مامانِ دونه کنجد😍 (@Shiimiism) profile picture

یه مامان که اسمش مستعاره اما روزمرگیهاش واقعی واقعیه. اینجا شده گوش شنوای حرفای من https://xitter.cf/t.co/hAeCRFYVU0

Joined April 2020
Photo by مامانِ دونه کنجد😍 (@Shiimiism)Photo by مامانِ دونه کنجد😍 (@Shiimiism)Photo by مامانِ دونه کنجد😍 (@Shiimiism)Photo by مامانِ دونه کنجد😍 (@Shiimiism)Photo by مامانِ دونه کنجد😍 (@Shiimiism)Photo by مامانِ دونه کنجد😍 (@Shiimiism)Photo by مامانِ دونه کنجد😍 (@Shiimiism)Photo by مامانِ دونه کنجد😍 (@Shiimiism)Photo by مامانِ دونه کنجد😍 (@Shiimiism)Photo by مامانِ دونه کنجد😍 (@Shiimiism)
وقتی اولین بار توی تصویر سونوگرافی دیده شد یک میلیمتر بود، کوچکتر از یه دونه کنجد...
6
65
12,440
اولش خواستم بیشتر از اونی که حقش بود جوابشو بدم، ولی یه سر تو پیجش زدم دیدم واقعا انقدر مریضه که نیاز مبرم به بستری داره
بار اول و آخرش باشه ایشالا طلوع فردا صبحو نبینه
3
786
مرد خونه بلاخره اون به اون ماموریت کذایی اعزام شد و این میشه دومین آخر هفته‌ای که هم پدرم برای بچه هم مادر. ترسناکش اینجاس که خیلی ازمون دوره و هر اتفاقی بیفته خودم تنها باید مدیریت کنم
2
11
668
یه دوستی دارم که دچار افسردگی بعد از زایمان خیلی شدیدی شد. بخاطر شرایط زندگیش نتونست دوره درمان رو کامل کنه. پارسال تابستون که هوس کردیم بریم طبیعت، یهو به اینم زنگ زدیم که میای؟ اونم چون شوهرش تو شهر نبود، بچه رو زد زیر بغلش و باهامون اومد. یه سال و خرده‌ای گذشته ولی هروقت ۱/
10سالی به خاطر بلاهایی که اون مرد و خانواده‌ش سرم آورده بودن، قرص‌های جورواجور اعصاب می‌خوردم بابام هم پشتم نبود ( ازدواجم تصمیم خانواده‌ها بود) یه روز صبح زود حالم اونقدر بد بود که از یه طرف به خودکشی فکر می‌کردم و دنبال راهی بودم که به زندگیم پایان بدم
15
1
4
565
42,181
منو میبینه میگه اگر شما اون روز زنگ نمیزدید یه بلایی سر خودم و بچه میاوردم. میخوام بگم گاهی یه تماس کوچیک میتونه نجات دهنده باشه. از کنار آدما بی تفاوت رد نشیم
2
2
516
9,310
الان که دموکرات‌ها ۵۱ تا کرسی گرفتن، احتمال صدور دستور حمله خیلی کم میشه نه؟
4
429
یه سوالی؟ گاز مونواکسید کربن میتونه به تنهایی یا به عنوان ترکیباتی از سلاح شیمیایی استفاده بشه؟ خیلی یهویی نامه زدن که دوره آموزشی پیشگیری از مسمومیت با منواکسید کربن برگزار میشه. منطقا برای کم شدن خطرات گاز گرفتگی در طول پاییز و زمستان باید باشه، ولی خب ادم به همه چی شک داره
10
460
امشب دومین شبی بود که این بچه با زمزمه‌‌ی آهنگ کوچه‌لر خوابش برد. خوشحالم که این بچه رو وارد یه مسیری کردم که گوشش رو به «نوای خوش» شنیدن عادت داده. امیدوارم وقتی بزرگ شد ادامه‌ی این مسیر یکی از انتخاب‌هاش باشه :)
1
1
13
931
خب فکر نمیکردم انقدر دیده بشه، ولی اینجا صفحه‌ی منه. با اختیار خودم پابلیک نگه‌ش داشتم. اختیار نوشتن مطالبش هم با خودمه. شما دوست دارید بخونیدش، دوست ندارید نخونیدش. اینکه به خانواده‌م و خودم هم فحش میدید اصلا برام مهم نیست.
11
1
20
1,004
بابای من شدیدا روی من و خواهرم حساس بود. یه طوری که به مامانم گفته بود نمیخوام هیچکدومو شوهر بدم، بمونن تو خونه خودم پادشاهی بکنن. اون موقع که با همسرم دوست شدم، اولش به مامان گفتم. تو اون فاصله که مامانم بخواد به بابام بگه قضیه رو، همسرم زنگ زد به موبایلم و طبیعتا بابام صداشو ۱/
بابام وقتی فهمید دوست پسر دارم که همین شوهر الانمه از طریق مامانم بود دفعه اول تهدید و دعوا بود ، دفعه دوم که فهمید هنوز ادامه داره بازم مامانم گفت ، التماس کردم نگو منو میکشه گفت انقدر منو زد که ساعتش شکست من بیهوش شدم فرداش که پاشدم تمام تنم کوفته بود نفس نمیتونستم بکشم 1
213
63
309
212,029
شنید. به مامانم گفت میدونی دخترمون با یه پسر حرف زد؟ مامانمم گفت آره! چون ۲۲ سالشه و حق داره یه زندگی عاطفی و عاشقانه رو برنامه ریزی کنه. بابام اون موقع خیلی عالی با قضیه کنار اومد ولی چون هیچکدوممون(من و بابا و مامان) نمیخواستیم قبح قضیه بریزه(من از بابام خیلی خجالت میکشیدم)، ۲/
1
225
33,411
تا موقع فوت بابا هیچی رو علنی نکردم. یعنی میدونستن من با یکی دوستم ولی هیچوقت جرات نکردم علناً بهشون بگم مثلا با دوست پسرم میرم بیرون. تا اینکه بابا مرحوم شد و مادر همسرم شش ماه بعد اومدن خواستگاری و هشت، نه ماه بعدش هم عقد کردیم.
6
1
231
32,806
موفق شدم اهنگ گل گلدون رو با پیانو بزنم و واقعا خوشحالم. ارزششو داشت که توی ۳۶ سالگی شروع کنم به یادگیریش
4
29
502
نمیدونم چرا انقدر مطمئنم که هیچ جنگی در کار نخواهد بود
3
11
313
کلید اسرار: گردو تموم کرده بودیم و من چون همیشه مامانم برامون میخرید، اصلا بلد نبودم چه گردویی خوبه چه گردویی بده. کاسه چه کنم دستم گرفته بودم. عصری وسط بدو بدوهامون یه سر اومدیم خونه که بریم دستشویی و دوباره بریم سراغ کارا. همین که رسیدیم پیرزن طبقه پایینی زنگمونو‌ زد ۱/
5
133
22,212
به همسرم گفت فاضلاب زیر سینکم خراب شده بلدی درست کنی؟ پسرم خونه نیست. همسرمم گفت آره الان میایم با هم. همسرم مشغول شد و پیرزن برای من باقالی آورد. موقع رفتن هم نیم کیلو گردوی باغشون رو پک کرد بهم داد :)))
97
4,863
خب من چون مطمئنم تا مدتها هم هیچ خبری نمیشه و اینا همش بازی رسانه‌ای طرفینه، دیگه تصمیم گرفتم همت کنم و برم برای پیگیری کار جابجاییم بصورت خیلی جدی. خوبیش اینه این وسط همسرمم راضی شده و میگه بریم برای شروع مسیر سختش
11
850
خب نیازمند یاری سبزتان هستم با دستگاه گریل چه چیزهایی میشه درست کرد؟ همش فکر میکنم بهتر بود اون ساندویچ‌سازهای چند صفحه‌ای رو میخریدم بخاطر کاراییشون
3
1
8
237
بچه‌م یه مدته بی دلیل بچه‌های دیگه رو میزنه و انگاری توی ذهنش اولین راه حل، زدنه. نه با تنبیه درست میشه نه با تشویق و نه با حرف زدن. امروز برای بار دوم توی این هفته دعواش کردم و حقیقتا از شدت عذاب وجدان نمیدونم چیکار کنم اصلا نمیدونم باید چیکار کنم
15
1
37
2,411
وای دوران لیسانس یه دختره سوپر مذهبی چادری توی دانشکده داشتیم که نمیدونم چی تو سرش میگذشت که تصمیم گرفت با من دوست بشه. روزای آخر برام یه کتاب هدیه آورد به اسم«درد و دل با امام زمان» :))))) هربار یادش میفتم به این فکر میکنم که این بنده خدا میخواسته منو هدایت کنه
ی بنده خدایی هست ماهیی ی بار میاد دایرکت و از هرجای زیارتی رفته باشه عکس میده و میگه به یاد شما و زیارت عوض شما و … هرجا بره عکس میفرسته. بابا ول کن بخدا من اصلا اونقد که فکر میکنی اعتقاد معتقاد ندارم.
1
8
260