فلفلدلمهای پخته برای من با مرگ برابری میکنه!!!
کافیه بوش توی مرغ، ماکارونی یا هر غذای دیگهای بپیچه تا تمام روحیهی تعارفیبودنم رو بذارم کنار و لب به غذا نزنم!
تازه یه نظریه هم دارم: هرکسی که نمیتونه غذا رو خوب از آب دربیاره، یه عالمه فلفلدلمهای بهش اضافه میکنه! ببخشید، ولی فلفلدلمهای قرار نیست ضعف آشپزی رو جبران کنه! 😶
🌱🚶🏻♀️
#هالووین به طرز شگفتانگیزی توی ایران از همهجا جدیتر برگزار میشه! 😶
حتی از آمریکا که یکی از پررنگترین جشنهای هالووین رو داره!
یه جوری که انگار هالووین اصالتاً ایرانی بوده و بقیهی دنیا از ما یاد گرفتن. 👀
🌱🎃
و تمااااااام 🙏🏻
فقط مشغول خوندن یه کتاب نبودم، بلکه آرومآروم باهاش زندگی کردم، به حرفهاش فکر کردم و سعی کردم بعضی از چیزهایی رو که یاد میگرفتم، توی زندگی خودم هم به کار ببرم. کتاب رو خیلی دوست داشتم، با اینکه فکر میکنم شاید سلیقهی همه نباشه. از اون کتابها نیست که بشه با عجله خوند و ازش گذشت. حداقل برای من اینطور نبود. دوست داشتم با حوصله پیش برم، بعضی قسمتها رو دوباره بخونم و بیشتر بهشون فکر کنم.
چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود، نگاه متفاوتش به زندگی، رها کردن کنترلِ همهچیز، پذیرش اتفاقات و اهمیت سادگی و آرامش بود. اینکه همیشه لازم نیست برای رسیدن به چیزی بجنگیم و گاهی باید اجازه بدیم زندگی مسیر طبیعی خودش رو طی کنه. نمیتونم بگم با همهی حرفهاش موافق بودم، ولی ازش چیزهای زیادی یاد گرفتم و باعث شد به بعضی از رفتارها و باورهای خودم دوباره فکر کنم.
در کل از همراهی این ۸۶ روزه خیلی لذت بردم. از اون کتابهایی بود که دلم نمیخواست فقط تمومش کنم؛ دوست داشتم چیزی ازش با خودم نگه دارم. 💙
🌱📚
با نام و یاد خدا
در میانترم اول پاییز، روهان یک تیشرت ورزشی و یک قمقمه گم کرد، امیدوارم تا پایان ترم نیاز به خریدهای بیشتر نداشته باشیم!!!!
🌱👀
و تمااااااااام 🙏🏻
#بیوهها رو دوست داشتم، با اینکه خوندنش واقعاً برام سخت و غمانگیز بود. درد و انتظار زنها و بچههای داستان خیلی اذیتم کرد، مخصوصاً اون بلاتکلیفی وحشتناک که ندونی عزیزت زندهست یا مرده، باید هنوز منتظرش بمونی یا براش عزاداری کنی. دلم برای زنهایی که حتی حق سوگواری هم ازشون گرفته شده بود، خیلی سوخت.
چیزی که از نگاه #آریل_دورفمن برام جالب بود، این بود که چطور نشون میده ظلم و سرکوب فقط به ناپدید شدن یا مرگ آدمها ختم نمیشه، بلکه زندگی بازماندهها رو هم نابود میکنه. به نظرم نویسنده خیلی خوب تونسته نشون بده که گاهی فراموش نکردن و اصرار برای دونستن حقیقت، خودش یه جور مقاومت در برابر قدرته.
در کل کتاب تلخی بود و بعضی قسمتهاش واقعاً سنگین پیش رفت، ولی خوشحالم که خوندمش. بیشتر از همه به این فکر کردم که چقدر وحشتناکه آدم بین امید و ناامیدی معلق بمونه و حتی ندونه برای عزیزش باید گریه کنه یا همچنان منتظر برگشتنش باشه.
🌱📚
چند روزی قرار شد با #بیوهها معاشرت کنم👀
پ.ن::: تقریباً دارم کتاب انتخاب نمیکنم!!!
دوستام میگن بخونیم من میپذیرم😶
🌱📚
اینطوری است که آدم دوام میآورد. باید با یک نفر در درونت حرف بزنی. راهش همین است.
#بیوهها
#آریل_دورفمن
واقعیت این است که هر آدمی گوشهای از دلش را خانهٔ کسانی میکند که دوستشان دارد. و کل قضیه همین است. اگر عشقی وجود داشته باشد، آن آدمها درون تو هستند.
#بیوهها
#آریل_دورفمن
ما همه مثل هم بودیم، جسمی رنج کشیده و امتداد یافته.
#بیوهها
#آریل_دورفمن
امشب موقع برگشت از کلاس، خیلی منطقی و بیمقدمه گفت : مامان ریانه اولین باری که مون بوتهات پوشیدی نمیتونستم ازت چشم بردارم.
من برات میمیرم بچه😍
🌱🫀
شما فکر کن با سردرد نیم ساعت رانندگی کنی تا کلاس، یه ساعت اونجا بشینی و نیم ساعت هم رانندگی کنی تا برگردی خونه.
بعد وسط این همه خستگی، فقط یه بار از دستت در بره و با آدامست بادکنک درست کنی!
همون یه بار کافیه که بچهات گیر بده: «به منم یاد بده!» 😭
و اینگونه بود که کلاس دوم شروع شد:
آموزش باد کردن آدامس با ریحان؛ ویژهی مادرانی که حتی با سردرد هم حق استراحت ندارن. 😮💨
🌱👩🏻🏫
اونجا که #وحشی_بافقی میگه:
من بودم و دل بود و کناری و فراغی
این عشق کجا بود که ناگه به میان جست
🌱💙
اونجا که #عباس_معروفی میگه:
تو لیلی نیستی !
من اما
مجنون حرفهایت میشوم
دیوانهی دستهایت
مبهوت خندههایت
شیرین نیستی !
ولی من
صخرههای شب را آنقدر میتراشم،
تا خورشیدم طلوع کند
و تو در آغوشم لبخند بزنی...!
شكست مردم برگزیده را از نو مىآفريند؛ جانها را از هم متمايز مىسازد؛ آنچه را كه پاک و نيرومند است به يک سو مىنهد، و آن را پاکتر و نيرومندتر مىگرداند. اما سقوط ديگران را تسريع مىكند، يا جهش شوق را در آنان مىشكند. از اين راه بخش عمده ملت را كه از پاى در مىآيند از برگزیدگان كه به راه خود ادامه مىدهند جدا مىسازد.
#ژان_کریستف
#رومن_رولان
گفت لیلی را خلیفه، کآن توی
کز تو مجنون شد پریشان و غوی؟
از دگر خوبان تو افزون نیستی
گفت: خامش! چون تو مجنون نیستی!
#مولانا
🌱💙
همیشه زندگی رو سخت میکنم به خودم!
حالا اول این رو نخونم مستقیم برم نمایشنامه هام رو بخونم چه اتفاقی میوفته؟؟؟؟
🌱📚
چند روزی قرار شد با #بیوهها معاشرت کنم👀
پ.ن::: تقریباً دارم کتاب انتخاب نمیکنم!!!
دوستام میگن بخونیم من میپذیرم😶
🌱📚
نمیدونم چه فعل و انفعالاتی توی مغزم رخ داد که ساعت سه نیمهشب، مجموعهی چهارجلدی «دانشنامهی حافظ و حافظپژوهی» رو خریدم.
درواقع آدم ساعت سه شب یا باید خواب باشه یا نهایتاً به مشکلات زندگیش فکر کنه، نه اینکه یهویی تصمیم بگیره وارد حوزهی حافظپژوهی بشه!!!
از جمله توییتهای ریحان و مغزش👀
🌱🧠
این دلبرِ خوشگل نتیجهی اعتمادم به صحاف موردعتمادمه! 😍کلیات #سنایی خسته و فرسوده رو سپردم دستش، خودش تحویل گرفت، بهش رسید، خوشگلش کرد و آخر سر خبر داد که «حاضر شد!»
و این شد نتیجهی تبدیل کلیات سنایی خسته به این دلبرِ خوشگل! 🥹
ما به کتابهای قدیمی فرصت یه زندگی دوباره میدیم.💙
🌱📚
یکی از بزرگترین لذتهای زندگی من اینه که کتابهای خیلی خیلی قدیمی با جلدهای داغون رو بخرم، بعد بدم به صحاف مورد اعتمادم و بگم به سلیقهی من دوباره خوشگلشون کنه. 🥹
مثلاً این سهتا از آخرینهاش بودن.
بهترتیب، دیوان #عطار، کلیات #نظامی و کلیات #شمس_تبریزی که از یک کتابِ خسته و سالخورده، تبدیل شدن به چیزی که دلم میخواد فقط بشینم نگاهشون کنم. 👀💙
🌱📚
ReyhaN retweeted
یکی از بزرگترین لذتهای زندگی من اینه که کتابهای خیلی خیلی قدیمی با جلدهای داغون رو بخرم، بعد بدم به صحاف مورد اعتمادم و بگم به سلیقهی من دوباره خوشگلشون کنه. 🥹
مثلاً این سهتا از آخرینهاش بودن.
بهترتیب، دیوان #عطار، کلیات #نظامی و کلیات #شمس_تبریزی که از یک کتابِ خسته و سالخورده، تبدیل شدن به چیزی که دلم میخواد فقط بشینم نگاهشون کنم. 👀💙
🌱📚











