Amirrad 🐼 retweeted
Cell phone addiction is an absolute thermonuke to the brain and nobody 'takes it seriously' because it is not clear that there is any solution in a world where the revealed preference of everyone across the globe, regardless of income, race, age, any factor whatsoever, would rather be on their phone than do *anything* else. Deciding "I use this too much" and meaningfully altering one's behaviour doesn't seem to have much success for any of the very small minority of people with the sentience or self-reflection to realize how bad it is. Most people seem to think of it as an unproductive habit at most, rather than an addiction. Any attempt to speak seriously about this is met with derision, accusations of pretentiousness. There is no real solution to it. The future of human cognition fifty years down the line is horrifying if you stop and think about it for even a moment.
اسم atomization هم روش گذاشتن، که جدی به نظرم disintegration خیلی بهتره. یه مثال خیلی سادش این آهنگ شماره ۱ بیلبورد top 100 ه که رکورد صدرنشینی کل تاریخ موسیقی رو شیکونده، و هر هفته یکی تعجب میکنه که چرا این آهنگو تا به حال نشنیده با اینکه خیرسرش نامبر۱ ه
erraticus.co/2020/03/11/atom…
چیزی که میخوام بگم خیلی دور از این توییت، ولی بیربط بهش نیست. مدت کمیه که آدمها متوجه شدن اینترنت، گوشیها، و الگوریتمها چقدر ساختار unified فرهنگ که به آدما علاقههای مشترک زیاد میداد رو شکونده. من نمیتونم باور کنم زمان بابای من این حجم تنوع کاراکتر اطرافش بوده و دور هم بودن.
رفتارهایی هست، چه آنلاین چه دنیای واقعی، که واقعا خاستگاهشون یه سری زخم خیلی عمیقن. بعضا خانوادگی/ عقیدتی، بعضا تبعات محیط بسیار سمی اطرافشون. قدیم تاثیر اینها رو در رفتار فعلی یه آدم دستکم میگرفتم و الان خیلی بیشتر دقت و ردپاش رو پیدا میکنم. برای فهم انگیزه آدما کمک میکنه.
از تجربههای canonical رفتن به دانشگاه سراسری و بزرگ شدن در طبقه متوسط رو به بالا در ایران هم هست. یکی از clash های من با توییتر فارسی همینه که چیزهایی در بطن جامعه اطرافشون میبینن که من شانس خوبی در زندگیم داشتم هیچوقت در اطرافیانم ندیدم. طول هم کشید تا اینو بهتر درک کنم.







