Pinned Tweet
تولید محتوی برای یک کانال تلگرام وقت و انرژی زیادی میخواهد اما اینقدر مهم بود که تا امروز از داشتن یک کانال تلگرام منصرفم کند.نوشتن و گفتن از آنچه دغدغه و شیوه زندگی است و غنیمت اندک فرصتی برای اشتراک آنچه میدانیم برای درک بهتر از آنچه حق ماست و میتوانیم.t.me/azambahramiran
در این روزهای دروغپردازی و اتهام فقط بگویم ما سالهاست که داریم این فضا را زیست و تحمل میکنیم. الگو همان است و داستان هنوز همان روایت است.
#مافیا
#سازوکار_دروغ
دروغگویی در فضای مجازی تنها یک خطای اخلاقی یا سهوی نیست.
ایجاد یک جریان است و تغییر روایت جلوی چشم شما اتفاق میافتاد. یعنی شما عکس و تصویر و ویدئو و روند فکری آدمها را به راحتی میبینی و میشناسی و قابل تطبیق است اما فضا چنان پر از تردید و دروغ و تکرار دروغ میشود که کم کم از چشم به ذهن ات میرسد و میتواند حتی جای حقیقت را بگیرد. نوبادیها در تاریکی نیستند تا تلاش مبارزاتیشان در سیستم امنیتی رژیم ج.ا شناخته نشود انها واقعیت را خوب میدانند و آنرا قربانی منافع کوچک و حقیرشان میکنند. آنها در تاریکی کمین کردند تا سنگ بزنند، خون آلود ببینندت و مثل مبارزه در رم باستان عرق کرده و کف کرده با هورای دیگرانی که دروغها را میخوانند ارضا شوند.
#IranMassacre
✌️💚
خطاب به کثیفترینهای توییتر:
نمیتونین از آزادی، حقوق انسانها و ارزش جان آدمها حرف بزنین، اما وقتی نوبت به منتقد و مخالف نظرتون میرسه، نهتنها توهین و تهدید و تحقیر میکنین، که شکنجه و زندان و م.ر.گ رو برای کسی که مثل شما فکر نمیکنه آرزو دارین.
تهمت حیثیتی به من زدین، از سر تا ته دروغ محض که فقط میتونست از ذهن بیمار ناانسانی شبیه بازجوی زن سعید امامی تراوش کنه. من هرگز اون آدم کلاهبردار رو ندیدهام و خودتون هم این رو خوب میدونین، اما آنقدر بیشرم و کثیف عمل میکنین که از هیچ دروغی برای تخریب من فروگذار نمیکنین. با هر بار تکرار این اتهام بیاساس فقط خودتون رو رسواتر و ثابت میکنین در مکتب فلاحیان و اژهای درس گرفتین.
این اتهام فقط یه دروغ کثیف درباره من نیست؛ نمونهای از روشیه که به رویه ثابت شما تبدیل شده: تخریب همه، بیاعتنا به حقیقت و آبروی آدمها. رفتار و مناسبات شما بیشتر به یک کالت شباهت داره و این حجم از دروغ و نفرتپراکنیتون نفرتانگیزه.
افشای هویت مبارزانی که داخل ایران زندگی میکنن، شوخی و دعوای مجازی نیست؛ میتونه امنیت و جانشون رو به خطر بندازه. ادعای حمایت از مبارزان با افشای هویت اونها و بیشترکردن خطر براشون جور درنمیاد.
برای یه بچه آرزوی م.ر.گ میکنین و میگین بذارنش توی کیسه سیاه؛ بعد هم وقتی به این حرف اعتراض میشه، میگین «حالا یه چیزی گفته، نفرین کرده». از اونور میگین چرا هشتگ نه به اعدام رو میزنین، جوونها رو به هر حال دارن اعدام میکنن؛ از اونور هم میگین جوون، وسط خیابونهای ایران هم که باشه، باید بزننش تا خون بالا بیاره. این چه نسبتی با اهمیتدادن به جون آدمها داره؟
از جاویدنامها و زندانیای سیاسی حرف میزنین، اما گزارش هزارصفحهای عفو بینالملل درباره جنایتهای جمهوری اسلامی رو زیر سؤال میبرین؛ به دکتر #مسعود_مسجودی، که به شکلی فجیع کشته شد، توهین میکنین و رنج و م.ر.گ مخالفان جمهوری اسلامی رو دستاویز تمسخر قرار میدین. همزمان از مخالفت با شکنجه میگین، اما از شکنجه و ساواک دفاع میکنین.
به زندانیان سیاسی با زشتترین الفاظ توهین میکنین و اتهامهای جمهوری اسلامی مثل «تجزیهطلب» و «تر.و.ر.یس.ت» رو درباره زندانیان کُرد تکرار میکنین. به شعار «م.ر.گ بر سه فاسد» هم افتخار میکنین؛ بعد ادعای حمایت از زندانیان سیاسی دارین.
ادعای فمینیسم با فحاشی جنسی به زنان و خندیدن به تحقیرشون جور درنمیاد. ادعای تراپیست بودن یا رواندرمانی تروما هم با متهمکردن زنان به سکسچت و افشای هویت مبارزانی که داخل ایران زندگی میکنن سازگار نیست. عنوانهایی که برای خودتون انتخاب میکنین چیزی رو ثابت نمیکنه؛ رفتارتون نشون میده واقعاً به چی باور دارین.
شما گردانندگان این اسپیسها هم خودتون بارها از جایگاه سخنران همین حرفها رو زدین. وقتی دیگران هم میزنن، نه حرفشون رو قطع میکنین و نه از اسپیس بیرونشون میکنین؛ باهاشون میخندین و فضا رو براشون باز میذارین و گاهی مسئولیت نام بردن از اشخاص رو به کودنترین در اسپیس واگذار میکنین و رضایتمندانه به بلاهتش میخندین. پس مظلومنمایی نکنین، شما ناظر بیطرف نیستین، شریک جرمین و مسئولیت حرفهایی که در اسپیسهاتون زده میشه، با خودتونه.
آزادی و کرامت انسانی با شعار ثابت نمیشن؛ معیارش رفتاریه که با افراد خارج از حلقه فکری خودتون دارید.
#کرامت_انسانی
#ابتذال_شر
دوران کرونا شکاف دیجیتال میان کودکان شهری و کودکان روستایی و عشایری را آشکار کرد. به اعتراف مسئول شبکهٔ شاد، حدود ۳٫۵ میلیون دانشآموز ابزار هوشمند یا اینترنت نداشتند و ۲۱ درصد از کل دانشآموزان از این شبکه محروم ماندند. گزارشها نشان میداد تقریباً یکسوم روستاهای کشور زیرساخت لازم برای اتصال به شاد را نداشتند. کودکان بسیاری هر روز کیلومترها راه میرفتند تا به نقطهای با آنتن برسند، و در استانهایی مثل سیستان و بلوچستان اتصال یا بسیار دشوار بود یا اصلاً ممکن نبود.
این شکاف دو لایه دارد: نبود زیرساخت (آنتن، برق پایدار، اینترنت پرسرعت) و فقر خانوادهها برای خرید گوشی و تبلت. حتی در روستاهایی که اینترنت دارند، برخی خانوادهها توان خرید ابزار را ندارند. برای کودکان عشایر، کوچ فصلی و پراکندگی جغرافیایی هم مشکل را دوچندان میکند. پاسخ دولت بیشتر به خیریهها و راهحلهای موقت واگذار شد، نه سیاست پایدار. قطع و محدودیتهای مکرر اینترنت هم این کودکان را بیش از دیگران آسیبپذیر میکند، چون جایگزینی ندارند.
نتیجه، عمیقتر شدن نابرابری آموزشی است: کودکی که امروز از ابزار و مهارت دیجیتال محروم است، فردا از بازار کار و فرصتهای برابر هم عقب میماند. حکومت موظف است دسترسی پایدار و ارزان به اینترنت، تأمین ابزار برای خانوادههای کمدرآمد، محتوای آفلاین و آموزش معلمان مناطق محروم را بهعنوان بخشی از حق آموزش تضمین کند.
#عدالت_آموزشی
Azam Bahrami retweeted
Did the whole world agree to lose it at the same time???
France and Italy are burning, Albania is on day 6+ of clashes, and the list of countries joining in keeps getting longer.
8 countries, 11 seconds, 1 very angry planet.
Writer: Julie
Azam Bahrami retweeted
قتل 15 زن و دختر ایرانی فقط در مهرماه امسال
در مهرماه ۱۴۰۵، گزارشهای متعددی از قتل زنان و دختران در شهرهای مختلف ایران منتشر شد؛ در میان قربانیان، دختران ۹، ۱۴، ۱۶ و ۱۸ ساله، مادران دارای فرزند و #زنان سالخورده دیده میشوند.
rokna.net/fa/tiny/news-12590…
مریم یارمحمدی به دست برادر فجیعانه کشته شد؛ سهم معاونت امور زنان و خانواده از پیشگیری از زنکشیها چیست؟
آن قانون منع خشونت علیه #زنان چه شد؟
rokna.net/fa/tiny/news-12590…
کودکی در زباله ها:
بر اساس برآوردهای رسمی و غیررسمی، از حدود ۱۴ هزار زبالهگرد تهران نزدیک به یکسوم، یعنی حدود ۴٬۷۰۰ نفر، کودکاند؛ کودکانی با میانگین سنی ۱۲ سال و گاه حتی پنجساله، که بیشترشان مهاجر افغانستانیاند و همراه خانواده در گاراژها و گودهای جنوب شهر زندگی میکنند. اما فقر رو به گسترش، کودکان ایرانی را هم به این چرخه کشانده است. این کودکان پایینترین حلقهٔ اقتصاد سودآور پسماندند؛ باندها و پیمانکارانی که با وجود منع قانونی، آنها را با مزد ناچیز به کار میگیرند.
پیامد این کار، تماس بیمحافظ با زبالهٔ عفونی و خطر بیماریهایی چون هپاتیت و کزاز، آسیب جسمی از حمل بار سنگین، استثمار و آزار، محرومیت از تحصیل و زخمهای روانی ناشی از طرد اجتماعی است. پاسخ اما بیشتر جمعآوری و اخراج بوده تا حمایت؛ نمونهٔ روشنی از #جرمانگاری_فقر.
بنا به قانون کار ، کنوانسیون حقوق کودک، حکومت موظف است بهجای مجازات کودک، با استثمارگران برخورد کند، از خانوادهها حمایت اقتصادی کند، آموزش و درمان رایگان را برای همهٔ کودکان، از جمله مهاجران، تضمین کند و با آمار شفاف و اصلاح نظام پسماند، ریشهٔ این پدیده را بخشکاند.
#عدالت_آموزش
#حق_کودکی_حق_آموزش
✅@zistboom360
واقعا شرم بهت با ابن تحلیل و نگاهت. هر چه تلاش میکنم به ابن همه وقاحت و طلبکاری احمقانه و توخالی شماها پاسخ ندهم اجازه نمیدهید. چقدر یک نفر باید بی عقل باشد واقعا. یک مشت تازه به دوران رسیده که تا دیروز دم سفارتهای ج.ا موس موس میکردید که یا رأی بدید یا برید ایران و بیایید، در تمام سالهایی که ما ایستاده بودیم برای دی و آبان و اعتصاب هفت تپه و اعتصاب شرکت نفت و هواپیمای اوکراین و نابودی تروریست منطقه سلیمانی اغلب شما در سوراخ و خانه هایتان بودید که مبادا از مواهب رفتن و آمدن به ایران محروم بشید حالا آمدید به نام خون کشتگانی که ما سالهاست در جنبش دادخواهی و مستند کردن جنایات پشت خانواده هایشان ایستادیم عربده و کباده میکشید! و نه رو به قاتل و غارتگر!
ما مرعوب ج.ا و تهدید هر روزه خودمان و خانواده هایمان نشدیم پس مطمئن باشید مرعوب شما نان به نرخ روزخورها همنمیشویم. این بساط مار بازی شما را سالهاست رفقای سپاهی و اطلاعاتی شما سر ما آوردند.
#حزب_باد
نان اوران کوچک
افزایش کودکان کار در کلانشهرها پیش از هر چیز بازتاب بحران اقتصادی است: تورم، سقوط قدرت خرید و بیکاری، خانوادههای فقیر را ناچار میکند کودک را به نانآور تبدیل کنند. مهاجرت از روستاها و شهرهای کوچک، و حضور خانوادههای مهاجر افغانستانی بدون مدرک، این جمعیت را در حاشیهٔ شهرهای بزرگ متمرکز کرده. آمار رسمی بهروزی وجود ندارد؛ وزارت کار در سال ۱۳۹۶ شمار کودکان کار کشور را ۵۰۰ هزار نفر اعلام کرد و برآوردهای غیررسمی از حدود ۷۰ هزار کودک کار فقط در تهران خبر میدهند.
نقش حکومت در این بحران دوگانه است: سیاستهای اقتصادی ناکارآمد، کوچک شدن حمایتهای اجتماعی و هزینههای پنهان آموزش، زمینهٔ ورود کودکان به بازار کار را فراهم کرده وپاسخ نهادها بیشتر امنیتی و نمایشی است: جمعآوری، ساماندهی موقت و اخراج کودکان مهاجر، بهجای حمایت پایدار از خانوادهها و برخورد با کارفرمایان و باندهای بهرهکش. پراکندگی مسئولیت هم مشکل را تشدید کرده..
تا زمانی که فقر خانوادهها هدف سیاستگذاری نباشد و کودک کار بهجای قربانی، «آسیب شهری» دیده شود، جمعآوریها فقط این کودکان را از چشمها دور میکند، نه از خیابان.
#روزجهانی_مقابله_با_فقر
#صدای_کودکان
در دفاع از اسماعیل عبدی و از مسیر مبارزه مدنی
در پی مصاحبه تازه منتشر شده اسماعیل عبدی در مورد کنگره ازادی ایران تعدادی با ایده سیاسی روشن و مثل همیشه پروفایلهای پنهان و گمنام نشسته اند در تاریکی به سنگ زدن.
دفاع ما از اسماعیل عبدی به خاطر سالهایی که در زندان گذرانده یا هزینههایی که پرداخته نیست. هزینه دادن بهتنهایی کسی را از نقد مصون نمیکند. دفاع ما از مسیری است که او و بسیاری از کنشگران صنفی و مدنی برگزیدهاند و هنوز در آن ایستادهاند: مبارزه سازمانیافته، هدفمند و مستقل برای حقوق مردم.
مبارزه مدنی راه کوتاه و پرهیاهویی نیست. با تشکلسازی، گفتوگو، مطالبهگری مستمر و ساختن نهادهای مستقل پیش میرود. تشکلهای صنفی معلمان، کارگران، بازنشستگان، زنان و فعالان محیط زیست، ستونهای جامعهای هستند که میخواهد خودش برای سرنوشتش تصمیم بگیرد. هر تغییر پایداری در آینده ایران به همین شبکهها و همین تجربه سازمانیابی نیاز دارد.
به همین دلیل، حمله به چهرههای شناختهشده این جنبشها فقط حمله به یک فرد نیست؛ حمله به اعتبار خود کنش مدنی است. وقتی به جای نقد استدلالی، توهین و برچسبزنی جایگزین گفتوگو میشود، پیامی که به نسل تازه کنشگران میرسد این است که این مسیر بیارزش است و هر کس در آن بماند، از هر سو تخریب خواهد شد. نتیجه، دلسردی، پراکندگی و تضعیف همان نیرویی است که بیشترین امکان تغییر واقعی را دارد.
تشکلها و کنشگران صنفی موظف نیستند با زبان یا خواست یک جریان سیاسی همصدا شوند. استقلال آنها، شرط اعتبار و دوامشان است. اختلاف نظر طبیعی و حتی لازم است، اما باید در فضای احترام و استدلال پیش برود.
من از اسماعیل عبدی و از ادامه مسیر مبارزه هدفمند حمایت میکنم، توهین و اتهامزنی را محکوم میکنم و از همه شمامیخواهم به جای تخریب یکدیگر، این مسیر را تقویت کنیم.
✊ما به مبارزه و مقاومت برای ایران به هم نیاز داریم.
صداهایی که شنیده نمیشوند؛ جامعه الجیبیتی+ در روستاهای ایران | ملیکا زر #زنان_روستایی
youtu.be/Iu5fTctgz_M
smarturl.click/26o8MZ
گفتگوی تازه ام با رادیو فردا درمورد آخرین وضعیت #چیتگر
سپاس از بنیامین صدر برای توجه به این موضوع مهم.
@Benyamin_SADR
حالا نوبت الی شد ... بعد جین و لعبت!!
ماذعادت نمیکنیم مسخرتان میکنیم و به شما وقعی نمیدهیم و تعدادمان هم بسیار است.💭🗣
Azam Bahrami retweeted
#İstanbul, 16 Ottobre 2026.
Ecco quel che succede quando si forma una megalopoli con la cementificazione di un vasto territorio; cementificando canali, ruscelli, quando questi si fanno scomparire. Ma l'acqua si riprende il suo spazio e lo fa facendo pagare un conto salato soprattutto in termini costo umano. Almeno due morti a İstanbul, 8000 persone colpite, 2000 auto sott'acqua, luce e acqua tagliate interi quartieri e la spiegazione ufficiale è sempre la stessa, non pioveva così dal 1985. Peccato che nel 1985 İstanbul avesse 5 milioni di abitanti. Oggi ne ha 16, la pioggia non è triplicata, il cemento sì. Nel 2009, analogo scenario: 31 morti. Le agenzie turche lo dissero chiaro, l'acqua non arriva più al mare perché ci hanno costruito sopra, 17 anni dopo l'acqua ha fatto esattamente quello che aveva promesso. Non sono eventi eccezionali. Sono eventi ciclici che sappiamo che si presenteranno, ma che non sappiamo o non vogliamo fronteggiare.
✅️ارثی شدن فقر: آنچه میدانیم
#روز_جهانی_فقر
فقر بیش از آنکه وضعیتی فردی باشد، سازوکاری بازتولیدشونده است. گزارش، سازمان همکاری و توسعهی اقتصادی (OECD) برآورد کرده که در کشورهای عضو، فرزندان خانوادههای کمدرآمد بهطور میانگین چهار تا پنج نسل لازم دارند تا به درآمد متوسط جامعه برسند. این فاصله در جوامع نابرابرتر بسیار طولانیتر است؛ همان رابطهای که «منحنی گتسبی بزرگ» مایلز کوراک نشان میدهد: هرچه نابرابری بیشتر، سرنوشت فرزندان وابستهتر به جایگاه والدین.
این انتقال از چند مسیر رخ میدهد.
کمبود مادی در سالهای نخست زندگی، از سوءتغذیه تا مسکن ناامن، بر رشد جسمی و شناختی کودک اثری اغلب جبرانناپذیر میگذارد. کودکان فقیر به مدارس ضعیفتر دسترسی دارند، زودتر ترک تحصیل میکنند و به بازار کار غیررسمی رانده میشوند. مکان نیز نقش دارد: پژوهشهای راج چتی نشان داد کودکانی که در سنین پایین به محلههای کمفقرتر نقل مکان کردهاند، در بزرگسالی درآمد بالاتری داشتهاند. فشار روانی مزمن و فقدان سرمایهی اجتماعی هم افق انتخابها را تنگتر میکند.
ارثی شدن فقر پیامد ساختارهایی است که فرصتها را نابرابر توزیع میکنند، نه ناتوانی فردی. شواهد، از جمله کارهای جیمز هکمن، نشان میدهد سرمایهگذاری در اوایل کودکی بالاترین بازده اجتماعی را دارد و انتقال نقدی هدفمند، آموزش عمومی باکیفیت و کاهش جداییگزینی مکانی از ابزارهای مؤثر شکستن این چرخهاند. در جوامعی که تورم مزمن، بحرانهای زیستمحیطی و نابرابری منطقهای همزمان عمل میکنند، این خطر دوچندان است؛ خشکسالی و مهاجرت اجباری به حاشیهی شهرها فقر را عمیقتر میکند و کودکان را وارث محرومیتی میسازد که هیچ نقشی در پدید آوردنش نداشتهاند. شکستن این زنجیره پیش از هر چیز مسئلهی عدالت است.
🆔@azambahramiran
Azam Bahrami retweeted
دفترچه دوران اضطرار از وبسایت نوفدی حذف شد.
بگذارید بهتون بگم پشت پرده این پست چیه.
شنیده ها:
حدود ۲ ماه پیش بین سعید و کامران دعوا میشه. گنجی هم عصبانی میشه هر دو رو اخراج میکنه.
کامران که ارتباط قدیمی تری باگنجی داشته سکوت میکنه.
سعید که خودش رو بزرگتر از گنجی و سازمانش میدونه تصمیم میگیره همون بلایی که سر ققنوس آورد رو سر نوفدی بیاره.
امیر که این اکانت دستشه طرف رفیق قدیمیش سعید رو میگیره و کمک میکنه نوفدی به حاشیه بره.
امیر به پهلوی فشار میاره که امسال بر خلاف همه سالهای قبل در کنفرانس نوفدی شرکت نکنه. پهلوی به حرف امیر گوش کرد و امسال بر خلاف هر سال، در کنفرانس نوفدی شرکت نکرد.
اکانت دفتر بر خلاف گذشته کنفرانس نوفدی را بازنشر نکرد.
سعید به رفقاش در پروژه شکوفایی فشار آورد در کنفرانس نوفدی شرکت نکنند و اونها که خیلی هاشون پیشتر در کنفرانس نوفدی شرکت میکردند امسال شرکت نکردند.
کامران که پیشتر در رسانه های انگلیسی خودش را رئیس دفتر پهلوی معرفی میکرد این عنوان را از بایوی خودش حذف کرد.
امیر دست دوست دیگرشان کیانی که از نوفدی پول میگرفت را در اینترنشنال بند کرد که دیگر گیر حقوق نوفدی نباشد.
حالا هم رسما کاهش همکاری های پهلوی با نوفدی را اعلام کردند.
به نظر میآید امیر و سعید پیروز شدند و نوفدی هم به سرنوشت ققنوس و فرشگرد و شورای ملی و حزب ایران نوین و … دچار شد.
البته نوفدی خودش امید دارد که بتواند دوباره پهلوی را جذب کند ولی بعید است امیر اجازه دهد مگر اینکه نوفدی برود زیر چتر امیر و سعید نه بر عکس.
به مناسبت روزهای جهانی زنان روستایی، غذا و امنیت غذایی و ریشهکنی فقر، کانال یوتیوب گروه زیستبوم ۳۶۰ را راهاندازی کردیم.
🌱 در این کانال، دیدگاهها و گفتوگوهای پژوهشگران و کارشناسان را با شما در میان میگذاریم. از مهمترین بحران امروز ایران میگوییم: غارت و تخریب منابع طبیعی و تاریخی محیط زیست، و پیامدهای آن بر زندگی مردم،
🤝 در این مسیر همراه و حامی ما باشید:
▫️ کانال را دنبال کنید (Subscribe)
▫️ ویدئوها را ببینید و با دیگران به اشتراک بگذارید
▫️ پیشنهادها و پرسشهایتان را در بخش نظرات بنویسید
🔗 لینک کانال یوتیوب:
youtube.com/@ZISTBOOM360
#زیست_بوم_۳۶۰ #محیط_زیست_ایران #زنان_روستایی #امنیت_غذایی #مقابله_با_فقر #توسعه_پایدار
Azam Bahrami retweeted
بنفشه که روزنامهنگار است روایت میکند که چگونه شبکههای اجتماعی فاصله میان خیابان و افکار عمومی را کوتاه کردند.
در سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی، از زنان و گروههای مختلف میپرسیم: «زن، زندگی، آزادی» چگونه شکل گرفت، گسترش یافت و زندگی و مبارزه ما را تغییر داد؟
۱/۱۰
افتخار میکنم به همه هم اندیشانم, فعالین و محققان و کارشناسان و روزنامه نگاران مستقل محیط زیست در ایران که با چنگ و دندان برای حفاظت از آن سرزمین ایستادند.
#هورالعظیم و حافظهای که نمیگذارد
یادداشتی در حمایت از مستندسازی اپوش درباره میدان نفتی سهراب
#اپوش، که نامش از «دیو خشکی و خشکسالی» در اسطورههای ایرانی گرفته شده، کمپینی مردمی برای حمایت از «#زاگرس مهربان» است و تشکلهای محیط زیستی از سراسر کشور در آن مشارکت دارند. «نشان اپوش» با دبیرخانهای اجرایی، اعتراضها و شکایتهای مردمی درباره تخریب زیستبوم را گردآوری میکند و آنها را با زبان حقوقی و مستند به نهادهای مسئول میرساند.
اینجا میخواهم توضیح بدهم چرا باید از این دوستان حمایت کنیم.
دو نامه اپوش به سازمان حفاظت محیط زیست، در مهر ۱۴۰۵، فقط مکاتبه اداری نیستند. این دو نامه یکی از دقیقترین پروندههاییاند که جامعه مدنی ایران درباره تخریب یک تالاب ساخته است. زبانشان شعار نیست؛ با ماده قانون، رأی دیوان و عدد پیش میروند.
قوت این کار در این است که اپوش علیه طرح سهراب به اسناد خودِ مجریان استناد میکند. کتابی که به سفارش شرکت متن تهیه شده، تخریب هورالعظیم را نخستین اثر منفی بیست سال فعالیت نفتی در غرب کارون میداند. همین کتاب این اثرات را دائمی میخواند و میگوید تالاب دیگر تابآوری ندارد. گزارش ارزیابی اثرات زیستمحیطی هم از دست رفتن زیستگاه را «قطعی» میداند.
استدلال حقوقی نامهها نیز روشن است. ماده ۱۶ قانون و رأی دیوان عدالت اداری واگذاری عین تالاب دولتی را ممنوع کردهاند و آییننامه اجرایی این ماده هرگز تصویب نشده است. پس از این همه مطالعه که همه به یک نتیجه رسیدهاند، اپوش درخواست «تکمیل مطالعات» را بهدرستی فرار از اجرای قانون مینامد.
اما واقعیت را نباید پنهان کرد: این داستان تکراری است. هورالعظیم پیشتر هم خشکاندن بخشهایی از خود را دیده است. بیش از ۱۶۰ تشکل هشدار دادهاند و باز مجوز صادر شده است. ما نهاد قضایی مستقلی نداریم که چنین پروندهای را به حکم برساند، و شرایط امروز ایران هم جایی برای این اولویت باقی نگذاشته است. فرسایش زمان کار خود را میکند: نامهها بیپاسخ میمانند، فعالان خسته میشوند و تخریب آرام ادامه مییابد.
با این همه، ارزش این مستندسازی را نباید با نتیجه فوریاش سنجید. این نامهها سه کار ماندگار میکنند:
حافظه میسازند: سندهایی شمارهدار که روزی، وقتی نهادهای پاسخگو شکل بگیرند، نشان خواهند داد چه کسی میدانست و چه کرد.
بهانه را میگیرند: دیگر هیچ مقامی نمیتواند بگوید «نمیدانستیم».
الگو میسازند: نشان میدهند جامعه مدنی حتی در تنگترین شرایط میتواند با زبان قانون از زیستبوم دفاع کند.





















