Pinned Tweet
الان یادم افتاد عروسی خواهرم داشتم میرقصیدم فیلمبردار اومد گفت اقوام درجه یک هستی شما؟
گفتم بله برادر عروسم
گفت این بهترین شب زندگیه خواهرته با این رقصیدنت نرین توش بشین
من یه بار رفتم تراپیست وارد اطاق شدم گفت علیرضا جان میشه در رو ببندی
گفتم از این موضوع میخواید نتیجه خاصی بگیرید؟
گفت نه
گفتم پس پاشو خودت ببند
یه رفیق دارم ۲۰ ساله تو هیچ مشورتی که باهاش کردم دخالت نکرده یه جمله همیشگی داره که میگه
ببین علیرضا جان
کون خودته میخوای توش درخت بکار
دیشب او عروسی بخاطر تیپ و استایلم دو تا کار سینمایی بهم پیشنهاد شد
یکی برای بوفه یکی هم کنترل چی بلیط
این یارو که ازش فیلترشکن میگیرم یک هفته است هر ده دقیقه بابت مشکل پیش اومده و قطعی داره عذرخواهی میکنه بعد من یکساله عین بنز سرورم وصله
میخوام بهش لینک بدم به من وصل بشه
😃😃😃
من راجع به این توییت میتونم دو کتاب بنویسم
اتفاقا یه کصخلی فرض میشی که ته نداره
تو زندگیم همیشه گفتم این موصوع قدر شناسی میخواد وگرنه تو زندگیم در مورد خودم میگم همیشه گوشیم دستمه هیچوقت نتم خانوش نیست حتی فیلتر شکن ولی بازم ربطی نداشته و اصلا مهم نبوده
این شعر و هربار با خط خودم مینویسم دو درجه پوستم شفاف تر میشه
البته من کلا کلاس نرفتم و این خط به قول یه استاد خط هیچ اصول و قواعدی نداره ولی قشنگه
خدا یا چه غلطی کردم نشستم این سریال یل رو دیدم از دیشب قلبم درد میکنه
یکی نبود بگه مرتیکه تو که فوبیای اینجور سناریو ها رو داری چرا نشستی دیدی
به امید خدا اگر این بیماری جدید بیاد ایران
یه چکاپ کامل از آزمایشات الهی و ما ایرانیا انجام دادیم اونم بدون بیمه
همه هزینه هارو آزاد پرداخت کردیم
یه جایی از شمالم که خدا خودش تو آفرینشش مونده از بس جدابه،فکر کنم یه تیکه بهشته اشتباهی افتاده رو زمین
دیروز برای سرما خوردگی رفتم درمانگاه آمپول بزنم دراز کشیده بودم رو تخت یهو دو نفر اومدن یکیشون با سرنگ یکیشون با دسته جارو
این به اون میگفت تو اول بزن اون به این میگفت نه اول شما بزن
از استرس مردم فکر کردم اونیکه دسته جارو دستشه داروی جدیده میخواد رو من امتحان کنه
یادمه تو مترو بازار تو اون حجم جمعیت یه یارو با از این آنتن شاخه شاخه ای ها چسبونده بود به من از پشت
بعد دو تا ایستگاه دیدم واقعا نمیتونم گفتم داداش من ۱۲ تا کانال رو دارم رنگی پخش میکنم جان مادرت اینو از ما بکش بیرون
واگن ترکید یهووو














