Nichols (@Rachelmood9) header
Nichols (@Rachelmood9) profile picture

این کاربر درخواست صبر ایوب رو داشتن 🦁☀️

Joined November 2023
Photo by Nichols (@Rachelmood9)Photo by Nichols (@Rachelmood9)Photo by Nichols (@Rachelmood9)Photo by Nichols (@Rachelmood9)Photo by Nichols (@Rachelmood9)Photo by Nichols (@Rachelmood9)Photo by Nichols (@Rachelmood9)Photo by Nichols (@Rachelmood9)Photo by Nichols (@Rachelmood9)Photo by Nichols (@Rachelmood9)
Nichols retweeted
یعنی دست به سیم وایسادین تا زد اول نتو قطع کنید.
1
34
325
Fucking Middle East.
write a sad story using 3 words.
2
11
252
Nichols retweeted
دیدار دو‌ دوست بعد از ۵۰ سال!
38
615
12
6,687
56,521
Nichols retweeted
من پسر پیگیر دوست دارم غذا خوردی؟ بوس نمیخوای؟رفتی دکتر چی گفت؟سرت بهتره؟چیزی نیاز نداری؟ بیخیال این آدمای “ایشالا خیره” بدردنخور.
14
56
3
510
7,501
Nichols retweeted
خدایا منو نیویورک نرفته از دنیا نبر
49
584
38
7,034
77,192
Nichols retweeted
وقتی نیکا رو کشتن همسن بودیم. احساس میکردم یکی از دوستای خودم فوت شده. الان ولی عکس یه بچه رو دارم می‌بینم که از من خیلی کوچیک‌تره. ببخشید که ما تنهایی بزرگ شدیم نیکا.
We remember you, Nika (October 2, 2005 – September 20, 2022)
43
382
13
8,356
55,061
امیرحسین ملکی و امیرحسین ابراهیمی که هردو متولد ۱۳۸۵ بودند، صبح امروز اعدام شدند. #امیرحسین_ملکی #امیرحسین_ابراهیمی
22
465
15
2,545
20,634
او خُرد کرده آن‌شب دیدِ ستمگری را تصویر ِ دوربین ‌ِ پشتِ کلانتری را فوجِ چکاوکان را از تیررس رهانده آنگاه خصمی از بام آن ماشه را چکانده جز وصفِ روی ماهش، از او نشان چه داری؟ _”عطری که می‌پَرد از پیراهنِ «بهار»ی “ برگشت و .. خانه ناگاه از شانه‌هاش دریافت او را شکسته عهدش، وقتی «کمیل» را یافت… خون می‌دمد بر آتش، دی می‌چکد از آبان پرهای سینه‌سرخ است هر گوشه از خیابان..
انگشتِ کوچکِ او بر قابِ ِ صدر ِ اخبار آن کشفِ کودکانه : «بابایی است انگار !» پوشیده جامه‌ای نو .. آن جانِ جنگجو را ! در بهترین لباسش .. خواهند کشت او را ..
69
595
49
3,291
104,031
«برگشت و .. خانه ناگاه از شانه‌هاش دریافت او را شکسته عهدش، وقتی «کمیل» را یافت…» #کمیل_جمشیدی
او خُرد کرده آن‌شب دیدِ ستمگری را تصویر ِ دوربین ‌ِ پشتِ کلانتری را فوجِ چکاوکان را از تیررس رهانده آنگاه خصمی از بام آن ماشه را چکانده جز وصفِ روی ماهش، از او نشان چه داری؟ _”عطری که می‌پَرد از پیراهنِ «بهار»ی “ برگشت و .. خانه ناگاه از شانه‌هاش دریافت او را شکسته عهدش، وقتی «کمیل» را یافت… خون می‌دمد بر آتش، دی می‌چکد از آبان پرهای سینه‌سرخ است هر گوشه از خیابان..
26
202
6
1,613
12,243
یکی از مهم‌ترین شوک‌های تاریخی‌ـ‌فرهنگی من بعد از مهاجرت این بود که متوجه شدم توی ادبیاتِ بین‌المللی، پادشاهان جهان رو با نام خودشون و عنوان King یا Monarch میشناسن و نام میبرن ازشون؛ اما محمدرضا پهلوی در سراسر جهان با عنوان Shah معرفی می‌شه. یعنی واژه فارسی «شاه»، بدون پیشوند و پسوند، هرجایی شنیدید یا دیدید منظور محمدرضا شاه پهلوی‌ه. در واقع واژه شاه به یک شناسه مستقل برای یک شخص تاریخی تبدیل شده. راستش چنین چیزی برای من صرفاً یک نام‌گذاری ساده نیست؛ پشتش فرایندی از برندسازی سیاسی، لایه‌های مهمی از زبان، تثبیت حافظه تاریخی و بازنمایی فرهنگی قرار داره. #پاينده_ایران #جاويد_شاه‌
47
169
6
2,907
33,307
یه فشار احساسی سنگین تحمل می‌کنی و بوووم، یهو می‌بینی حافظه‌ت ضعیف شده؛ چون بدنت فکر کرده بهترین راه محافظت ازت همینه، و تو نمی‌دونی باید ازش ممنون باشی یا ناراحت باشی که نه تنها دچار تروما شدی بلکه حافظه‌ت هم ضعیف‌تر شده. :)))))))
42
479
26
5,064
46,131
من عاشق ذوق پسره شدم :)
1
24
295
اکانتم دیگه تقریبا دیده نمیشه قابل توجه کسایی که دارن اکانتمو میزنن ؛ من چیزهای خیلی با ارزش‌تر از اکانت از دست دادم با اینکارا نمیتونید جلومو بگیرید💋
22
15
1
231
2,016
اگر اون دو شب قتل‌عام نکرده بودین الان داشتیم به سالگرد آزادیمون نزدیک میشدیم.
3
6
2
102
1,399
+پایان نامتو به کی تقدیم میکنی؟ - به کسایی که هیچ‌وقت نمیتونم فراموششون کنم :)
24
24
1,164
27,395
Nichols retweeted
انقدر بد سقوط نباش دیگه آشغال به درد نخور
13
221
3
8,228
50,970
Nichols retweeted
یک روزی میاد که ویترین تمام شیرینی فروشی‌های شهر خالی بشه، من اون روز رو دارم میبینم.
125
162
33
7,073
150,670
۲۳ دی درحالی که با فاصله نیم متری از تلویزیون مات و مبهوت بیانیه اینترنشنال رو‌ گوش میدادم:
غم هایی که حتی گریه هم از پسشون بر نمیاد:
8
51
5
1,853
27,073
از آن جماعتی که در ظلمتی مُشبک یک شهر را قرق کرد با نورهای کوچک از پرده‌ای بگو که افتاد و خون خروشید از او که بی‌سپر بود، رختی ضخیم پوشید با تیرِ جنگی اما.. کُشتی دگر محال است بشکافت سینه‌ای که پوشیده از مدال است آن نورِ سبز روی پیشانی و گلوهاست آن دست‌ْخطِ کوتاه.. فهرستِ آرزوهاست از خنده‌اش بگو که نزدیک قتلگاه است از او که دست بسته در کیسه‌ی سیاه است از چکمه‌های کارش… او رَزم‌کارمان بود « اینها برای ورزش… » این گفته‌ی کیان بود
گفت: آن جوانِ رعنام.. قدِ سهی.. سرآمد.. بر او قَواره‌ی قبر بی‌شک مُحقر آمد گفت: آن سپید مویم.. دیدند از کرانه اما گرفته بودند فرزند را نشانه با اشک پروراندش، دختی که چون صنم بود گفت: آخرین کلامش تکرارِ «سوختم» بود آنقدر منع کردند.. تا نعره‌ای برآرد: «مَتروح، حاجتی به غسل و کفن ندارد» گفت «آن زبان ندانم» پرده‌دریده باشد! «تا اسمِ بچه‌ام را دنیا شنیده باشد».. گفت: هر نوای سازَش سوگندنامه‌ی اوست «هر نت که می‌نوازد: ایران، ادامه‌ی اوست» ..
101
871
65
4,671
236,041
Nichols retweeted
کاش بیشتر وقت ما رو می‌گرفتی بانو👈🏻👉🏻
48
36
11
1,936
177,995