جلوی موهام رو چتری پرده ای کوتاه کردم از دیروز تا الان یه دو سه باری داشتم تصادف میکردم، تا اینا بلند شه من کلا باید بی خیال رانندگی بشم.
منی که همیشه به خوش اخلاقیم شهره ی عام و خاصم یه جوری عصبیم که حد نداره، موندم شمایی که اعصاب ندارید الان تو چه نقطه ای هستید، خدا به دادتون برسه.
این برند اصلا کیفیت خوبی نداره قطابش هم خوب نیست، قطاب و شیرینی های اژدری کرمان رو تست کنید اصلا دیگه سراغ این پایینی نمیرید.
دلم میخواد یه دل سیر گریه کنم تا خالی شم؛ نه گریه ی ساده، از این گریه ها که هق هق میکنی و نفست بند میاد، اما به جاش نشستم دارم چایی میخورم.
خیلی جدی دستم خورد توییت یکی رو فیو کردم؛ پس این دوس پسرهای بی گناهتون به شما راست میگفتن که دستم خورد لایک کردم، یهو دستم خورد فالو کردم و یهو دایرکت دادم.
از اون سه تا دختر ۱۶،۱۷ ساله ی قشنگی که امشب تو آسانسور با صدای بلند تو اون شلوغی بهم گفتن چقدر خوشگلی و انرژی یه هفته ی منو تامین کردن و تمام ناراحتی های تو دلم رو پاک کردن، خیلی خیلی ممنونم، این حرفتون قلبم رو زنده کرد.
یادمه خیلی سال پیش سریال فاطما گل رو همه میدیدن و ازش میم ساخته بودن و فاطما گل رو مسخره میکردن من سریال رو ندیده بودم ولی با چیزایی که مسخره میکردن فکر میکردم دختر خوبی نیست، بعدها فهمیدم به این دختر تجاوز میشه و شجاعانه میره حقش رو میگیره، وقتی حرف تجاوز میشه ایرانی نفهم ترینه
وضعیت زندگیم جوری داره پیش میره که شبیه این خط از کتاب هاروکی موراکامی شده:
ناگهان فهمید چه زندگی یکنواختی دارد،
هیچچیز جالبی در زندگیاش اتفاق نیفتاده بود، اگر از زندگی او فیلمی میساختند،
یکی از کم خرج ترین فیلم های مستند میشد که احتمالا وسطهای آن آدم خوابش میگرفت.











