Pinned Tweet
دارم سال بلوا رو گوش میدم.
میگفت:
“من سالها پیش وقتی از شیراز کنده شدم، مُردم. حالا هم که همه چیز تاریک است، نمیفهمم چی میخورم، چی میپوشم، روز کی شب میشود…”
همین
متاسفانه در کینک جارتون نمیتونم شرکت کنم
نه تنها برای اینکه روم نمیشه
و نه برای اینکه معنی نصفش رو نفهمیدم
بلکه اونایی که فهمیدم رو هم دوست نداشتم🥲
انقدر از دست یه آدمی توی گذشتهم عصبانیام که نگو
مرد تو چطوری میتونی هنوز توی زندگی من برینی؟
انقدر حالم بده که فکر میکنم از قصد کرده
🤏🏻 انقدر فاصله دارم با اینکه برم از اون پچها بزنم که یه مدت طولانی پریود نمیشی
من واقعا هر ماه ته باتلاقم
یه مبلغی در حد خرید سوپرمارکتی هزینه کردم برای خودم و دارم از عذاب وجدان میمیرم
که حالا واجب نبود
ولخرجی کردی
ای امان
یه بار رفته بودیم کلاب، یه خانم حجابی با یه درینک توی دستش چنان شیکی میزد که اطرافش رو خالی کرده بودن که قشنگ کارش رو بکنه
من ریدم تو اسلامتون
دو بار ریدم تو اسلام انتخابیتون
موزیک میگه: یادمه اون شب سرد، اون شب پر غم و درد
ما ز هم دور میشدیم آسمون گریه میکرد
بعد ریتم چیه؟ ۶/۸




