Hesam Ipakchi (@ipakchi) header
Hesam Ipakchi (@ipakchi) profile picture

● Lawyer & Onto-Anthropologist. 🐋 Podcasts: @meypodcast & @Ensanak

Iran
Joined August 2008
Photo by Hesam Ipakchi (@ipakchi)Photo by Hesam Ipakchi (@ipakchi)Photo by Hesam Ipakchi (@ipakchi)Photo by Hesam Ipakchi (@ipakchi)Photo by Hesam Ipakchi (@ipakchi)Photo by Hesam Ipakchi (@ipakchi)Photo by Hesam Ipakchi (@ipakchi)Photo by Hesam Ipakchi (@ipakchi)Photo by Hesam Ipakchi (@ipakchi)Photo by Hesam Ipakchi (@ipakchi)
آمده‌ایم تا پیامبر شویم چه تفاوت می‌کند چوپانی ِما چه باشد؟ مدیر، مشاور، وزیر، وکیل، استاد یا شاگرد! القاب که آدم ساز نیست! ما راهی به جایی هستیم که هنگام رسیدن‌مان نه کارگر معنا دارد و نه کارفرما! ابد پیش رو داریم و توشه‌ای لازم است برای سفری به وسعت همیشه #حسام_الدین_ایپکچی
13
58
3
819
صائب فرمود: بی آفت است هر که بلند آشیان‌تر است
1
51
2,346
ما از تو جداییم به صورت، نه به معنی #صائب
3
48
1,803
هر قامتی که سَروِ لبِ جو نمی‌شود! •••••
1
33
1,212
کس نمی داند در این بحر عمیق سنگریزه قرب دارد یا عقیق عطر #مرگ
34
1,080
دَر سَعی چه کوشیم؟ چو از مَروه صَفا رَفت #حافظ
26
906
مشغول سقود هستیم سقوط یا صعودش در پایان قصه روشن خواهد شد
3
40
1,604
لفظی فصیح، شیرین، قدی بلند، چابک رویی لطیف، زیبا، چشمی خوش، کشیده ——- #حافظ پ.ن: اولین خصیصه دلبری از نظر حافظ : لفظ فصیح
3
5
1
134
4,890
به حق مهر و وفایی که میان من و توست که نه مهر از تو بریدم نه به کس پیوستم ——-#سعدی
126
3,494
ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت دَردِه قدح که موسمِ ناموس و نام رفت وقتِ عزیز رفت بیا تا قضا کنیم عمری که بی حضور صُراحی و جام رفت مستم کن آن چنان که ندانم ز بی‌خودی در عرصهٔ خیال که آمد، کدام رفت #حافظ … سحرگاه هفتم فروردین سال چهار [نقطه]
1
57
2,766
🌷قصدت را بنویس … برای سال بعد، قصدی می‌کنم و حتما آن را می‌نویسم. قصدی که نتواند به اندازه «چند خط نوشتن» در من انگیزه ایجاد کند، توان کافی برای به حرکت واداشتن مرا هم نخواهد داشت. پنج‌شنبه | سی ‌ام اسفند سال سه
3
2
106
2,779
آیا دریافت پیام‌های گروهی و مخاطب شدن برای تبریک‌های copy-paste خوشحال‌تان می‌کند؟ برایتان نشانه‌ای از تکریم و محبت است؟ به نظرتان محترمانه‌تر نیست اگر برای تعداد کمتری تبریک اختصاصی و با حوصله بفرستیم تا برای لیست بلند و بالایی پیام‌های بی‌روح و ماشینی؟
5
2
1
177
3,773
برف رد قدم ها را پاک می کند و گمشدگان نه به جایی می رسند نه به مبداء خود باز می گردند گمشدگی در برف شکلی است از چهره ی زندگی روشناییِ خوفناکی است دامی سفید گسترده که به تاریکی راه می برد #شمس_لنگرودی
61
1,817
روزها را چنان سپری کن که وقتی عمر به شب رسید، آن وقت که در کنجِ تنهایی سر به دیوار گذاشتی و پشت پلک‌های بسته، گذشته را تماشا کردی، صورتت عطر لبخند بگیرد!
6
141
3,000
🐋 ده قدم «آهسته» برمی‌دارم و با خودم مرور می‌کنم. از مقصدهایی که به آن رسیده‌ام، چندتای آن حاصل دویدن بوده، و چندتا حاصل آهسته و مستمر پیمودن. اگر نیاز بود بیشتر تامل کنم بیشتر قدم می‌زنم. آنقدر که مزه ‌امید در ذهنم تازه شود ——— سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۳
1
2
72
1,903
خشم، منبعی ارزشمندی از «خواستن» است. خواستنِ منفی. می‌شود آن را به غرغر هدر داد. می‌شود آن را به سوی خود نشانه رفت. می‌شود آن را به «عزم برای کاری» تبدیل کرد.
2
11
1
222
6,259
ما را به رندی افسانه کردند پیران جاهل، شیخان گمراه! #حافظ
میدانم عزیزِ من در میانه یأس و آشوب، این مشق‌ها به دیوانگی می‌ماند اما آنجا که کار با عقل به پاسخ نمی‌رسد، چه چاره جز دیوانگی؟ پس مشق امروزم این است: یک بیت شعر را با بهترین خطی که در توانم هست و با حوصله روی نیم‌برگ کاغذ می‌نویسم و در مدت نوشتن به آن می‌اندیشم شنبه ۱۸ اسفند
4
1
152
5,810
میدانم عزیزِ من در میانه یأس و آشوب، این مشق‌ها به دیوانگی می‌ماند اما آنجا که کار با عقل به پاسخ نمی‌رسد، چه چاره جز دیوانگی؟ پس مشق امروزم این است: یک بیت شعر را با بهترین خطی که در توانم هست و با حوصله روی نیم‌برگ کاغذ می‌نویسم و در مدت نوشتن به آن می‌اندیشم شنبه ۱۸ اسفند
2
2
1
97
7,580
خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو به دو نقش و به دو صورت به یکی جان من و تو _____ #دیوان_شمس کسی رو دارید که این بیت رو بتونید تقدیمش کنید؟
10
5
167
4,287
بگو بی‌آنکه بعد از گفتن در کمین پاسخ و در طمع جمله‌ای در جبران باشی بگو دوستت دارم بگو دلم برایت تنگ شده بگو حضورت برای من امن است بگو در معاشرت با تو قد کشیدم بگو عمر هم‌سخنی با تو به هرز نرفت بگو … حرفِ در دل، مانند گنج زیرخاک است و باید به هنر زبان آشکار شود. ۱۵ اسفند ۱۴۰۳
5
1
92
2,379
زندگی زیبا نیست زشت هم نیست زندگی خوب نیست بد هم نیست زندگی تقصیر نیست نه تقصیر دیگری نه من زندگی شئ نیست که بشه مبادله کرد زندگی عدد نیست که بشه مقایسه کرد زندگی فقط یک خصیصه داره: «برای من است» زندگی فقط میشه مثل هدیه قبول کرد و زیست! زندگی رو نمیشه قبول کرد مگر با ترکِ قیاس
8
133
2,808