Pinned Tweet
به هنگام روانکاوی، باید بر آنچه تا کنون از فرط روشنی به چشم نیامده است پرتویی از تاریکی محض افکند، تا در تاریکیاش هر چه بیشتر به چشم آید.
زیگموند فروید
این مسأله در فرهنگ ما بسیار رایجه.
با بروز نشانههای بلوغ و زنانگی، پدر احساس خطر میکنه و از دخترش فاصله میگیره.
حالا زنانگی امری خطرناکه که باید به کنترل و انقیاد در بیاد؛ چرا که میتونه در تقابل با شکلی از مردانگی قرار بگیره که در فرهنگ ما تعریف شده.
روانکاری retweeted
والدی که نقش والدگری را مترادف فداکاری و ازخودگذشتگی میداند به احتمال زیاد فرزندانی پرورش میدهد که حس میکنند باری روی دوش دیگراناند.
(میلبرن)
بابا کجا بود؟
-بابا نبود.
این رایجترین پاسخیه که در جواب این سوال در اتاق درمان میشنویم، متاسفانه گویا پدران ما، بودن و حضور عاطفی و روانی برای فرزندانشان را نیاموختهاند.
در فرهنگ ما، دختران از کودکی برای مادری انتخاب میشوند، اما چه قدر پسران را برای نقش پدری آماده میکنیم؟
گاهی آنچه که در خیانت میتواند از نظر جنسی تحریککننده باشد، احساس گناه است.
در رابطهی جدید، پارتنر اول حضور روانی دارد، و احساس گناه ناهشیار نسبت به او، برانگیزانندهی رابطهی جنسی است.
از همین رو در بسیاری از موارد، با فروپاشی رابطهی اول، رابطهی دوم هم از بین میرود.
هوش الزاما کمکی به بهبود روابط نمیکنه.
چیزی که به ساختن روابط با کیفیت و بلندمدت کمک میکنه سلامت روانه.
در سلامت روان، فرد درک میکنه که دیگران هم مثل خودش نقصها و ناپختگیهایی دارن، میتونه این نقصها رو بپذیره و برای ترمیم آسیبهای رابطه تلاش بکنه.
گاهی نیز تتو، پررنگ کردن آن بخشی از وجودمان است که بیشتر تمایل داریم دیده شود: من خودم را به دیگری معرفی میکنم: این هویت من است: این من هستم.
گاهی نیز داستان زندگی ماست؛ حتی اگر یک تصویر کوچک یا یک جملهی کوتاه باشد.




