Pinned Tweet
پیشنهادی فوری برای کارزار کنونی نجات ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی
[نامهٔ وارده]
با توجه به سرعت شگفتانگیز تحولات و همچنین حساسیت بسیار بالای ساعات و روزهای آینده برای کیان ایران، و همچنین برای بهرهبرداری حداکثری از فرصتهای موجود به نفع بازتأسیس دولت ملّی ایران پس از وضعیت کنونی، پیشنهادی فوری به شاهزاده، برای رفع یک کمبود اساسی در مسیر مبارزه داریم.
احیاء دفتر نظامی و انتصاب سخنگویی خوشنام برای آن:
پیش از هرچیز و بهطور خلاصه باید گفت که در روزهای خطیرِ پیش رو، تغییر رژیم کنونی در ایران ممکن نخواهد بود، جز با «اعلام رسمی انقضای نظم سیاسی حاصل از انقلاب ۵۷» از سوی نیروهای نظامی فعلاً تحت امر همین رژیم (خاصه ارتش) از طریق پس گرفتنِ سوگند وفاداریشان به این رژیم و ادای سوگند به یک سَر سیاسی دیگر، و این امر روی کاغذ، میتواند به دو گونه رقم بخورد:
۱- اعلام پایانیافتگی رژیم بهدست یک «خونتای نظامی» (Military Junta) که بطور مستقل، خود علیه رژیم حاکم دست به کودتا زده، شرایط اضطراری اعلام کرده و رژیم حاکم را منقضی اعلام میکند. در این حالت، «سرِ سیاسی» این کودتا، از میان خود نظامیان خواهد بود.
۲- اعلام رسمی وفاداری نیروهای نظامی (فرماندهی ردههای دوم به پایین) به وارث قانونی ریاست دولت مشروطهٔ پادشاهی ایران (شاهزاده رضا پهلوی) و فرمانبرداری تمامی رستههای این فرماندهی نظامی از ایشان برای خلع سلاح هستههای وفادار به رژیم، بازداشت و توقیف تمامی ردههای مهم سیاسی رژیم حاکم، و آمادهسازی شرایط از حیث امنیتی برای تشریفات اعلام ترک مخاصمه از سوی دولت موقت به رهبری شاهزاده با طرفین درگیر در جنگ (اسرائیل و آمریکا).
پیداست که بنا بر هر یک از این دو حالت بالا، کلید اصلی اعلام پایانیافتگی حقوقی و حقیقی رژیم کنونی تنها در گروی تغییر سوگند وفاداریِ بخش مهمی از نیروهای مسلح به نفع نظمی بجز نظم سیاسی جمهوری اسلامی است و هیچ نهاد دیگری از حاکمیت فعلی توان تحقق بخشیدن به این امر را، حتی در صورت اعلام تسلیم کامل نظم سیاسی کنونی بدست شخص خامنهای، ندارد.
حال، برای تحقق گزینهٔ دوم، که گزینهٔ ارجح است، و پیروزیِ کارزار نجات ایران به رهبری ولیعهد دولت قانونی ایران و وارث قانونی دولت ملی ایرانی (مشروطهٔ سلطنتی)، و درنتیجه فرمانده کل قوای برّی و بحری نیروهای مسلح ایران – حتی اگر ایشان فعلاً تنها در قاموس رهبر «دوران گذار تا نظم سیاسی آینده» قلمداد شوند –، نکتهای به غایت خطیر و واجد بیشترین اهمیت ممکن وجود دارد:
داشتن برنامهای نظاممند، منسجم و باورپذیر برای خطاب قرار دادن ردههای فرماندهی دوم/سوم نیروهای مسلح از طریق داشتن یک «دفتر نظامی» و یک «سخنگوی نظامی» برای این دفتر در گروه ایشان.
سخنگوی این دفتر نظامی، منطقاً باید چهرهای کاملاً شناختهشده و خوشنام برای اکثر نظامیان کنونی ایرانی، خاصه ارتشیان، باشد. برای نمونه کسی چون سرهنگ فریدون ایزدستا، قهرمان جنگ هشت ساله و از برجستهترین فرماندهان نیروی هوایی شاهنشاهی ایران که برای تمامی نظامیان ایرانی، خاصه ارتشیان از هر نیرو و رسته، شناختهشده است.
لازم به ذکر است که پیامهای آشکار و پنهانی که از سوی این دفتر نظامی و شخص ولیعهد به ردههای فرماندهی و بدنهٔ نیروهای مسلح برای همکاری فرستاده میشوند، باید مطلقاً صریح، روشن و در چارچوب باورپذیری و جدیت نظامِ فرامین ارتشی باشند. هرگونه عدم جدیت در لحن و محتوای پیامها، به منزلهٔ اشتباهی مهلک است و ای بسا نتیجهٔ عکس دهد.
اگر چنین کمبودی پیشتر رفع نشده باشد، که از ظاهر امر برمیآید که رفع نشده، امکان بهترین و آبرومندانهترین نحوهٔ تغییر رژیم به نفع بازتاسیس دولت ملی ایرانی عملا میسوزد و خسارات و مشکلات کمپین نجات ملی در راه اسقاط رژیم اشغالگر کنونی، بسی فزایندهتر و دردناکتر خواهند بود.
به امید پیروزی ایرانیان، این بزرگترین ملت بیدولت در جهان کنونی، در بازپسگیری کشور مقدسشان از اشرار حاکم. و نیز به امید نقشآفرینی وظیفهشناسانهٔ ولیعهد گرامی بعنوان نه فقط تنها سر سیاسی مشروع برای دولت ملی ایران آزاد، که یک ارتشیِ دردآشنا و فداکار.
@PahlaviReza
وقتی میگوییم که پشت پرده مباحثی که درباره زبان مادری مطرح میشود غرضی جز آسیب زدن به وحدت ملّی مطرح نیست، به نظرات محمد عبادی (مشهور به «آلیشیق») استاد و مدرس گروه زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی در دانشگاه تبریز توجّه فرمایید.
کاش ایران بر یونان کاملاً مسلّط میشد!
نیچه در یکی از دفترهای یادداشت سال ۱۸۷۵، در میان طرحهای رسالهای که «ما فیلولوگها» نام داشت و هرگز منتشر نشد، نوشته است: «بسیار خوشبختانهتر هم میبود اگر پارسیان بر یونانیان مسلط میشدند تا اینکه درست رومیان مسلط شدند» (یادداشت ۵[۹۵]). از یادداشتهای همان دفتر برمیآید که به نظر او زیر سلطهٔ پارسیان فرهنگ یونانی زنده و دستنخورده از آن خود یونانیان میماند و به کالایی وامگرفته برای تقلید دیگران بدل نمیشد.
نیچه در یادداشت ۵[۱۰۲] مینویسد که نبوغ همهٔ نیمهمستعدان را خراجگزار خود میکند، و پارسیان را مثال میآورد که به پیشگوخانههای یونانی فرستاده میفرستادند. این داوری نیچه دربارهٔ پارسیان است. مثالش اما بیش از داوریاش میگوید: شاهنشاهیای که بر جهانی از اقوام فرمان میراند به سراغ دانش و آیین محکومانش میرفت و آن را برنمیانداخت. سناریوی پارسی در ذهن نیچه بر همین هنر فرمانروایی بیمحو کردن تکیه دارد. شاهنشاهی هخامنشی اقوام زیر فرمانش را با زبان و آیین و قانون خودشان نگه میداشت، هرچند شورش را سخت سرکوب میکرد، چنانکه میلتوس پس از شورش ایونیه در ۴۹۴ پیش از میلاد ویران شد.
این سناریو یکسره خیالی هم نبود. ایونیه، زادگاه فلسفهٔ یونانی، از ۵۴۶ پیش از میلاد زیر فرمان پارس بود، و هراکلیتوس، از ستودهترین فیلسوفان «عصر تراژیک» در نظر نیچه، در افسوس زیر همین فرمانروایی میاندیشید. نیچه این پیوند را نگفته است، اما فرهنگی که او میستود دستکم بخشی از دوران شکوفاییاش را در سایهٔ شاهنشاهی پارسی گذراند.
رومیان راه دیگری رفتند. به نظر نیچه تنها فرهنگ کاملی که میشناسیم فرهنگ شهری یونان است که بر بنیادهای اسطورهای و اجتماعی خودش ایستاده بود، و فرهنگ رومی فرهنگی ناقص است که آن را وام گرفت و زینت زندگی کرد. به گفتهٔ او مفهوم مدرن «فرهنگ» از همین رومیان یونانیمآب به ما رسیده است (یادداشت ۵[۴۷])، و سراسر این دفتر حمله به همین مفهوم و به فیلولوگهایی است که از آن نان میخورند.
سقوط یونان را نیچه در فرو رفتنش در سیاست میدید. در یادداشت ۵[۹۱] شکست سیاسی یونان را بزرگترین ناکامی فرهنگ میخواند و اسپارت را در آن سهیم میداند، چون آتن را واداشت که در رأس اتحادیهای از دولتشهرها بایستد و یکسره به سیاست بپردازد. از اینجا میتوان نتیجه گرفت که سلطهٔ پارسی، با برداشتن بار قدرتورزی از دوش یونانیان، فرهنگشان را از بلعیده شدن در سیاست مصون میداشت. این نتیجه را خود نیچه ننوشته است؛ بازسازیای از روی یادداشتهای اوست.
بهای این آرزو را هم خود نیچه میدید. واژهٔ noch در جمله («باز هم خوشبختانهتر») میگوید سلطهٔ روم هم بیبهره نبود، و در یادداشت ۵[۹۹] مینویسد اگر رومیان فرهنگ یونانی را خوار میشمردند شاید از ریشه نابود میشد، زیرا یورش همزمان مسیحیت و رومیان و بربرها آن را یکسره محو میکرد. پس در سناریوی پارسی فرهنگ یونانی چهبسا هرگز به اروپا نمیرسید: میراثی که به دیگران میرسید کمتر میشد و آنچه برای خود یونان میماند راستینتر. ارزش یک فرهنگ برای نیچه در شکل زندهٔ خود آن است، نه در آنچه به ارث میگذارد.
یادداشتی از دفترهای ۱۸۷۰–۷۱ الگوی دیگری دارد: اگر داریوش شکست نمیخورد، دین زرتشت بر یونان چیره میشد. اینجا سلطهٔ پارسی به دگرگونی دینی یونان میانجامد، نه به نگاهداشت آن. نیچه این را احتمالاً از ماکس مولر گرفته است، که فرض کرده بود اگر یونانیان در ماراتن و سالامیس میباختند و به فرمان پارس درمیآمدند، دین زرتشت جای افسانههای المپی را میگرفت. این دو الگو با هم جور نمیآیند و نیچه هیچیک را بسط نداده است.
🤖 Made with AI
«بسیار سعادتمندانهتر و خوشبختانهتر میبود اگر ایرانیان ارباب و سرور یونانیان میشدند، تا اینکه رومیان چنین نقشی را بر عهده بگیرند.»
(Friedrich Nietzsche, Nachlass/Sämtliche Werke)
🤖 Made with AI
«مهرگان» جشن پیروزی فریدون بر ضحاک گرامی و فرخنده باد.
فرزانه فردوسی دانای توس اینگونه سرودهاش که:
فریدون چو شد بر جهان کامگار
ندانست جز خویشتن شهریار
به رسم کیان تاج و تخت مهی
بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته سر مهرماه
به سر بر نهاد آن کیانی کلاه
زمانه بیاندوه گشت از بدی
گرفتند هر کس ره ایزدی
دل از داوریها بپرداختند
به آیین یکی جشن نو ساختند
...
پرستیدن مهرگان دین اوست
تنآسانی و خوردن آیین اوست
اگر یادگار است از او ماه مهر
بکوش و به رنج ایچ منمای چهر
دقیقی توسی هم چنین گفته:
مهرگان آمد جشن ملک آفریدونا
آن کجا گاو به پرورش بر مایونا
قاآنی اینگونه روایتش کرده که:
گرنه آفریدون فری بر بیوراسبی، چیره شد
مهرگان جشن از چه رو در هر کران آراستند
امیر معزی هم اینچنین اشاره کرده است:
خسروا می نوش که خرم جشن آفریدون رسید
بـاغ پـیـروزی شکـفـت و صـبـح پـیـروزی دمـیـد
منوچهری دامغانی نیز اینچنین به پذیره جشن مهرگان رفته است:
شاد باشید که جشن مهرگان آمد
بانگ و آوای درای کاروان آمد
کاروان مهرگان از خزران آمد
یا از اقلیم صبا یا ز حبشان آمد
مهرگان آمد و سیمرغ به پرواز آمد
بلبل از باغ برفت و سار به آواز آمد
عنصری بلخی نیز در گرامیداشتش گفته که:
مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی پدید
فال کس هرگز نگردد تا نگردد تا نکردد روزگار
مسعود سعد سلمان نیز چنین یاد کرده که:
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهر بفزای ای نگار ماهچهر مهربان
و فرخی سیستانی هم اینگونه آورده است:
مهرگان آمد و درداد به ما مژده نو
که بشوئید دل از غصه و خاطر ز اندو
جشن فرخنده مهرگان فرامُش نکنید
که چنین روز به صد سال نیاید به دو بار
#ایران_بزرگ_فرهنگی جشن باستانی #مهرگان را به همه ایرانیان شادباش و همایون باد میگوید.
در جدیدترین مصاحبه با مجله پوئن دو وو، علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی علاوه بر اشاره به رنج و سختی مردم، صراحتاً مخالفت خود با حمله نظامی به ایران را ابراز کردند.
#شهبانو_فرح_پهلوی
#ایران
مصاحبهٔ اختصاصی علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی با مجلهٔ پوئن دو وو: قلبم برای ایران میتپد.
در گفتوگو با مجلهٔ پوئن دو وو، علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی از رنج مردم ایران، مخالفت خود با حمله به ایران و امیدشان به آیندهای سخن میگویند که در آن ایرانیان بتوانند آزادانه مسیر کشورشان را انتخاب کنند.
ایشان در این گفتوگو که در پاریس انجام شده است، همچنین از خانواده، پیوند همیشگیشان با ایران و برنامههای خود برای تأسیس بنیادی در خدمت فرهنگ ایران و مردم ایران، بهویژه نسل جوان، میگویند.
این گفتوگو در ۲۳ تا ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ مجله منتشر شده است.
به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد شهادت شیر دره پنجشیر #احمدشاه_مسعود:
«کل این عملیات از خاطر این ادبیات است».
در منطقه خواجه بهاءالدین تخار و در خط مقدم نبرد با طالبان #احمدشاه_مسعود در چادر فرماندهی مشغول گفتگو درباره شعر نو فارسی بود. با بالا گرفتن درگیریها یکی از فرماندهانش به او اعتراض میکند که : «آمر صاحب حالا وقت عملیات است نه ادبیات». احمدشاه در پاسخ به او میگوید که:
«کل این عملیات از خاطر این ادبیات است».
عادت داشت حتی در بحبوحه جنگ هم کتابخانهای هر چند کوچک با خود همراه داشته باشد، به ادبیات و شعر فارسی علاقهای وافر داشت و آنرا بخش مهمی از کارزار خود علیه جهل و افراط گرایی میدانست. شعر فارسی را بسیار گرامی میداشت و بسیاری از اوقات برای سربازان و همراهانش شعر میخواند، حتی در خط مقدم جنگ.
یادش گرامی.
#ایران_بزرگ_فرهنگی سی و پنجمین سال استقلال تاجیکستان، نگین ایرانشهر در آسیای مرکزی را به دولت و مردم سرافراز این کشور شادباش میگوید و برای آنان کامیابی روزافزون آرزو میکند.
#تاجیکستان_نگین_ایرانشهر
#ایران_بزرگ_فرهنگی
صد و بیست سال پیش، در چهاردهِ مرداد، ایرانیها چیزی را روی کاغذ آوردند که در عمق، همیشه میدانستند: این مملکت مالِ هیچکس نیست — نه مالِ شاه، نه مالِ هیچ شخصِ دیگری. ایران امانتی است دستِ همهٔ نسلها، و هر که بر صدرش مینشیند خدمتگزار و امانتدار است، نه صاحب./۱
مشروطه اختراعِ این حقیقت نبود؛ نوشتهشدنش بود. روزی که یک دانستهٔ کهن، اسمِ رسمی و سندِ رسمی پیدا کرد. برای همین هم وقتی مجلس را به توپ بستند، مشروطه نمرد. کاغذ را میشود سوزاند، ساختمان را میشود خراب کرد؛ اما حقیقتی را که مردم میدانند نمیشود پس گرفت./۲
در چهارم و پنجم امرداد، ایران بزرگ فرهنگی سالگشت درگذشت پادشاهان پهلوی #رضاشاه_بزرگ و #محمدرضاشاه_آریامهر را گرامی میدارد.
#رضاشاه_روحت_شاد
#شاهنشاه_روحت_شاد
از آن خوانند آرش را شیوا تیر
که از آمل به مرو انداخت یک تیر
تو گفتی داد تیرش را پر و بال
که آن فرسنگها بشمرد ده سال
(فخرالدین اسعد گرگانی)
جشن تیرگان بر ایرانیان فرخنده و همایون ⚘️
جشن خردادگان همایون و فرخنده.
امشاسپند «هَئوروَتات» یا خرداد از امشاسپندان ششگانه به معنای رسایی و کمال است. این امشاسپند نگاهبان تندرستی، آبها و شادابی است. روز خرداد (روز ششم) از ماه خرداد را جشن خردادگان گویند. این جشن بر همه ایرانیان همایون و فرخنده باد.
نمانیم کهاین بوم ویران کنند
همه غارت از شهر ایران کنند
سوم خرداد، سالروز آزادسازی خرّمشهر فرخنده باد 🌸
به شتر مرغ گفتند بار ببر گفت مرغم؛ گفتند بپر گفت شترم !
این آقا که پس از سالها صادر شدن هنوز بوی جوراب تحکیم وحدت میدهد، به تنهایی مسئول انحراف مبارزه ملّی علیه ۵۷ را بر گردن دارد: با تبدیل کردن شاه به اکتیویست است؛ با بلاک کردن مسیر ارتباط اغلب پادشاهیخواهان با شاه؛ با ایجاد فرقهای فاقد خاصیّت در اطراف شاه و ... منتها حالا که بیکفایتی تیم او در اثر حادثه ترور به سادگی جلوی روی ملّت قرار گرفته با وقاحت از خود سلب مسئولیّت میکند.
دوستان و خوانندگان مجله!
تا این عناصر از اطراف شاه تخلیه نشوند، هیچ امیدی به بهبودی خود شاه از افکار ۵۷ی که به او تحمیل شده نداشته باشید. ممکن است با این تحلیل موافق نباشید. اما تا اینجا چیزی جز حقیقت از زبان ما نشنیده و منبعد نیز نخواهید شنید.
ایران بزرگ فرهنگی retweeted
هممیهنان عزیزم،
حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی ایران وظیفهای ملی و همیشگی برای همه ماست. این وظیفه در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است؛ چرا که این نگرانی وجود دارد که فرصتطلبان از وضعیت انقلابی کشور یا از برخی آشفتگیهای احتمالی تا زمان تثبیت دولت ملی در فردای براندازی سوءاستفاده کنند و در پی غارت، تخریب یا تصرف میراث ملی ایران برآیند.
متأسفانه نمونه چنین رخدادهایی را در سال ۱۳۵۸ تجربه کردهایم؛ زمانی که بخشی قابل توجه از چشماندازهای طبیعی و آثار تاریخی ایران دچار آسیب و نابودی شد.
از شما تقاضا دارم برای پاسداری از میراث فرهنگی و محیطزیست کشور، به «یگان میراث ایران» در گارد جاویدان بپیوندید. دستور کار این یگان بسیار ساده است: هر یک از شما، در هر کجای ایران که هستید، با دوستان و آشنایان خود تشکلی محلی، حتی کوچک، برای حفاظت از یک اثر ملی که گمان میکنید ممکن است در معرض تهدید قرار گیرد، تشکیل دهید.
هممیهنان خارج از کشور نیز میتوانند با مشارکت در تأمین هزینههای احتمالی، یا از طریق اطلاعرسانی و آگاهسازی، به این یگان بپیوندند و در این تلاش ملی سهیم باشند.
من نیز، بهعنوان یک ایرانی، به «یگان میراث ایران» خواهم پیوست. این یگان تنها محدود به شرایط انقلابی نیست، بلکه میتواند در چارچوب یک ساختار فراگیر، به نهادی دائمی برای مراقبت و پاسداری از میراث ملی ایران تبدیل شود.
به یاد داشته باشیم که هر آنچه میکنیم برای ایران است. ایران همه آن چیزی است که داریم؛ و پاسداری از میراث فرهنگی و زیستی آن، عهدی است که با جانفدایان انقلاب شیروخورشید بستهایم.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
به هلاکت رسیدن خامنهای توسّط تیرِ غیب، نخستین گامِ بازپسگیری ایران است. حتّی با سقوط جا نیز کار تمام نخواهد شد.
دیوِ ۵۷ و جادوی سیاهش، همچنان زنده خواهد ماند تا زمانی که شاه در آفیس کار خود در کاخ شاهی مستقر شوند.
شعار #جاویدشاه، باطلالسّحر جادوی ۵۷ است.
ایران بزرگ فرهنگی retweeted
هممیهنانم،
علی خامنهای، ضحاک خونخوار زمان، قاتل دهها هزار تن از شجاعترین فرزندان ایران از صفحه روزگار محو شد. با مرگ او، جمهوری اسلامی نیز در عمل به پایان خود رسیده است و بهزودی زود به زبالهدان تاریخ خواهد پیوست.
هر تلاشی از سوی بقایای رژیم برای تعیین جانشین خامنهای، از پیش شکستخورده است. هر که را به جای او بنشانند، نه مشروعیت خواهد داشت، نه بقا؛ و بیتردید شریک جنایات این رژیم نیز خواهد بود.
به نیروهای نظامی، انتظامی، و امنیتی: هرگونه تلاش برای حفظ رژیمی در حال سقوط، محکوم به شکست است. فرصت آخر شماست تا به ملت بپیوندید؛ به گذار باثبات ایران به آیندهای آزاد و آباد کمک کنید؛ و در ساختن آن آینده سهیم باشید.
مرگ خامنهای جنایتکار، اگرچه دادِ خونهای ریختهشده را باز نمیگرداند، اما میتواند مرهمی باشد بر دلهای سوخته خانوادههای دادخواه؛ پدران و مادران، همسران و فرزندان داغدار؛ و خانوادههای جانفدایان انقلاب ملی شیروخورشید ایران.
ملت شریف و شجاع ایران،
این اگرچه آغاز جشن بزرگ ملی ماست؛ اما پایان راه نیست. هوشیار و آماده باشید. زمان حضور گسترده و تعیینکننده در خیابانها بسیار نزدیک است. ما با هم، متحد و استوار، پیروزی نهایی را رقم خواهیم زد، و آزادی ایران را در سراسر میهن اهوراییمان جشن خواهیم گرفت.
پاینده ایران،
رضا پهلوی















