زَر (@ZaaRaa___) header
زَر (@ZaaRaa___) profile picture

در جستجوی بالی برای پرواز.

Joined September 2018
Photo by زَر (@ZaaRaa___)Photo by زَر (@ZaaRaa___)Photo by زَر (@ZaaRaa___)Photo by زَر (@ZaaRaa___)Photo by زَر (@ZaaRaa___)Photo by زَر (@ZaaRaa___)Photo by زَر (@ZaaRaa___)Photo by زَر (@ZaaRaa___)Photo by زَر (@ZaaRaa___)Photo by زَر (@ZaaRaa___)
کاش تواناییشو داشتم یه انیمیشن می ساختم نشون میدادم چطوری هر لحظه ممکنه بیوفتم و چقدر تلاش میکنم که نیوفتم
7
127
اگه دنیارو ندیده و لمس نکرده بمیرم چی؟
1
14
226
به من چه. آروم باش و چیزی نگو. آفرین.
20
259
آدم‌ها می تونن متوجه بشن از اون بحثی که دارن می‌کنن شاید طرف مقابل خوشش نیاد؟ مثلاً از سکوتش؟ از اوهوم گفتن؟ از لبخند الکی؟
4
20
349
شاعر می‌گه که: نیست حد چو منی بردن نام چو تویی بهر روپوش به نام دگرانت خوانم عزیززززم :))) دچار عشق مخفی شدی؟
16
206
پیرمرد پریروز رب‌های تو خونه‌شون رو چون یخچالشون جا نداشته آورده گذاشته تو يخچال شرکت، امروزم هویج‌های نیمه‌پخته‌شون رو =)))))))))))))))
1
1
30
505
پنجشنبه هم آخه می‌آن سر کار؟
1
28
439
ویلسون چند روزه جواب ایمیلامو نمی‌ده؛ قهره باهام؟
21
242
تور شفق قطبی هم دارن ولی نوشته چون پدیده‌ی طبیعیه ممکنه نبینیم. حالا منو که ببرن می‌رم ولی حداقل اسمشو بذار تور روسیه، تور مناطق قطبی، تور سرد که همونقدر که گفتی رو بتونی برآورده کنی.
می‌خوام زنگ بزنم به پشتیبانی این توره و راجع به تور برزیلش چندتا سوال بپرسم؛ فقط امیدوارم اون تماس‌هایی که سر سفر قبلی داشتیم رو فراموش کرده باشن که دو نفری تلفن اون بنده‌خدا اپراتورشون رو سوراخ کرده بودیم، ولی خب چشمم آب نمی‌خوره.
1
10
276
آدم عاقل با کفش سفید سوار اتوبوس شلوغ نمی‌شه.
1
24
354
امروز ریمل کم می‌زنم که خط‌چشمم فرصت درخشیدن داشته باشه.
25
299
چه یأس بی‌نهایتی.
2
12
135
1,388
برم از این پوستیژهای چتری بگیرم؟
1
11
178
می‌خوام زنگ بزنم به پشتیبانی این توره و راجع به تور برزیلش چندتا سوال بپرسم؛ فقط امیدوارم اون تماس‌هایی که سر سفر قبلی داشتیم رو فراموش کرده باشن که دو نفری تلفن اون بنده‌خدا اپراتورشون رو سوراخ کرده بودیم، ولی خب چشمم آب نمی‌خوره.
1
16
481
بله مدیر دست منه، پیام اومد که از حسابش پول برداشته الان دلم می‌خواد زنگ بزنم بهش بگم کم خرج کن هیچی تو حساب نموند دیگه.
28
350
یه جوری بعضی خاطرات زندگیم با جزئیاتش یادم می‌آن که انگار همین دیروز اون لحظه‌ها رو زندگی کردم.
22
254
پیرمرد گفت این پروژه فکر نکنم به سرانجام برسه؛ گفتم این شعر چی بود می‌گفت؟ آهان به راه بادیه رفتن به از باطل نشستن. دیس و دیسک ملایم.
20
211
عموباریستا گفت من اطلاعاتمو نسبت به شغلم هميشه آپدیت نگه‌می‌دارم؛ هات‌چاکلت بیشترین میزان در ...(من نفهمیدم در چی) سلول‌های بنیادی داره. منم گفتم ببینم چیکار می‌کنین ديگه سلول‌های بنیادیمو سپردم دستتون غلیظش کنین.
2
15
244
زَر retweeted
یه جوری گرسنه‌ام انگار سه ساله غذا نخوردم. نمی‌دونم چمه.
1
1
1
30
468
پیرمرد نمی‌ذاره هیتر رو روشن کنیم خودشم با کت و کاپشن پزشکیانی تردد می‌کنه.
24
353
دیشب نور ماه جوری تابیده بود روم که بیدار شدم و فکر کردم چراغ حیاط روشنه. پرنور و باشکوه بود.
14
209