Pinned Tweet
خون در زمين فرو نرفت،
روى زمين پخش شد.
از زیر هر سنگ جوشيد و جوشيد و به راه افتاد.
هر کس آن را میديد،
مىفهميد جایی بیگناهی را کشتهاند.
«سوگ سیاوش»
شاهرخ مسکوب
#IranMassacre
«از زمان بردهداری تاکنون، هرگز این همه افراد احساس استحقاق نسبت به آنچه دیگران تولید کردهاند نداشتهاند، آنگونه که در دولت رفاه مدرن وجود دارد، چه در اروپای غربی و چه در این سوی اقیانوس اطلس.»
«برچیدن آمریکا»
توماس سول
ضمن تایید این موضوع لازم است افزوده شود که مسئله دیگر مالیات سنگین روی سود شرکتهای انرژی در بریتانیاست (بهخصوص Energy Profits Levy که تا ۲۰۳۰ تمدید شده است).
تا وقتی تعهدات «صفر خالص» بهطور جدی بازنگری نشود، تغییر اساسی در سیاستها بعید است. احزاب محافظهکاران و اصلاحات اعلام کردند که در مورد مالیاتها و سیاست «صفر خالص» در صورت تشکیل دولت آینده، تجدیدنظر خواهند کرد.
بیپی فروش کل داراییهای دریای شمال را شروع کرده است و شل هم با ادغام داراییهایش در شرکت مشترک Adura، عملاً از عملیات مستقیم کنار کشیده است. این بیتردید برایند سیاست «صفر خالص» و رویکردی است که حزب کارگر خودش را کماکان بدان متعهد میداند و برخی اشخاص پر نفوذش علی رغم عواقب و هزینهزایی، بدان باور دارند.
دولت بریتانیا انقدر بد عمل کرده و جوری به پای خودش تیز زده که تایید ۲ پروژه مهم #نفت و گاز که واضح به نظر میرسه به یک بحران تبدیل شده. حالا گویا خبر اومده که بلاخره اندی برنهام میخواد دو پروژه Rosebank و Jackdaw رو تایید نهایی بکنه ولی با این دراما هیچ شرکت دیگهای دنبال توسعه…
وقتی سهم جمیعت فقیر رو به رشد است و بالغ بر ۴۰٪ جمعیت رسیده است و اندازه کیک اقتصاد ایران در روند تدریجی پر شتاب در حال کوچکتر شدن است؛ به صورتی که درآمد ناخالص ملی سرانه حقیقی امروز کمتر از نصف ۱۳۹۰ است…از چه کسی میخواهید «یارانه» بگیرید تا به دیگران «کمک» بیشتری کنید؟
بزرگترین و احمقانهترین افسانه در سیاست اروپا (مخصوصاً رایج در فرانسه) این است که برخی مشکل را در «ریاضت اقتصادی» و «نئولیبرالیسم» میدانند!
در ۵ کشور بزرگ اروپا، بیش از نیمی از جمعیت درآمدشان (مشتمل بر بازنشستگی) را از دولت میگیرند و نه از بخش خصوصی. به همین دلیل کوچک کردن «دولت رفاه» تقریباً غیرممکن به نظر میرسد: اکثر رأیدهندگان خالصِ گیرنده هستند.
فرانسه: نزدیک ۳۰ میلیون نفر از دولت در مقابل ۲۱ میلیون نفر از بخش خصوصی (سهم مصارف دولت به ۵۷٪ تولید ناخالص داخلی رسیده است و بودجه از ۱۹۷۴ ناتراز است). آلمان، ایتالیا و اسپانیا هم وضعیت مشابهی دارند.
The biggest, and stupidest, myth in European politics, particularly popular in France, is that Europe suffers the consequences of "austerity" and "neoliberalism". In the biggest 5 countries in Europe, more than half of the population makes its income from the state, less than half from the private sector. This is what makes the problem of reducing the welfare state so impossible: more than half of the voters are net recipients. No surprise that Italy's budget has not been balanced in 100 years, France's in 50 years (ooh la la, l'austérité!!):
-France: 30 million from the state versus 21m private sector workers. State spending is 57% of GDP, taxes more than half the economy. The budget hasn't been balanced in the lifetime of most French (since 1974).
- Germany: 35 million adults from the state, versus 34 million from the private sector. 10% of the population is registered as severely disabled. Public spending is over half of GDP. Germany has had a continuous budget deficit since 2019.
-Italy: 23 million from the state, versus 20.5 million private-sector workers. Public spending is 51% of GDP. Italy has had a budget deficit every year since 1925, for 100 years.
- Spain more people get their income from the state since 2024: 18.21 million from the public sector versus 17.9 million people working in the private sector. Since 2025, Spain also had more government employees than self-employed workers (autónomos) for the first time in history. State spending is at 45%, budget has not been balanced since 2007.
- UK: 54% of households now receive more in state benefits than they pay in taxes. State spending is 44.5% of GDP, taxes (40%) are at their highest since 1950, the budget hasn't been balanced since 2001, and 1 in 5 new cars is paid by the government through a bizarre state disability scheme (Motability).
از اولین مدلهای Ceer (سیر) نخستین برند خودروی تولید عربستان سعودی رونمایی شد.
محصول مشارکت صندوق سرمایهگذاری عمومی و فاکسکان در راستای چشمانداز ۲۰۳۰. مدلهای برقی (باتری شارژی) اگزوبات سدان و SUV با طراحی آیندهنگر، قدرت ۸۵۰ اسببخار و برد حدودی NEDC تا ۶۷۰ کیلومتر برای سدان و تا ۵۶۰ کیلومتر برای SUV معرفی شدند. قیمت نسخه اول: حدود ۳۹۹ هزار ریال سعودی.
برنامه شروع تولید در سه ماه نخست ۲۰۲۷ برای بازار عربستان و GCC.
برخی دوستان اشاره کردند به سوابق مشعشع دکتر؛ من جمله عضویت در هیئت علمی و سرپرستی امور اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه!
حقیقت این است وقتی گاوی وارد قصر میشود، پادشاه نمیشود؛ بلکه قصر طویله میشود. xitter.cf/Entekhab_News/status/2…
«ماگادان جایی است که در آن ۹۹ نفر میگریستند و فقط یک نفر میخندید؛ او هم دیوانه بود. جایی که مردگان را توی کیسه میگذاشتند و روی برفهای ابدی میانداختند. در ماگادان زندانیان هرگز پیر نمیشوند.»
«در ماگادان کسی پیر نمیشود» خاطرات دکتر عطاء صفوی است که توسط اتابک فتحاللهزاده گردآوری و روایت شده است.
عطاء صفوی عضو سازمان جوانان حزب توده بود که همراه با چند رفیق دیگر، اول اکتبر ۱۹۴۷ (۹ مهر ۱۳۲۶)، در بیستسالگی، شبانه از مرز غیرقانونی گذشت و از راه بندر ترکمن وارد ترکمنستان شوروی شد و به سمت عشقآباد رفت. آنها از مرز گذشتند تا به «بهشت سوسیالیسم» پناه ببرند.
/۱
او پس از ورود به خاک شوروی، دستگیر، زندانی و به جاسوسی متهم شد. پس از محکومیت، به اردوگاههای کار اجباری گولاگ فرستاده شد؛ از جمله کار اجباری در معادن زغالسنگ در ماگادان (کولیما) در شرق دور شوروی.
شرایط آنجا را فوقالعاده سخت توصیف میکند: سرمای شدید تا ۶۰- درجه، شبهای طولانی، کار طاقتفرسا، گرسنگی و مرگومیر زیاد. او حدود ده سال در آن اردوگاهها ماند و از معدود بازماندگان بود. پس از مرگ استالین آزاد شد، در تاجیکستان پزشکی خواند و سالها بعد به ایران بازگشت.
کتاب هم شرح زندگی شخصی اوست و هم نقد توهمات چپ ایرانی نسبت به بهشت موعود سوسیالیستی. /۲
In 2010, Polish workers cleaned the houses of British professionals. Today, Poland's GDP per capita sits above $43,000 in purchasing power parity terms, level with Spain and closing fast on France. That reversal took roughly one generation. This was deliberate policy, not luck.
Poland ran a flat tax on business income, kept labor markets comparatively flexible, and spent the 1990s dismantling the Soviet pricing apparatus faster than almost any neighbor. Capital read those signals immediately. Volkswagen, Samsung, and hundreds of smaller manufacturers moved production east. Warsaw became a financial hub, not a branch office.
The EU structural funds helped, obviously, pouring +-160 billion euros into Polish infrastructure between 2004 and 2020. Funds alone don't explain the difference. Ukraine received aid too. Poland built what mattered around the money: enforceable contracts, a functioning court system, and a bureaucracy that didn't simply steal the paperwork.
Respect property, enforce contracts, keep inflation credible, and capital flows toward you. Poland did roughly that for thirty years while Germany and France were busy building regulations that made hiring someone feel like adopting them legally.
The housekeepers became engineers, then managers, then founders. Warsaw startup valuations crossed 50 billion euros in aggregate by 2024. Polish engineers now earn salaries that make relocating to London feel irrational rather than mandatory.
Wealth is produced where producers are left alone to produce it. Poland left them alone just enough.
Another 10 years of this and people from the UK will be cleaning the houses of professionals in Poland.
اگر نگاهی به برخی تصاویر موجود از آپارتمانهای اشتراکی kommunalka/کُمونالکا شوروی سابق (به دنبال سلب مالکیت خصوصی با انقلاب کمونیستی) بیندازیم، میبینیم که لزوماً خبری از «آپارتمانهای بزرگ» نبود.
در این آپارتمانهای اشتراکی در هر اتاق یک خانواده غریبه زندگی میکرد؛ با حداقل امکانات و البته مصائب مختلف استفاده از حمام، آشپزخانه و…اشتراکی با دیگر خانوادهها. ضمن اینکه زمان انتظار ۱۰ سال و حتی بیشتر برای «تخصیص» این فضاهای اشتراکی توسط شهرداریها، عادی بود.
/۱
معرفی اجمالی کُمونالکا؛ آپارتمانهای اشتراکی شوروی سابق.
/۲
البته انتهای این بیراهه، حجت عبدالملکی ایستگاه دارد!
۱۳ تیر ۱۳۹۴
صرف نگاه به «بودجه نظامی» علی رغم اینکه مصارف نظامی در ایران لزوماً محدود به «بودجه نظامی» نیست؛ نادرست است. قبل از هر چیز مخرج کسر را باید دید. اندازه اقتصاد بالغ بر ۳۰ تریلیون دلاری در مقابل اقتصاد حدود ۳۰۰ میلیارد دلاری؛ نسبت تقریبی ۱/۱۰۰.
GDP آمریکا (دلار بینالمللی ۱۹۹۰) اوایل دهه ۱۹۴۰، تقریباً ۵ برابر ژاپن بود. سهم نسبی مصارف نظامی ژاپن از اقتصاد ملی حدود ۲ برابر آمریکا بود. اما مصارف نظامی آمریکا با اقتصادی تقریباً ۵ برابر بزرگتر، به طور مطلق بیشتر از ژاپن بود. با وجود میلیتاریزاسیون بالغ بر ۷۰٪ اقتصاد، اقتصاد رو به افول ژاپن توان پشتیبانی بیشتر از ماشین جنگ را نداشت و لذا شکافی عمیق و فزاینده وجود داشت.
#رحمن_قهرمانپور:
نباید صحنه را احساسی ببینیم؛ ما در این صحنه تنهاییم. پیروزی در برابر ابرقدرتی که بودجه نظامیاش ۱۲۰۰ میلیارد دلار است ممکن نیست، آقای قالیباف بعد از جنگ، گفت: فراموش نکنید ما در این جنگ شکست نخوردیم، نه اینکه پیروز شدیم.
#بودجه_نظامی #ایران_آمریکا #منازعه_سیاسی #سیاست_خارجی #اکوایران
توماس سول در باب اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق که یکی از غنیترین کشورهای برخوردار از منابع طبیعی بود.
Thomas Sowell: “The Soviet Union was one of the most richly supplied countries with natural resources—and probably the most richly supplied... The irony is, one of the world’s great famines occurred in the Soviet Union... Milton Friedman once said that if the government took over the Sahara Desert, there’d be a shortage of sand. The Soviet Union was just that way.”
Parham retweeted
Thomas Sowell writes: ‘Poverty occurs automatically. It is wealth that must be produced, and must be explained.’ That is precisely what a famous paper by Robert Hall, one of this year’s Nobel laureates, attempts to explain. Hall’s most-cited paper asks a simple question: ‘Why do some countries produce so much more output per worker than others?’
In my @CapX column this week, I explain the great work of Robert Hall, one of this year’s Nobel laureates.
capx.co/the-nobel-prize-is-m…
در حالی که صادرکنندگان عمده نفت در منطقه توانستند بالغ بر ۸۰٪ سطح صادرات نفت پیش از جنگ خود را با استفاده از مسیرهای جایگزین و همچنین افزایش تردد از تنگه هرمز بازیابی کنند؛ صادرات نفت ایران تقریباً صفر براورد میشود. صادرات تقریبی (میلیون بشکه/روز) اکتبر ۲۰۲۶ در نمودار پایین.
هزینههای افزایش نرخ حمل و STS + بیمه متوسط بشکهای حدود ۳۰ دلار برای محمولههای خلیج فارس براورد میشود.
در مقابل عدمالنفع ایران از صادرات نفت حداقل ۳ میلیارد دلار در ماه است. درآمد صادرات نفت در ۲۰۲۵ به تنهایی بالغ بر نیمی از درآمدهای صادراتی کشور را تشکیل میداد. اثرات این موضوع با محاصره دریایی در جنوب، فراتر از سهم مستقیم بخش نفت است و از طریق کاهش واردات و صادرات، سرمایهگذاری، تولید صنعتی و افزایش فشار بر بودجه و نرخ ارز به کل اقتصاد سرایت کرده است.
به آمارهای کذب #ترامپ اعتنا نکنید.
هزینههای گزاف بیمه، تخلیه نفت به شناورهای کوچک و عبور دادن از کوچه پس کوچههای نوار ساحلی آنهم با ترس و لرز فراوان و به آتش کشیده شدن نفتکشهای بزرگ، امنیت را از حرامیان گرفته و خواب را بر آنان آشفته کرده!
آن پای فاسدی که باید قطع شود، پای اجنبی از منطقه است. #تنگه_هرمز در اختیار سپاه است و #ترکمانچای هم دیگر تکرار نخواهد شد.
Parham retweeted
قتلهای ناموسی شاید خیلی عجیب و خلاف عقل برسند، اما بنظرم چنین به شکل دیگری مبتلا به این نوع نگاه هستند. #قتل با انگیزههای ناموسی و حفظ آبرو (مثل کشته شدن مریم یارمحمدی به دست همسر و برادرش) دقیقا شبیه به مسلخ بردن یک #کشور بخاطر گزارههایی مثل «یعنی زور رو قبول کنیم؟» یعنی « بدیم بره؟! »، « نوکر امریکا و بیآبرو بشیم؟» و امثالهم هست. در نوع استدلال، دو گروه غیرعقلانیاند و تکیهشان بر واژههاییست که بار ارزشی دارند؛ مثل «غیرت» و «عدم پذیرش بی آبرویی» و… که بشدت برداشتهای متفاوتی میشه داشت.
در قتل ناموسی طرف برای به اصطلاح #غیرت و حفظ ناموس، همان ناموس را میکشد!! در مورد دوم هم بجای اینکه اصل و فضیلت در حفظ کشور و جان و مال و #زیرساخت ایرانیان باشد، اصل عباراتی موهومی در روابط بینالملل مانند «عدم سر خم کردن» است که فقط بدرد ارضای ذهنی برخی میخورد و بس.
گویا لازم است از تاریخدان گرامی پروفسور دریایی بابت اینکه ج.ا با اضمحلال اقتصاد ملی، قدرت خرید ریال ایران را با خاک یکسان کرده است و همچنین موجب سلب اعتبار از گذرنامه ایرانی شده است؛ و لذا اغلب ایرانیان نمیتوانند مشابه ایشان از کشیدن «سیگار کوبایی» در ایتالیا بهرهمند شوند، پوزش خواست!
بر خلاف ادعای جواد ظریف و برخی دیگر، به دنبال مرگ مائو زدونگ در ۱۹۷۶ و خنثیسازی «باند چهار نفره» توسط هوا گوئوفنگ (جانشین رسمی مائو)، یه جیانیینگ (وزیر دفاع) و دیگر رهبران ارتش و حزب کمونیست بود که غائله «انقلاب فرهنگی» مائو خاتمه یافت. بعد با اجرای سیاست موسوم به «اصلاحات و گشایش» دنگ در ۱۹۷۸، چین دستخوش تغییرات اساسی شد.
به غیر از اینکه با سیاستهای مائو مثل «جهش بزرگ به پیش» و «انقلاب فرهنگی» دهها میلیون نفر در چین جان باختند. ناگفته نماند پیشتر برخی نخبگان غربی مثل جون رابینسون اقتصاددان بریتانیایی، با نادیده گرفتن فجایع حاصله، از سیاستهای مائو با اشتیاق تمجید کرده بودند.
حتی سفر جرالد فورد به چین در ۱۹۷۵ و دیدار او با مائو منتج به عادیسازی روابط دو جانبه نشد.
این اتفاق در دسامبر ۱۹۷۸ با سفر برژینسکی (مشاور امنیت ملی کارتر) به پکن و صدور بیانیه مشترک و متعاقباً سفر رسمی دنگ و همسرش به آمریکا و دیدار با کارتر در ژانویه ۱۹۷۹ صورت گرفت.































