درس خونده‌ی تئاتر و سینما. برنامه‌نویس و معمار نرم‌افزار.

Joined April 2014
من اگه دوباره متولد میشدم، میخواستم رییس قبیله باشم دور آتیش عربده بزنم؛ با کلی آویز و کله‌ای کچل و کِدِر. هِمبا هِمبا بابا بِمبا…. در محیط امن، دیوانه بودن از بزرگترین خوشبختی‌هاست.
1
30
442
اومدم یه چیزی از رابطه پایان‌یافته‌ی خودم بنویسم زیر پستِ یکی، مثلا تجربه‌م. یهو دوزاریم افتاد اوه اوه جه فجاعتی بوده رابطه! بچه اصلا تو رابطه با من نبوده که داشته زندگیشو می‌کرده منم روز مبادا. 😂😂😂 به جد چه خریم من؛ اصلا قابل توصیف نیست سطح خریت من در اون رابطه‌ی عاطفی هاهاها قشنگ همه چیرو میذاشتم به حساب بی‌تجربه بودنش. 😂😂😂 یا جلیلِ شهناز! مردم از خنده 😂😂
1
8
149
شاید خیلی مخالفن؛ من این رو سالم ترین روش استفاده از سوشال میدونم. ادم حس‌هایی که در لحظه شکل میگیره رو با جهان بیرون تقسیم کنه. جنس حسش مربوط به مخاطب همون فرده؛ اهمیتش برام اینه که ادم ۱. احساس عجیب بودن و سرکوب خودش رو از دست میده ۲. به جزییات لحظاتش توجه میکنه تا اون لحظه‌ی ناب رو شیر کنه ۳. برای تقسیم ساده‌ی یه حس، خودش رو بدبختِ یه رابطه‌ی مریض یا چمیدونم وابستگی عجیب نمی کنه
موقعِ خوندنِ سالِ بلوا ، اختیارِ اشک هات دستِ خودت نیست :)))))
2
14
273
a naive pedantic retweeted
-فکر میکردم اینو پشت سر گذاشتی كه. -گذاشتم، الان از پشت سر صدام میزنه.
1
2
38
تو برنجتون پوست تخمه دارید؟ خیر! من همیشه میخواستم تجربیات متفاوت داشته باشم و زندگیم متفاوت باشه! من دارم! من تو برنجم پوست تخمه‌ست! چون کفگیر گویا تو ظرف پوست تخمه بوده و نه اقامتگاهِش بیرون از پلوپز. و ما نخواهیم فهمید، چون دو ظرف کنار هم بودن و قبل از شروع غذا جفتشون شسته شدن.
10
269
یه تایمی بابل درس میخوندم. بوی پِهِن که میومد جایی، میگفتن بوی جن میباشد! (بیچاره جن :دی) الان بوی پِهِن دم این کافه هه میاد!!! چقدرم عطر پِهِنِش ایرانیه 😬😏 زیر لب گفتم بالام جان غریبی نکن بیا خونه من امشب بمون. گفتم به شما بگم چیزی شد در جریان باشید.
1
29
449
تو را نسیمی‌ست در بهارِ دستانت حولِ پبچشِ پوستت در موسمِ آویزت خودم
16
278
هیچی دیگه، زوج کلمبیاییِ تیم گفتن، برای قراردادت اتفاقی افتاد بیا باهم میریم کلمبیا بمون، طبقه‌ی بالا یه سوییت طوره اونجا میتونی بمونی. 😁 تتو-کافه-تراک-گنگستا استایل!!! یسسس هاهاها
1
19
325
صبح روز چهل‌و‌یکم؛ کل شب رو بیدار بودم و در حال فکر کردن و برنامه‌ریزی. زندگی به من پوست موز هم بده، میشینم باهاش پوستِ-موز-بازی میکنم. نخواهی توانست ذوق منو بگیری؛ ذوقی که عمیقا در مورد حماقتِ گسترده در مفهوم زیست میبینم. برای من، جدی نخواهی شد بچه جان!
صبح روز چهام؛ به واقع چِلّه نشینی، درمانِ دردهاست.
22
380
میگن چطوره که آدمای حوزه‌ی it بعد عمری میرن مزرعه داری! کلافگیِ بی اندازه و نه فشار کار. واقعا مبخوام برم رشت، غاز و اردک پرورش بدم. کافه‌هم نمیاماااا! بردارید قهوه رو بیارید دمِ باغچه‌م باهم میزنیم؛ من کاپ‌کیک خوب درست میکنم، کا‌‌پ‌کیک با من.
3
1
30
628
این ماجرای شرکت عجیب شده. از لحاظ منطقی برای من تموم شده شرکت. نمیخوان من برم اما کاملا تراست ایشو دارم دیگه باهاشون. ابدا نمیتونم بهشون اطمینان کنم. نه الان ولی میخوام برم. امروز product owner قبلیمون، که با صورت خیس از گریه‌ی عصبی رفت از شرکت، پیغام داد: شنیدم چی‌شده. پایان دوران؟ اگه آره بیا پیش ما کار کن. اون روزی که ایشون می‌رفت گفتم، کاش بمونه چون الان فشار زیاده اما درست میشه. امروز دیدم نه! این روش پیاده‌سازی فقط سقوطه.
2
24
1,750
وسط تیم میتینگ بچه زده زیر گریه! خب من بگم بهش برو ببین مشکل سکیوریتی چیه؟؟؟ رفتم hr دعوام رو کردم. گفتم، موقعی اینا منیجیر و سی-لِوِل حساب میشن که مدیریت کنن و تصمیم درست بگیرن. همونطور که من موقعی تِک لیدِتونم که تِک رو لید کنم. قرار داد مسیر دوطرفه‌ست و شما دارید رعایت نمیکنید. اگه نمیخواید مارو، بازی نکنید بگید نمی‌خواید؛ اگر هم تصمیم اشتباه گرفتید که ساختار رو دست زدید، بیاید توضیح بدید.
1
29
3,493
یه توییتِ من بی دلیل پرفورمنس گرفته، کاملا متوجه شدم نمیخوام :) ملت بی ادب را هاید و بلاک کردم؛ چشم دوستام چیز بد نبینه :)
28
924
زندگی رو باید زندگی کرد، نه پلن، نه قصه و نه رویا بازی. اصلا روش دیگه‌ای نداره، باید پاشی همینی که هست رو زندگی کرد.
1
48
1,129
دلم تجربه‌ی اولین مشاهده‌ی چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد میخواد. اولین خوندن نمایشنامه‌ش. اولین بار که بخونم آلبی تو چه شرایطی نوشته‌تش. اولین بار که تو اوج نگرانی بودم چجوری حرفم رو بهش بگم تو کافه‌ی باغ فردوس. شب برگردم تو تاریکی حکیم در حال فکر کردن برسم به ترافیک و صدای دوپ دیس دوپ دیس ماشن بغلی بیاد. چقدر زندگی طولانیه که ۱۶ سال خاطره انگار خاطرات جنگِ اول از زبون مادر بزرگه؟ چقدر تکراریه واقعا دنیا به جز معدود اتفاقا. کلا به نظرم بریم تجربه کنیم خیلی overrated عه. واقعا خبری نیست گویا.
1
7
352
غلط دیکته‌ای زیاد داره میدونم در نیمه شب با چشمان نیمه بسته نوشتم.
160
یه نیرو توی تیمم هست جونیوریه که رشد کرده. هیچوقت حرف نمیزنه، تو شوخی‌ها و جدیت ها. هیچ. واکنشی با صورتش هم نداره. کارشون میکنه و سلام و خداحافط. خیلی مراقبشم کسی اذیتش نکنه. دیشب پی‌ام داد؛ من اسمت رو دادم به دو تا از دوستام که فلان جاها (بیگ تِک کمپانی‌ها) کار میکنن. اگر شرایط جوری شد که خواستی بری چون مهاجری نگران نشو اونا میخوانِت. بهش گفتم تو واقعا موجود عجیبی هستی. خودت برو،! گفت اولا من خوب نیستم دوما من میتونم به مدت کار نداشته باشم. همینجوری مونده بودم و بهش گفتم مغزت رو من هیچوقت نمیفهمم چجوری کار میکنه؛ اما عجب شخصیتی داری.
27
3
4
2,005
68,759
صبح روز چهام؛ به واقع چِلّه نشینی، درمانِ دردهاست.
صبح روزسی‌و‌نهم؛ بالاخره سرد شد که بشه یکم فکر کرد. همه چی خوب و کبابِ غازش کمه.
1
16
1,176
من خیلی خوشم اومد. به همین راحتی می‌شه با وارونگی سوژه، مضحک‌بودن یه سری پیش‌فرضای جنسیتی و جایگاهی رو هر کی تو تنهایی خودش بررسی کنه.
Replying to @Jujehdentist
خواهشا حمله نکنید من آدم روشنفکریم ولی مردا بکارتشونو از دست میدن با همه میخوابن بعدم مثل ما نیستن که با کسی بخوابن نمیتونن فراموشش کنن! بعدشم سکس کنن به مرور بر اثر سایش، سایزشون کم میشه، ظاهرشونم از نظر سنی بالاتر میزنه!
8
457
کشاله‌ی زندگی کش آمده و توان حرکات آگروباتیک نداره. فوقش بتونه برام پاش رو بندازه رو پاش، اونم با صورتی در قیافه.
1
1
21
429