Abdollah Shahbazi, Persian Historian

Joined June 2009
من فقط تحلیل می‌کنم. سعی می‌کنم کاملاً بیطرف باشم و آنچه را می‌بینم بر اساس نگاه و تجربه خود بازتاب می‌دهم تا شاید کمکی باشد به درک واقعی‌تر تحولات بسیار مهم و تاریخ‌ساز روز. پیشگو نیستم و پیشگویی نمی‌کنم. سناریوهای محتمل و قابل تحقق را تحلیل و ترسیم می‌کنم بر اساس فکت‌ها و واقعیات. از من گذشته که کنش‌گر سیاسی و هوادار جریان‌های سیاسی شوم. تحلیل‌هایم به مذاق یکی خوش می‌آید و دیگری بدش می‌آید. تقصیر من نیست. 😂
58
8
2
267
114,464
«فرانسویان نشان دادند ماهرترین معماران ویرانی‌اند که تا آن زمان جهان به خود دیده بود.» (ادموند برک، ۹ فوریه ۱۷۹۰) “The French had shown themselves the ablest architects of ruin that had hitherto existed in the world.” Edmund Burke, The Works of the Right Honourable Edmund Burke, vol. III, Boston: Little, Brown, and Company, 1877, p. 216.
2
9
89
1,947
♦️جنگ، بحران و فرجام جمهوری اسلامی آیا جمهوری اسلامی می‌تواند به یک نظام سیاسی نرمال تبدیل شود؟ (۲۴ دقیقه) کلاب‌هاوس، اتاق «طرح نو» شنبه، ۲۵ مهر ۱۴۰۵/ ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ youtu.be/OcRRPwIecPc
1
3
27
2,042
♦️ شاه‌ و کارتر: «فضای باز سیاسی»‌ ۵۶ و انقلاب اسلامی ۵۷ سالگرد شب‌های شعر انستیتو گوته، ۱۸- ۲۷ مهر ۱۳۵۶ (۱۷ دقیقه) گفتگو در کلاب‌هاوس، اتاق «تحلیل محدب»، پنج‌شنبه، ۲۳ مهر ۱۴۰۵/ ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ youtu.be/iyzXZEzndys
4
3
27
2,257
جمهوری اسلامی در شکاف‌های دوران جنگ سرد و بر بستر طرح‌های سیاسی آن زمان زاده شد. این نظام، برغم ماهیت ارتجاعی راست‌گرایانه‌اش، خوانشی جدید و «انقلابی» از اسلام‌ و تشیع عنوان کرد و با عاریت گرفتن شعارهای چپ‌گرایانه پوپولیستی از مارکسیسم و چپ ناسیونالیستی دهه‌های ١٩۵٠ و ١٩۶٠ بخشی از جامعه را فریفت و همزمان سخت‌سرترین جوانان دین‌گرا را برکشید. این رفتار بیگانگی عمیقی را میان نظام حاکم و اکثریت جامعه سبب شد. این رفتار حکومتی فرهنگ «نفاق» (ظاهرسازی منطبق با سلیقه قدرت حاکم) را در میان بخش مهمی از مردم گسترش داد؛ مردمی که ناچار بودند زندگی کنند. جامعه ایران به دو قطب تقسیم شد. طی چند دهه، فاصله میان این دو قطب عمیق‌تر شد بنحوی که گویی هر یک به دنیایی متفاوت تعلق دارند. پایگاه اجتماعی نظام گستردگی اولیه را از دست داد و به اقلیتی از «پیروان»، وفادار یا ریاکار، کاهش یافت که «هسته سخت» نامیده شدند. در این جامعه ساخت‌زدایی‌شده، و در تلاطم دائم، در تقابل با رفتارهای آن نظام سیاسی که تلاش می‌کرد ارزش‌های خود را بر همه جامعه حاکم کند، تمامی شعارهای اولیه آن، از عدالت‌خواهی و مبارزه با «استکبار جهانی» تا ارزش‌های دینی، به ضد خود بدل شد. این دگردیسی در پایه جنبش اعتراضی کنونی قرار گرفت که به جرئت می‌توان آن را وسیع‌ترین و قدرتمندترین جنبش سیاسی تاریخ معاصر ایران دانست.
6
5
1
114
5,541
ده سال پیش، پیتر کین و تونی هاپکینز، محققین برجسته تاریخ امپراتوری بریتانیا، فرایند کنونی تأثیرگذاری مهاجران کشورهای مستعمره و نیمه‌مستعمره پیشین بر جامعه بریتانیا و از اینطریق تضعیف «احساس وحدت ملی» و در پیامد آن «افول نهایی» بریتانیا را به درستی توصیف کرده‌اند. این فرایندی است که در دهه اخیر در اروپای غربی، در کشورهای استعمارگر پیشین، بویژه بریتانیا و فرانسه، شتاب گرفته و در سال‌های اخیر به روشنی نمایان شده است. این فرایند، در ابعادی کوچک‌ و محدود، در ایالات متحده آمریکا نیز نمایان است. ممدانی و ال‌سید و ایلهان عمر نماد این تحول‌اند. پاراگراف مربوطه در کتاب کین و پرکینز را در پست قبلی منتشر کرده‌ام. آنان نوشتند: «اگر مرحله نهایی افول امپراتوری‌ها زمانی فرا می‌رسد که پیرامون مرکز را در اختیار می‌گیرد، برای نشان‌دادن این فرایند هیچ نمونه‌ای گویاتر از دگرگونی بریتانیا از زمان استعمارزدایی نمی‌توان یافت.» فرایند «تسلط پیرامون بر مرکز» را بگونه دیگر در انقلاب اسلامی ایران می‌توان دید. اجرای قانون اصلاحات ارضی در دهه ۱۳۴۰، با انتقال مالکیت بخش مهمی از اراضی حدود ۱.۵- ۲ میلیون مالک و خرده‌مالک به حدود ۱.۵- ۲ میلیون زارع، نه تنها اراضی کشاورزی را خُرد و قطعه‌قطعه کرد بلکه مناسبات قدرت و مدیریت جامعه و زمین و آب را در روستاها دگرگون کرد. این تحول توازن اجتماعی را در جامعه ۲۳- ۳۰ میلیون نفری ایران، از اوائل تا اواخر دهه ۱۳۴۰، تغییر داد بی‌آنکه نتایج بلندمدت آن به‌ درستی شناخته و پیش‌بینی شده باشد. پیامد این تحول را در مهاجرت گسترده روستائیان به تهران و سایر شهرهای بزرگ، پس از شوک نفتی پائیز ۱۳۵۲ و جهش درآمدهای نفتی ایران از سال ۱۳۵۳ و به تبع آن شروع ساخت‌وسازهای گسترده، برای کار در پروژه‌های ساختمانی می‌توان دید. در زمان انقلاب، تعداد این مهاجران روستایی در تهران به بیش از یک میلیون نفر می‌رسید از جمعیت ۴.۵ میلیون نفری تهران. این تحول ساختاری در انقلاب اسلامی ۵۷ و در دهه‌های پسین در تکوین نظام جمهوری اسلامی تأثیرات عمیق سیاسی و فرهنگی خود را نمایاند. از آیت‌الله بهشتی نقل شده که: باید نیروهای خود را از میان جوانان روستایی برگزینیم «زیرا فطرت‌شان پاک است.» بدینسان، گزاره پیتر کین و تونی هاپکینز را می‌توان بر برآمدن و رفتارهای نظام جمهوری اسلامی نیز انطباق داد و با تسامح آن را نمونه‌ای از «تسلط پیرامون بر مرکز» خواند که البته به معنی عدم حضور گروه‌های اجتماعی بطور عمده شهری یا نیمه‌شهری، مانند روحانیت و بخش‌هایی از طبقه متوسط شهری، نیست.
8
1
3
108
8,080
در بلندمدت‌ترین چشم‌انداز، شکاف‌های ناشی از جهانی‌شدن [در دوران] پسااستعماری محصول دیالکتیکی تاریخی است؛ کندآهنگ اما فراگیر، که در جریان آن امپراتوری ابتدا به ایجاد احساس هویت بریتانیایی کمک کرد و سپس سهم عمده‌ای در زوال آن داشت. اتباع مستعمرات نخست از طریق استعمارزدایی به امپراتوری ضربه متقابل زدند و سپس از راه مهاجرت و سایر شکل‌های نفوذ غیررسمی [به سوی بریتانیا] بازگشتند. [این عوامل] احساس وحدت ملی را تضعیف کرد؛ احساسی که امپراتوری زمانی آن را تقویت کرده بود. اگر مرحله نهایی افول امپراتوری‌ها زمانی فرا می‌رسد که پیرامون مرکز را در اختیار می‌گیرد، برای نشان‌دادن این فرایند هیچ نمونه‌ای گویاتر از دگرگونی بریتانیا از زمان استعمارزدایی نمی‌توان یافت. P. J. Cain and A. G. Hopkins, British Imperialism: 1688–2015, 3rd ed., London: Routledge, 2016, p. 724.
5
1
65
4,151
♦️انقلاب هوش مصنوعی و منطقه خلیج فارس چه آینده‌ای فراروی ایران است؟ (۳۴ دقیقه) کلاب‌هاوس، اتاق «تحلیل محدب»، پنج‌شنبه، ۱۶ مهر ۱۴۰۵/ ۸ اکتبر ۲۰۲۶ فهرست مطالب: 0:00 - شروع بحث 0:28 - ۷ اکتبر و فروپاشی نظم کهنه خاورمیانه 5:32 - ۷ اکتبر و ظهور خاورمیانه جدید. انقلاب‌های پنجگانه تکنولوژیک دنیای جدید 10:28 - توسعه زیرساخت‌های هوشواره و جایگاه منحصربفرد شبه جزیره عربی 18:42 - ترامپ، انقلاب هوشواره و آینده ایران 22:27 - اِلیت سیاسی عرب در جنوب خلیج فارس؛ میراث کمپانی شرقی بریتانیا 28:40 - شبکه جهانی فیبرهای نوری و مرکزیت جنوب خلیج فارس 30:08 - موج مخالفت با دیتاسنترها در خاک آمریکا youtu.be/ZOArGFt3uyQ
6
2
22
2,209
پیوست دو: مقایسه بیابان‌های شبه جزیره عربی با بیابان‌های ایالات متحده آمریکا
3
379
پیوست یک: پنج تحول بزرگ یا انقلاب تکنولوژیک دوران جدید و مقایسه سهم سرمایه‌گذاری در آنان از اقتصاد همان دوران
1
2
377
هر روز دنبال می‌کنم مخالفت با احداث دیتاسنتر در خاک آمریکا. فرضیه‌ام این بود که این مخالفت‌ها به جنبش ملی قدرتمندی تبدیل خواهد شد. طی این مدت که دنبال می‌کردم هر روز این فرضیه قوی‌تر شده. گزارش جمعه چت‌جی‌پی‌تی در این باره: یک تحول تازه و معنادار در ۲ اکتبر ۲۰۲۶ دیده می‌شود که نشان می‌دهد موج توقف‌ها همچنان در حال گسترش جغرافیایی است. در Rutherford County تنسی، کمیسیون برنامه‌ریزی رأی داده است که روند بررسی یک moratorium یک‌ساله برای تأیید و احداث دیتاسنترهای جدید آغاز شود. این فقط یک اعتراض مردمی نیست؛ پیشنهاد اکنون وارد فرایند رسمی مقررات‌گذاری شهرستان شده و قرار است درباره آن جلسه عمومی برگزار شود. همزمان در Columbus County کارولینای شمالی نیز پیشنهاد توقف صدور مجوز برای دیتاسنترها و سایر تأسیسات محاسباتی پرمصرف مطرح شده است. کمیسیون شهرستان روز ۵ اکتبر درباره moratorium پیشنهادی جلسه عمومی برگزار خواهد کرد. نکته مهم این است که در همان منطقه، شهرهای Whiteville، Southport و Boiling Spring Lakes نیز پیش‌تر توقف‌های موقت مشابهی برقرار کرده‌اند. نگرانی‌های مطرح‌شده مشخصاً شامل فشار بر شبکه برق و آب و تبدیل زمین‌های کشاورزی است. اما شاید مهم‌ترین علامت تازه نه یک تصمیم دولتی، بلکه واکنش خود صنعت باشد. Amazon در ۲ اکتبر اعلام کرد طی پنج سال یک میلیارد دلار در جوامعی که میزبان دیتاسنترهایش هستند سرمایه‌گذاری خواهد کرد و همزمان استفاده از قراردادهای محرمانگی با مقام‌های محلی در پروژه‌های دیتاسنتر را کنار می‌گذارد. مدیر AWS گفته است که اکنون بیش از ۱۰۰ moratorium دیتاسنتر در سراسر آمریکا در دست بررسی است. این رقم برای تز مقاله بسیار مهم است. آنچه چند ماه پیش مجموعه‌ای از مخالفت‌های پراکنده محلی به نظر می‌رسید، اکنون به اندازه‌ای رسیده که یکی از بزرگ‌ترین سازندگان زیرساخت ابری جهان ناچار شده راهبرد سیاسی و اجتماعی خود را تغییر دهد و یک میلیارد دلار برای کاهش مقاومت جوامع میزبان اختصاص دهد. بنابراین می‌توان یک مرحله دیگر به استدلال مقاله افزود: کمبود برق و آب ← مخالفت محلی ← moratorium و سخت‌تر شدن مجوزها ← افزایش ریسک زمانی پروژه ← واکنش دفاعی شرکت‌های بزرگ AI و Cloud برای جلب رضایت اجتماعی و افزایش شفافیت این تحول شواهد مربوط به «بن‌بست تدریجی توسعه نامحدود دیتاسنترها در داخل آمریکا» را باز هم تقویت می‌کند؛ نه به معنای توقف کامل توسعه در آمریکا، بلکه به معنای افزایش پیوسته هزینه، زمان و پیچیدگی سیاسی ایجاد هر گیگاوات ظرفیت محاسباتی جدید.
13
3
59
12,604
گزارش ۹ اکتبر ۲۰۲۶ سه تحول تازه و معنادار در محدودیت توسعه دیتاسنترها در آمریکا در بررسی امروز، سه تصمیم قطعی شناسایی شد که به‌ویژه از نظر آب، برق، مجوزهای ساخت و مقاومت حکومت‌های محلی اهمیت دارند. ۱. لکسینگتون، کنتاکی: تمدید توقف دیتاسنترها تا اکتبر ۲۰۲۷ شورای شهر Lexington در ۸ اکتبر با رأی اتفاق آرای ۱۱ عضو، توقف توسعه دیتاسنترها را یک سال دیگر، تا ۳۱ اکتبر ۲۰۲۷، تمدید کرد. این تصمیم مانع پذیرش و بررسی طرح‌های توسعه، تصویب تغییر کاربری زمین و صدور مجوزهای دیتاسنترها می‌شود. نکته مهم این است که شورا همزمان نتوانست بر سر مقررات دائمی به توافق برسد. پیشنهاد ایجاد منطقه اختصاصی برای دیتاسنترها و طرح سخت‌تر کردن ضوابط توسعه فعلاً به تصویب نرسیدند. بنابراین اختلاف بر سر مقررات دائمی، به تمدید توقف موقت انجامیده است. این نمونه روشنی از تبدیل عدم قطعیت مقرراتی به تأخیر طولانی در سرمایه‌گذاری است. ۲. ایندیو، کالیفرنیا: تمدید توقف تا اکتبر ۲۰۲۷ شورای شهر Indio در ۷ اکتبر به اتفاق آرا توقف توسعه دیتاسنترها و تأسیسات مشابه با مصرف محاسباتی بالا را تا ۱۶ اکتبر ۲۰۲۷ تمدید کرد. این شهر از ژوئن ۲۰۲۶ محدودیت موقت برقرار کرده بود. دلایل اعلام‌شده عبارت‌اند از مصرف آب، تقاضای برق، انتشار گازهای گلخانه‌ای، سروصدا و کیفیت هوا. نکته تازه، بررسی تمام طرح‌های تفصیلی کاربری زمین است تا شرکت‌های سازنده نتوانند با استفاده از تعاریف قدیمی، دیتاسنترها را در قالب فعالیت‌های صنعتی مجاز معرفی کنند. اهمیت: حکومت محلی فقط ساخت‌وساز را متوقف نکرده، بلکه در حال بستن راه‌های حقوقی دور زدن محدودیت‌هاست. ۳. شهرستان ایمپریال، کالیفرنیا: بازگشت ممنوعیت موقت پس از شکست قضایی این مورد از نظر حقوقی مهم‌ترین تحول تازه است. هیئت ناظران Imperial County در ۶ اکتبر به اتفاق آرا یک توقف اضطراری جدید برای توسعه دیتاسنترها تصویب کرد. جزئیات این تصمیم در گزارش ۸ اکتبر منتشر شد. اهمیت ماجرا در سابقه آن است. شهرستان در ژوئن محدودیتی مشابه وضع کرده بود، اما دادگاه در سپتامبر اجرای آن را متوقف کرد؛ زیرا حکومت محلی نتوانسته بود خطر فوری دیتاسنترها برای سلامت و ایمنی عمومی را به اندازه کافی اثبات کند. اکنون شهرستان با ارائه مستندات جدید درباره منابع آب، تولید برق محلی، پروژه‌های در دست بررسی و محدودیت‌های رودخانه کلرادو، دوباره همان مسیر را دنبال کرده است. دو عضو هیئت ناظران حتی پیشنهاد کرده‌اند ممنوعیت دیتاسنترها در مناطق خارج از محدوده شهرها به رأی عمومی گذاشته شود. این پیشنهاد هنوز تصویب نشده است. اهمیت: برخلاف تصور اولیه که شکست قضایی ممکن است محدودیت‌ها را پایان دهد، حکومت محلی با مستندات جدید دوباره وارد فرایند ممنوعیت شده است. البته اعتبار حقوقی مصوبه تازه هنوز ممکن است در دادگاه به چالش کشیده شود. ارزیابی برای تز خلیج فارس این سه تحول، یک مرحله تازه را در روندی نشان می‌دهند که طی هفته‌های گذشته دنبال کرده‌ایم: فشار بر برق و آب ← مخالفت عمومی ← توقف موقت مجوزها ← اختلاف بر سر مقررات دائمی یا شکایت قضایی ← تمدید توقف‌ها یا تصویب محدودیت‌های جدید دو نکته اهمیت ویژه دارند. نخست، moratorium دیگر الزاماً یک وقفه کوتاه برای مطالعه نیست. در لکسینگتون و ایندیو، توقف‌های اولیه به محدودیت‌هایی با افق زمانی بیش از یک سال تبدیل شده‌اند. دوم، پرونده ایمپریال نشان می‌دهد که حتی ابطال قضایی یک محدودیت نیز الزاماً به معنای بازگشایی مسیر سرمایه‌گذاری نیست. این تحولات فرضیه افزایش هزینه زمانی، حقوقی و سیاسی توسعه زیرساخت محاسباتی در آمریکا را تقویت می‌کنند. بااین‌حال، برای نتیجه‌گیری درباره مزیت خلیج فارس باید میان دو موضوع تمایز گذاشت: دشوارتر شدن توسعه دیتاسنترها در آمریکا و انتقال واقعی سرمایه‌گذاری به خارج از آمریکا. شواهد امروز مستقیماً موضوع نخست را تأیید می‌کنند؛ موضوع دوم همچنان نیازمند بررسی تصمیم‌های واقعی سرمایه‌گذاران است.
344
♦️شبکه‌های سرّی و انقلاب ۵۷ تحولات ۵۷ را هنوز به درستی نمی‌شناسیم شاه، کارتر و «فضای باز سیاسی» (۵۴ دقیقه) کلاب‌هاوس، اتاق «تحلیل محدب»، سه‌شنبه، ۱۴ مهر ۱۴۰۵/ ۶ اکتبر ۲۰۲۶ 📌فهرست مطالب: 0:00 - شروع بحث 2:02 - مدیران ارشد ساواک پس از انقلاب ۵۷. تیمسار علی‌اکبر فرازیان، تیمسار علی‌محمد کاوه 5:54 - اعلامیه بیطرفی ارتش ناگزیر بود. مأموریت ژنرال هایزر 7:25 - تیرباران ژنرال‌ها و شادی در خیابان‌ها. روان‌شناسی جامعه چگونه بود؟ 9:08 - شبکه‌های سری آمریکا و انگلیس چه می‌کردند؟ 10:50 - چرا درباره شبکه‌های سری در ایران تحقیقی وجود ندارد؟ 15:54 - کارکرد شبکه‌های سری چه بود؟ 20:58 - شبکه‌های سری در انقلاب ۵۷ چه کردند؟ 22:23 - وضع انقلابی از چه زمانی پدید آمد؟ دولت شریف‌امامی و آغاز انقلاب اسلامی 24:41 - اهمیت تاریخی فاجعه سینما رکس آبادان 27:31 - سفر یعقوب نیمرودی و لرد روچیلد به ایران 29:10 - ضرورت تحقیق درباره تحولات پنهان ۵۷. چرا محققین می‌ترسند وارد حوزه‌های توطئه‌آمیز شوند؟ 29:47 - نظر شاه درباره نقش کانون‌های مخفی در انقلاب ۵۷. چگونه جنبش اعتراضی سال ۵۶ به انقلاب اسلامی ۵۷ تبدیل شد؟ 34:23 - بیماری پنهان شاه و فضای باز سیاسی سال ۵۶. نقش تاریخی سرلشکر ناصر مقدم. چه عواملی مي‌تواند تحولات سال‌های ۵۶- ۵۷ را توطئه‌آمیز جلوه دهد؟ 40:57 - مأموریت ژنرال هایزر گذار به حکومت بعدی بود نه حفظ حکومت پهلوی. انقلاب ۵۷ و نظریه توطئه 44:05 - کارتر، شاه و فضای باز سیاسی youtu.be/zKNIgJksaBI
1
1
34
2,588
♦️دیروز شصت‌ودومین سالگرد تیرباران پدرم بود در سحرگاه ۱۳ مهر ۱۳۴۳. قصد نداشتم چیزی منتشر کنم ولی صبح زود که برخاستم خبر به دار کشیدن علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی را دیدم؛ دو جوان بیست و چند ساله که مانند بسیاری از جوانان این مرزوبوم قربانی روال نامتعارف و ناعادلانه قضایی در جمهوری اسلامی شدند. حالم را منقلب کرد. یادداشتی منتشرشده درباره پدرم را، متعلق به حدود ده سال پیش، ۲۰ آوریل ۲۰۱۶/ اول اردیبهشت ۱۳۹۵، بازنشر کردم؛ زمانی که در ایران بودم، حدود ۲۱ ماه پیش از خروج ناخواسته و اقامت در آمریکا. این یادداشت بهمراه عکس پدرم در زمان تیرباران بود. عکس را زنده‌یاد صمد دوستدار- سرپرست روزنامه کیهان در فارس پیش از انقلاب، که در صحنه تیرباران حضور داشت- از سر لطف به من داده و سال‌ها پیش در کتاب «ایل ناشناخته» (نشر نی، ۱۳۶۶) منتشر کرده بودم. ♦️بازنشر یادداشت و عکس فوق گسترده و تأثیر آن مثبت بود. برغم این، موجی کم‌اهمیت برخاسته از نادانی یا اوباش‌گری را نیز برانگیخت. اکانت‌هایی برخی کامنت‌های سخیف گذاشتند. بسیاری‌شان مدعی هواداری از پهلوی بودند و ظاهراً سخت‌شان بود باور کنند در آن دوران اعدام هم وجود داشت! نمی‌دانم این اکانت‌ها ترول‌های سایبری بودند یا نه. عموماً فاقد هویت واقعی بودند با فالوئرهای ناچیز. کسانی نیز، بطور عمده، از موضع هواداری از جمهوری اسلامی حمله کردند و پاسخ‌های کوتاهم درباره نحوه اعدام و رفتار با زندانیان در دوران پهلوی را نشانه مجیزگویی‌ به پادشاهی‌خواهان، و پشت کردن به خون پدر، معرفی کردند. ♦️اول، هیچگاه خود را پادشاهی‌خواه نخوانده‌ام. آنچه پیشتر گفته و نوشته‌ام تأکید بر این امر بود که از دهه ۱۳۷۰ بخش مهمی از جامعه ایران، به دلیل کردار فاجعه‌آمیز جمهوری اسلامی، بتدریج به پهلوی‌گرایی روی آورد و اکنون موجی قدرتمند و تعیین‌کننده در درون جامعه ایران است. این نظر متعلق به مدت‌ها پیش از قیام میلیونی ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ است که درستی تحلیلم را ثابت کرد. امروز نیز بر همان نظر هستم و رضا پهلوی را تنها فردی می‌دانم که می‌تواند اجماع میلیونی مردم کوچه و بازار را در پیرامون خود پدید آورد. در زمانی دیگر درستی یا نادرستی این ارزیابی‌ نیز محک خواهد خورد. ♦️دوم، بعنوان کسی که هم پدربزرگ و عموها و پدرش در سال‌های متأخر قاجار و دوران رضا شاه و محمدرضا شاه قربانی توطئه کانون‌هایی مغرض شده و جان باخته‌اند، و هم فردی که چهار بار زندان پهلوی و دو بار زندان جمهوری اسلامی را تجربه کرده، تصور می‌کنم صالح باشم برای مقایسه این دو دوران. زندان و بالاتر از آن اعدام حتماً تراژیک است ولی رفتار زندانبان می‌تواند بیانگر فرهنگ حاکم بر نظام سیاسی وقت باشد. در کامنت‌ها شهادت دادم که رفتار ساواک، بجز در مواقع بازجویی در بعضی پرونده‌ها، و مقامات قضایی و زندانبانان دوران پهلوی، اعم از مدیران و کارکنان بازداشت‌گاه و زندان، قابل مقایسه با دهه ۱۳۶۰ نبود. در زمان شاه، زندانی سیاسی در مجموع محترم شمرده می‌شد و کسی در پی تحقیر و نابود کردن سیستماتیک شخصیت او نبود. زندانی سیاسی زمانی که آزاد می‌شد محترم بود و معمولاً، تا آنجا که دیده‌ام، مانع از ادامه تحصیل او در مدرسه و دانشگاه یا اشتغال نمی‌شدند. در جمهوری اسلامی، روان و شخصیت زندانی سیاسی را بکلی خرد و نابود می‌کردند و علاوه بر آن خانواده و اموالش از تعرض مصون نبودند. نمی‌خواهم نمونه‌های فراوان ذکر کنم از قربانیان این رویه حکومتی غیرانسانی. ♦️درباره اکانت‌های بی‌هویت منتسب به پادشاهی‌خواهان چیزی نمی‌گویم. واقعی باشند یا ترول سایبری، اوباش‌گری و لمپنیسمی سخیف بیش نیستند و باید به آن‌ها بی‌اعتنا بود. سال‌ها‌ پیش به طنز می‌گفتم: فعالیت در فضای مجازی مانند انداختن بساط در پیاده‌رو خیابان ولی عصر تهران است؛ هر کس رد شود ممکن است چیزی بگوید. ولی برای کسانی که دارای هویت واقعی هستند و خود را هوادار جمهوری اسلامی می‌دانند، یا از موضع «ضد امپریالیستی» از آن حمایت می‌کنند، آنگونه که خودم تا سال ۱۳۹۸ بودم، یعنی دو سال پس از استقرار در آمریکا، سخنی دارم: ♦️چگونه می‌توان خود را «ضد امپریالیست» نامید یا نظام حاکم را «اسلامی» یا در مجموع قابل دفاع و حمایت دانست ولی بر لمپنیسم و فساد نهادینه این ۴۷ سال چشم فروبست؟ چگونه می‌توان سخیف‌ترین تجلی «گانگستریسم کاپیتالیستی» را، از چپاول میلیاردها دلاری اموال عمومی تا قاچاق سازمان‌یافته مواد مخدر و نفت در سراسر منطقه، دید و آن را نه از سرشت نظام حاکم بلکه پدیده‌ای گذرا و عارضی دانست و سکوت و مماشات ده‌ها ساله رهبران «ساده‌زیست» جمهوری اسلامی در قبال آن را توجیه کرد؟‌ و سرانجام، چگونه می‌توان بر کشتار هزاران جوان و نوجوان بی‌سلاح در ۱۸ و ۱۹ دی چشم بست و خود را «انسان» نامید؟ گفتنی‌ها فراوان است و زمانی بطور مستند خواهم نوشت.
114
32
17
474
33,142
صفحات اول و دوم گزارش تیمسار اردوبادی درباره علل ماجرای حبیب شهبازی و نقش سرتیپ اشکان، فرمانده وقت ژاندارمری فارس، در آن. متن کامل گزارش در آدرسی که قبلاً نوشتم در تلگرام به صورت فایل پی‌دی‌اف.
4
394
عکس حبیب شهبازی، رئیس طوایف کوهمره سرخی، که در دستگیری قاتلین مهندس ملک عابدی با ژاندارمری همکاری کرد در فیروزآباد فارس در حال گفتگو با خبرنگار روزنامه اطلاعات. صفحه اول روزنامه فوق. درباره ماجرای فوق بنگرید به صفحه اول گزارش تیمسار اردوبادی.
1
3
232
♦️از گزارش تیمسار سرتیپ منصور اردوبادی، بازرس ویژه شاه، درباره حوادث جنوب و علل آن (متن کامل گزارش ۱۲ صفحه‌ای و نامه دفتر مخصوص شاهنشاهی اپلود می‌شود.) ... کما اینکه در بررسی‌های دقیقی که شده حبیب شهبازی را که در اثر ناراحتی‌هایی از نزدیکی با مأمورین خودداری نموده است به وسایلی به شهر می‌آورند و سرتیپ اشکان [فرمانده ژاندارمری فارس] اصرار می‌نماید که او را به فیروزآباد اعزام دارید که خود را به اینجانب معرفی نماید. نامبرده اظهار می‌دارد که من سال‌هاست با قشقایی‌ها جنگیده‌ام و بر علیه آنان اقداماتی نموده‌ام و سرتیپ اشکان که مرکز قشقایی است به من اهانت خواهد نمود و مرا شکسته می‌نماید نگذارید که مرا به فیروزآباد بفرستند. ولی ترتیب اثر داده نشده و او را به فیروزآباد اعزام می‌دارند که در آنجا مورد اهانت و تخفیف سرتیپ اشکان قرار می‌گیرد و با واسطه شدن ساواک به شیراز اعزام می‌گردد و قول می‌دهد که قاتلین ملک عابدی را دستگیر و تحویل نماید. در نتیجه مورد مهربانی لشکر، استانداری، ساواک قرار می‌گیرد. ولی مأمورین ژاندارمری، که عده‌ای بیگناه را به اتهام قتل ملک عابدی دستگیر نموده بودند، وقتی می‌بینند که این شخص می‌خواهد قاتلین اصلی را تحویل دهد، شبانه اطراف منزل او را در شهر محاصره نموده و تظاهراتی برای دستگیری او می‌نمایند که او هم از محاصره آنان بیرون آمده و به سرخی عزیمت و چند شب بعد جریان خلع‌سلاح دادنجان را راه می‌اندازد. تا اینجا نیز می‌توانستند جلوی سایر اغتشاشات را بگیرند ولی ناآشنایی سرتیپ اشکان، که پس از شش سال هنوز به روحیه مردم فارس وارد نبوده، و بددهنی او که هر که را می‌دیده خائن قلمداد می‌کرده است سبب می‌شود که کم‌کم این آتش زبانه کشد و دامنه‌اش به بویراحمدی نیز، که در اثر تحریکات اشخاصی نظیر حسینقلی رستم، که در عرض این شش سال بارها مورد بی‌مهری و کلمات زننده سرتیپ اشکان واقع شده بود و در صدد انتقام و آماده بلوا بوده، بکشد....
2
6
661
نامه دفتر مخصوص شاهنشاهی درباره گزارش تیمسار اردوبادی
5
321
متأسفانه نتوانستم گزارش تیمسار اردوبادی را به ایکس اپلود کنم. علاقمندان می‌توانند متن کامل این سند مهم را در آدرس زیر به صورت فایل پی‌دی‌اف بخوانند:‌ t.me/abdollah_shahbazi/338
2
431
♦️نامه سرلشکر سیف‌الله همت، رئیس هیئت ویژه که در کوه به پدرم تأمین دادند، به باقر پیرنیا استاندار وقت فارس پس از اعلام حکم دادگاه تجدیدنظر نظامی دال بر اعدام شش نفر سران عشایر فارس ۴۳٫۵٫۱۷ [۱۷ مرداد ۱۳۴۳] جناب آقای پیرنیا استاندار محترم فارس محترماً به عرض می‌رساند البته خاطر عالی از رأی دادگاه ویژه زمان جنگ درباره متهمان غائله فارس مستحضر گردیده، علتی که این چاکر جان‌نثار شاهنشاه را بر آن داشت که این عریضه را عرض کنم این که مدت چهل و سه سال است که چاکر با پاکدامنی و شرافت و خوش‌قولی در فارس خدمت کرده‌ام و مراتب شاه‌پرستی بنده زبانزد و مورد گواهی کلیه اهالی فارس می‌باشد و برای همین عقیده و اطمینان بود که بعضی از متهمان رفتن بنده را به محل و قول دادن خواستار شدند که تسلیم گردند. این بنده هم پس از گرفتن قول از استاندار وقت و فرمانده نیروی جنوب به محل رفته به آن‌ها قول داده و آن‌ها را به شیراز آورده‌ام. حتی در مورد ولی کیانی به معیت سرتیپ حریری رئیس ساواک وقت تأمین داده و قسم قرآن خوردیم. در مورد حبیب شهبازی که در بدو امر در نتیجه قتل مرحوم مهندس عابدی فرمانده ژاندارمری وقت جداً قاتل مهندس عابدی را مطالبه می‌کند [که] اگر فوری تحویل نداده زندانی خواهد شد متواری و کوهی گردید و با قول این که ممکن است زندانی و محاکمه گردد ولی خطر جانی نخواهد داشت تسلیم گردیده و به شیراز آوردم. غرض از عرض مراتب بالا این بود که آیا سزاوار است یک سرلشکر بازنشسته پیری که عمری را به بی‌آلایشی و صحت قول و عمل گذرانیده و به شاه‌پرستی معروف گردیده بقیه عمر را با سرشکستگی و حیله‌بازی و خدعه و بدقولی بدنام حتی پس از مرگم فرزندانم مورد نفرت و سرزنش قرار گیرند. علیهذا استدعا می‌کنم عرایض بنده را بهر نحو که صلاح می‌دانید به شرف‌عرض پیشگاه بندگان اعلیحضرت همایونی ارواحنا فداه برسانید چرا که همانطوری که بنده به آن‌ها قول داده‌ام به همین طریق هم از استاندار و فرمانده نیرو وقت قول گرفته‌ام و اقدام چاکر هم صرفاً استرضای خاطر مبارک شاهنشاه بوده وگرنه یک افسر پیر بازنشسته که انتظار مقام و یا پاداش مادی را نداشته هیچ وظیفه در مقابل اولیای امور وقت دارا نبوده است. سرلشکر بازنشسته سیف‌الله همت
5
5
867
یک تحول تازه و از نظر حقوقی مهم در ۵ اکتبر ۲۰۲۶ در پنسیلوانیا دیده می‌شود. این بار مناقشه بر سر یک moratorium تازه نیست، بلکه بر سر این است که آیا حقوق محیط‌زیستی مندرج در قانون اساسی ایالت می‌تواند بر قواعد عادی صدور مجوز و توسعه دیتاسنترها غلبه کند یا نه. در Muncy Township پنسیلوانیا، مقام‌های محلی و مالکان مجاور یک پروژه دیتاسنتر علیه ایالت اقامه دعوا کرده‌اند. پروژه پیشنهادی شامل سه دیتاسنتر در زمینی حدود ۱۰۰ ایکر است. شهرستان در همان روز ارائه درخواست پروژه، یک moratorium نه‌ماهه برای دیتاسنترها و پروژه‌های مشابه تصویب کرده بود. مشکل حقوقی از آنجا ایجاد شده که طبق قانون برنامه‌ریزی پنسیلوانیا، اگر حکومت محلی در مهلت مقرر به درخواست توسعه رسیدگی نکند، سازنده می‌تواند مدعی «تأیید خودکار» پروژه شود. شاکیان اکنون استدلال می‌کنند که چنین تأیید خودکاری، بدون بررسی آثار محیط‌زیستی و بدون استماع عمومی، با Environmental Rights Amendment قانون اساسی پنسیلوانیا ــ که حق برخورداری از «هوای پاک» و «آب خالص» را به رسمیت می‌شناسد ــ تعارض دارد. اهمیت این پرونده فراتر از یک پروژه است. دولت پنسیلوانیا می‌گوید در حال حاضر دست‌کم ۱۰۰ پروژه دیتاسنتر در سراسر ایالت پیشنهاد شده و حداقل حدود دوازده municipality نیز moratorium وضع کرده‌اند. اگر دادگاه استدلال شاکیان را بپذیرد، یک ابزار حقوقی تازه برای مقابله با دیتاسنترها ایجاد می‌شود: حقوق محیط‌زیستی قانون اساسی ایالت. یک نشانه تازه دیگر نیز از Utah آمده است. شهر Logan که قبلاً moratorium شش‌ماهه برقرار کرده، اکنون پیش‌نویس مقررات دائمی خود را آماده کرده است. بر اساس طرح فعلی، دیتاسنترهای کوچک و متوسط تحت ضوابط خاص امکان فعالیت خواهند داشت، اما دیتاسنترهای بزرگ hyperscale اساساً در محدوده شهر مجاز نخواهند بود. جالب‌تر اینکه هنوز هیچ پروژه دیتاسنتری برای Logan ارائه نشده است؛ یعنی ممنوعیت hyperscale کاملاً پیشگیرانه است. در نظرسنجی تازه دانشگاه ایالتی Utah نیز ۷۵٫۸ درصد نزدیک به ۹۰۰ پاسخ‌دهنده با توسعه دیتاسنترهای جدید در ایالت مخالف یا شدیداً مخالف بوده‌اند؛ آب و برق در رأس نگرانی‌ها قرار دارد. برای تز مقاله، بنابراین یک مرحله جدید در حال آشکارشدن است: نگرانی درباره برق و آب ← moratorium محلی ← تدوین مقررات دائمی ← ممنوعیت hyperscale ← دعوای قضایی ← ورود حقوق محیط‌زیستی قانون اساسی به فرایند مجوز این تحول مهم است، زیرا «گلوگاه» دیگر فقط برق، آب، زمین و zoning نیست؛ خود ریسک حقوقی و امکان ابطال مجوز در دادگاه نیز می‌تواند به هزینه و زمان توسعه ظرفیت محاسباتی در آمریکا افزوده شود.
2
656