Pinned Tweet
اگر زندگی دیگری وجود داشت، کاش در آن من روستازادهای بودایی باشم در نپال، سینهکش هیمالیا. همانقدر دور از هیاهو، همانقدر نزدیک به آسمان...
هیچکدام از این شیرهای پاکتی ارزانقیمتتر بدون لاکتوز نیستند، درحالیکه کارخانههای تولید همهشان خط تولید و محصول شیر بدون لاکتوز هم دارند. طبقات پایینتر اجتماع حتی حق ندارند به لاکتوز حساسیت داشته باشند؟
روز عجیبی بود. داشتم یادگار امام را میآمدم بالا و دقیقاً سر ایوانک (در ۵۰۰ متری محل) بودم که حمله انجام شد. چند بار با ماشین بالا و پایین شدم! واقعاً مهیب بود، جوری که در آن لحظه فکر میکردم دارند از مهمات سنگرشکن استفاده میکنند.
تصاویری دلخراش از #جنایت و لحظات تلخ پس از حمله آمریکا و اسرائیل به منطقه مسکونی زرافشان تهران در جنگ ۴۰ روزه
در این تصاویر که لحظات تلخ پس از حمله آمریکا و اسرائیل به محله زرافشان تهران را نشان می دهد، امدادگران هلال احمر ده ها مجروح را زنده از زیر آوار حملات نجات می دهند.
یکی از این رامنهای تند ژاپنی (چینی) خوردم و من که تندخورم، یک ربع است در میدان شوش اوساکا بالا و پایین میپرم! فکر کنم هندیها خط تولیدش را هک کردهاند.
میدانم عدهای به همین هم خواهند پرید، اما من سالهاست برای بنزین زدن از ماشین پیاده نمیشوم. اول اینکه ایمنتر و بهداشتیتر است اپراتور بنزین بزند، دوم اینکه یک انعامی گیر چند نیروی زحمتکش میآید. ماهی ۴، ۵ تا ۵۰ هزار تومان هم انعام بدهیم، نهایتش برای ما میشود پول یک چیپس!
نمیدانم چطور بگویم، اما انگار برکت از بنزینها رفته!
از دلیل فنیاش سر درنمیآورم، ولی جدا از کیفیت، وضع بنزینها طوری شده که مثلاً اگر قبلاً با یک باک یک هفته را سر میکردی، الان با همان میزان تردد، یک باک را در پنج روز میسوزانی!
بعد از سالها، بالاخره یک گربهی واقعی دیدم!
بزرگوار موشی شکار کرده بودند و میرفتند که ناهار را به بدن بزنند. تقاضای عکس کردم، با روی گشاده پذیرفتند.
اگر بخواهیم رمانی با راوی اول شخص را به کتاب صوتی تبدیل کنیم، تطبیق جنسیت گوینده و جنسیت راوی
75%ضروری است.
25%اختیاری است.
144 votes • Final resultsبرندهای پوشاک ایرانی چرا اینطوری قیمت میگذارند؟ اگر سه تا برداری، قیمت دومی هشتاد و پنج درصد تانژانت نصف سومی است و اگر دو تا برداری، سینوس اولی به اضافهی چهل درصد کتانژانت دومی!
مثل آدم یک برچسب قیمت بچسبان و اینقدر متقلبانه ادای تخفیف دادن درنیار!
عجالتاً از هر کس که به خودش میگوید «مبتکر» چند کیلومتر فاصله بگیرید؛ از «مبتکر اژدرزاپاتا در ایران» تا «مبتکر شیوهی نوین آموزش فلان چیز».
ما که رفتیم آموزشی، گوشی کاملاً ممنوع بود و حتی در دژبانی تحویل نمیگرفتند (باید یک جایی بیرون پادگان میگذاشتی). تازه آنموقع دههی هشتاد بود و شبکههای اجتماعی بدین شکل وجود نداشتند.
حالا این مردک بیرانوند با یک خرمن گیسو رفته آموزشی و دمبهدقیقه از پادگان استوری میگذارد!
امسال نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران بهدلیل وقوع جنگ برگزار نشد. حالا تصویب کردهاند آذرماه امسال آن را برگزار کنند.
قطعاً که زمانش خیلی بهتر از اردیبهشت است.
امیدوارم کارهایش بهدرستی پیش برود.
ما بیش از ۱۰ سال است گروهی داریم به اسم «اخبار کتاب». بیش از ۲۰۰۰ نویسنده و مترجم و پژوهشگر و ناشر و علاقهمند کتاب در این گروه عضوند.
با این لینک میتوانید به این گروه بپیوندید:
t.me/+nh-vQ3923gQzYzY0
بهرهبرداری از باغ کتاب تهران را به مزایده گذاشتهاند اما بیش از ۱۰۰ شرط نامتعارف یا بسیار عجیبوغریب در نظر گرفتهاند که مشخص است هیچ مجموعهی اقتصادی عاقلی در صنعت نشر نمیپذیرد.
به نظر میرسد اساساً هدف همین بوده که سرآخر بدون مزایده واگذارش کنند.
متولیاش شهرداری تهران است.
از امروز دریافت هر شابک کتاب برای ناشرها پولی شد! فکر کنم کمکم بقیهی خدمات هم پولی شود!
شابک ۵۵ هزار تومان
مجوز ۲۰۰ هزار تومان
مجوز سریع ۴۰۰ هزار تومان
اعلام وصول ۳۵۰ هزار تومان
مجوز با قارچ و پنیر ۵۰۰ هزار تومان!
😃
قانون مقرر کرده فقط افسر کادر راهنمایی و رانندگی بتواند جریمه بنویسد، اما خیلی راحت دست هر سرباز یک برگه و خودکار دادهاند تا هر پلاکی را میخواهد یادداشت کند و بدهد به افسر مربوطه!
لابد از باب قانونشناسی و مسئولیتپذیری نکاتی در بین بوده که گفتهاند سرباز جریمه نکند دیگر!
سالهای سال، من نزدیک بیتر سوییت کار میکردم و پاتوق خودم و دوستانم بود. شاید هفتهای دو تا سه بار آنجا بودیم. یک بار رفتیم و تقاضا کردند میزمان را جابهجا کنیم که مدیر مجموعه و دوستانش جای ما بنشینند. ما هم طبعاً پا شدیم و رفتیم که رفتیم. کلاهمان هم بیفتد آن طرفها، نمیرویم.







