مامانای ما یکم زیادی دراماکویین نبودن؟ مثلا این که من میخوام با لباسای شلخته بیرون برم با یه گفتمان ساده حل میشد لازم نبود احتمالاتی مثل این که "مردم فکر میکنن مامانم مرده بابام زنبابا آورده بالا سرم که اینجوری شلخته دارم میگردم" بررسی بشه. یه مشت اورتینکر بار آوردن.
این یک مثال خوب برای توضیح مفهوم هامبل برگینگ یا همون پزنالهس. خانم قبلا مجبور بوده از طریق فالگیری پول کمی دربیاره(فالی ۳۵۰) و حالا که شغل با درآمد ثابت پیدا کرده مدام شکایت میکنه که وای من خیلی کار میکنم و کارمندی ترسناکه ولی در واقع داره پز میده. خیلیاتون اینطور هستید.
صابکار سپاهیم اذیتم میکرد زیر لب گفتم الهی داغ همون بچهتو ببینی بعد یه لحظه از تصور این که به زودی ممکنه واقعا داغ تخم سگشو ببینه لبخند رضایتی زدم. هیچ ترحمی ندارم بهتون حرومزادهها. دردناکه ولی ندارم.
آره عزیزم چاقی. آره چون چربی شکم پهلوت ۳ درصد بیشتر شد رابطهتون خراب شد. آره دوسدختر جدید اکس ۱۹ سالگیت از تو بهتره. آره تو تنها کسی هستی که هیکلش بده. آره همه همیشه به اون استرچ مارکای زیر بغل تو نگاه میکنن. آره اون جوش زیر چونهت خیلی گندهس. آره اونو که حتما باید عمل کنی.
دوستای عروس دومادا که از ترس این که بهشون نگن حسود در واکنش به همه محتواهای عروسی شیشتا شیشتا کامنت مثبت میذارن همیشه جزو بامزهترین پدیدههای زندگیه:)))))
من نمیدونم این آمپولای لاغری و این کار کسشری که مد شده با پلکاشون میکنن دیگه چه کسشری بود. پلکات افتاده باشه که خیلی بهتره تا همیشه شبیه استاد اوگوی موقع وصیتکردن به نظر برسی.
برای هالووین میخوام کارمندی بشم که سعی میکنه به کارفرمای ایرانی که با رانت کارفرما شده بفهمونه کار چجوری کار میکنه یا همون دلقک.






















