تشنگی هم مرا بس است. [ببژن الهی]
3
1
92
1,186
« بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرام است » 🥂
1
3
112
1,357
یک‌سال ‌پیش پدرم ۴ تا ایمپلنت به اسم انگلیسی کاشت. مدتی پیش احساس ناراحتی توی یکیشون داشت. عکس گرفت و ۳ تاش شکسته و یکیش عفونت کرده. با درد وحشتناکی ۴ تا رو بیرون کشید دکتر.تلویحاً بهش گفتم شکایت می‌کنم. گفت همه رو رایگان جایگزین می‌کنم. گفتم ایمپلنت رو از جایی که من میگم می‌خری.
19
1
2
654
65,647
امید چیزی نیست جز لذتی ناپایدار که از دو چیز به ما دست می‌دهد: یا از آینده‌ای که از فرارسیدنش شک داریم، یا از تصویر چیزی که گذشته است. [اسپینوزا]
1
2
95
1,274
حق حیات تو مرگِ من و با حیاتِ تو حقیقتِ مرگِ من. [رؤیایی]
1
71
947
من هیچ نمی‌فهمم حال این آدم‌هایی را که از فرط کمیِ شعور، مفت و آسان مایهٔ رسوایی خودشان می‌شوند. [رنج‌های ورتر جوان | گوته ]
2
1
103
2,301
دانته راست گفته بود. روی دروازهٔ جهنم حک شده «اِی آن‌که داخل می‌شوی، دست از هر امید بشوی.» این جمله باید بر تمام مرزهای ورودی سرزمین پُرگهرمان حک شود.
37
3
481
5,486