تا وقتی یه جا رو زندگی نکرده باشی، نمیفهمی شنیدن اسمش بعد از یه اتفاق تلخ یعنی چی...
پنج سال پیش منم اونجا سرباز بودم.
#تیپ۳۸۸
انقدر درگیر یک کتاب شدم که زمان از دستم در رفته و الان فهمیدم که دوساعت دیگه باید برم سرکار🤦🏻♂️
خدا لعنتت کنه اوسامو دازای
امروز داشتم دوئل از چخوف رو میخوندم..یه متن جالبی داشت.
اینکه :
خوب میدونم که کاری از دست تو ساخته نیست، اما علت این که دارم برات تعریف میکنم اینه که تنها راه نجات برای آدمهای شکستخورده و صاف و سادهای مثل من درددل کردنه.


















