خوشحال بودم جلسه اخر شیمی درمانی پدر فکر میکردم تموم شد
دکتر میگه باید یه ماه بعد دوباره سونو بده و آزمایش
این قصه سر درازی داره حالا حالا ول کن نیست
امروز روز مهمیه؛ هم جلسهی اخر درمانی پدرمه، هم زنداداشم… 🤍
یه دنیا امید، یه عالمه استرس و هزار تا دعا برای خوب شدنشون. یه طرف پر از استرس و ترس از اینکه نکنه نتیجهها اون چیزی نباشه که میخوایم. 🥹
خدایا، امروز رو با خبرهای خوب برامون تموم کن؛ دلمون یه نفس راحت میخواد. 🥹❤️🩹
پیش به سوی ششمین جلسهی درمانی پدر 🥹❤️🩹
دکتر گفته اگه این جلسه خوب پیش بره، آخرین جلسهاش خواهد بود. از تهِ دلم دعا میکنم همهچیز به بهترین شکل پیش بره و جواب آزمایشش پاک باشه
خدایا، این بار دیگه نوبت خبرهای خوبه؛ نوبت نفس راحت کشیدن، ، کاش این آخرین قدمِ این مسیر سخت باشه. 🕊️❤️
😂🐈 «قیافهش میگه من یه گربهی آروم و مظلومم، ولی دهنشو که باز میکنه، انگار اومده طلبشو از کل محله بگیره! 😾🤣»
بچههای مشهد،هوای همدیگه رو داشته باشید❤️
طبرسی ۱۲ ج. یه زن و شوهر بلالفروش بودن که من و دوستم هر شب میرفتیم پیششون و داد میزدیم: هرکی بلال نخوره خره😅
بعضی شبا شهرداری بساطشون رو جمع میکرد و من گریههای اون خانم رو میدیدم
خیلی مهربونن. اگه طبرسی ۱۲ رفتین،یه سر بهشون بزنین❤️
بله، من اینجا معجزه دیدم… 🥹💚
برای کی؟ برای خودم!
حاجت روا شدم و با تمام وجودم لمس کردم که معجزه هنوز زندهست…
از ته قلبم میگم:
شُکر، شُکر، شُکر 🤲🏻
بچهها، دکتر متخصص پستان خوب توی مشهد میشناسید؟ 🥹🙏
غیر از دکتر مهدی اسدی، چون ظاهراً الان ایران نیستن و رفتن آمریکا.
ممنون میشم اگه تجربهای دارید یا دکتر خوبی میشناسید معرفی کنید ❤️
پیش به سوی جلسهی پنجم شیمیدرمانی بابا… 🤍
مجبورم یه سفر کوتاه برم و این هفته نمیتونم کنارش باشم. از دیروز انقدر ذهنم درگیره که هر کی حرف میزنه، انگار تمام عصبانیت و اضطرابم رو سرش خالی میکنم و اصلاً کنترل رفتارم دست خودم نیست
بابا، تو تموم دنیامی، تمام غرور منی؛ قوی بمون🫂
میرم تو اسپیسها و میبینم چقدر ساده زندگی کردم. تجربههاشون رو هم ندارم؛ بعضی حرفاشونم نمیفهمم و میرم از هوش مصنوعی میپرسم
بعدم از ترس اینکه زبونم بگیره، الکی میخندم که کسی نفهمه.
فقر که قشنگ نیست، ؛ اقتصاد داغون، نتیجهش همینه.
کمتر زر بزنید و برای بدبختی مردم شاخوبرگ نسازید؛ یه کم واقعیت رو ببینید، فاز روشنفکری هم برندارید، کصشر تحویل ملت ندید.












