یکی از تصمیمهایی که چند وقت یه بار میگیرم اینه که فلان کتاب رو بخونم یا نه. دلیلش هم اینه وقتم خیلی آزاد نیست و خوندن یه کتاب کامل تعهد زمانی زیادی میخواد.
همیشه هم اون جمله جالب از N.N.Taleb به ذهنم میاد که اگه یه کتابی قابل خلاصه کردن باشه ارزش خوندن رو نداره. بهترین شرط.
هوش مصنوعی خود خود فرانکشتاینه.
به قول اون آقائه We are not creating life, we are summoning ghosts.
یا حتی اگه بدبینتر باشی شبیه کاریه که مورگوث با اِلفها کرد که نژاد اورک رو به وجود بیاره. :))
یه کار جالب( و البته زوال عقلگونه)ای که میکنم اینه که به هوش مصنوعی میگم یه مکالمه بین دو تا از متفکرهایی که دوست دارم یا ازشون تأثیر گرفتم بنویسه. امشب نوبت آقای ویتگنشتاینِ متأخر و آقای میستر اکهارته. باید حرفهای جالبی در مورد معنویت برای زدن به هم داشته باشند.
متأسفانه «عدم قطعیت» رو نمیشه حذف کرد، باید باهاش زندگی کرد. فقط وقتی همه چیز قطعی میشه که مرده باشیم. زنده بودن = جلو رفتن در مسیر با وجود تاریک بودن راه پیش رو.
Ali 🌊 retweeted
مشکلت اینه که در برابر حکومتی که به سر معترضا شلیک میکنه میری سالی یبار یا گوگل فرم میاری یا بات تلگرام. نه اینطوری نمیشه با شیطان در افتاد. تو اینکاره نبودی و نیستی.
راستش فکر کنم بگایی نسل بشر شروع شده. به نظرم فاصله زیادی با انقراض نداریم و از اینجا به بعد همهاش بگاییه. خیلی جدی.
رفته بودم کنار رو سن پیادهروی و زیباترین ایفل عمرم رو امشب دیدم ولی دوربین گوشیم یاری نمیکنه که زیباییش رو به اشتراک بذارم.
Ali 🌊 retweeted
המחבלים בכלא לביא ישבו ואגרו מהמעט מזון שיש להם. כף ריבה ועוד כף ריבה, פרוסת לחם ועוד פרוסת לחם, כך במשך כמה ימים, הכל כדי להכין עוגה מאולתרת ולחגוג ביום שלישי, במידה ולא אבחר.
אלא שנציב שב״ס המצוין ואנשיו איתרו את העוגה, והאסירים הועמדו לדין משמעתי, והועברו לצינוק.
הם כבר תכננו את החגיגות, אבל אצלנו נגמרה החגיגה. ביום שלישי אסור לתת להם לחגוג, מצביעים ב׳ בקלפי!
تو اون یه سالی که این جای آخر تو ایران کار میکردم دو بار ضرر نسبتاً هنگفت(چند ده برابر حقوقم) به شرکت زدم. :)))
جایی که کار مالی با کار کامپیوتری ترکیب میشه همین میشه. ضرر غیر قابل اجتنابه، مهم هندل کردنشه.


















