Pinned Tweet
سخن بگو؛ روایتی شخصی از دوران #بازجویی
#رضا_اکوانیان
#بازجو میگوید: همه چیز را میدانیم؛ و زن سفید سیسالهات، رانهای گوشتی خوشدستی دارد؛ نگاهش میکنم و نمیگریم
زمان: زمستان ۱۳۸۸
مکان: سلول انفرادی زندان مرکزی یاسوج
اتاقی به تمامی روشن، با چشمبندی بر چشم؛ پس از چند سیلی/۱
قوه قضاییه جمهوری اسلامی، سهشنبه ۲۶ خرداد از اجرای حکم اعدام جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی، دو زندانی سیاسی بازداشتشده در اعتراضات دیماه در استان سمنان خبر داد. طی سه ماه گذشته دستکم ۴۴ زندانی با اتهامهای سیاسی در ایران #اعدام شدهاند و صدها تن دیگر در خطر اجرای حکم مرگ هستند.
Reza Akvanian retweeted
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با محکوم کردن فضای سرکوب پس از جنگ، نسبت به احتمال اجرای حکم اعدام علیرضا مرداسی، معلم زندانی سیاسی، و دیگر محکومان هشدار داد
گفتوگو با رضا اکوانیان، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر
Reza Akvanian retweeted
براساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، همزمان با برگزاری جلسه واخواهی بابک شادابی، شهروند بهائی، در اعتراض به حکم غیابی صادرشده علیه او، گزارشها از ادامه بازداشت شکیلا قاسمی، شهروند ۲۶ ساله بهائی در کرمان پس از ۱۲۰ روز خبر میدهند.
گفتوگو با رضا اکوانیان، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر
Reza Akvanian retweeted
دادگاه انقلاب تهران، ۴ نفر از معترضان جنبش زن، زندگی، آزادی را در پرونده شهرک اکباتان به اتهام افساد فیالارض به اعدام محکوم کرد.
گفتوگو با رضا اکوانیان، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر
Reza Akvanian retweeted
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از اعدام رامین زله و کریم معروفپور به اتهام «عضویت در گروههای تروریستی»، «تشکیل گروه با هدف بر هم زدن امنیت کشور» و «قیام مسلحانه» خبر داد.
همزمان، سازمان حقوق بشر ایران از اعدام مخفیانه دو شهروند عراقی به نامهای علی نادر العبیدی و فاضل شیخ کریم در ۱۷ فروردین، در زندان مرکزی کرج خبر داد.
گفتوگو با رضا اکوانیان، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر
Reza Akvanian retweeted
در نیمه آبان ماه ۱۴۰۴، وقتی که فیلمبرداری فیلم «دادگاه تاریخ» را به پایان بردیم، هرگز گمان نمیبردیم که تنها دو ماه بعد، جمهوری اسلامی دست به جنایتی چندان بزرگ خواهد زد که نه تنها بر جنایتهای گسترده و فراوانش در نیم قرن گذشته سایه اندازد، بلکه حتی نظیری برایش در تاریخ ایران و جهان نتوان یافت.
جمهوری اسلامی در ۱۸ و ۱۹ دی ماه، فقط در چند ساعت دهها هزار تن از شهروندان ایرانی را کشت، دهها هزار نفر را مجروح و دهها هزار نفر دیگر را بازداشت کرد تا اندکی بعد به اسم اعدام و در لباس بیقوارهای به اسم قانون، دست به قتل آنان در زندانها بزند.
این کشتار و سپس جنگی که جمهوری اسلامی بر ایران و ایرانیان تحمیل کرد، نمایش این فیلم را که قرار بود در فروردین ۱۴۰۵ در حاشیه نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو انجام گیرد، بهناگزیر به تاخیر انداخت.
با این همه، تداوم جنایت و سوء استفاده از قوه قضاییه بهعنوان بازوی اجرایی بیداد و سرکوب و قتل، حتی بیش از گذشته، مسئولیت جمعی ما برای اندیشیدن به نحوه اجرای عدالت در فردای پس از جمهوری اسلامی را سنگینتر کرده است.
چگونه میتوان و باید هم به اجرای عدالت برای ملتی دادخواه متعهد ماند و هم، چرخه خشونت را در هم شکست و سرانجام به یکی از اصلیترین خواستههای مردم که از انقلاب مشروطه تاکنون عملا تحقق نیافته، دست یافت و دستگاهی دادگستر بنیان نهاد که در آن، دادرسی در نهایت انصاف و عدل، شفافیت و با رعایت حقوق همگان، از شاکیان تا متهمان، و براساس قوانین پذیرفتهشده جهانی و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیونهای بینالمللی صورت گیرد.
دادگاه تاریخ، تلاشی برای به تصویر کشیدن چنین دادگاهی در ایرانِ رها شده از چنگ جمهوری اسلامی است؛ دادگاههایی که میتوانند تضمینکننده مسیر جمعی مردم ایران برای رسیدن به دموکراسی و آزادی و عدالت باشند و همچون فانوسی در طوفان حوادث، ساحلی را به ما نشان دهند که در آن ما یک بار برای همیشه از چرخه خشونت و تکرار آن رهایی یافتهایم.
همه امید ما این است که این فیلم مستند و داستانی، گامی در راستای تقویت همه تلاشها در این جهت و کمکی به جنبش بزرگ دادخواهی مردم ایران باشد.
ساخت این فیلم بدون مشارکت بیدریغِ همه عوامل فیلم و یاری و مشورت بسیاری از حقوقدانان، کنشگران مدنی و سیاسی، سینماگران و هنرمندان و از همه مهمتر دادخواهانی که در همه این سالها با همه دشواریها، سوگ و اندوه و خشم و امید خود را نیروی برافراشتن پرچم دادخواهی کردند و این جنبش را به یکی از پایههای اصلی دموکراسیخواهی و پایبندی به حقوق بشر بدل ساختند، ممکن نبود.
دست همه این یاران را میفشاریم و امید آن داریم که این فیلم توانسته باشد بخشی از تلاش و نیز امید و رویای آنان را به تصویر کشیده باشد و تاکیدی دوباره بر این واقعیت باشد که بدون یک دستگاه قضایی مستقل، رسیدن به آزادی و عدالت، همچنان رویایی دوردست باقی خواهد ماند.
#جمشید_برزگر و #سعید_دهقان @vakilroaya
#دادگاه_تاریخ
#TheCourtOfHistory
Reza Akvanian retweeted
گلرخ ایرایی خطاب به انجمن قلم آمریکا: مینویسیم حتا اگر آزادیمان به بند کشیده شود
از راهی دور به شما که برای گرامیداشت «آزادی نوشتن» در کنار هم ایستادهاید، سلام میگویم. از جهانی که در آن حقایق مجال آشکار شدن ندارند و شکستنِ اختناق و انقیاد، نه یک حق ساده، بلکه در رویارویی با حاکمانی که منافعشان با ترسی که بر زبان و عمل سایه میاندازد میسر میشود.
اینجا بیپروا نوشتن از رنج مردمانی که ستم را به پیکار برمیخیزند، مجرمانه است و «آنان که با قلم تباهی درد را به چشم جهانیان پدیدار میکنند»، در سکوت فرسوده میشوند و مجرماند و سزاوار محاکمه!
نوشتن از رنج مردم تحت ستم، از فقر و نابرابری و سرکوب و کشتار سیستماتیک ـ که همواره بخشی از زندگیمان بوده است ـ اگرچه بیدغدغه نیست، اما روزنهی امیدی است بر انگیزهی مبارزه و محرکی خواهد بود بر غلیانِ خشمِ مردمی که خفگی را زندگی میکنند و خروش خشم آگاهانه و هدفمندشان، به گواهِ تاریخ، تنها شیوهی برچیدن ستم خواهد بود.
ارتجاعِ حاکم، آزادی اندیشه و جسارت بیان را برنمیتابد، آنگاه که «قلم» بر چوبههای دارِ افراشته حمله میبرد و از فقر و نابرابری روایت میکند و بازتابی میشود از سفرههای خالی و قیام گرسنگان را نوید میدهد.
پس به شکستن قلم ایستادند. «قلم» که واقعیت تلخ موجود را به افق روشن فردا پیوند میزند و سکوت را که از سرکوبِ بیامانِ بیش از یک قرن سلطهی «شیخ و شاه» به آن وادار میشویم، با آگاهی اجتماعی، آگاهی سیاسی و آگاهی طبقاتی که رهاییبخشِ محرومان و تودههای تحت ستم است، در هم میشکند.
مینویسیم برای مقابله با حذف فیزیکیِ انسان، نادیده انگاشتنِ اندیشه و حذف باور و حقوق سیاسی و ایدئولوژیک و اجتماعی. برای مقابله با حذف ارزشها و عقایدی که همواره وادار به طرد و گوشهنشینی بودهاند.
مینویسیم حتا اگر آزادیمان به بند کشیده شود. حتا اگر مورد تهدید و تحدید قرار بگیریم و وادار به تبعید و فدای جان شویم. ما این مبارزه را طی سالیان سلطهی بیامان دیکتاتورها، زیر یوغ استثمار و ارتجاع، بر فراز کوهها، از دل جنگلها و در خیابانهای شهرهامان، در خاورمیانهی موردِ چپاولِ استعمار و مورد تهاجم ارتجاع، به شعر و شعار، با جان و خون سرودیم و نقشآفرینی کردیم.
آنگاه که «قلم» نوشتن میآغازد تا از رنجِ مردم بگوید، نه در مرز میگنجد، نه در نژاد و ملیت، نه در جنس و رنگ.
«قلم» فریاد رنجی مشترک میشود در برابر ستم، برای ما که در نبردی نابرابر پا به میدان گذاشتیم...
«قلم» فریاد میشود بر سفرههای بینان.
فریاد میشود بر زبان مادرانِ اندوه، آنگاه که جنازههای آن سربداران رشید را بر ارابههای مرگ به سوی گورهایی بینشان اشک میریزند.
فریاد میشود با کودکان فلسطین، آنگاه که خشمِ اشغال را در کولهبار آوارگی بر دوش کشیدند و رویاهایشان با خاکسترِ برجایمانده از درختان زیتونِ سوخته از کین دژخیم، دود شد و به هوا رفت.
فریاد میشود در آن آخرین نگاه ترسیدهی دختران میناب، در غبار و خون و گیسهای آشفتهی ماسیده بر گردنهای نحیفشان.
فریاد میشود در دادخواهی ماهمنیر مولاییراد، مادر کیان پیرفلک، آنگاه که از میان بازی کودکانهی کیان، فرزند کشتهشدهاش در اعتراضات ایذه، اندوهی بیپایان را به یاد میآورد و مینویسد ظلم پایدار نیست و ظالم به سزای عملش خواهد رسید.
«قلم» فریاد میشود بر هر رنجی و بر هر ستمی در هر گوشهی جهان و اگر جز این و به مصلحت بچرخد، رسالت خود را فرو گذاشته است.
و شما عزیزانم که قلبهاتان برای افشای حقیقت میتپد و دغدغهتان بیدغدغه نوشتن از واقعیت است، شما که «قلم» و مبارزه در راه برابری و رهایی را گرامی میدارید، تلاش آگاهانه و مسئولانهتان برای مردم تحت ستم که برای «حق» میجنگند، انعکاس صدای بیصدایان خواهد بود.
ما از خفگی رها خواهیم شد و میدانیم این جز در حرکتی مشترک میسر نخواهد بود.
برای برقراری عدالت و برابری ـ تا رهایی بشر از اختناق و انقیاد حاکمان
گلرخ ایرایی
اردیبهشت ۱۴۰۵
بند زنان زندان اوین
#FreeGolrokh
#گلرخ_ایرایی
خانواده یکی از معترضان اعدامشده که نانآور خانه بود، در پاسخ به پیشنهاد کمک مالی دوستی در ایران، گفتهاند: «عمویمان هوایمان را دارد. ضایعات جمع میکند. همین تازگیها پانصد هزار تومان برایمان آورد. میگذرد...» دوستی در ایران، با بیان این روایت گفت: «ببین وضعیت اقتصادیشان در چه حدی است. الان یک بسته پنیر چهار نفره ۱۵۰ هزار تومان شده. بعد جمهوری اسلامی آدمهایی را که ته توانشان این است که با پانصد هزار تومان از هم حمایت کنند، اینگونه میکشد.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی
محمد عباسی؛ از اعتراف زیر شکنجه تا اعدام در قزلحصار
در کامنتهای پستی درباره اعدام #محمد_عباسی، کسی نوشته بود: «این آدم کشته بود»؛ همان دروغی را تکرار کرده بود که جمهوری اسلامی برای کشتن آدمها میسازد و در دهان جامعه میگذارد.
اینجا شرحی از آنچه بر محمد عباسی و دخترش، #فاطمه_عباسی، گذشت را مینویسم.
محمد عباسی، پدر فاطمه، علاوه بر او دو پسر دوقلوی حدودا ۲۰ ساله دارد. فاطمه نیز مادر یک دختر نوجوان است.
محمد عباسی و دخترش فاطمه عباسی در دوران بازجویی تحت فشار و شکنجههای شدید قرار گرفتند. از زمان بازداشت، در تمام مراحل دادرسی، از بازجویی و بازپرسی تا دادگاه و رسیدگی در دیوان عالی کشور، از حق داشتن وکیل محروم بودند.
در جریان دادگاه، ویدئویی به آنها نشان داده شد که مردی را از پشت، در حالی که دستانش را بالا برده، نشان میداد. بر اساس همین ویدئو، حکم اعدام محمد عباسی صادر شد. با این حال، محمد عباسی و دخترش هر دو تاکید کردند فرد حاضر در ویدئو محمد عباسی نیست و اعترافات نیز زیر فشار و اجبار گرفته شده است.
پروندهای که به دادگاه ارائه شد، با وجود گردش کار بازجویی، تنها چند برگ بود و شواهد کافی برای صدور حکم در آن وجود نداشت. اما حکمها بر مبنای اعترافاتی صادر شد که پس از شکنجههای شدید در بازداشتگاه آگاهی شاپور از محمد عباسی گرفته شده بود؛ بازداشتگاهی که او و دخترش در آنجا، در حضور یکدیگر، تحت فشار و شکنجههای شدید قرار گرفتند.
بازداشتگاههای آگاهی، از جمله آگاهی شاپور در تهران، از پرخطرترین محلهای نگهداری متهماناند؛ جاهایی که بارها به عنوان محل اخذ اعترافات اجباری از زندانیان سیاسی و جرائم عمومی، معترضان و متهمان پروندههای امنیتی از آنها یاد شده است.
قاضی در جریان جلسات دادگاه، عنوان اتهامی محمد عباسی را از «اجتماع و تبانی و اخلال در نظم» تشدید کرد و آن را به «مباشرت و همکاری با اسرائیل و آمریکا و گروههای متخاصم و عوامل وابسته به آنها، منتهی به کشته شدن سرهنگ شاهین دهقانی کاکاوندی در اثر وارد آوردن ضربات متعدد سلاح سرد» تغییر داد.
او اعلام کرد محمد عباسی در دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات دیماه با کشیدن سلاح سرد در شرایط جنگی و وضعیتهای امنیتی، موجب ایجاد رعب و وحشت، ناامنسازی جامعه و در نهایت مباشرت در کشتن مامور کلانتری شده است.
در نهایت، محمد عباسی، که به دلیل حضور در کف خیابان به عنوان معترض بازداشت شده بود، در زندان قزلحصار کرج اعدام شد.
دخترش، فاطمه عباسی، اکنون در بند زنان زندان اوین دوران محکومیت ۲۵ سال حبس خود را میگذراند؛ زنی که هم شکنجه شد، هم شاهد شکستن پدرش بود، هم پدرش را با طناز دار جمهوری اعدامی از دست داد و حالا باید نخستین شبهای زندگی بدون او را پشت دیوارهای زندان بگذراند.
سایت حقوقبشری هرانا از اعدام #محمد_عباسی، از معترضان بازداشتشده در اعتراضات دیماه خبر داد و به نقل از یک منبع مطلع نزدیک به خانواده او نوشت: «مسئولان زندان قزلحصار کرج از خانواده عباسی خواستند برای ملاقات با او به زندان مراجعه کنند، اما پس از حضور خانواده در زندان، این امکان از نزدیکان او سلب شد. پس از خروج خانواده عباسی از زندان، آنها در تماسی تلفنی از اجرای حکم اعدام محمد عباسی مطلع شدند.»
حکم #اعدام #محمد_عباسی، از معترضان بازداشتشده در ملارد و حکم ۲۵ سال حبس دخترش #فاطمه_عباسی در دیوان عالی کشور تایید شد. این دو زندانی سیاسی که در زندانهای قزلحصار و اوین نگهداری میشوند، در دوران بازجویی تحت شکنجههای شدید قرار گرفتند و هنوز از حق داشتن وکیل انتخابی محروماند.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی صبح چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت از اعدام احسان افرشته، زندانی سیاسی، به اتهام «جاسوسی و همکاری اطلاعاتی به نفع اسرائیل» خبر داد. افرشته، متولد ۱۳۷۲، دانشآموخته کارشناسی ارشد مهندسی عمران و متخصص شبکه و فناوری اطلاعات بود و از اوایل سال ۱۴۰۳ در ایران زندانی بود.
انتقال شماری از زندانیان سیاسی ازجمله دو محکوم به #اعدام از اوین به مکان نامعلوم: حساب ایکس مهدی محمودیان نوشت #احسان_افرشته(افراشته) زندانی محکوم به اعدام پس از ضربوشتم وحشیانه و چند زندانی دیگر ازجمله #مهدی_فرید زندانی محکوم به اعدام به مکان نامعلوم منتقل شدند.
Reza Akvanian retweeted
شیوا اسماعیلی، گلرخ ایرایی، سکینه پروانه، فروغ تقیپور، زهرا صفایی، مرضیه فارسی، الهه فولادی و وریشه مرادی، هشت تن از زندانیان سیاسی زن در بند زنان زندان اوین، پس از تشدید فضای امنیتی و برخورد با زندانیان شرکتکننده در برنامههای جمعی و اعتراضی، از حق ملاقات با خانواده و وکلای خود محروم شدهاند. دیگر زندانیان سیاسی زن تازهوارد نیز به دلیل حضور در این مراسمها با تهدید زندانبانان و نیروهای امنیتی مواجه شدهاند.
#بند_زنان_زندان_اوین #زن_زندگی_آزادی
قوه قضاییه جمهوری اسلامی صبح سهشنبه ۲۲ اردیبهشت از اعدام عبدالجلیل شهبخش، زندانی سیاسی بلوچ خبر داد و اتهام او را «عضویت در گروه انصارالفرقان» و «بغی» عنوان کرد.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی، صبح دوشنبه ۲۱ اردیبهشت از اعدام #عرفان_شکورزاده، زندانی سیاسی، با اتهام «همکاری با سرویسهای اطلاعاتی آمریکا (سیآیای) و اسرائیل (موساد)» خبر داد. شکورزاده بهمنماه ۱۴۰۳ از سوی اطلاعات بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.
شانزده سال از اعدام فرزاد کمانگر، علی حیدریان، شیرین علمهولی، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان گذشت. #فرزاد_کمانگر: «یادتان باشد که به شعر، به آواز، به لیلاهایتان، به رویاهایتان پشت نکنید. به فرزندانتان یاد بدهید برای سرزمینشان، برای امروز و فرداها، فرزندی از جنس شعر و باران باشند.»
مهدی رسولی و محمدرضا میری، دو زندانی سیاسی بازداشتشده در ارتباط با اعتراضات دیماه، سحرگاه یکشنبه ۱۳ اردیبهشت در زندان وکیلآباد مشهد اعدام شدند. این دو پیشتر در پروندهای مرتبط با کشته شدن یک بسیجی به اعدام محکوم شده بودند.
هرانا با اعلام این خبر به نقل از یک منبع مطلع درباره پرونده رسولی نوشت: «ویدیویی از ضربوشتم یک بسیجی در اعتراضات دیماه مشهد در تلفن همراه مهدی رسولی پیدا شد. نهادهای امنیتی مدعی شدند ضارب، مهدی رسولی و فردی دیگر بودهاند و فرد بسیجی که در ویدیو دیده میشود، در اثر این ضربوشتم کشته شده است.»
این منبع افزود: «آقای رسولی صحت این اظهارات را زیر سوال برده بود، اما به نزدیکان خود گفته بود در پی ضربوشتم شدید و شکنجه، ناچار به پذیرش اتهامات شده و همین اقاریر اجباری، مهمترین سند علیه او در پرونده شده است.»
به گفته این منبع، نهادهای امنیتی با این وعده که در صورت سکوت، حکم او تغییر خواهد کرد، خانواده و نزدیکان وی را به سکوت واداشته بودند. به دلیل همین سکوت و نبود اطلاعرسانی، این دو زندانی برای گروههای حقوق بشری ناشناخته مانده بودند.
روز شنبه حوالی ساعت ۱۵، مهدی رسولی طی تماسی با خانواده خود اعلام کرده بود که در حال انتقال به سلول انفرادی است. صبح یکشنبه خانوادههای این دو زندانی از اجرای حکم اعدام فرزندان خود مطلع شدند و پیکر آنان حوالی ساعت ۱۰ صبح به خانوادهها تحویل داده شد.
عصر یکشنبه پیکر مهدی رسولی تحت تدابیر امنیتی در یکی از روستاهای کاشمر به خاک سپرده شد.
مرضیه محبی، وکیل دادگستری، با تایید خبر اعدام این دو زندانی سیاسی در شبکه ایکس نوشت: «امروز (یکشنبه) در مشهد، محمدرضا میری، کارگر ۲۱ ساله، و مهدی رسولی، کارگر ۲۵ ساله، بچههای انقلاب دیماه را به دار آویختهاند. دادگاه انقلاب خانوادههایشان را فریب داده بود که حرف نزنند. گفته بود پرونده در کمیسیون عفو است، اما امروز ساعت ۱۰ صبح دعوتشان کردند به گورستان؛ به دیدار بچههایشان. قضات شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد و شعبه ۹ دیوان عالی کشور، دستهایتان بدجوری به خون آلوده است؛ انتظارتان دیری نمیپاید.»
طی ۴۸ روز گذشته، از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، دستکم ۲۷ زندانی سیاسی و معترض بازداشتشده در ایران، با حکم دستگاه قضایی رژیم ملاها #اعدام شدهاند؛ یعنی در کمتر از هر دو روز، یک زندانی سیاسی در ایران به دار آویخته شده است.
Reza Akvanian retweeted
خبرگزاری قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اجرای حکم اعدام محراب عبداللهزاده، از بازداشتشدگان جنبش زن زندگی آزادی، در ارومیه خبر داد. منابع حقوق بشری میگویند او پس از بازداشت، برای اعتراف اجباری تحت فشار قرار گرفته بود.
گفتوگو با رضا اکوانیان، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد حکم اعدام محراب عبداللهزاده، زندانی سیاسی محبوس در زندان ارومیه، صبح یکشنبه ۱۳ اردیبهشت اجرا شده است. میزان از محراب به عنوان یکی از بازداشتشدگان اعتراضات سال ۱۴۰۱ نام برد و نوشت او با اتهام «افساد فیالارض» در ارتباط با کشته شدن عباس فاطمیه، «نیروی داوطلب مردمی» در ارومیه، به اعدام محکوم شده بود. محراب پیشتر از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب ارومیه با اتهام «افساد فیالارض» از طریق «مشارکت در قتل عمد» یک عضو بسیج به اعدام محکوم شده بود و حکم صادرشده علیه او آذرماه ۱۴۰۴ از سوی شعبه ۹ دیوان عالی کشور تایید شد. سایت کردپا پیشتر به نقل از یک منبع مطلع گزارش داد: «محراب عبداللهزاده عبدالله زاده برای اخذ اعترافات اجباری در بازداشتگاه تحت شکنجههای شدید جسمانی و روحی قرار گرفته است. بررسی فیلم دوربینهای مدار بسته نشان داده که محراب در صحنه قتل حضور نداشته و فلیم دوربینها در اختیار نیروهای امنیتی قرار دارد و هیچ مدرکی دال بر اینکه در آن زمان و مکان حضور داشته، وجود ندارد.» رژیم ملاها همچنان در حال کشتن عزیزانمان است و دستکم ۲۵ زندانی سیاسی و معترض بازداشتشده در ایران طی ۴۶ روز گذشته (از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون) #اعدام شدهاند.




















